
به گزارش کورنگ به نقل از فارس، سورنا ستاری معاون علمی فناوری رئیسجمهور کشورمان در حاشیه حضور در اولین روز نمایشگاه هوافضای ماکس 2015 در گفتوگو با فارس به استقبال گرم ولادیمیر پوتین رئیسجمهور روسیه از وی اشاره کرد و اظهار داشت: ما امروز به مدت 3 ساعت و نیم به همراه آقای پوتین در بازدید از بخشهای مختلف نمایشگاه و اجرای نمایش هوایی جنگندهها حاضر بودیم که این یک امر بیسابقه بود.
وی خاطرنشان کرد: پوتین نشان داد بر موضوعات نظامی مسلط است، شرکتها و محصولات را میشناسد و برای آشنایی بیشتر وقت میگذارد.
ستاری در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس مبنی بر اینکه آیا در مذاکرات راجع به جنگندههای سوخو 30 روسیه بحثی به میان آمد یا خیر؛ ضمن تائید این موضوع اظهار داشت: راجع به این هواپیما صحبت شد اما در خصوص خرید با پوتین صحبت نکردیم و گفتگوها بیشتر در حوزههای تکنولوژی بود.
معاون علمی فناوری رئیس جمهور خاطرنشان کرد: موضوعات مربوط به خرید را باید از طریق وزارت دفاع پرسید و گروههای دیگری مانند تیمهای بازرگانی باید آن را پیگیری کنند.
جنگنده بمب افکن Su-30 با معرف فلنکر سی (Flanker-C) یکی از محصولات شرکت سوخو روسیه، در حقیقت نمونه پیشرفته تر جنگنده Su-27 است که علاوه بر برتری هوایی ، توانایی درگیری با اهداف زمینی و همچنین حمل طیف وسیعی از تسلیحات مختلف را داراست.
سوخو ٣٠ در حال حاضر علاوه بر نیروی هوایی روسیه ، در کشورهای چین ، الجزایر ، آنگولا، مالزی ، ونزوئلا ، اندونزی ، اوگاندا ، قزاقستان و ویتنام فعال بوده و در کشور هند نیز تحت لیسانس تولید می شود ضمن آنکه دولت چین طرح J-16 خود را بر مبنای آن توسعه داده است.
از ویژگی های این جنگنده میتوان به برد بالا ، مداومت پروازی و مانور پذیری فوق العاده آن اشاره کرد.
انتهای پیام/ب
به گزارش کورنگ به نقل از نافع، تجربه نشان داده سفر مقامات کشوری اعم از رئیس جمهور و وزرا به استان همدان همواره نتایج مثبتی به دنبال داشته به طوریکه که گاه طرح هایی که اجرای آن ها مدت ها به درازا می کشید به یمن حضور مقامات در کوتاهترین زمان ساخته می شد!
در چند روز گذشته نیز شاهد تکاپوی مسئولان استان برای سر و سامان دادن به طرح های نیمه تمام و افتتاح آن ها همزمان با سفر رئیس جمهور بوده ایم و این از نقاط مثبت این سفر به شمار می رود.

به گزارش کورنگ به نقل از ایسنا در متن نامه پدر و مادر علی خلیلی چنین آمده است:
در آستانه میلاد فرخنده امام هشتم حضرت علیبنموسیالرضا علیهالسلام و دهه کرامت اینجانبان، پرویز خلیلی و اعظم مشتاقفرد به عنوان اولیایدم شهید خلیلی، در خصوص اعمال حق قصاص خویش که پس از رسیدگی در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران در حضور وکلای تسخیری و تعیینی قاتل، پس از تأیید در شعبه پانزدهم دیوانعالی کشور، هماکنون در شعبه سوم اجرای احکام کیفری دادسرای جنایی تهران مطرح است؛ بدینوسیله ضمن سپاس از وکیل محترممان و استاد معزز دانشگاه جناب آقای حامد صفریریزی به استحضار ملت شهیدپرور ایران میرسانیم:
بسماللهالرحمنالرحیم
فرزند عزیزمان؛ علی جان، اکنون که با خون شاهرگ تو، رایحه دفاع از حریم نوامیس جامعه اسلامیمان، بار دیگر جان گرفته است و به کوری چشم معاندان داخلی و خارجی فرهنگ غنی اسلامی و فریضه امر به معروف و نهی از منکر، تو به نمادی برای احیای این واجب از یاد رفته بدل شدهای، دیگر چه جای تأثر و ناراحتی از فراق تو ای جوان خندهروی ما؛
دیگر چه جای غم و اندوه از ندیدن سیمای نورانی تویی که بذل خون خود را با ایثار و گذشت از خطای نابخشودنی خاطیای که جانت را هدف گرفته بود به سرحد کمال رساندی.
شاید بهار کوتاه عمر تو با زنده ماندن معجزهآسای تو پس از جراحتت، چندان افزوده نشد، اما ماندی که پیامرسان این اعتقاد راسخ قلبیات باشی که اگر هر ملامتکننده ناآگاه یا مغرضی از تو میپرسید که چرا اینگونه جان برکف، برای رهایی خواهران دینیات از چنگال افرادی غافل عمل نمودی، فریاد میزدی که « برای یک لبخند آقا و رهبرت، سیدعلی عزیز» که جانمان به فدایش باد چنین کردی.
بگذار تا رسانههای استکباری غرب و نهادهای ضداسلامی بینالمللی حق ما را در قصاص خطاکاری که گل وجود تو را پرپر کرد و در اعمال آن نمایندگان یک خواست عمومی جامعه اسلامی ایران هستیم، در حالی که نه خود و نه خانوادهاش هیچگاه متنبه نشدند و بارها در اظهاراتی نسنجیده دل ما را شکستهاند، به رسمیت نشاسد؛ و صد البته خداوند متعال این حق را بر هر ولی مظلومی که به ناروا کشته شود ارزانی کرده و فرموده است که « فیالقصاص حیاة یا اولیالابصار».
فرزند شهیدمان؛ علیرغم همه قصورها، کوتاهیها و گاه دلشکستگیهایی که طی این 4 سال در حق ما روا شد، ما نیز به تو اقتدا کرده و با استعانت از الطاف خفیه الهی و با توسل به قلب عالم امکان، حضرت بقیةاللهالاعظم ارواحنا لهالفدا، به امید یک لبخند آقا و رهبرمان حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، بدون ذرهای چشمداشت مراتب گذشت قاطع و منجز خویش را از حق قصاص خود به اطلاع عموم مردم حزبالله ایران میرسانیم.
والسلام علی من اتبع الهدی
پرویز خلیلی - اعظم مشتاقفرد، پدر و مادر شهید علی خلیلی
بر اساس این گزارش، علی خلیلی تیرماه 90 در حین بازگشت به منزل توسط افراد شرور مورد ضرب و جرح قرار گرفت که پس از دستگیری ضارب و مطرح شدن شکایت، خلیلی در نهایت رضایت داد. چهارم فروردین 93 علی خلیلی در بیمارستان درگذشت و یک ماه بعد رئیس سازمان پزشکی قانونی اعلام کرد که ضربات وارده به خلیلی با مرگ او بیارتباط نبوده است، لذا با شکایت اولیای دم، رسیدگی به پرونده او دوباره در دستور کار قرار گرفت.
پس از برگزاری دو جلسه دادگاه ضارب شهید خلیلی در شعبه 113 دادگاه کیفری به ریاست قاضی اصغرزاده، وی به قصاص نفس محکوم شد و حکم صادره نیز در دیوان عالی کشور تایید شد.
انتهای پیام/ب

به گزارش کورنگ به نقل از راه دانا، شب گذشته عارف در پیج اینستاگرام خود عکسی از مصطفی تاج زاده و خودش را منتشر کرد و از دیدار با یک دوست قدیمی نوشت.

عارف ضمن انتشار این عکس نوشت: امشب توفیق شد به دیدار دوستی قدیمی خودم سیّد مصطفی تاجزاده بروم که از دوران تحصیل در آمریکا با وی افتخار دوستی دارم. خبر خوبی شنیدم که احتمال دارد طبق تغییرات جدید قانون مجازات اسلامی، مرخصی ایشان منجر به آزادی اش شود.
شامگاه یکشنبه، یکم شهریورماه
عارف یکی از کاندیداهای اصلاح طلبان بوده که برنامههای او برای حضور در مجلس از همان روزهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد.
شاید میتوانستیم بگوییم عارف مرد کم حاشیه اصلاح طلبان تا کنون بوده است، اما اخیراً برخی از رفتارهای وی نشان می دهد که این عنصر اصلاح طلب هم مانند سایرین خط قرمز فتنه را رعایت نمی کند.
فتنه 88 یکی از خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی بوده که بارها از سوی رهبری نیز اعلام شده است؛ مرزبندی با فتنه گران هم یکی از نکاتی است که مقام معظم رهبری همواره بر آن تأکید داشته اند.
به نظر می رسد اگر عارف بخواهد به عنوان یک نماینده کم حاشیه وارد مجلس شورای اسلامی شود، باید مرزبندی خود با فتنه گران را رعایت کند.
