به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ،تحولات سیاسی و امنیتی معاصر نشان میدهد که مفهوم تهدید در جهان امروز، از چارچوبهای کلاسیک نظامی فراتر رفته و ابعاد روانی، شناختی و ارتباطاتی نقش فزایندهای در شکلگیری و مدیریت بحرانها یافتهاند. در این میان، افکار عمومی و امنیت روانی جامعه به یکی از مهمترین عرصههای منازعه قدرت تبدیل شده است؛ عرصهای که در آن، اطلاعات، شایعات و روایتها جایگزین بخش قابل توجهی از ابزارهای سخت شدهاند.
در چنین بستری، تحلیل مفاهیمی که توان توضیح این تحولات را داشته باشند، اهمیتی دوچندان مییابد. یکی از این مفاهیم، «مرجفون» است که در آیه ۶۰ سوره احزاب به آن اشاره شده و به کنشگرانی اطلاق میشود که از طریق شایعهسازی و ایجاد اضطراب، امنیت روانی جامعه را مختل میکنند. این مفهوم، اگرچه ریشه در متن دینی دارد، اما از ظرفیت تحلیلی بالایی برای تبیین پدیدههای نوظهور در حوزه جنگ شناختی و عملیات روانی برخوردار است.
ایران در سالهای اخیر، همزمان با تهدیدات نظامی خارجی و تنشهای سیاسی، با موجی از فشارهای رسانهای و روانی مواجه بوده است که تأثیر آن بر ادراک جمعی، اعتماد اجتماعی و رفتارهای عمومی قابل چشمپوشی نیست. بررسی این وضعیت، نیازمند رویکردی میانرشتهای است که بتواند پیوند میان مفاهیم دینی، نظریههای روانشناسی اجتماعی و تحلیلهای ارتباطاتی را برقرار کند.
این مقاله با چنین رویکردی، در پی آن است که ضمن بازخوانی مفهوم «مرجفون» در قرآن کریم و بررسی مصادیق تاریخی آن در صدر اسلام، نقش این پدیده را در شرایط معاصر و در چارچوب جنگ شناختی و تهدیدات نظامی علیه ایران در حوادث اخیر تحلیل کند. هدف اصلی مقاله، تبیین سازوکارهای تأثیرگذاری شایعه و ارجاف بر امنیت روانی جامعه و ارائه چارچوبی تحلیلی برای فهم بهتر این پدیده در فضای رسانهای امروز است.
مقدمه
تحولات سیاسی و امنیتی جهان معاصر نشان میدهد که جنگ، دیگر صرفاً پدیدهای نظامی و محدود به تقابلهای فیزیکی نیست. در دهههای اخیر، مفهوم جنگ بهطور معناداری دچار تحول شده و ابعاد جدیدی همچون جنگ روانی، جنگ شناختی و نبرد رسانهای به آن افزوده شده است. در چنین فضایی، افکار عمومی، احساس امنیت روانی جامعه و ادراک جمعی شهروندان به یکی از اهداف اصلی بازیگران سیاسی و نظامی تبدیل شده است.
ایران بهعنوان یکی از بازیگران مهم منطقهای، در سالهای اخیر همزمان با تهدیدات نظامی مستقیم و غیرمستقیم، در معرض فشارهای گسترده روانی و رسانهای نیز قرار داشته است. انتشار اخبار ضدونقیض، بزرگنمایی تهدیدها، شایعهسازی درباره جنگ، فروپاشی یا تلفات انسانی، بخشی از این فشارها را تشکیل میدهد. این وضعیت، زمینهای مناسب برای تحلیل مفاهیمی فراهم میکند که ریشههای عمیق دینی، اجتماعی و روانشناختی دارند.
یکی از این مفاهیم، واژه «مرجفون» است که در آیه ۶۰ سوره احزاب بهکار رفته و به شایعهپراکنانی اشاره دارد که امنیت روانی جامعه اسلامی را هدف قرار میدادند. این مقاله میکوشد با رویکردی میانرشتهای و با تکیه بر روانشناسی اجتماعی و علوم ارتباطات، مفهوم «مرجفون» را بازخوانی کرده و نقش آن را در تحلیل تهدیدات نظامی و جنگ شناختی علیه ایران بررسی کند.
