
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،
هنوز سپیده صبح بهطور کامل بر آسمان تهران ننشسته بود که خیابانهای منتهی به محل برگزاری مراسم، رنگ و بویی دیگر گرفت. سیل جمعیتی که از ساعتها پیش خود را به پایتخت رسانده بودند، آرامآرام خیابانها را لبریز از حضور کرد؛ حضوری که نه در قاب دوربینها میگنجید و نه در واژهها.
هر قدم، حکایت دلدادگی بود و هر نگاه، روایتی از خاطره و اندوه. گویی تهران امروز تنها یک شهر نبود؛ قلب تپنده ملتی بود که آمده بودند تا در لحظهای تاریخی، کنار یکدیگر بایستند و صفحهای تازه از حافظه جمعی خود را رقم بزنند.
در میان انبوه جمعیت، تفاوت سن، زبان، قومیت، پوشش و جایگاه اجتماعی رنگ باخته بود. پیرمردی که عصا به دست آرام قدم برمیداشت، در کنار نوجوانی که پرچم سهرنگ ایران را بر دوش داشت، مادری که کودک خردسالش را بر شانه نشانده بود، در کنار رزمندهای که هنوز نشان سالهای دفاع مقدس را بر چهره داشت، همگی تصویری واحد ساخته بودند؛ تصویری از مردمی که در بزنگاههای تاریخی، زیر پرچم ایران، همدلی و انسجام خود را به نمایش میگذارند.
نوای دلنشین تلاوت قرآن، مرثیهسرایی و صلوات، در فضای مراسم طنینانداز بود. اشکها بیاختیار جاری میشد و سکوتهای معنادار، گاه از هزاران شعار رساتر بود. بسیاری از حاضران، این روز را تنها وداع با یک شخصیت سیاسی یا مذهبی نمیدانستند، بلکه آن را بدرقه فصلی از تاریخ معاصر ایران تلقی میکردند؛ فصلی که به باور آنان، با مفاهیمی چون استقلال، مقاومت و ولایت گره خورده است.
در مسیر تشییع، پرچمهای ایران در کنار پرچمهای مذهبی، چشماندازی باشکوه پدید آورده بود. جمعی از شرکتکنندگان نیز پلاکاردهایی در دست داشتند که مضامینی درباره خونخواهی شهیدان، ایستادگی در برابر دشمنان، حمایت از جبهه مقاومت و ادامه راه کشتهشدگان را بازتاب میداد. این شعارها و دستنوشتهها، از نگاه حاضران، بیانگر عزم آنان برای پاسداشت یاد شهیدان و تأکید بر استمرار آرمانهایی بود که به آن باور دارند.
آنچه بیش از هر چیز در این مراسم جلوه میکرد، وحدت مثالزدنی مردم بود. از استانهای شمالی تا جنوبی، از شرق تا غرب ایران، کاروانهایی از مردم خود را به تهران رسانده بودند. گویشها متفاوت بود، اما زبان دل یکی بود؛ زبانی که از همبستگی، وفاداری و احساس مسئولیت سخن میگفت.
روحانیون، دانشگاهیان، معلمان، کارگران، کشاورزان، پزشکان، بازاریان، دانشجویان، ورزشکاران، خانوادههای شهدا، جانبازان و اقشار مختلف جامعه، دوشادوش یکدیگر حرکت میکردند. هیچکس در پی دیده شدن نبود؛ همه آمده بودند تا بخشی از این حضور تاریخی باشند.
در جایجای مسیر، جلوههای زیبایی از فرهنگ ایثار و خدمت به چشم میخورد. موکبهای مردمی، با توزیع آب، شربت، خرما و بستههای پذیرایی، از عزاداران استقبال میکردند. جوانان داوطلب، سالمندان را همراهی میکردند، گروههای امدادی آماده خدمت بودند و نظم مثالزدنی مراسم، حاصل همکاری مردم و عوامل اجرایی بود.