حضور اعضای حزب مشارکت به ویژه تاجزاده در جریان فتنه 88 باعث شد تا در دادگاه های بعد از فتنه وی محکوم شود.
قطعاً دوستی با یکی از فتنه گران در حالی که هنوز چند ماه به برگزاری انتخابات مانده است، از سوی عارف برای وی رفتار خوشایندی محسوب نمیشود.
پیش از این نیز عارف با نائب رئیس مجلس آلمان، خانم رویت دیدار داشت که اظهارات مداخله جویانه رویت با واکنشی از سوی عارف مواجه نشد.
به نظر می رسد فردی مانند عارف که سودای مجلس شورای اسلامی به ویژه نشستن بر کرسی ریاست را در سر دارد، یکی از اساسیترین نکات که عدم خروج از خطوط قرمز نظام است را باید رعایت کند.
انتهای پیام/ب

نام: علی علیه السلام
کنیه: ابو الحسن
لقب معروف: رضا علیه السلام
القاب دیگر: رضی، صابر، ضامن آهو، حمید، فاضل، صدیق
نام پدر: امام موسی بن جعفرعلیه السلام
نام مادر: نجمه خاتون علیها السلام
محل ولادت: مدینه طیبه
تاریخ ولادت: یازدهم ذی القعده سال صد و چهل و هشت هجری
عمر مبارک: پنجاه و پنج سال
مدت امامت: 20 سال
نقش نگین انگشتر: (ماشاء الله لا قوة إلا بالله)
شهادت: آخر صفر سال 203 هجری
علت شهادت: مسمومیّت به واسطهٔ انگور زهرآلود
محل دفن: مشهد مقدس
نام قاتل: مأمون پسر هارون الرشید لعنة الله علیهما.
**************
مقام مادر حضرت رضا علیه السلام
مادر حضرت رضا علیه السلام «اُمّ ولد» بود و «اُمّ البنین» خوانده می شد. نام او «نجمه» بود، حمیده مادر امام کاظم علیه السلام او را خرید، او از بهترین زنان از نظر عقل و دین بود، و از همه بیشتر به صاحبش حمیده، احترام می کرد.
روایت شده: حمیده در عالم خواب، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را دید، آن حضرت به حمیده فرمود: «ای حمیده نجمه را به پسرت موسی بن جعفر علیه السلام ببخش، همانا به زودی پسرت، از او دارای پسری خواهد شد که بهترین مردم روی زمین است.»
حمیده، پس از این خواب، نجمه را به پسرش بخشید[و از آن هنگام نجمه، همسر امام کاظم علیه السلام گردید] هنگامی که حضرت رضا علیه السلام از او متولد شد امام کاظم علیه السلام نجمه را «طاهره» نامید.
**************
ولادت امام رضا علیه السلام
در روز پنجشنبه سال 148 ه امام رضا (عليه السلام ) در مدينه طيبه به دنيا آمد. در ولادت آن حضرت 11 ذى الحجه و 11 ربيع الاول نيز ذكر شده است
پدر آن حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام )، و مادرشان ام البنين نجمه (عليها السلام )است . نام مباركشان على است ، و كنيه آن حضرت ابوالحسن است ، و كنيه خاصشان ابوعلى است
القاب حضرت سراج الله ، نور الهدى ، قره عين المؤ منين ، مكيده الملحدين ، كفو الملك ، كافى الخلق ، رب السرير، رئاب التدبير (به معناى مصلح )، فاضل ، صابر، وفى ، صديق ، رضى
هنگامى كه آن حضرت به دنيا آمد پدرشان حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) دستور دادند فرزندشان را بياورند.
آن حضرت را در پارچه سفيدى پيچيده و به خدمت پدر بردند. آن حضرت در گوش راست حضرت رضا (عليه السلام ) اذان و در گوش چپ آن حضرت اقامه فرمود، و آب فرات به كام مبارك آن حضرت ريخت و سپس او را به مادر مكرمه اش نجمه (عليها السلام ) برگردانيد
تقویم شیعه
شمه ای از فضایل و معجزات حضرت رضا علیه السلام
1) شیخ صدوق به سند معتبر از نجمه خاتون سلام الله علیها مادر ان بزرگوار وایت کرده که فرمود: «چون حامله شدم به فرزندم رضا هیچ وجه سنگینی حمل در خود احساس نمی کردم و چون به خواب می رفتم صدای تسبیح و تهلیل و تمجید حق تعالی را از شکم خود می شنیدم، خائف و ترسان بیدار می شدم و صدایی نمس شنیدم.
چون آن فرزند سعادتمند از من متولد شد دستهای خود را بر زمین گذاشت و سر مطهر خود را به سوی آسمان بلند کرد لبهای مبارکش حرکت می کرد و سخنی فرمود که من نفهمیدم.
2) و نیز شیخ صدوق به اسناد خود، از اباصلت هِرَوی نقل می کند:
هنگامی که حضرت رضا علیه السلام از نیشابور به سوی مأمون لعنة الله علیه حرکت نمود، در راه به نزدیک روستایی به نام «الحمراء» رسید در آنجا یکی از حاضران عرض کرد: «ای پسر رسول خدا، ظهر شد آیا نماز نمی خوانی؟
آن حضرت از مرکب پیاده شد و آب برای وضو طلبید، شخصی گفت: آب در همراه ما و در اینجا نیست، آن حضرت در آن سرزمین، نقطه ای از زمین را با دست مبارکش گود کرد، ناگاه چشمهٔ آبی، آشکار شد، آن حضرت و حاضران از آب چشمه وضو گرفتند و اثر چشمه تاکنون باقی است.
3) ابن شهر آشوب روایت کرده از سلیمان بن جعفری که در خدمت امام رضا علیه السلام بودم در بستانی از آن حضرت، ناگهان گنجشکی مقابل آن حضرت آمد بر زمین نشست و شروع کرد به ضجّه و اضطراب کردن، حضرت به من فرمود: ای فلانی می دانی که این گنجشک چه می گوید؟ گفتم نه. فرمود: می گوید ماری می خواهد جوجه های مرا بخورد، پس بردار این عصا را داخل خانه شو و مار را بکش.
سلیمان گفت: عصا بر دست گرفتم داخل خانه شدم، دیدم که ماری در جولان است، پس آن مار را کشتم
گفتاری دلنشین از امام رضا علیه السلام
1) «والایمان اداء الفرائض و اجتناب المحارم. و الایمان هو معرفة بالقلب و أقرار بالسان و عمل بالأرکان.»
«ایمان یعنی: انجام واجبات؛ پرهیز از گناهان. ایمان یعنی: شناخت قلبی، اقرار به زبان، و عمل به وسیلهٔ اعضاء و جوارح.»
(تحف العقول ص 422)
****
2) شخصی از حضرت امام رضا علیه السلام پرسید: بهترین بندگان کدامند؟
آن حضرت فرمود:«آنانکه وقتی کار نیک کنند، شاد شوند، و هرگاه کار بد کنند، از درگاه الهی طلب امرزس نمایند، و هرگاه نعمتی به آنها عطا شد، سپاس گویند،و وقتی دستخوش بلا شدند، صبر نمایند و هنگامی که خشمگین شدند، گذشت کنند.»
(تحف العقول ص 445)
****
3) «کسی که خود را حسابرسی کند، سود ببرد، و کسی که از رسیدگی به خود غافل شود، زیان ببرد، و کسی که از خدا بترسد، ایمن می شود، و کسی که عبرت بگیرد، بینا شود، و کسی که بینا شود بفهمد، و کسی که بفهمد آگاه شود.»
(بحارالانوار ج78 ص352)
****
4) «بهترین مال، ثروتی است که به وسیلهٔ آن آبروی انسان محفوظ بماند.»
(بحارالانوار ج78 ص352)
****
5) هفت چیز، بدون هفت چیز، یکنوع مسخره کردن خود است؛
1- کسی که با زبان استغفار کند ولی در قلبش پشیمان نیست،
2- کسی که از خدا طلب توفیق می کند،ولی برای بدست آوردن آن کوشش نمیکند.
3- کسی که طلب دوراندیشی کند، ولی رعایت حریم دوراندیشی(تدبیر و احتیاط از لغزش) را ننماید.
4- کسی که از خدا درخواست بهشت کند ولی در برابر سختیها صبر ننماید
5- کسی که از آتش دوزخ به خدا پناه ببرد، ولی هوسهای دنیوی را ترک ننماید.
6- کسی که خدا را یاد کند، ولی به سوی لقایش پیشی نگیرد.
[توجه: در این حدیث به جای هفت موضوع، شش موضوع ذکر شده است.]
(بحارالانوار ج78 ص356)
**************
ماجرای ولایتعهدی حضرت امام رضا (علیه السلام) و دلایل آن
ماه ها از حضور امام علیه السلام در پایتخت حکومتی مامون گذشته بود و پیشنهادات مکرر مامون برای ولیعهدی امام مورد قبول حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) قرار نگرفته بود . و در برخی مواقع پاسـخهای صریح و کوبنده امام به مامون که حاکی از آگاهی ایشان از توطئه های پنهان و پشت پرده مامون بود و باعث برملا شدن آنها می شد خشم و غضب مامون را برمی انگیخت .یک روز که مامون پیشنهاد را از ولیعهدی فراتر برده بود به امام عرض کرد: می خواهم از خلافت کناره گیری کنم و آنرا به شما بسپارم و با شما بیعت کنم. امام علیه السلام در پاسـخ به این دسیسه جدید مامون فرمودند:
«اگر خدا این خلافت را برای تو قرار داده است جایز نیست آنرا به دیگری ببخشی و خود کناره گیری کنی و اگر خلافت از آن تو نیست نمی توانی چیزی را که در اختیار تو نیست به دیگری واگذار کنی.»
