در شرایطی که حجم اطلاعات به شکل بیسابقهای افزایش یافته، مسئله «حقیقت» بیش از هر زمان دیگری محل مناقشه شده است. در همین رابطه، گفتوگویی با وحیده نعیمآبادی، استاد جامعهشناسی سیاسی دانشگاه ادیان و مذاهب، انجام دادهایم تا ابعاد این پدیده را بررسی کنیم.
سؤال: شما از تغییر یک استراتژی مهم در رسانههای مدرن صحبت میکنید. این تغییر دقیقاً چیست؟
در گذشته رسانهها تلاش میکردند یک روایت مشخص را بهعنوان حقیقت جا بیندازند، اما امروز هدف تغییر کرده است. دیگر لازم نیست مخاطب یک دروغ خاص را بپذیرد؛ کافی است به هیچ حقیقتی اطمینان نداشته باشد. این یعنی حرکت از «تحمیل باور» به سمت «تولید تردید سیستماتیک»
سؤال: این تردید چگونه در ذهن مخاطب شکل میگیرد؟
یکی از مهمترین ابزارها، بمباران اطلاعاتی است. وقتی فرد روزانه با حجم عظیمی از اخبار، تصاویر و ادعاهای متناقض مواجه میشود، توان تحلیلش کاهش پیدا میکند. در این حالت، به جای جستجوی حقیقت، دچار خستگی شناختی میشود. نتیجه این است که یا سکوت میکند یا سادهترین روایت را میپذیرد. اینجا تردید عملاً جای حقیقت را میگیرد.
سؤال: شما به نوعی «برابرسازی حقیقت و دروغ» هم اشاره دارید. این یعنی چه؟
الگوریتمهای رسانههای اجتماعی معمولاً دیدگاههای متضاد را کنار هم نمایش میدهند، بدون اینکه معیاری برای تمایز ارائه دهند. پیام ضمنی این است که همه نظرات به یک اندازه معتبرند. در چنین فضایی، حقیقت و دروغ به دو «ادعای همسطح» تبدیل میشوند. نتیجه این روند، تضعیف قضاوت اخلاقی و بیانگیزگی برای دفاع از حقیقت است.
سؤال: نقش اخبار جعلی در این میان چیست؟
ما با چیزی فراتر از خبر جعلی مواجهیم؛ یک «فضای نقض» ایجاد میشود. یعنی حجم زیادی از اطلاعات ساختگی تولید میشود تا منابع واقعی را آلوده کند. حتی اگر یک حقیقت اثبات شود، با موجی از روایتهای متناقض جدید زیر سؤال میرود. در نهایت، مخاطب به این نتیجه میرسد که هیچ چیز قابل اطمینان نیست.
سؤال: الگوریتمها در تقویت این وضعیت چه نقشی دارند؟
الگوریتمها بهجای کاهش تردید، آن را تقویت میکنند. اگر فردی نسبت به موضوعی دچار شک باشد، محتواهایی به او نمایش داده میشود که همان شک را تشدید کند. این باعث میشود یک تردید کوچک به یک باور سفت و سخت تبدیل شود. در این حالت، فرد در یک فضای بسته ذهنی قرار میگیرد و هر روایت مخالف را دروغ تلقی میکند.
سؤال: در نهایت، پیامد این روند برای جامعه چیست؟
نتیجه نهایی، نوعی فلج جمعی است. جامعهای که نتواند حقیقت را تشخیص دهد، نمیتواند تصمیم بگیرد یا اقدام مؤثر انجام دهد. افراد در چنین فضایی ترجیح میدهند عقبنشینی کنند و واکنشی نشان ندهند. این همان «تسلیم در قالب سکوت» است.
سؤال: جمعبندی شما از این وضعیت چیست؟
امروز تردید به یک ابزار قدرت تبدیل شده است. هدف، ساختن «بازار شک» است، نه «بازار باور». در چنین شرایطی، اگر جامعه نتواند سازوکارهای تشخیص حقیقت را تقویت کند، بهتدریج توان کنشگری خود را از دست خواهد داد.
انتهای خبر/وحید رستمی