
به گزارش کورنگ به نقل از مشرق، تلویزیون العربیه در گزارشی با اشاره به مشخص شدن هویت کشته شدگان در حادثه سقوط بالابر ساختمانی خبر داد که 25 ایرانی در این حادثه جان خود را از دست دادهاند.
بر اساس این گزارش 15 پاکستانی، 23 مصری، 10 هندی، 25 ایرانی، 6 مالزیایی، 25 بنگلادشی و یک افغانستانی و یک الجزایری در این حادثه کشته شدهاند.
منابع رسمی عربستان گفته بودند که در حادثه سقوط بالابر ساختمانی در مکه مکرمه ۱۰۷ نفر کشته و ۲۳۸ تن زخمی شدهاند.
پیش از این اعلام شده بود که یک ایرانی در حادثه سقوط بالابر ساختمانی در مکه جان خود را از دست داده و 32 نفر نیز زخمی بودند که پس از مداوا از بیمارستان مرخص شدند.
انتهای پیام/س

به گزارش کورنگ به نقل ازاقتصاددان،حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی در نشست مدیران اتحادیه های سراسری تعاونی ها کشور
ایشان با اشاره به این موضوع که تعاونی اقتصاد عادلانه را برای یک جمع به عمل می آورد گفت: تعاونی مسیری است که هم ثروت در یک نقطه جمع نمی شود و هم فقر را می زداید.
روحانی با تاکید بر اینکه قدم به قدم باید اقتصاد دولتی لاغر شود افزود: سهم اقتصاد دولتی به اقتصاد تعاونی و خصوصی واگذار شود.
وی با بیان اینکه اقتصاد ۸صبح ۴ بعد از ظهر نمیتواند تحولی ایجاد کند گفت: اقتصاد دولتی کارایی لازم را ندارد.
روحانی با تبیین موضوعات اقتصادی اظهار داشت: این اقتصاد بر مبنای آن بوده که چاه های نفت ما چه مقدار استخراج می شود و یا در بازار جهانی چگونه به فروش می رسد یا پول آن چگونه به خزانه بر می گردد؛ برنامه های کشور بدین جهت تنظیم می شد.
وی ادامه داد: اگر حقوق کارمند مثلا وجود داشته، بر مبنای چاه های نفت تنظیم می شده و یا اگر برنامه های اقتصادی هفت ساله یا پنج ساله در گذشته تنظیم می شد، بر مبنای چاه های نفت تنظیم می گشته است.
رئیس جمهور تصریح کرد: اگر برنامه ریزی برای صنعت، کشاورزی و زیرساخت در این کشور طراحی می شد، بر مبنای تعداد بشکه های نفت و قیمت آن طراحی می شده است.
رئیس دولت تدبیر و امید ادامه داد: هنوز هم می دانید که در بودجه ما یک بخش عمده ای این است که سال آینده چه مقدار نفت خواهیم فروخت و هر بشکه ای از آن به چند دلار به بازار جهانی عرضه می شود و قیمت دلار در سال آینده چه مقدار محاسبه خواهد شد.
وی ادامه داد: این سه را در هم ضرب می کنیم و یکی از پایه های بودجه سال بعد را ترسیم می نماییم.
به گزارش اقتصاددان به نقل از میزان،رئیس جمهوری یادآور شد: حال یک زمانی وجود داشته که نقش نفت در بودجه ۷۰ الی ۸۰ درصد بوده و زمانی ۵۰ درصد بوده است؛ سال گذشته سهم نفت در بودجه کم بوده و ۳۳ درصد شده است و این نشان می دهد که یک سوم بودجه کشور بر دوش نفت بوده است.
روحانی در بخش دیگری از صحبت های خود به برجام اشاره کرد گفت: برجام به معنی شکستن همه زنجیرهای تحریم است.
وی افزود: تیم مذاکره برای هر “واو” و هر ویرگول توافقنامه ایستادگی کردند و هیچ کس در طول تاریح نمیتواند بگوید این متن منطبق با عزت ملت ایران نیست. به جز برخی افراطی در امریکا تمام دنیا نسبت به این توافق به معنی یک صلح جهانی سر تواضع فرو آورده اند.
روحانی که در دیدار تلاشگران عرصه تعاون صحبت میکرد گفت: آنگاه که برای زندگی و زن و فرزند خود و جامعه خود تلاش میکنید آن هم جهاد است.
وی با اشاره به اشتغال در حوزه بانوان افزود: یکی از کارهای مهمی که باید انجام دهیم برای بانوان عزیزماست آنها هم باید دارای شغل و کار باشند نباید فکر کنیم که اشتغال و کار ویژه مردان است و زن ها باید درخانه بمانند و بچه داری کنند.
انتهای پیام/س

به گزارش کورنگ به نقل ازخبرگزاری مهر، جان مک کین و لیندسی گراهام دو سناتور آمریکایی بعد از ۱۵ سال در برنامه رادیویی هاگ هیویت حضور پیدا کردند و به سوالات حاضران شرکت کننده در برنامه جواب دادند.
مک کین در پاسخ به سوالی درباره توافق هسته ای ایران، این توافق را یک فاجعه و بدترین اتفاق در تمام عمرش خطاب کرد و آن را به توافق مونیخ تشبیه کرد. وی گفت هرچند نمی توانم رای سناتورهای مجلس سنا را تغییر دهم چون همیشه ما در اقلیت بودیم. ولی همه همقطارهای من هم با این توافق مخالف هستند.