بهر حال با تهدیداتی که از سوی مامون صورت می گرفت و با توجه به توطئه های خطرناک فرهنگی موجود امام رضا علیه السلام مجبور به پذیرش ولایتعهدی مامون گردید . که مختصرا" به برخی از دلایل عمده آن اشاره می گردد:
1) جان امام رضا علیه السلام و علویان و دوستان امام بصورت جدی در خطر بود؛
2) وجود امواج فکری و فرهنگی بیگانه در قالب بحثهای فلسفی و ایجاد تردید نسبت به مبادی خداشناسی و اشاعه کفر و الحاد باعث پذیرش ولیعهدی امام گردید چرا که در صورت عدم پذیرش تمام زحمات ائمه گذشته به هدر می رفت و مجددا" نیاز به یک فداکاری و شهادت حیاتبخش دیگری چون صحنه دلخراش کربلا برای شیعه بود تا راه گشای حیات دوباره اسلام شود؛
3) پاسـخ صریح امام به محمد بن عرفه در این خصوص چنین است: همان انگیزه ای که جدم امیرالمومنین (علیه السلام) را وادار به ورود به شورا نمود مرا وادار به پذیرش ولیعهدی نمود؛
4)بنظر علامه مجلسی اگر امام قبول نمی کرد مردم از خلافت ائمه ناامید می شدند و اقرار مخالفان به این موضوع که در خلافت نصیب و بهره دارند اعتبار پیدا می کرد.
انتهای پیام/ب

به گزارش کورنگ به نقل از راه دانا درحالی که شرایط فعلی کشورمان برای برون رفت از مشکلات ناشی از تحریم های ظالمانه و جلوگیری ازخدعه و نیرنگهای (به اصطلاح) پساتحریم مستکبرین عالم و نیز در مسیر تحقق سیاست های راهبردی ومهم اقتصاد مقاومتی نیاز مبرم به حرکات مدبرانه و متعهدانه، هم فکری عمیق و همدلی صمیمی، برنامهسازیهای مناسب، منسجم، کارشناسی شده و دلسوزانه دارد، متاسفانه در مهمترین دستگاه و بنیاد اقتصادی کشور و خط مقدم تقابل اقتصادی با دشمن یعنی وزارت نفت نه تنها در جهت حل مشکلات، ابتکار عملی مشاهده نمی شود، بلکه عالمانه یا جاهلانه در جهت خواست دشمن، که همانا کمک به تاثیرگذاری و دستیابی به اهداف تحریم ها و فلج کردن بخش انرژی کشور می باشد، قدم برداشته شده است.
بطوریکه رویاهای پساتحریم و رویکردهای اخیر وزارت نفت در راستای ناتوان نشان دادن توان داخل و دانش متخصصان داخلی و در محاق بردن اقتصاد مقاومتی است؛ که متاسفانه آقای زنگنه، وزیر نفت حتی نتوانست این ذهنیات خود را مخفی کرده و در برنامه زنده تلویزیونی نگاه یک به صراحت از ناتوانی کشور در سرمایه گذاری و تامین مالی جهت اجرای طرح های توسعه صنعت نفت سخن گفت و اوج ناتوانی مدیریت خود و کشور را به مستکبران و تحریم کنندگان ایران اسلامی اعلام کرد.
این در حالی است که در زمان وزرای سابق نفت طی سال های 90 و 91 یعنی در اوج اعمال تحریمها در شرکت ملی نفت هر سال بالغ بر 20 میلیارد دلار سرمایه گذاری شده است، اما در طی دو سال اخیر و در زمان وزارت آقای زنگنه سرمایه گذاری در وزارت نفت به یک چهارم تقلیل پیدا کرده است. لذا امروز جسم نحیف و رنجور و مهمتر از آن مغز معیوب و کوچک بزرگترین نهاد اقتصادی کشور، نیاز مبرم و فوری به درمان دارد.
بررسی عملکرد دو ساله اخیر وزیر نفت سندی گویا از این مدعاست که دلسوزان نظام اسلامی اعم از دولت و مجلس شورای اسلامی میبایست به سرعت و بدون هرگونه مماشات و در جهت جلوگیری از تضییع منافع ملی، به این مهم رسیدگی کنند تا در منظر خداوند و آیندگان، متهم به غفلت و کوتاهی در امور کشور در این برهه حساس از تاریخ نشوند و لااقل هم اکنون از پشیمانیها و افسوسهای آینده جلوگیری کرد.
صرفا با نگاهی واقع بینانه به عملکرد دو ساله فعلی و هشت ساله سابق صدارت آقای زنگنه، به عینه مشاهده میشود که وی سرباز جبهه صلح و آرامش، آن هم از نوع نشستن بر سر سفره شرکتهای خارجی برای حل مشکلات داخلی بوده نه سرباز معتقد به مبانی اقتصاد مقاومتی برای خروج از وضعیت بحران فعلی. بحرانی که برون رفت از آن نیازمند بکارگیری مولفه های مدیریتی ویژه است (مراجعه گردد به عملکرد هشت ساله صدارت ایشان در میدان دادن به کلکسیونی از شرکتهای خارجی چون استات اویل، انی، شل، بی پی و ... و نتیجه عملکرد آنها که خود حدیثی است مفصل از بی تدبیری و فرصت سوزی!!!)
یکی از مهمترین مولفههای مدیریت جهادی بر مبنای اقتصاد مقاومتی اتکا به کار کارشناسی دقیق و اعتماد به کارشناسان مجرب داخلی است و نقطه مقابل آن خود رأیی است که متأسفانه در مورد آقای زنگنه صادق است. تغییر ساختار وزارت نفت در دوره قبلی صدارت ایشان یکی از مصادیق بسیار مهم آن میباشد؛ ساختاری که با تغییر آن توسط آقای زنگنه، نهال بیتدبیری و فساد در تصمیمسازی و تصمیم گیری کاشته شد.
حداقل نتیجه آن، چند برابر شدن هزینهها، تداخل وظایف و اختیارات درون وزارت نفت و علی الخصوص شرکت ملی نفت بوده است؛ به علاوه از دل همان ساختار مریض، مفاسد بزرگی همچون قرارداد کرسنت و بلکه کرسنتهای نهان و آشکار دیگر به وجود آمد که البته کماکان ادامه دارد؛ مجلس شورای اسلامی وقت نیز در رسیدگی به آن کوتاهی کرد و این ننگ در تاریخ صنعت نفت و مجلس برای همیشه ماندگار شد.
صرف نظر از مخالفان فراوانی که در بین کارشناسان خبره نفتی در خصوص نامزدی مجدد آقای زنگنه در زمان معرفی کابینه دولت به مجلس در دوره اخیر وجود داشت و صدای آنان به جایی نرسید؛ اما با تأمل در نظر موافقان محدود که بلندگو ها را در اختیار داشتند، در می یابیم که اغلب موافقان دوره اخیر وزارت او، هر روز به رنگی خود را نمایان ساخته و همگی بر این نکته اذعان داشته اند که زنگنه گزینه مناسبی برای وزارت نفت است چون تغییر کرده و دیگر اشتباهات قبل را تکرار نمی کند!!! (مراجعه شود به مذاکرات ومصاحبههای زمان رای اعتماد).
معلوم نیست این نظر از کجا بر آنها ثابت شده بود!!! اما از این نوع اظهار نظرهای موافقان ایشان هم به خوبی استنباط میشود که آنها هم فعالیتهای قبلی وی را تایید نکرده و چون احساس تغییر و ندامت را در زنگنه ملاحظه نموده اند، نظر مثبت به ایشان پیدا کرده اند. اما امروز پس از گذشت دو سال ، بیلان عملکردی در وزارت نفت یعنی بزرگترین بنگاه اقتصادی کشور، تایید کننده همان رفتار سابق و خطاهای گذشته و بلکه فاجعه آمیزتر از گذشته است و ادامه این روند، بخش انرژی کشور را با مخاطرات جدی مواجه خواهد ساخت که خسارات آن بعضا غیر قابل جبران خواهد بود.
تاکید می گردد پنهان شدن در پشت حربه تحریم ها ونبود منابع مالی به هیچ عنوان پذیرفته شده نیست چرا که تجربه هشت سال دفاع مقدس و وجود تحریم ها فلج کننده در آن زمان به زعم دشمن، وبمبارانهای مستمر تاسیسات نفتی نتوانست صنعت نفت و کشور را از در آمد های نفتی بی بهره کند، چرا که وجود عزم و اراده و خود باوری ، سا ختار چابک و مدیران معتقد سبب شد که از تمام گردنه های سخت عبور کرده و هم اکنون نیز با وجودسر مایه های مادی و معنویی بی بدیل وزارت نفت، اعم از منابع انسانی ممتاز، منابع ابزاری گسترده و کار آمد ، می توان با تغییر در نگرش فعالیت ها واصلاح اهداف و فرآیندها ، در تولید ثروت ، وتامین منابع مالی طرح ها وپروژه ها اقدامات موثری کرد که فعلا جای سخن آن در این مختصر کلام نیست که اگر نیاز به توضیحات در این باره باشد سخن بسیار، و مقاله ای جدا گانه می طلبد.
