
در فضای پرهیاهو و هیجانی این روزهای سیاست خارجی، اظهارات امیر سرتیپ پوردستان را باید فراتر از یک توصیه ساده تلقی کرد؛ این سخنان در واقع تلاشی است برای بازگرداندن افکار عمومی به نقطه تعادل.
واقعیت این است که بخشی از جامعه، تحت تأثیر فضای رسانهای و عملیات روانی، انتظار واکنشهای فوری، صریح و بعضاً احساسی از سوی مسئولان دارد؛ واکنشهایی که در ظاهر شاید قاطعانه به نظر برسند، اما در عمل میتوانند کشور را از «ابهام راهبردی» که یکی از ابزارهای مهم در مدیریت تقابلهاست، خارج کنند.
ابهام راهبردی، بهمعنای ضعف یا انفعال نیست؛ بلکه یک تاکتیک هوشمندانه برای کنترل زمین بازی و جلوگیری از پیشبینیپذیر شدن رفتارهاست. دقیقاً همان نقطهای که دشمن به دنبال از بین بردن آن است.
نکته قابل تأمل در سخنان پوردستان، تفکیک دقیق میان دو عرصه «میدان» و «مذاکره» است. او از یکسو بر آمادگی کامل نیروهای نظامی و عدم ترک سنگرها تأکید میکند و از سوی دیگر، از مردم میخواهد به تیم مذاکرهکننده اعتماد داشته باشند. این دوگانه در واقع مکمل یکدیگرند، نه متضاد.
در چنین شرایطی، فشار افکار عمومی برای پاسخگویی به هر اظهارنظر تحریکآمیز، میتواند عملاً زمین بازی را به نفع طرف مقابل تغییر دهد. مدیریت افکار عمومی، همانقدر اهمیت دارد که مدیریت صحنه دیپلماسی و میدان.
آنچه امروز بیش از هر چیز نیاز است، «بلوغ سیاسی» در سطح جامعه است؛ درک این نکته که همه پاسخها قرار نیست در تریبونها داده شود و همه تصمیمها قرار نیست برای افکار عمومی شفافسازی لحظهای شود.
اعتماد به فرآیند تصمیمگیری، بهویژه در شرایط پیچیده بینالمللی، نه از سر سادهانگاری، بلکه یک ضرورت عقلانی است. همانطور که نیروهای نظامی در سنگرها با دقت و هوشمندی عمل میکنند، در عرصه مذاکره نیز بازی بر پایه محاسبه و نه هیجان پیش میرود.
در نهایت، سخنان پوردستان را باید یک هشدار نرم دانست:
هیجانزدگی، دقیقاً همان چیزی است که طرف مقابل انتظارش را میکشد.
انتهای خبر