مک کین در این برنامه رادیویی، لیندسی گراهام را رئیس جمهور آینده دانست و گفت امیدوار است وقتی او به این مقام می رسد مثل اوباما عمل نکند و به مخالفت با این توافق برخیزد.
وی همچنین به سوال مجری برنامه درباره سیاست های آمریکا در قبال مهاجران سوری جواب داد و گفت: آمریکا همیشه از مهاجران حمایت کرده است ولی در این مورد باید کمی احتیاط کرد.
مک کین مدعی شد که شاید در میان مهاجران اعضای گروه داعش وجود داشته باشند و اگر وارد خاک آمریکا شوند هزینه های زیادی به این کشور تحمیل کنند.
انتهای پیام/س
به گزارش کورنگ به نقل ازخبرنگار اقتصادی فارس بخش نخست گفت و گوی دبیر سابق ستاد هدفمندی یارانهها در حالی در فارس منتشر شد که قرار بود وی متن گفت و گوی خود با خبرنگاران فارس را تکمیل و با اصلاحات دقیقتر جهت انتشار ارسال کند، اما به دلیل برخی ناهماهنگیها متن اصلی و اولیه گفت و گوی وی دیروز منتشر و متن اصلاحی با تاخیر به دست گروه اقتصادی خبرگزاری فارس رسید. بر این اساس متن اصلاح شده و کاملتر بخش اول گفتوگو به همراه بخش دوم منتشر و به دلیل ناهماهنگی صورت گرفته پوزش میخواهیم.

به گزارش کورنگ به نقل ازخبرگزاری فارس، در شرایط کنونی و علی رغم صرف هزینههای بالای دولتی 1.85 درصد از کل درآمد ایرانیان صرف هزینههای مصرف سوخت میشود.
بر اساس ارزیابی بلومبرگ، در حال حاضر متوسط درآمد ایرانیان 14 دلار در روز معادل حدود 47 هزار تومان است و حدود 10 درصد از این مبلغ برای خرید یک گالن بنزین نیاز خواهد بود.
بنا به اعلام بلومبرگ، علی رغم اقدامات دولت برای کاهش یارانه های انرژی از سال 2010، همچنان سهم قابل توجهی از بودجههای دولتی در کشور صرف یارانههای سوخت میشود.
از نظر قیمتی ایران پس از ونزوئلا، عربستان، کویت و مصر پنجمین بنزین ارزان جهان را دارد.
گرانترین بنزین در جهان مربوط به نروژ است و هر لیتر برابر با 6800 تومان است.
انتهای پیام/س

به گزارش کورنگ به نقل از خبرگزاری فارس، «ژورنال نیروی هوایی آمریکا» در آخرین شماره خود به بررسی تهدیدهای موشکی متعارف علیه منافع آمریکا در سطح جهان پرداخته و از «ایران» و «چین» به عنوان تهدیدهای موجود علیه نیروهای خود در خاورمیانه و خاور دور یاد کرده است.
در این گزارش تاکید شده که البته تهدید علیه نیروهای آمریکا از لحاظ موشکهای بالستیکی در جنوب غربی آسیا کمتر از شرق آسیا است. به عبارت دیگر توانایی موشکی ایران تنها تا شعاع 500 کیلومتری عملیات هوایی آمریکا را با خطر مواجه میکند.
همچنین تهدید موشکی بالستیکی ایران علیه پایگاههای هوایی آمریکا در منطقه به نسبت تهدیدات شرق آسیا پایینتر بوده ولی لازم میباشد تا توسعه توان موشکی بالستیکی ایران به طور دقیق نظارت شود و البته در عین حال شباهتهای سطحی بین قابلیتهای موشکی ایران و چین و نیز بعد کمی و کیفی توانهای این 2 کشور در خاورمیانه و شرق دور نباید هرگز نادیده انگاشته شود و نباید هزینههای دفاعی آمریکا تنها در منطقه شرق آسیا استفاده شوند.
*تهدیدهای موشکی بالستیکی ایران علیه پایگاههای آمریکا در منطقه
در این گزارش همچنین آمده است؛ قابلیتهای موشکی بالستیکی ایران نگرانی جاری را برای برنامه ریزان دفاعی در خاورمیانه، اروپا و آمریکا ایجاد کرده است. به طوری که «رابرت گیتس» وزیر دفاع وقت آمریکا در سال 2009 به صراحت گفت موشکهای بالستیکی برد کوتاه و متوسط ایران به سرعت در حال رشد هستند و اگر ایران بتواند ساخت سلاح هستهای را نیز توسعه دهد، آنگاه سرزمین آمریکا در خطر حمله قرار خواهد گرفت. همچنین تهدیدهای موشکی بالستیکی ایران به عنوان ابزار موثر شدید شرکای آمریکا در خاورمیانه و نیز بنادر و زیر ساختهای انرژی آنها را تهدید میکند.