لذا در ذیل به بخشی از مشکلات که بدلیل عدم درایت و نا کار آمدی مسئولین فعلی وزارت نفت ایجاد گردیده در قالب چند محور : شامل منابع انسانی، انتصابات، عدم تصمیم گیری برای طرحهای بلاتکلیف، مباحث توسعه، منفعل ماندن در برابر مشکلات بخش بالادستی نفت و گاز در صنعت نفت اشاره میگردد:
الف) بخش منابع انسانی در وزارت نفت
با توجه به چشم انداز توسعه صنعت نفت به ویژه در بخش بالادستی و نظر به این مهم که ایران هم اکنون حائز رتبه اول جهانی در ذخایر توامان نفت و گاز است، تربیت نیروی انسانی جوان و متخصص ترجیحا با تحصیلات بالا و به ویژه در ردههای کارشناسی به منظور توسعه میادین نفت و گاز و تکمیل زنجیره ارزش در بخش پالایش نفت و گاز و پتروشیمی یکی از اولویتهای اساسی در وزارت نفت است، اما متاسفانه در طی دو سال اخیر با سیاستهای قهری و غیرکارشناسی وزیر نفت، تصمیماتی خلاف رویههای کارشناسی مانند موارد ذیل اتخاذ شده است.
1- حذف یکباره چندین هزار سمت در ردههای مختلف شغلی تا سطح سرپرستی از شرکتهای اصلی عملیاتی و ستادی وزارت نفت بدون بررسی کارشناسی مدون و اخذ نظرات خبرگان صنعت.
اصولا برای انجام چنین اقدام مهمی ابتدا با یک بررسی علمی و ساختاری همه جانبه، نیاز و یا عدم نیاز به این سمتها می بایست احراز گردد و سپس تصمیم نهایی اتخاذ شود که متاسفانه با اهداف نامعلومی و به صورت دستوری و بدون توجه به عواقب سوء آن تعداد قابل توجهی از سمتهای مزبور حذف شدهاند.
برخی عواقب حذف غیرکارشناسی این سمتها به شرح زیر است:
- عدم امکان استخدام نیروهای جوان و با استعداد علیرغم نیاز آتی صنعت نفت در بخش بالادستی برای پایداری تولید نفت و گاز.
- جذب متخصصان با استعداد و با انگیزه و نخبه کشور توسط شرکتهای خارجی خصوصا کشورهای همجوار.
- وابسته کردن صنعت نفت در میان مدت و دراز مدت به متخصصین خارجی.
- تعداد قابل توجهی از متخصصین جوان و نخبه وزارت نفت و شرکتهای اصلی آن از چندین سال قبل جهت ادامه تحصیل به دانشگاههای خارج از کشور رفته و هم اکنون در مرحله بازگشت به کشور هستند. متاسفانه سمتهای این کارمندان رسمی حذف شده است. این خود پیام روشنی است به آنها که کشور به شما نیازی ندارد و لازم نیست که دیگر به کشور باز گردید!!!!
- تعدادی از شاغلین دانشگاه صنعت نفت جهت ادامه تحصیل در دانشگاههای خارج و داخل بورس شده بودند که اخیرا بورس آنها لغو و به کاریابی معرفی شدند. برخی از آنها مجبور به ترک محل تحصیل خود شده و جهت کاریابی در داخل کشور سرگردان و بلاتکلیف گشتهاند.
- بلاتکلیف و سرگردان شدن بسیاری از کارمندانی که مراحل پایانی استخدام و یا انتقال خود را گذراندهاند ولی به یکباره و بدون اطلاع قبلی، سمت های جدیدی که قرار است تصدی کنند، حذف شده است. جالب آنجاست که مسئولین نیروی انسانی بدلیل بی اطلاعی، پاسخ قانع کنندهای برای ذینفعان نداشتهاند.
2- ممنوعیت هر نوع استخدام، طی بخش نامه رسمی وزیر نفت. این مسأله بدون در نظر گرفتن امکان تولید نفت و گاز حداقل تا نیم قرن آینده و نیاز به نیروی انسانی برای تحقق آن بوده است که خود گواهی بر فقدان چشم انداز برای نیاز نیروی انسانی صنعت نفت میباشد.
3- بالا بردن سن بازنشستگی از 60 سال به 65 سال و قابل ارتقاء به 70 سال. این بخشنامه عمدتا با هدف حذف سیاسی مدیران متخصص دارای سوابق اجرایی و تحصیلی و مدیریتی بالا آن هم به جرم خدمت به کشور در سالهای گذشته صادر شده است. در عوض بکارگیری مجدد افراد بازنشسته ناکارآمد و وابسته به جریان سیاسی و فکری موافق خود در دستور کار قرار گرفته است. البته وزیر نفت در حالی سخن از تربیت مدیر در طی پنج سال آینده سخن می گوید و بخشنامه صادر می کند که در طی دوسال اخیر تعداد قابل توجهی از مدیران صاحب تحصیلات مرتبط، دارای تجارب ارزنده در بدنه صنعت نفت وکار آمد را که عمدتا دارای سن 40 تا 50 سال بودند با بی تدبیری هرچه تمام تر از سمت های مدیرتی حذف و منزوی کرده است ولی از طرفی وزیر نفت به ظاهر و جهت فریب افکار عمومی از تربیت مدیران با سن 40 سال سخن می راند!!!!
4- پیری و ناتوانی جسمی بیش از حد اغلب مدیران منصوب شدهی فعلی که منجر به ناکارآمدی و بی انگیزگی نیروی انسانی در این صنعت عظیم و در این برهه حساس شده است.
5- اصولا معاونت منابع انسانی وزارت نفت به دلایل متعدد از جمله دستورات قهری وزیر و تفویض اختیار این معاونت به قائم مقام خود به طور کلی ناکارآمد شده است.
6- با توجه به کاهش کار و عدم تدوین برنامه های فعال متناسب با وضعیت فعلی صنعت نفت بویژه در شرکتهای اصلی، نیروی انسانی از رکود و بیکاری مفرط رنج میبرد. این مسأله آفت و چالشی جدی برای آینده است.
7- علیرغم خروج کارشناسان بازنشسته از صنعت نفت طی دو سال اخیر، هیچگونه اقدام عملی برای تربیت نیروی انسانی انجام نشده است. این در حالی است که بخش قابل توجهی از نیروهای توانمند و متخصص صرفا به دلایل سیاسی از گردونه کار موثر حذف و یا سرگردان شدهاند.
8- تصویب مصوبه فوقالعاده تخصصی شغل در هیات مدیره شرکت ملی نفت و تعمیم آن به کل نیروهای رسمی و پیمانی وزارت نفت، توسط آقای زنگنه بدون کار کارشناسی که موجب کاهش فاصله دریافتی حقوق و مزایا بین نیروهای شاغل در مناطق غیرگرمسیر و غیر عملیاتی با مناطق گرمسیر عملیاتی شده است. هم اکنون و با گذشت زمان کوتاهی از اجرای این مصوبه، نتایج آن در رشد سریع مهاجرت معکوس نیروی انسانی متخصص به سمت مناطق غیرگرمسیر و غیر عملیاتی برخوردار قابل مشاهده است. این امر قطعا میتواند در روند تولید نفت در این شرایط حساس، تاثیر منفی گذاشته و آینده مناطق عملیاتی را با مخاطره جدی مواجه سازد. لازم به ذکر است که اعتراضات کارشناسی به این مصوبه تاکنون نتیجه بخش نبوده و گویا گوش شنوایی وجود ندارد. مستندات این اعتراضات موجود است.
ب) انتصابات در وزارت نفت
به دلیل حذف گسترده مدیران کارآمد، متخصص، فنی و ولایتمدار به دلایل سیاسی، متاسفانه عمده انتصابات در شرکتهای اصلی و فرعی تابعه وزارت نفت فاقد کارایی لازم جهت راهبری زنجیره ارزش صنعت نفت گردیده است که در زیر به برخی موارد اشاره می شود:
1- بکارگیری گسترده بازنشستگان دارای سن بالای 60 سال و بعضا تا مرز 70 سال.
2- ناتوانی جسمی مدیران کلیدی در حوزه های ستادی و شرکتهای اصلی به دلیل کهولت سن.
3- عدم توانایی در تصمیم گیری به دلایل فردی و اعمال نظر دستوری توسط شخص وزیر نفت.
4- عدم برنامه ریزی و اعمال مدیریت صحیح در راهبری بخشهای مختلف صنعت نفت بویژه در شرایط تحریم.