تبیین مفهوم «مرجفون» در قرآن کریم
در آیه ۶۰ سوره احزاب آمده است:«لَئِن لَّمْ يَنتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ...»
در این آیه، قرآن کریم سه گروه را در کنار یکدیگر قرار میدهد: منافقان، بیماردلان و مرجفون. این همنشینی تصادفی نیست و نشاندهندهی ماهیت تهدیدآمیز کنش مرجفون است. «ارجاف» در لغت به معنای لرزاندن، ناامنسازی و ایجاد اضطراب است و در اصطلاح قرآنی، به پخش شایعاتی اطلاق میشود که جامعه را دچار ترس، تردید و بیثباتی میکند.
نکتهی مهم آن است که قرآن، مرجفون را صرفاً افرادی پرحرف یا منتقد نمیداند، بلکه آنان را عامل اخلال در امنیت اجتماعی معرفی میکند. تهدید صریح آیه نشان میدهد که شایعهسازی در شرایط حساس، رفتاری صرفاً اخلاقی یا ارتباطی نیست، بلکه میتواند به سطح تهدید امنیتی ارتقا یابد.
روایت تاریخی صدر اسلام و مسئله امنیت روانی
در تاریخ صدر اسلام، بهویژه در دوران استقرار پیامبر اکرم(ص) در مدینه، نمونههای متعددی از فعالیت مرجفون دیده میشود. در مقاطعی مانند جنگ احزاب، افرادی با انتشار اخبار دروغ درباره نفوذ دشمن، خیانت برخی قبایل یا ضعف جبهه مسلمانان، تلاش میکردند روحیه عمومی را تضعیف کنند.
این شایعات، بهویژه در شرایطی که جامعه با تهدید خارجی مواجه بود، میتوانست پیامدهای جدی داشته باشد؛ از جمله کاهش انسجام اجتماعی، افزایش ترس جمعی و تضعیف اعتماد به رهبری. برخورد قرآن و پیامبر با این پدیده، نشان میدهد که حفظ امنیت روانی جامعه، بخشی جداییناپذیر از امنیت اجتماعی و سیاسی تلقی میشده است.
جنگ شناختی و بازتولید مدرن «ارجاف»
در ادبیات معاصر علوم سیاسی و ارتباطات، مفهوم «جنگ شناختی» به تلاش سازمانیافته برای تأثیرگذاری بر ادراک، احساسات و تصمیمگیری جوامع اشاره دارد. در این نوع جنگ، رسانهها، شبکههای اجتماعی، شایعات و روایتسازیهای هدفمند، جایگزین سلاحهای سنتی میشوند.
در این چارچوب، میتوان گفت مرجفونِ عصر جدید، الزاماً افراد مشخص یا گروههای سنتی نیستند، بلکه ممکن است شبکههایی رسانهای، حسابهای ناشناس در فضای مجازی یا حتی روایتهای بهظاهر تحلیلی باشند که با اغراق، تحریف یا حذف گزینشی اطلاعات، جامعه را دچار اضطراب و سردرگمی میکنند.
تهدیدات نظامی علیه ایران و فضای روانی جامعه
در سالهای اخیر، ایالات متحده آمریکا با تقویت آرایش نظامی خود در منطقه، بهویژه در خلیج فارس، تلاش کرده است فشار حداکثری علیه ایران را حفظ کند. همراهی محدود برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه و انگلیس، و همکاری برخی بازیگران منطقهای، بخشی از این معادله بوده است.
با این حال، تحلیلهای نظامی نشان میدهد که آمریکا همواره نسبت به هزینههای انسانی و سیاسی یک درگیری گسترده با ایران مردد بوده است. همین تردید، باعث شده بخش مهمی از فشار، از مسیر جنگ روانی و تهدیدهای رسانهای دنبال شود؛ تهدیدهایی که بیش از آنکه واقعی باشند، کارکرد روانی دارند.