در یک گزارش پیرامون مزایای در امان ماندن نیروهای هوایی آمریکا از سال 1990 تا 2010 آمده است: «ایران فعالانه درحال آزمایش سامانههای موشکی جدید بالستیک است. بسیاری از این سامانهها بسیار دقیقتر و برد بیشتری از موشکهای اسکادی که عراق در سال 1991 در جریان جنگ خلیج فارس استفاده کرد، دارند. بنابراین پایگاه های هوایی آمریکا، مقرهای لجستیکی، مراکز فرماندهی و موارد دیگر در خطر هستند. البته تاکنون از سوی ایران آزمایش توانمندی در این زمینه رخ نداده و در مجموع پایگاههای هوایی آمریکا بیش از 500 کیلومتر دورتر از برد موشکهای ایران از تهدیدهای موشکی این کشور در امان هستند.»
*توان موشکی ایران
در بخش دیگر گزارش ژورنال نیروی هوایی آمریکا آمده است: توان موشکی ایران بیشتر بر پایه موشکهای قدیمی روسی با فنآوریهای مختلف بوده است. اما ایران بزرگترین زرادخانه موشکی را در خاورمیانه دارد. منابع مطلع میگویند ایران بیش از 1000 موشک بالستیکی از نمونههای مختلف در خدمت دارد. موشکهای ایران سامانههای هدایت شونده پیشرفتهتری تا نمونههای روسی دارند. ایران همچنین توسعه موشکهای اسکاد را در دستور کار خود قرار داده و موشک «شهاب _ 3 » از آن جمله است. جدای از موشک شهاب _ 3، ایران توسعه و ساخت 3سامانه موشکی متعارف را نیز در برنامه کار خود داده که از جمله میتوان به موشک «فاتح _ 110» با سوخت جامد اشاره کرد.
سوخت جامد فاتح 110 این مزیت را دارد که قابلیت جابجایی بیشتری را به آن بخشیده و سریعتر آماده شلیک میشود. این موشک تک مرحلهای بردی برابر با 200 کیلومتر دارد و کویت، بحرین، شمال قطر، امارات متحده عربی و شمال عمان را در تیررس خود دارد. به علاوه، موشک فاتح 110 به طور قابل توجهی دقت اصابت مناسبی دارد.
مورد دوم موشک «عاشورا یا سجیل» است که نوعی موشک 2 مرحلهای بوده و در صورت آماده شدن فن آوری پیشرفتهتری تا موشک شهاب 3 دارد. این موشک در صورت عملیاتی شدن این امکان را به ایران میدهد به اهدافی در غرب اروپا نیز دست یابد. البته در حالی که مقامهای ایران نسبت به توان موشکی خود و تهدید بودن علیه پایگاههای آمریکا گزافه گویی نیز میکنند. تهدیدهای موشکی ایران علیه آمریکا در خاورمیانه در حد متوسط هستند.
*چین کارآمدترین برنامه موشکی جهان را دارد
در قسمت بعدی این گزارش به توان موشکی چین پرداخته شده و البته با اشاره به دقت اصابت بیشتر موشک های چین تا ایران آمده است: ایران بزرگترین قدرت موشکی در خاورمیانه است اما چین در حال حاضر پیشرفتهترین و کارآمدترین برنامه موشکی را در جهان دارد. این کشور بیش از 1000 موشک بالستیکی متعارف بسیار دقیق که همگی با سوخت جامد هستند را در اختیار دارد.
موشک «دی اف _ 21 » چین به عنوان مثال، مجهز به کلاهک هستهای و سامانه هدایت شونده بسیار دقیق است. برد این موشک 1750 کیلومتر است. پیش بینی میشود در دهه آینده به احتمال زیاد تمامی پایگاههای هوایی آمریکا در غرب اقیانوس آرام در برد موشکهای متعارف این کشور خواهند برد.
در انتهای این گزارش در حالی که تاکید شده توان موشکی ایران در مجموع هم اینک قابلیت دفع عملیات هوایی آمریکا را ندارد آمده است که دکترین برنامه موشکی ایران بر خلاف چین بیشتر متمرکز بر مواجهه با تهاجمها و اشغالگران تا حالت هجومی است.
انتهای پیام/س

به گزارش کورنگ به نقل ازخبرگزاری فارس، باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا که با حمایت از معارضان مسلح سوریه از جمله عاملان اصلی دامن زدن به تنشها در این کشور بوده روز جمعه در مصاحبهای راهبرد مسکو در قبال دمشق را «محتوم به شکست» دانست.
به گزارش الجزیره، اوباما گفت: «راهبردی که آنها هماکنون دنبال میکند، یعنی به جا خریدن خطر افزایش حمایت از بشار اسد، به نظر من، اشتباه است.»
رئیسجمهور آمریکا اضافه کرد که مسکو باید رفتار هوشمندانهتری از خودش نشان بدهد.
پیش از اظهارات اوباما، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه گفته بود که کرملین سیاست حمایت تسلیحاتی از دولت سوریه را ادامه خواهد داد.
این دیپلمات روس اضافه کرده بود هدف از ارسال سلاح به سوریه، حفظ قابلیتهای ارتش این کشور برای مقابله با داعش است.
انتهای پیام/س

به گزارش کورنگ به نقل ازنافع، منابع خبری از سرنگونی یک بالابر ساختمانی در اطراف حرم مکی خبر دادند.