5- عدم توانایی در مدیریت اجرایی بخشهای بالادستی در شرکت ملی نفت، شرکت پتروشیمی و پالایشگاههای نفت در حوزه شرکت ملی پالایش و پخش، بویژه مدیریت ضعیف در اداره فنی پالایشگاههای اراک، آبادان و بندرعباس که منجر به کاهش خوراک نفتخام و بروز حوادث پیاپی در آن پالایشگاهها گردیده و بعضا باعث تعطیلی و یا کاهش تولید بنزین شده است.
6- ضعف شدید مدیریت در تخصیص منابع مالی و توزیع نامناسب بودجه عملیاتی شرکتها بطوری که اکثر پروژههای مهم متوقف شده و طلب پیمانکاران رو به فزونی است.
7- ضعف شدید در برنامه ریزی کلان و عملیاتی در وزارت نفت و علی الخصوص شرکت ملی نفت بعنوان کلیدیترین معاونت وزیر. به مثالهای زیر توجه کنید:
مدیر برنامه ریزی تلفیقی شرکت ملی نفت با گذشت دو سال از زمان بازنشستگی، کارایی خود را از دست داده و این شرکت را با مشکلاتی رو برو نموده است. همچنین معاون برنامه ریزی وزیر نفت بدلیل مسن بودن، نداشتن تخصص لازم در امر برنامه ریزی و عدم آشنایی کافی با بخشهای مهم صنعت نفت به ویژه بخشهای بالادستی و پالایشگاهی، نتوانسته ایده جدیدی متناسب با مشکلات ارائه نماید، لذا فاقد صلاحیت لازم برای تصدی این سمت است.
8- برخی مدیران ارشد وزارت نفت حتی در سطح معاون وزیر به عضویت هیئت مدیره شرکتهای خصوصی در آمدهاند که این موضوع مغایر با مقررات بوده و مفاسد متعددی را به دنبال خواهد داشت. وزیر نفت علیرغم علم به این موضوع تا کنون اقدامی نکرده است.
ج) ناتوانی در تصمیمگیری جهت واگذاری طرحهای بلاتکلیف به بخش خصوصی و به تبع آن تضعیف سیاستهای اقتصاد مقاومتی
در شرایط سیطره تحریمهای ظالمانه استکبار جهانی که تنها راه غلبه بر آن پیادهسازی سیاستهای اقتصاد مقاومتی و مردمی کردن اقتصاد است، متاسفانه طی دو سال اخیر در وزارت نفت هیچ اقدام قابل توجهی صورت نگرفته است. در زیر به مواردی از کم کاریها اشاره میگردد.
1- در صنعت پتروشیمی فقط 68 طرح نیمهتمام با پیشرفت فیزیکی حدود 10 درصد وجود دارد که طی دو سال اخیر هیچ اقدام جدیدی در راستای سرمایهگذاری آن طرحها انجام نگرفته است. این مساله بیانگر عدم توفیق در واگذاری این طرحها به بخشهای خصوصی میباشد.
2- پتروشیمی دماوند که ساخت آن جهت تامین یوتیلیتی بیش از 10 واحد پتروشیمی (که برخی از آنها پیشرفت قابل توجهی دارند) برنامه ریزی شده بود، یکی از اولویت های اساسی پتروشیمی است. متاسفانه علیرغم گذشت حدود دو سال از شروع بکار دولت جدید، این واحد پتروشیمی که حدود 4 میلیارد دلار سرمایهگذاری نیاز دارد، معطل مانده بطوریکه نه وزارت نفت خود سرمایهگذاری میکند و نه به بخش خصوصی واگذار مینماید. با ادامه روند موجود، بیبرنامگی مفرط تهدیدی جدی برای سرمایهگذاریهای انجام شده میباشد، زیرا بدون تامین خدمات و امکانات فنی پشتیبانی، امکان شروع به کار واحدهای پتروشیمی مزبور وجود ندارد و این مسأله به تعطیلی آنها منجر خواهد شد.
3- میل به انحصار و اعطای رانت به شرکتهای وابسته خاص در صدور مجوزهای ساخت و تخصیص خوراک واحدهای پتروشیمی یکی از اقدامات تامل برانگیز وزارت نفت است. متاسفانه وزارت نفت و معاونت برنامه ریزی در اقدامی تامل برانگیز و بر خلاف کلیه رویه های کارشناسی و نیز بر خلاف ضوابط مربوط به نحوه صدور مجوز و با لابی آقای نعمت زاده (وزیر صنعت، معدن و تجارت) و همدستی شخص وزیر نفت و عاملیت اجرایی معاون برنامه ریزی وزیر (آقای معظمی)، موافقت اصولی تخصیص خوراک 15 میلیون متر مکعب گاز طبیعی به عنوان خوراک جهت احداث چندین واحد پتروشیمی اوره و آمونیاک به یک شرکت خاص داده شده و با ایجاد این رانت و انحصار، عملا تقاضاهای تعداد زیادی از شرکتهای توانمند بی پاسخ مانده و به آنها گفته شده که به آن شرکت خاص مراجعه کنند.
در صورتی که وزارت نفت میتوانست برای این طرح بزرگ در چابهار فراخوان عمومی بگذارد ولی متاسفانه برای این شرکت خاص رانت ایجاد نمودند. شایان ذکر است که در دوره خدمت وزیر دولت قبل، شرکت پتروشیمی با یک برنامه ریزی دقیق قرار بود که برای احداث واحدهای قطب جدید پتروشیمی در چابهار و تخصیص خوراک از طریق فراخوان عمومی عمل کند. اگرچه فشارهای شخص آقای نعمت زاده و لابی ایشان در زمان دولت دهم موثر واقع نشد، ولی به نظر میرسد که هم اکنون مرکز فرماندهی و تصمیمگیری وزارت نفت و شرکت پتروشیمی در اتاق آقای نعمت زاده شکل گرفته است. این مسأله نیازمند ورود سریع تحقیق و تفحص مجلس و بازرسی قوه قضائیه برای احیاء حقوق ملت میباشد.
4- اخیرا در یک اقدام تامل برانگیز تعداد قابل توجهی از شرکتهای مشمول واگذاری مربوط به زیر مجموعه شرکتهای اصلی نفت و گاز و پالایش و پخش با مصوبه دولت یازدهم از فهرست واگذاریها حذف شدهاند. این اقدام با واکنش برخی کمیسیونهای تخصصی مجلس روبرو شده و به نظر میرسد خلاف سیاستهای اقتصاد مقاومتی مورد تاکید مقام معظم رهبری است.
5- در دو سال اخیر به دلایل سیاسی برخی شرکتهای داخلی خصوصی توانمند و صاحب سرمایه از حضور و مشارکت در طرحهای توسعه صنعت نفت منع و یا محروم شدهاند که این نیز خلاف سیاستهای اقتصاد مقاومتی است. متاسفانه برای برخی شرکتهای خاص رانت ایجاد شده است.
6- متاسفانه در یک توزیع نامناسب و برخلاف توان و ظرفیت واقعی صندوق بازنشستگی صنعت نفت، تلاش میشود که برخی طرحهای توسعه صرفا به دلایل سیاسی (و نه صرفه و صلاح صندوق) به صندوق نفت واگذار شود.
7- یکی از اشتباهات جدید وزارت نفت بکارگیری دکلهای خارجی و در عوض حذف دکلهای ایرانی از چرخه حفاری است که شرکت حفاری شمال یکی از نمونههای آن است.
د) توسعه در صنعت نفت
بطور کلی طی دو سال اخیر نه تنها هیچ طرح توسعه و سرمایهگذاری جدیدی شکل نگرفته بلکه غالب پروژههای کارشناسی شده و مصوب و مهم صنعت نفت نیز متوقف شده است. مثل خلع ید پیمانکار ایرانی مرزیترین و حساسترین فاز پارس جنوبی یعنی فاز 11.
ناگفته نماند تمام طرحهایی که در خلال این دو سال اخیر راهاندازی شده است، طرح هایی بودهاند که به هنگام روی کار آمدن دولت یازدهم در مراحل نهایی قرار داشتهاند. ضمنا طرحهای راه اندازی شده میتوانست در همان آغاز دولت یازدهم راهاندازی گردد، نه اینکه تعمداً با اهداف مشخصی زمان راه اندازی را به تعویق بیندازند تا شاید عملکرد دولتهای نهم و دهم به حساب دولت یازدهم نوشته شود. برای مثال میتوان به افتتاح فاز 12 پارس جنوبی و نیز ارتقاء پالایشگاه شازند اراک اشاره کرد.
اینک در ذیل به آخرین وضعیت توسعه و سرمایهگذاری در شرکتهای اصلی تابعه وزارت نفت اشاره می شود.
1) شرکت ملی پالایش و پخش
پالایشگاههای نفتی کشور طی دو سال اخیر به لحاظ فنی، مدیریتی و رگولاتوری همواره با چالشهای متعددی روبرو بودهاند که در ذیل به چند مورد آن اشاره میشود:
- حوادث مرگبار پیاپی در مدرنترین پالایشگاه نفتی کشور یعنی پالایشگاه شازند اراک که متاسفانه منجر به مسمومیت و از دست دادن جان تعدادی از پرسنل وزارت نفت شد، حاکی از ضعف شدید مدیریتی و نظارتی در این پالایشگاه میباشد. از تبعات و عوارض آن میتوان به توقف متوالی پالایشگاه و کاهش تولید بنزین اشاره کرد که این امر در مقایسه با سنوات گذشته بیسابقه است. البته پالایشگاه آبادان نیز دچار حادثه مشابه شده است.