فضای مراسم، آمیزهای از حزن و حماسه بود. اشک در چشمان بسیاری حلقه زده بود، اما در همان حال، فریادهای هماهنگ و شعارهای جمعی، روحیهای از ایستادگی و امید را نیز به تصویر میکشید. این همنشینی اندوه و استقامت، مراسم را به صحنهای متفاوت تبدیل کرده بود؛ صحنهای که در آن، سوگ با احساس مسئولیت اجتماعی و سیاسی در هم آمیخته بود.
بسیاری از شرکتکنندگان، حضور خود را تجدید عهد با آرمانهای انقلاب اسلامی و اصل ولایت فقیه توصیف میکردند. آنان معتقد بودند که حفظ انسجام ملی، مهمترین پاسخ به تهدیدها و دشواریهاست و حضور گسترده مردم، نمادی از همین باور است. در گفتوگوهای کوتاه میان جمعیت، بارها واژههایی چون «وحدت»، «وفاداری»، «ایران»، «استقلال» و «مقاومت» شنیده میشد؛ واژههایی که برای بسیاری از حاضران، معنایی فراتر از یک شعار داشت.
در طول مسیر مراسم، شعارهای جمعیت در مقاطع مختلف، فضای پایتخت را تحت تأثیر قرار داده بود. فریادهای «هیهات منالذله» بارها از میان انبوه جمعیت برخاست و با پاسخ هماهنگ حاضران، در خیابانها طنینانداز شد. گروههایی از شرکتکنندگان همچنین شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل»، «وحدت ما برگ برنده ماست»، «رهبر ما هرچه بگوید، همان است»، «مرگ بر منافق»، «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست» و «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده» سر میدادند. این شعارها در کنار صلواتهای پیاپی، نوای «لبیک یا حسین(ع)»، «لبیک یا خامنهای» و شعارهای مرتبط با حمایت از مقاومت، حالوهوایی حماسی به مراسم بخشیده بود. در میان این شعارها، پلاکاردهایی با مضامین خونخواهی شهیدان، انتقام از عاملان شهادت، دفاع از عزت و استقلال ایران و تأکید بر استمرار راه شهیدان نیز در دستان بسیاری از حاضران دیده میشد و فضای مراسم را به صحنهای آمیخته از سوگ، همبستگی و نمایش باورهای سیاسی و مذهبی شرکتکنندگان تبدیل کرده بود.
تهران امروز، جلوهای از همدلی را به نمایش گذاشت؛ شهری که خیابانهایش نه فقط محل عبور جمعیت، بلکه گذرگاه احساسات، خاطرات و باورهای میلیونها انسان بود. مردمی که با چشمانی اشکبار، اما گامهایی استوار، این مسیر را پیمودند تا نشان دهند که در بزنگاههای مهم، میتوانند در کنار یکدیگر بایستند.
خورشید، آرامآرام به میانه آسمان میرسید، اما سیل جمعیت همچنان ادامه داشت. گویی هیچکس شتابی برای ترک این لحظه نداشت. هر کس میخواست سهمی، هرچند کوچک، از این وداع تاریخی داشته باشد؛ وداعی که برای حاضران، تنها پایان یک زندگی نبود، بلکه یادآور مسئولیتی بود که آن را بر دوش خود احساس میکردند.
آنچه از این روز در حافظه تاریخ باقی خواهد ماند، تنها تصاویر انبوه جمعیت یا پرچمهای برافراشته نیست؛ بلکه روایت مردمی است که با حضور خود، از نگاه خویش بر مفاهیمی چون همبستگی، ولایتمداری، انسجام ملی، مقاومت و پاسداشت یاد شهیدان تأکید کردند. امروز تهران، آیینه تمامنمای احساسی بود که در دل بسیاری از شرکتکنندگان موج میزد؛ احساسی آمیخته از اندوه، افتخار، وفاداری و امید به آینده.
انتهای خبر/