تلویزیون سعودی «العربیة» در خبری فوری از کشته و زخمی شدن شماری از زائران خانه خدا در جریان سقوط یک بالابر ساختمانی در اطراف خانه خدا خبر داد.
بر اساس این گزارش، این شبکه سعودی علت سقوط این بالابر ساختمانی را وقوع طوفان اعلام کرد.
نیروهای دفاع شهری عربستان سعودی شمار تلفات این حادثه را 87 کشته و 184 زخمی اعلام کردند.
به گفته اوحدی مجروحان ایرانی که به طور سطحی مجروح شدند، به بیمارستان نور ایرانی منتقل شدند.
رئیس سازمان حج و زیارت به خبرنگار فارس گفت: برق یکی از هتلهای ایرانی پس از این حادثه ایجاد مشکل کرد که حجاج به هتل دیگری منتقل شدند.
این حادثه تاکنون جان یک زائر ایرانی بنام سیف الله اسدی از همدان را گرفته و 20 تن دیگر از هموطنانمان را مجروح کرده است.
گزارشهای رسیده حکایت از افزایش مصدومان ایرانی و غیرایرانی دارد که هم اینک در حال انتقال به بیمارستانها و مراکز پزشکی هستند.
انتهای پیام/س

به گزارش کورنگ به نقل از خبرگزاری فارس ،تاریخ جهان مملو از شواهدی است که بازگو کننده بدعهدی آمریکا به سایر کشورها است. در این بین پیشینه روابط کشورهای عضو شورای امنیت و بدعهدی آمریکا به آنها میتواند حائز اهمیت باشد. این در حالی است که این پنج کشور امروزه خود را به عنوان مجریان صلح و امنیت جهانی معرفی میکنند. به بیان دیگر نمونههایی در تاریخ وجود دارد که گویای خیانت آمریکا نسبت به چهار کشور انگلیس، روسیه، فرانسه و چین است. این نمونهها به خوبی نشان میدهد که ایالات متحده هیچ التزامی نسبت به انجام تعهدات خود ندارد و خود را مقید به وفای به عهد حتی نسبت به متحدان خود نیز نمیبیند. این نوشتار به دنبال آن است تا با نگاهی اجمالی به روابط میان آمریکا و چهار کشور عضو شورا، بدعهدی ایالات متحده نسبت به این چهار کشور را بازگو کند.
خیانت آمریکا به انگلیس
در طول تاریخ، انگلیس همواره متحد آمریکا به شمار میآمده است. این دو کشور در جنگ دوم جهانی در یک جبهه دیده میشدند. اما با این وجود نمونههایی از بدعهدی آمریکا نسبت به این متحد همیشگیاش دیده میشود. در ادامه به مواردی از خیانتهای آمریکا به انگلیس اشاره میشود.
1- بدعهدی آمریکا به انگلیس در جنگ جهانی دوم
در طول جنگ دوم جهانی و ماجرای فتح نورماندی، انگلستان از آمریکا خواست تا سریعا وارد عمل شده و با اعزام نیرو و تسلیحات نظامی، بریتانیا را در فتح نورماندی یاری کند. مشخص بود که فتح نورماندی میتوانست بزرگترین ضربه را به آلمان زده و روند پیروزی متفقین را سرعت بخشد. اما آمریکا علیرغم درخواست انگلستان، در ورود به جنگ تعلل کرد تا جایی که انگلستان در ساحل نورماندی بسیاری از نیروهای خود را از دست داد. آنگاه آمریکا وارد جریان شده و نقش فاتحان را بازی کرد.
2- پیمان شکنی آمریکا در بحران سوئز
نمونه دیگر پیمانشکنی آمریکا به انگلستان در ماجرای بحران سوئز رخ داد. در این جریان آمریکا به خوبی دریافته بود که در اختیار گرفتن کانال سوئز از سوی انگلستان مساوی با گسترش نفوذ این کشور در منطقه خواهد بود. لذا با ورود سریع به جریان جنگ در سال 1956 میلادی، فشار سیاسی و مالی به انگلیس وارد آورد تا آتش بس سازمان ملل را در تاریخ 6 نوامبر بپذیرد. بدین ترتیب نیروهای انگلیس ناچار شدند تا در ماه دسامبر همان سال مصر را ترک گویند.
3- تهاجم به یکی از مستعمرههای انگلیس
در سال 1983 میلادی آمریکا در تهاجم به کشور کوچک گرانادا که در آن زمان تحت سیطره بریتانیا بود، یک بار دیگر خیانت خود نسبت به انگلستان را نشان داد. این حمله که نقض فاحش قوانین بینالمللی و تجاوز به استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی یک کشور به شمار میآمد نمونه دیگری از خیانت آمریکا به متحد همیشگیاش بود. زیرا انگلستان در گرانادا صاحب نفع بود. در واقع این منطقه به عنوان مستعمره بریتانیا به شمار میآمد.