- بنا به دلایل غیرفنی و عدم توان برنامه ریزی صحیح در پالایشگاههای آبادان و بندرعباس، خوراک نفت خام بصورت تکلیفی کاهش داده شده است. سهم پالایشگاه آبادان از این کاهش حدود 150 هزار بشکه در روز میباشد، بطوری که نتیجه این اتفاق نادر کاهش تولید بنزین در کشور بوده است. از طرفی با اعمال سیاستهای غلط نحوه استفاده از سهمیههای باقیمانده در کارتهای سوخت و سایر عوامل مصرف بنزین روند فزاینده ای بخود گرفته است و نتیجتا در این شرایط حساس روند واردات بنزین نیز افزایش یافته است.
- وزارت نفت در طی دوسال گذشته نتوانسته است که حتی یک فاز از سه فاز پالایشگاه ستاره خلیج فارس را راهاندازی نماید تا کشور گرفتار خسارات ناشی از واردات بنزین نشود.
- طرحهای توسعه و تولید بنزین و بهینه سازی پالایشگاههای آبادان و اصفهان و بندرعباس همچنان شروع و یا مورد بهره برداری قرار نگرفتهاند. این مسأله بیانگر بیتدبیری و عدم اعتقاد به توسعه پالایشگاههای داخلی است.
- شایان ذکر است که برنامه ساخت پالایشگاه آناهیتا در کرمانشاه که مصوبه سفر مقام معظم رهبری در آن استان است، همچنان مورد حمایت و پیگیری وزیر نفت قرار نمیگیرد. همچنین روند توسعه پالایشگاه نفت سنگین هرمز که به دلیل نوع نفت سنگین در آینده، استراتژیک و مهم میباشد، مورد بیتوجهی و عدم پیگیری شخص وزیر نفت است.
2) شرکت ملی نفت
بزرگترین و مهمترین طرحهای سرمایهبر و درآمد زا در حوزه بالادستی بوده و مربوط به وظایف شرکت نفت میباشد. بر اساس برنامه های مدون و اولویتدار سالیانه باید 30 تا 40 میلیارد دلار سرمایهگذاری گردد. البته عمده این سرمایهگذاریها مربوط به توسعه و یا نگهداشت و افزایش تولید از میادین مشترک است. سرمایهگذاری و اجرای این طرحهای مهم و استراتژیک مستلزم اعتقاد راسخ و عملی به سیاستهای اقتصاد مقاومتی، استفاده حداکثری از توان داخل، تامین مالی و مدیریت هوشمند و کارآمد است. عواملی که باعث شده طی دو سال گذشته وزارت نفت عملا در انجام طرحهای اولویتدار توسعه و تولید عاجز گردد، به شرح ذیل میباشد:
- نگاه معطوف وزیر نفت به توان خارج از کشور و امید واهی به حضور اثربخش سرمایهگذاران خارجی:
وزیر نفت به اشکال مختلف و با رویکردهای تامل برانگیز منفعلانه خود اذعان میکند که اگر تحریمها برداشته نشود، توسعه صنعت نفت عملی نیست و سرنوشت صنعت نفت را در گرو نتایج مذاکرات هستهای میداند. آنچه مشهود است این است که آقای زنگنه توانایی لازم برای راهبری صنعت نفت بویژه در بخش بالادستی نفت و گاز را در شرایط تحریم و حتی پس از آن ندارد. شاهد این مدعا فرصتسوزی در دو سال اخیر و ناکارآمد و منفعل بودن اغلب مدیران منصوب شده ایشان و نداشتن ایده لازم برای برون رفت از مشکلات است.
- ناتوانی در تامین منابع مالی و چشم داشتن به روشهای معمول و عدم اراده لازم جهت استفاده از توان داخل برای جذب سرمایهگذاری:
وزیر نفت با فرصت سوزی هرچه تمامتر، طرحها و پروژههای مهم و اولویتدار نفت و گاز در بخشهای بالادستی را جهت اجراء برای سرمایهگذاران خارجی در قالب بستههای سرمایهگذاری رزرو کرده است بطوری که برای چندمین بار وزارت نفت قصد دارد این طرح ها را در لندن ارایه کند ولی هر بار با ممانعت خارجیها روبرو میشود. این در حالی است که وزیر نفت تاکنون حاضر به معرفی این طرحها به سرمایه گذاران داخلی نشده است.
وزیر نفت بر این باور است که مشکل صنعت نفت صرفا مدیریتی است و نه مالی و ایشان مدعی است که در کشور مشکل منابع مالی نداریم. اما سوال اساسی اینجاست که با روی کار آوردن باصطلاح ژنرالهای بازنشسته و با سپری شدن دو سال، چرا هیچ توفیقی در تامین مالی و سرمایهگذاری جهت اجرای طرحهای جدید نداشته است؟
- ضعف شدید در مدیریت کلان و بیتدبیری شخص وزیر نفت در شرایط تحریم و ناکارآمد بودن اغلب انتصابات بویژه در شرکتهای عملیاتی و ستاد شرکت ملی نفت:
مطابق اعتراف برخی مدیران ارشد وزارت نفت، تصمیمات دستوری و فاقد کارشناسی وزیر نفت منجر به انفعال، عدم تصمیمگیری و پاسخگو نبودن آنها شده است، بطوریکه آنها دیگر قادر نیستند از عملکرد خود دفاع کنند.
هـ) اهم مشکلات و عملکرد دو سال اخیر وزیر نفت در بخشهای بالادستی نفت و گاز
بر اساس اسناد بالادستی از جمله سند چشمانداز، قانون برنامه پنجم توسعه، قانون اصلاح قانون نفت، وظایف و اختیارات وزارت نفت، سیاستهای اقتصاد مقاومتی و سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری در بخش نفت و گاز، مهمترین اولویت توسعه میادین مشترک است. متاسفانه در طول دو سال اخیر هیچ اقدام قابل توجهی در این خصوص صورت نگرفته است بطوری که از 10 سال گذشته تاکنون کمترین نرخ رشد سرمایهگذاری برای توسعه میادین مشترک مربوط به دو سال اخیر بوده است. آقای زنگنه مدعی است که دو میدان پارس جنوبی و آزادگان مورد توجه ویژه او است، که ذیلا به نقد آن اشاره میگردد.
میدان مشترک پارس جنوبی
- از دو سال پیش تاکنون هیچ اقدام قابل ملاحظهای در خصوص توسعه مهمترین فاز یعنی فاز 11 میدان گازی پارس جنوبی که مرزی ترین فاز با کشور قطر میباشد صورت نگرفته است و معلوم نیست که به چه دلیلی طی دو سال اخیر فرصتسوزی شده است.
- با روی کار آمدن دولت یازدهم به دستور کتبی شخص آقای زنگنه، قرارداد مهم توسعه فاز 11 پارس جنوبی که با شرکت (داخلی) پتروپارس منعقد شده بود، یکطرفه لغو شده و جایگزینی هم برای آن مشخص نگردید. گویا منتظر بیگانگان هستند!!!
- فاز 12 که با پیشرفتی بیش از 95 درصد به دولت فعلی تحویل داده شده بود، با تاخیری معادل یکسال و نیم به بهره برداری رسید که خود جای بسی تعجب است!!!
- با گذشت دو سال از صدارت آقای زنگنه، تولید از مخزن (لایه) مشترک نفتی پارس جنوبی به مرحله اجرا در نیامده است. علت این امر عدم حمایت و ضعف شدید مدیریتی شرکت ملی نفت در این حوزه کاری و احتمالا رزرو کردن این میدان برای خارجی هاست!!! این در حالی است که تمام حفاری های این مخزن که قسمت مهم و عمده سرمایهگذاری و توسعه را شامل میشود، در دولت گذشته توسط شرکت پترو ایران انجام شده بود. کشور رقیب (قطر) هماکنون با حداکثر توان از این مخزن در حال بهرهبرداری و تولید نفت میباشد. قابل ذکر است با توجه به پیشرفت قابل توجه توسعه این مخزن، زمان دو سال برای به تولید رساندن این مخزن زمان کمی نیست و شخص وزیر نفت باید پاسخگو باشد.
میدان مشترک آزادگان
این میدان مشترک که در صدارت هشت ساله قبلی جناب زنگنه و ژنرالهای من در آوردی او هیچ گونه اولویتی نداشت و در دولت پس از ایشان مورد توسعه قرار گرفت و به میزان 50 هزار بشکه در روز به تولید آمده و با این میزان تولید تحویل دوره اخیر صدارتی آقای زنگنه گردید. به دلیل بی تدبیری و سوء مدیریت در طی این دو سال، تولید آن به 25 هزار بشکه در روز (تولید کنونی) کاهش یافته است.