شایعه، اعتراضات اجتماعی و مسئله تلفات انسانی
در جریان اغتشاشات و فتنه آمریکایی صهیونیستی اخیر ، بهویژه در مقاطع پرتنش دیماه، فضای رسانهای کشور شاهد حجم گستردهای از اخبار ضدونقیض درباره میزان خشونت و تعداد کشتهشدگان بود. روز ۱۸ دی و عملیات های تروریستی گسترده در این روز، یکی از نقاط کانونی این روایتها به شمار میرود.
در این مقطع، آمارهای متفاوتی از سوی منابع رسمی، رسانههای خارجی و نهادهای حقوق بشری منتشر شد که اختلاف چشمگیری با یکدیگر داشتند. این شکاف آماری، صرفنظر از رقم دقیق، خود به عاملی برای تشدید التهاب روانی جامعه تبدیل شد. نبود و ضعف رسانه ای قدرتمند و وابستگی به برخی شبکه های اجتماعی خارجی در سطح افکار عمومی پس از رفع محدودیت های مجازی، زمینه را برای گسترش شایعات و تفسیرهای افراطی فراهم کرده است؛ وضعیتی که بهخوبی با مفهوم «ارجاف» قابل تحلیل است.
تحلیل روانشناسی اجتماعی ارجاف
از منظر روانشناسی اجتماعی، شایعه در شرایط بحران، کارکردی فراتر از انتقال اطلاعات دارد. شایعه پاسخی به اضطراب، ابهام و فقدان اعتماد است. نظریههایی مانند «انتشار شایعه آلپورت و پستمن» نشان میدهد که هرچه اهمیت موضوع و ابهام آن بیشتر باشد، احتمال گسترش شایعه افزایش مییابد.
در جامعهای که با تهدید نظامی یا بحران سیاسی مواجه است، شایعه میتواند به سرعت به باور جمعی تبدیل شود و رفتارهای هیجانی را تقویت کند. اینجاست که مرجفون، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه، نقش تسریعکننده بحران را ایفا میکنند.
نقش رسانهها و مسئولیت ارتباطی
رسانهها در چنین شرایطی نقشی دوگانه دارند. از یک سو میتوانند با اطلاعرسانی دقیق، شفاف و مسئولانه، به کاهش اضطراب عمومی کمک کنند و از سوی دیگر، در صورت بیدقتی یا جانبداری، ناخواسته در زمین مرجفون بازی کنند.
تقویت سواد رسانهای، شفافیت ارتباطی نهادها و اعتمادسازی مستمر با افکار عمومی، از مهمترین راهکارهای مقابله با جنگ شناختی است. تجربه نشان داده است که خلأ اطلاعاتی، مهمترین بستر رشد شایعه است.
نتیجهگیری
بازخوانی مفهوم «مرجفون» نشان میدهد که قرآن کریم، قرنها پیش به خطری اشاره کرده است که امروز در قالب جنگ شناختی و عملیات روانی بازتولید شده است. تهدیدات علیه ایران، صرفاً در سطح نظامی قابل تحلیل نیستند، بلکه ابعاد روانی، رسانهای و ارتباطاتی آنها نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به افکار عمومی دارند.
ارجاف، چه در مدینه قرن اول هجری و چه در شبکههای اجتماعی قرن حاضر، یک هدف مشترک دارد: تضعیف امنیت روانی جامعه. مقابله با این پدیده، نیازمند فهم عمیق، تحلیل علمی و مسئولیتپذیری ارتباطی است؛ مسیری که بدون آن، هیچ جامعهای در برابر جنگهای نوین مصون نخواهد بود.
منـابع:
قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند، تهران: دارالقرآن الکریم
تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی همدانی، قم: دفتر انتشارات اسلامی
تفسیر موضوعی قرآن کریم (امنیت و جامعه)، قم: اسراءجوا
انسانشناسی ارتباطات و رسانه، تهران: نشر نی باقر ساروخانی (۱۳۹۰)
روشهای پژوهش در علوم اجتماعی، تهران: پژوهشکده علوم انسانی مهدی محسنیان راد(1391)
سواد رسانهای و امنیت روانی جامعه، تهران: انتشارات دانشگاه صدا و سیما
انتهای خبر/وحید رستمی