4- فریب انگلیس توسط آمریکا در کودتای 28 مرداد
شاهدی دیگر بر بدعهدی آمریکا به انگلستان به سال 1332 شمسی و کودتای 28 مرداد برمیگردد. در این کودتا دولت مصدق با همکاری سیا و امآی6 سقوط کرد. با سقوط دولت مصدق و بازگشت شاه به کشور، به نظر میرسید که انگلستان و آمریکا به تقسیم منافع در ایران خواهند پرداخت اما ایالت متحده آنچنان که پیش از این نیز بارها نشان داده بود به سرعت انگلستان را از صحنه خارج کرده و بیشترین سهم از کنسرسیوم نفت را به خود اختصاص داد. بدین ترتیب بار دیگر انگلستان را که متحد اصلیاش در جریان کودتا به حساب میآمد فریب داد.
خیانت آمریکا به روسیه
تاریخ از مواردی حکایت میکند که نشانگر سیاست ریاکارانه آمریکا نسبت به روسیه است. درحالی که این دو کشور به همراه انگلیس و فرانسه از متحدان اصلی در جنگ جهانی دوم بودند. از سوی دیگر دوران چهل ساله جنگ سرد الگویی از روابط را میان آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی توسعه بخشید که ویژگی بارز آن رقابت و رویارویی در تمامی عرصههای سیاسی، نظامی امنیتی و حتی اقتصادی و فرهنگی بود.
1-رویارویی آمریکا با انقلاب بلشویکی در شوروی
بعد از وقوع انقلاب بلشویکی در سال 1917، دولت آمریکا نسبت به «روسیه شوروی» خصومت داشت، از این رو، تحریمهای را بر ضد این کشور اعمال کرد. واشنگتن به همین حد بسنده نکرد و به اقدامات مخفیانه علیه شوروی نیز روی آورد و حمایت مالی از دشمنان آن را در دستورکار خود قرار داد. آمریکا در سال 1918 نیز نیروهای نظامی خود را عازم صربستان کرد تا از منافع خود در مقابل قزاقها دفاع کند. علاوه بر این، آمریکاییها به خاطر نگرانی از گسترش قلمرو ژاپن تا مرزهای روسیه، تعدادی نیرو به شمال روسیه و صربستان اعزام کردند. این موضوع خود نمونه بارز تجاوز به خاک شوروی محسوب میشد. آمریکاییها که از خصم و دشمنی خود علیه بلشویکها دست بردار نبودند به صورت قانونی یا مخفی به دشمنان بلشویکها به ویژه «ارتش سفید» که حامی رژیم گذشته یعنی امپراطوری تزارها بود و از مخالفان سرسخت انقلابیون بلشویک به شمار میآمد، کمک میکردند.
2- فعالیت جاسوسی آمریکا در شوروی
از اواخر دهه 1940، آمریکا هواپیماهایی را با هدف جمعآوری اطلاعات در امتداد مرزهای شوروی به پرواز درمیآورد. علاوه بر آن، ماهوارهها، زیردریاییها، امواج رادیویی، ایستگاههای شنود الکرونیکی و تجهیزات پیشرفته فراوانی با ماهیت صنعتی و نظامی مقادیر زیادی از اطلاعات را ردوبدل میکردند. بسیار پیش میآمد که هواپیماهای آمریکایی به عمد و بدون هیچ دلیل منطقی برفراز قلمروی شوروی رانده میشدند. یکی از مهمترین فعالیتهای جاسوسی آمریکا در آسمان شوروی مربوط به سال 1950 میشود. در این سال یکی از هواپیماهای جاسوسی آمریکا با ده خدمه توسط شوروی شناسایی شد و بدین ترتیب این ماموریت لو رفت. اگرچه هیچیک از هواپیماهای جاسوسی آمریکا بمبی بر خاک اتحاد جماهیر شوروی پرتاب نکرد ولی بسیاری از آنها حامل مردانی بودند که اجرای ماموریتهای خصمانه را بر عهده داشتند.
3- وقوع انقلابهای رنگین در جمهوریهای شوروی با حمایت آمریکا
آمریکا با دخالت در جمهوریهای شوروی، آنها را علیه روسها برمیانگیخت. نمونه بارز این دخالت در نوامبر 2003 میلادی رخ داد. در این تاریخ انتخابات مجلس در گرجستان برگزار شد که نتیجه آن به سود دولت بود. پس از این انتخابات، آمریکا با حمایت گروههای مخالف وارد جریان شد. ساکاشویلی و اپوزیسیون متحد این رایگیری را نپذیرفتند و از مردم گرجستان دعوت کردند تا در تظاهراتی علیه دولت شرکت کنند و به نافرمانی مدنی علیه مقامات بپردازند بدین ترتیب آمریکا و اپوزیسیون متحد شدند تا شواردنادزه رئیس جمهور وقت را برکنار کرده و انتخابات را مجدداً برگزار کنند. در نهایت مخالفان موفق به کنار زدن شواردنادزه شدند. علاوه بر این شواهدی در دست است که نشان میدهد آمریکا در ناآرامیهای قرقیزستان و انقلاب نارنجی که پس از انتخابات سال 2004 در اوکراین به وقوع پیوست نیز دست داشته است.
4- طرح آمریکا برای استقرار موشک در لهستان
در مارس 2007، آمریکا اعلام کرد قصد دارد تاسیسات دفاع ضدموشکی بالستیک در لهستان و نیز یک ایستگاه رادار در جمهوری چک بر پا کند. گفتنی است که هر دوی این کشورها از اعضا پیمان ورشو هستند که در دوران جنگ سرد، رقیب ناتو به شمار میآمدند؛ پیمانی که روسیه بنیانگذار آن بود. روسها این سیستم جدید را تهدیدی بالقوه محسوب کردند. مقامات روسیه با اشاره به اینکه این اقدام به روابط دوجانبه میان آمریکا و روسیه لطمه خواهد زد، متذکر شدند که آمریکا با خلف وعده و شکستن پیمانها به دنبال برهم زدن نظم جهانی است.