این در حالی است که ایشان پس از روی کار آمدن اخیرشان (در این کمبود منابع مالی!!!! البته به تعبیر آقای زنگنه) در حرکتی تامل برانگیز، شرکت چینی متولی توسعه مخزن را به یکباره خلع ید نمود. توسعه میدان آزادگان جنوبی بصورت غیریکپارچه و نامتوازن به دست پیمانکارانی افتاده که تخصص سوابق بخش بالادستی را نداشته و عملکرد ضعیف آنها برای کارشناسان دلسوز نفتی چون روز هویداست. این بدان معناست که به دلیل مدیریت نادرست و غیر مدبرانه وزارت نفت، در یک میدان مشترک و استراتژیک بجای اینکه تولید روز به روز افزایش یافته و سهم الشرکه ایران بالا برود، کاهش شدید یافته که نتیجه ای جز هرز رفت منافع و منابع ملی نداشته است.
قابل ذکر است خلع ید شرکت چینی سی-ان-پی-سی از میدان آزادگان جنوبی در حالی صورت گرفته که همین شرکت محصول فعالیت های دولت قبل است و در حال حاضر طرح توسعه میدان آزادگان شمالی را تقریبا تمام کرده و به تولید آوردن آن مراحل نهایی خود را طی می نماید. همچنین این در حالی است که یک شرکت چینی دیگر بنام ساینوپک با عملکردی نسبتا مناسب بزودی توسعه میدان یادآوران را که توسط دولت قبل انجام شده بود، به اتمام میرساند.
لازم به ذکر است هم اکنون پس از گذشت 5/1 سال از فعالیت شرکت متن بر بخش جنوبی میدان آزادگان، تاکنون نتوانسته است حتی یک قطره نفت از چاههای حفاری شده تولید نماید. به نظر می رسد مدیریت وزارت نفت و شرکت متن خیلی نگران تولید از این میدان نیستند و تنها به فکر امور سطح الارضی و نمایشی و برپا کردن دکل بر روی میدان می باشند. جالب تر آنکه تعداد قابل توجهی از چاه هایی که دکل حفاری بر روی آنها مستقر شده است به دلیل آنچه کمبود گل و کالای حفاری نامیده می شود و هیچ ارتباطی نیز به تحریمها ندارد معلق شده و بی آنکه به هدف مخزنی برسد رها شده اند.
لازم به ذکر است که در طرح جدید شرکت متن توسعه میدان را تنها در بخش حفاری دیده است و کار حفاری را به شرکت پدکس، شرکت ملی حفاری، معاونت حفاری مناطق نفتخیز جنوب واگذار کرده که خود نیز بدلیل عدم تامین منابع مالی دارای مشکلات عدیدهای در تکمیل چاه ها هستند.
جای بسی تاسف است که وزارت نفت پس از خلع ید شرکت چینی بجای اینکه از تمام توان فنی- مهندسی- عملیاتی موجود در بدنه صنعت نفت برای توسعه اصولی و علمی و هرچه زودتر میدان مشترک و مهم آزادگان استفاده کند، تمام اختیارات را به دست شرکت متن (که در بخش بالادستی تقریبا فاقد نیروی متخصص و با تجربه لازم است، و کار واسطه گری انجام میدهد) داده است.
شرکت متنی که فرزند تامل برانگیز وزیر کنونی و از شرکتهای من درآوردی صدارت قبلی ایشان به حساب می آید. عملکرد ضعیف چند ساله این شرکت نیازی به تعبیر و تفسیر برای کارشناسان نفتی کار آشنا ندارد. برای مثال، عملکرد تامل برانگیز این شرکت در طرح توسعه میادین واقع در خلیج فارس از جمله سروش و نوروز، طرح توسعه 8 میدان نفتی بزرگ کشور، طرح توسعه میدان مسجد سلیمان و سایر طرح های سطح الارضی را میتوان نام برد.
بطور خلاصه می توان بخشی از مشکلات مترتب بر توسعه میدان آزادگان در مدیریت فعلی آقای زنگنه را به شرح زیر برشمرد:
1- عدم تولیدی کردن حتی یک حلقه چاه پس از چاه آزادگان 24 که در دولت قبلی انجام پذیرفت.
2- رها کردن چاههای حفاری شده با صرف میلیونها دلار بدون برنامه مهندسی شده تولید از آنها.
3- عدم مدیریت صحیح چاه های قبلی که در مجموع با دبی50 هزار بشکه در روز در مدار تولید بودند و هماکنون به دلیل عدم مدیریت صحیح، دبی میدان تا کمتر از 25 هزار بشکه در روز کاهش یافته است.
4- طراحی و اجرای بیش از 80 درصد طرح توسعه بر اساس طرح چینی که توسط آقای وزیر خلع ید گردیده بود. اگر منافعی نیز در خلع ید شرکت چینی متصور بود، اصلاح آن طرح بود که متاسفانه انجام نپذیرفت. از اینجا مشخص میشود این خلع ید، سیاسی بوده است تا فنی.
5- عدم توجه به توسعه همه جانبه تمام لایه های مخازن هیدروکربوری (لایه های ایلام ، تابور، خلیج و...).
6- عدم بکارگیری حداکثر توان فنی- مهندسی- عملیاتی موجود در کشور در امر توسعه میدان علی الخصوص شرکتهای مهم فلات قاره و مناطق نفت خیز جنوب.
7- عدم استفاده از ظرفیت سطح الارضی و فرآورشی موجود در منطقه برای تولید سریعتر و حداکثری از میدان بدلیل مرزبندیهای ساختاری ایجاد شده توسط وزیر در دوره 8 ساله قبل.
8- عدم توجه به مسایل زیست محیطی و صدمه زنی جبران ناپذیر به تالاب هورالعظیم توسط مدیریت غیراصولی انجام شده.
میادین مشترک تولیدی شرکتهای فلات قاره و نفت مرکزی
برنامه های نگهداشت و اکثر برنامه های افزایش تولید از میادین مشترک تولیدی واقع در شرکت نفت مناطق مرکزی و فلات قاره تقریبا متوقف شده و عملکردی در این خصوص وجود ندارد. لازم به ذکر است که مناطق نفتخیز جنوب نیز به عنوان بزرگترین شرکت تولیدی کشور حال و روز خوشی همانند دو شرکت ذکر شده ندارد و اگر نگوئیم همه، اما غالب پروژهها را متوقف و هماکنون دستور معلق نمودن سهم قابل ملاحظه ای از دکلها را صادر نموده است.
میدان مشترک فرزاد
در طی این مدت هیچ گونه اقدامی جهت انعقاد قرداد جهت توسعه دو میدان گازی فرزاد-آ فرزاد-ب که با کشور عربستان سعودی مشترک هستند، انجام نشده است. این در حالی است که کشور رقیب با سرعت هرچه تمامتر مشغول توسعه میادین مزبور است.
میدان مشترک سلمان
گاز میدان مشترک گازی سلمان صرفا به دلایل سیاسی و موضوع کرسنت در حال سوختن است. در دولت گذشته قرار بوده گاز میدان به عسلویه منتقل و پس از فراورش به شبکه سراسری جهت مصرف انتقال یابد. متاسفانه آقای زنگنه با اتخاذ رویکردی خلاف منافع ملی، از انتقال گاز به عسلویه جلوگیری مینماید.
صادرات و تزریق گاز به مخازن جهت صیانت از تولید
اینک با تکمیل فازهای پارس جنوبی بتدریج تولید از مصرف پیشی میگیرد. از طرفی هیچ برنامه ای برای گاز تولیدی اعم از مصرف در داخل یا تلاش برای عقد قراردادی جدید برای صادرات گاز در طی این دو سال انجام نشده است. این مسأله بیانگر ضعف شدید در دیپلماسی انرژی است. در صورتی که در دولت نهم و دهم تفاهمنامه و قرارداد صادرات گاز به کشورهای پاکستان و عراق منعقد و امضا گردیده بود.
علاوه بر آن، مذاکرات و تفاهمنامههای متعددی به ویژه با کشورهای حوزه خلیج فارس ازجمله عمان، کویت و... بثمر نشسته بود. از طرفی وزارت نفت هیچ برنامه جدی و عملیاتی جهت مصارف استراتژیک گاز ندارد و اقدام جدی جهت اجرای پروژههای صیانتی تزریق گاز و یا افزایش تزریق در طی این مدت ارایه ننموده است که اگر چنین بود، مقدمات آن بطور جدی در دستور کار هیات مدیره شرکت ملی نفت قرار میگرفت.
این موضوع گویای آن است که این کار هیچ اولویتی در وزارت نفت ندارد (مراجعه گردد به مصوبات هیات مدیره شرکت ملی نفت). شایان ذکر است که وزیر نفت در طی دو سال اخیر هیچ اقدام جدی و معنی داری جهت احراز صیانت از مخازن نفتی ایران انجام نداده است. با توجه به مطالعات انجام شده، طرحها و پروژه های صیانتی تزریق گاز جزء اولویتهای استراتژیک بخش بالادستی است. آمار دو سال گذشته تزریق گاز در مخازن مهم کشور در مناطق نفتخیز جنوب از سیر نزولی آنها حکایت دارد.
به دلیل ضعف در برنامه ریزی صحیح و عدم تامین و تخصیص منابع مالی مورد نیاز جهت نگهداشت توان تولید و پروژههای مربوطه، تعداد قابل توجهی از دکلهای مشغول بکار متوقف و یا از دکلهای خارجی بجای آنها استفاده شده است. این مسأله باعث بی برنامگی و نارضایتی و نهایتا ضعف شرکتهای حفاری و پیمانکاران داخلی مربوطه و منجر به بیکاری کارکنان و کارگران آن دکلها شده است.