بدعهدی آمریکا به چین
روابط چین و ایالات متحده را شاید بتوان پیچیدهترین و پرتناقضترین روابط درمیان قدرتهای بزرگ دانست، روابطی که با تاثیرپذیری ازمتغیرهای متعدد و درمواردی بسیارمتضاد همواره دچار نوسان و در مقاطعی پیش بینی ناپذیر بوده است. در دوران جنگ سرد و در واقع از اوایل دهه 1970، روابط چین و آمریکا بر پایه همکاری استراتژیک شکل گرفت. در آن زمان عامل اصلی شکلگیری این روابط، سیاست جهانی شوروی سابق بود. با این حال شواهدی از بدعهدی آمریکا به چین وجود دارد که نشانگر بیوفایی آمریکاییها است.
1- حمایت آمریکا از ژاپن در مقابل چین
هنوز مرکب امضای ژاپن بر تسلیم بدون قید و شرط پس از جنگ جهانی دوم خشک نشده بود که ایالات متحده استفاده از سربازان ژاپنی را دوشادوش نظامیان آمریکایی برضد چین آغاز کرد. این درحالی بود که چینیها در دوران جنگ با دادن اطلاعاتی مهم درباره ژاپن و مراقبت از خلبانان آمریکایی که هواپیمایشان سرنگون شده بود با آمریکاییها همکاری نزدیک کرده بودند. اما هیچ یک از اینها مانع از بدعهدی آمریکا به چین نشد. بدین ترتیب ایالات متحده برای مهار کردن چین، اتحاد خود با ژاپن را استوارتر و از افزایش قدرت نظامی این کشور حمایت کرد.
2- تجاوز نظامی آمریکا به چین
پس از جنگ جهانی دوم هواپیماهای آمریکایی که خود را دوست چین معرفی میکردند با نقض قوانین بینالمللی به پرواز اکتشافی بر فراز قلمروی چین میپرداختند. چینیها ادعا میکردند که هواپیماهای یاد شده بارها نیروهایشان را بمباران کرده و چندین مرتبه شهرهای کوچک چین را بمباران کردهاند. این در حالی بود که چینیها در طول جنگ دوم جهانی بارها به کمک آمریکاییها شتافته بودند. علاوه بر این پیاده نظام آمریکا نیز در خاک چین دارای موضع بود به طوری که در سال 1946 حدود صدهزار نظامی آمریکایی در چین حضور داشتند. توجیه آمریکا درباره حضور افرادش در چین، خلع سلاح ژاپنیها بود حال آن که خود با آنان همکاری میکرد.
3- دخالت آمریکا در جنگ داخلی چین
از اواسط دهه 1950 میلادی جنگی داخلی در چین میان ملیگراها و کمونیستها درگرفت. آمریکا در این بین سیاست آتشافروزی خود را پی گرفت. تا سال 1961 آمریکا به طور مستقیم در جنگ داخلی چین دخالت کرده و آتش جنگ را شعلهور میکرد. این کشور بهوسیله سازمان سیا به طور مکرر در چین فعالیت میکرد و حتی با ارسال جنگافزار برای طرفین جنگ، به گسترش دامنه جنگ در چین دامن میزد. این اقدام آمریکا علاوه بر اینکه نقض قوانین بینالمللی بود، خیانت به متحد سابقش نیز محسوب میشد.
4- فعالیت جاسوسی آمریکا در چین
طی سالهای جنگ سرد، آمریکا با فعال کردن سرویسهای اطلاعاتی خود به جاسوسی در داخل مرزهای چین پرداخت. عملیات جاسوسی در چین ابعاد وسیعی داشت که از ارسال هواپیما و ماهواره تا استفاده از دستگاه شنود را دربرمیگرفت. یک نمونه از جاسوسیهای آمریکا به سال 1952 میلادی برمیگردد. به طور مکرر گروههای کوچک آمریکایی به سبک کوماندوهایی که از هواپیما با چتر نجات فرود میآمدند به منظور جاسوسی و خرابکاری به خاک چین اعزام میشدند. در نوامبر 1952 هواپیمای جاسوسی دو افسر سیا به نامهای جان داونی و ریچارد فکتو توسط چینیها شناسایی شد و دو افسر آمریکایی به اسارت درآمدند. بدین ترتیب بخشی از عملیات جاسوسی آمریکا در چین کشف شد.
علاوه بر این سازمان اطلاعات چین فاش ساخت که در ژانویه 1953 یازده خلبان آمریکایی درحالی که مشغول انجام دادن ماموریت جاسوسی در آسمان چین بودند شناسایی و سرنگون شدهاند. بسیاری دیگر از پروازهای سیا بر فراز چین را که صرفا به منظور جاسوسی بود، هواپیماهای یو2 در ارتفاع بسیار بالا و نیز هواپیماهای بدون سرنشین انجام میدادند. اینگونه پروازها از اواخر دهه 1950 شدت یافت و تا 1971 همچنان ادامه داشت.
خیانتهای آمریکا به فرانسه
فرانسه یکی دیگر از اعضای اصلی شورای امنیت است که به همراه انگلستان، آمریکا، چین و روسیه از حق وتو در شورا بهرهمند است. این کشور یکی از متحدان قدیمی آمریکا به خصوص در جنگ جهانی دوم محسوب میشود اما در طول تاریخ موارد عدیدهای از بدعهدی و خلف وعده آمریکا نسبت به فرانسه وجود دارد که بیش از پیش ثابت میکند آمریکا حتی به دوستان نزدیک خود نیز رحم نمیکند.
1- فعالیتهای جاسوسی آمریکا علیه فرانسه
بر اساس اسناد منتشرشده، سازمان امنیت ملی آمریکا فعالیتهای جاسوسی زیادی را علیه شرکتهای فرانسوی انجام داده است. ویکیلیکس در مورد جاسوسی آمریکا از مکالمات رهبران فرانسوی به مدت یک دهه، اسنادی را منتشر کرده است که نشان میدهد آمریکاییها مکالمات مقامات فرانسوی را شنود میکردهاند. علاوه بر آن ایالات متحده فعالیتهای بسیاری از شرکتهای فرانسوی را نیز کنترل میکرده است. شرکتهای فرانسوی که هدف جاسوسی سازمان امنیت آمریکا یا «اِن اِس اِی» قرار گرفتهاند شامل شرکتهای فعال در حوزه مخابرات، شرکتهای تولیدکننده انرژی الکتریکی، گاز، نفت، انرژی هستهای، انرژیهای قابل بازیافت، شرکتهای فعال در حوزه بهداشت و سلامت و محیطزیست هستند.
2- کارشکنی در اقتصاد فرانسه
شواهد و مدارکی موجود است که نشان میدهد آمریکا اقدامات فراوانی به منظور تحلیل قدرت اقتصادی فرانسه انجام داده است. این اقدامات گاه به طور مستقیم و گاه غیرمستقیم به اقتصاد فرانسه صدمه زده است. براساس اسنادی که در سال 2015 توسط ویکی لیکس منتشر شدهاند، سازمان امنیت ملی آمریکا (NSA) مرتباً قراردادهای مالی شرکتهای فرانسوی که بالای 200 میلیون دلار ارزش داشتند را بهصورت مخفیانه با شکست مواجه میکرده است. براساس این اسناد کاخ سفید مجری اصلی ناکام ماندن قراردادهای تجاری و اقتصادی فرانسه طی سالیان اخیر بوده است.
3-حمایت آمریکا از کودتا علیه دولت فرانسه
الجزایر یکی از مستعمرات مهم فرانسه بود که پس از پایان جنگ جهانی دوم، زمزمه استقلالطلبی در این کشور آغاز شد و به انقلاب سال 1954 بر ضد فرانسه منجر شد. روابط دو طرف آن قدر به هم پیوسته بود که پیشنهادهای اصلاحطلبانه فرانسه در فرونشاندن آتش انقلاب در الجزایر مفید واقع نشد و با مخالفت سخت مسلمانان الجزایر و بعضی از فرانسویهای افراطی روبرو شد و تا به آن حد پیش رفت که به سقوط جمهوری چهارم فرانسه و روی کار آمدن ژنرال دوگل و جمهوری پنجم انجامید. همه پرسی سال 1959 استقلال کامل الجزایر را نشان میداد و ژنرال دوگل با وجود مخالفت شدید نظامیان و ملیون افراطی فرانسه، با استقلال الجزایر موافقت کرد.
در این بین ناگهان آمریکا وارد جریان شد و با حمایت از چهار افسر افراطی فرانسوی که در راس آنها ژنرال شال قرار داشت تلاش کرد تا مانع استقلال الجزایر شود. این کودتای نظامی که تنها چهار روز طول کشید رویارویی مستقیم با شال دوگل رئیس جمهور فرانسه محسوب میشد. کلیه شواهد حاکی از آن بود که سیا به دو دلیل در این کودتای نظامی نقش داشته است: 1- نگرانی از اینکه استقلال الجزایر باعث قدرتگیری کمونیسم شود. 2- امید به اینکه کودتا سقوط ژنرال دوگل را تسریع بخشد. بدین ترتیب آمریکا بار دیگر در مقابل سیاستهای فرانسه ایستاد.
4-مشارکت آمریکا در طرح قتل رئیس جمهور فرانسه
در سال 1966 میلادی سازمان سیا با برقراری ارتباط با برخی مخالفان دوگل، توطئهای را برای به قتل رساندن رئیس جمهور فرانسه پی ریزی کرد. براساس مذاکرات میان افراد سازمان سیا و فرانسویان مخالف دوگل، قرار بر این شد که روزی که دوگل مهمان سربازان قدیمی فرانسه است قاتلی مزدور با انگشتری زهرآلود در صف سربازان یاد شده قرار گیرد و هنگام دست دادن با دوگل خار موجود در انگشتر زهرآگین را در دستان رئیس جمهور فرو کند. گرچه به دلایل متعدد این طرح به انجام نرسید اما مدارک و شواهدی در دست است که نشان میدهد آمریکا به دنبال طرح به قتل رساندن رئیس جمهور فرانسه بوده است.
آنچنان که در این نوشتار آمد، براساس شواهد متقن تاریخی آمریکا نسبت به هر چهار عضو شورای امنیت سازمان ملل خیانت کرده است. این کشور با شیوه امپریالیستی به دنبال گسترش نفوذ خود در جهان بوده و از هیچگونه پیمان شکنی و بدعهدی حتی نسبت به دوستان خود نیز ابایی ندارد. آنچه برای آمریکا مهم است نه حفظ صلح بلکه دستیابی به اهداف امپریالیستی است. در این بین شورای امنیت سازمان ملل نیز به عنوان وسیلهای برای دستیابی به این مهم در اختیار آمریکا قرار دارد.
انتهای پیام/ س

به گزارش کورنگ به نقل از فارس، اخیرا کتابی توسط دانشگاه کلمبیا در آمریکا منتشر شده است که ادعا دارد بسیج را با تمام ابعاد ناشناختهاش به روش علمی و دقیق بررسی کرده است.
این کتاب توسط سعید گلکار نوشته شده که از سال 2010 به آمریکا مهاجرت کرد و فعالیتهای سیاسی اش در چند سال اخیر نشان میدهد که میخواهد خود را به عنوان چهره ای اپوزیسیون مطرح کند. او تز فوق دکترایش در دانشگاه استندفورد را به بررسی بسیج به عنوان یک نیروی شبه نظامی داخل ایران اختصاص داده و درباره دلایل موفقیت و همین طور تاریخچه این نهاد در این تحقیق که منجر به چاپ کتابی شده، سخن گفته است.
او در این کتاب نوشته که بخش مهمی از مطالب این کتاب را از سال 2004 و از زمانی که در دانشگاه تهران مشغول تحصیل بوده، گردآوری کرده است و سعی دارد برای مخاطبان خارجی و حتی بسیاری از ایرانیان خارج از کشور توضیح دهد چرا بسیح یک سازمان قدرتمند در درون ایران است، افراد بسیاری را به خود جذب کرده و در بسیاری موارد موفق عمل کرده است.
نویسنده کتاب یکی از دلایل شکست حوادث سال 88 را وجود بسیج دانسته و نوشته است: مشکل بیشتر ایرانیان خارج از کشور این است که نمیتوانند قشر متوسط و ضعیف ایران را درک کنند و بفهمند چرا بسیاری از این افراد از اعضای بسیج هستند.
گلکار در کتاب «جامعه گرفتار؛ نیروی بسیج و کنترل اجتماعی در ایران» سازماندهی بسیج در ایران را با شرکت زنجیرهای استارباکس مقایسه کرده که این شرکت موفق در سراسر آمریکا 12هزار شعبه و در سراسر دنیا 22 هزار شعبه دارد اما نیروی بسیج در ایران بیش از 50هزار شعبه دارد. هرچند نویسنده تلاش کرده که ادعای 22 میلیون عضو بسیج را رد کند اما اذعان کرده حداقل بیش از 5 میلیون نفر در ایران عضو بسیج هستند و یک سوم دانشجویان و 65 درصد کارکنان دولت به عضویت این نهاد درآمدهاند.
او سپس در این کتاب به بررسی سطوح مختلف بسیج پرداخته و در ادعایی سخیف مطرح میکند بسیاری از اقشار ضعیف جامعه هر چند به خاطر عضویت پولی دریافت نمیکنند اما به خاطر بهره مندی از امکانات، قبولی در دانشگاه و حتی پیدا کردن همسر عضو بسیج میشوند!

نکته جالب در این کتاب مقایسه بسیج با حزب رستاخیز است و نویسنده ادعا کرده است محمدرضا شاه برای پیدا کردن پایگاه مردمی حزب رستاخیز را به وجود آورد که چندان موفق نبود اما آیت الله خمینی با دستور تشکیل بسیج 20 میلیونی در ایجاد ارتباط بین مردم و حکومت بسیار موفق عمل کرد. همین طور نویسنده تلاش کرده ایده تشکیل بسیج توسط امام را به سالهای تبعید ایشان در عراق ربط دهد و نقطه اتصالی بین حزب بعث و بسیج مستضعفین نشان دهد که البته در این راه ناکام مانده و اعتراف کرده که هیچ سند و مدرکی درباره ارتباط بسیج با حزب بعث وجود ندارد.
اینکه بسیج دقیقا از کجا سازماندهی میشود، بسیجیان به چه کسی و چرا وفادار هستند، کارکردهای بسیج و همکاری آنها با پلیس هم از دیگر مطالبی است که دراین کتاب به آن پرداخته شده است.
اما تمرکز اصلی گلکار در این کتاب بحث شورشهای خیابانی پس از انتخابات سال 88 است که او دستگیری سران فتنه و خواباندن غائله را کار بسیج میداند. همچنین او به قتلهای زنجیرهای اشاره میکند و باز هم پای بسیج را به میان میکشد.
نکته جالبی که روزنامه گاردین در گزارش از این کتاب ذکر کرده، اینکه به عقیده نویسنده بسیاری از بسیجیان فکر میکنند اصلاح طلبان جمهوری اسلامی را به ورطه نابودی میکشاند.
انتهای پیام/ب