بخش پژوهش و مراکز تحقیقاتی
در بعد پژوهش باید گفت که علیرغم وجود نیروهای ماهر، متخصص و دارای تحصیلات بالای آموزش دیده برای صنعت نفت و نیز وجود امکانات تخصصی آزمایشگاهی در پژوهشگاه صنعت نفت، دانشگاه صنعت نفت و مرکز ازدیاد برداشت شرکت نفت، متاسفانه در طی دو سال اخیر به دلیل رویکرد و سیاست شخص وزیر نفت و از طرفی ناکارآمد بودن مدیریتهای انتصابی جدید، این مراکز ملی کارایی خود را از دست داده و دچار بحران کاری و مدیریتی شدهاند بطوری که در حال حاضر از حداقل توان و ظرفیت علمی، پژوهشی و آزمایشگاهی آن مراکز استفاده میگردد.
از جمله مشکلات آن مراکز که منجر به ناکارآمد شدن آنها شده میتوان به اختلاف نظر شخص وزیر با مدیران مربوطه (بویژه با مدیر پژوهشگاه) و نیز عدم اعتقاد شخص آقای زنگنه به ظرفیت علمی و پژوهشی دانشگاه صنعت نفت و پژوهشگاه صنعت نفت که اساس تاسیس و تشکیل آنها پشتیبانی از صنعت نفت بوده و در دنیا شناخته شدهاند، اشاره نمود. لازم به ذکر است که راهاندازی این دو مرکز با بودجهای میلیارد دلاری پس از انقلاب با همین هدف صورت پذیرفته که فعال نگاه داشتن و کمک به شکوفایی هرچه بیشتر آنها برای هر کشوری یک فرصت کم نظیر طلایی تلقی می گردد.
شرکت ملی گاز ایران
یکی از وظایف مهم شرکت ملی گاز احداث خطوط سراسری فشار قوی انتقال گاز از مبادی تولید (به ویژه عسلویه) تا مصرف است که در این خصوص خطوط صادراتی و نیز خطوط انتقال به شمال شرق کشور حائز اهمیت هستند.
اینک که فازهای مختلف پارس جنوبی به تدریج به مدار تولید میآیند و در آینده به حداکثر میزان خود میرسند (چون در دولت قبل فازهای پارس جنوبی با پیشرفت بالا تحویل دولت یازدهم شده است) متاسفانه طرحهای مهم و استراتژیک خطوط انتقال سراسری نهم، یازدهم و نیز طرحهای تکمیل خطوط ششم و هفتم به دلیل ضعف شدید در مدیریت همچنان متوقف ماندهاند و اقدام خاصی طی این دو سال انجام نشده است.
انتهای پیام/ب

به گزارش کورنگ به نقل از نافع، رئیس جمهور در بدو ورود به فرودگاه همدان با بیان این مطلب گفت: امیدورام در این سفر مطالبات مردم توسط هیئت دولت مورد بررسی قرار گیرد و برنامه هایی که در تهران مورد بررسی قرار گرفته برای آبادانی این استان صورت گیرد.
حجت الاسلام حسن روحانی افزود: امیدوارم این سفر آغاز یک حرکت پرشتاب باشد و بتوانیم در دولت یازدهم قدم های خوبی را برداریم.
دختر شهید نعیمی نیز ضمن دادن دسته گل به رئیس جمهور و خواندن دکلمه ای، ورود رئیس جمهور به همدان را خوش آمد گفت.
نیروهای نظامی نیز با پخش موزیک نظامی و ادای احترام به استقبال رئیس جمهور رفتند.
وی سپس فرودگاه را به مقصد ورزشگاه ترک گفت.
پایان پیام/ب

به گزارش کورنگ به نقل از راه دانا، نیروهای نظامی و انتظامی از ساعت 5 در مسیر استقبال مستقر شده و مسیرهای عبور رئیس جمهور به وسیله تانکرهای شهرداری آب پاشی شد.
حضور برخی مدیران ارشد استان و مشاوران استاندار در اطراف ورزشگاه قدس برای هماهنگی های نهایی به خوبی مشهود است.
با وجود اینکه از ساعت 7 درب های ورزشگاه باز شده جمعیت کمی در آن حضور دارند و بیشتر افرادی که در اطراف ورزشگاه به استقبال آمده اند؛ نیروهای هلال احمر، ورزشکاران و کارکنان ادارات هستند که به صورت گروهی آمده اند.
پراوز بالگرد بر فراز ورزشگاه و مسیر استقبال برای دیده می شود.
آهنگ های پاپ در ورزشگاه با صدای بلند و آرامگاه بوعلی و مسیر منتهی به ورزشگاه پخش می شود.
خبرنگاران پس از یک ساعت و ربع معطلی وارد ورشگاه شدند.
جایی برای نشستن بیشتر خبرنگاران در اتاق مخصوص وجود ندارد و ایستاده در حال ارسال خبر هستند.
از طرف استانداری همدان، چند دستگاه لب تاب برای پوشش اخبار به صورت زنده در نظر گرفته شده است.
تعداد سیستم ها نسبت به تعداد تقریبا 75 خبرنگار بسیار کم است، اما 10 خط آزاد برای ارتباط تلفنی در نظر گرفته شده است.
حضور ایلات و عشایر در محوطه برای استقبال به چشم می خورد که با رقص کردی و ساز و دهل به استقبال رئیس جمهور رفته اند.
در گوشه ای از میدان، جوانان حامی دولت تدبیر و امید با میدان داری و بازارگرمی، مجری برنامه کودک، آواها و نواهای شاد و متفاوت را پخش می کردند به طوری که ترانه های محلی از همه نقاط کشوری را اجرا کردند.
تعداد بسیاری از امدادگران هلال احمر با پرچم های یکسان و کلاه های یکرنگ وارد ورزشگاه شدند
حاضران در ورزشگاه بیشتر از شهرستان ها هستند.
حضور تعدادی از بانوان با بادکنک های بنفش و سایبان های سازمان تربیت بدنی به صورت سازماندهی شده در ورزشگاه مشهود است.
حرکات موزون بانوان با آهنگ ها جالب توجه است.
بین دختران جوان مچ بند بنفش توزیع می شود.
حضور سازماندهی شده ورزشکاران کاملا مشهود است.
هوا بسیار گرم است و گرما به مردم فشار آورده، آب در ورزشگاه موجود نیست.
شعار "دسته گل محمدی به شهر ما خوش اومدی" و "صل علی محمد یاور رهبر آمد" و "محبوب هر ایرانی دکتر حسن روحانی"از طرف مجری تمرین شد.
پخش آهنگ های شاد برای تشویق مردم به شعار دادن موجب رقص گروهی بانوان شده است.
پرچم های ایران توسط کارکنان هلال احمر در حال توزیع است.
سمت چپ محل سخنرانی در قسمت بانوان کاملا خالی است.
مجری دائما در حال گفتن این است که جا نیست، اما نیمی از ورزشگاه خالی است.
مدیران ارشد در جایگاه خود حضور چشمگیری دارند.
یکی از حاشیه های جالب امروز در ورزشگاه، حضور100 کبوتر است که قرار است با آمدن رییس جمهور رها می شوند.
شعار دسته گل محمدی به قلب ما خوش آمدی شعار محوری برنامه است.
آهنگ های محلی موجب شده تا مردم، ورزشگاه را ترک نکنند.
پایان پیام/ب

به گزارش کورنگ به نقل از ایرنا، گروهک تروریستی داعش این دو نفر را به بیرون کردن عناصر داعش از درنه واقع در شرق لیبی در ماه ژوئن گذشته متهم کرد.
داعش در ادامه ادعا کرده است که الظواهری و بلمختار در حال حاضر در درنه لیبی به سر می برند و فرماندهی جنگ ها را در این منطقه بر عهده دارند.
داعش همچنین ادعا کرده که بلمختار در یکی از این درگیری ها زخمی شده و در حال حاضر در درنه تحت درمان است.
از سوی دیگر تشکل موسوم به مجلس شورای مجاهدان درنه که شامل گردان ها ی ابوسلیم، صلاح الدین و انقلابی های درنه است، در بیانیه ای با تلاش داعش برای فراهم کردن زمینه دخالت خارجی در لیبی مخالفت کرد.
در این بیانیه تاکید شده که نیروهای مجلس شورای باصطلاح مجاهدین که از جمله اتباع لیبی هستند و با نظام قذافی جنگیده اند، در داخل شهر درنه پایگاه مردمی دارند و هیچ جنگجوی خارجی میان خود ندارند در حالی که داعش در برگیرنده شمار زیادی جنگجوی خارجی از کشورهای عربی و آفریقایی است.
این شورا در بیانیه خود داعش را به همپیمانی عمدی یا غیر عمدی با نظام عبدالفتاح السیسی در مصر و همچنین سرلشکر خلیفه حفتر در لیبی متهم کرده و تکید کرده که آن ها می خواهند به نظام حاکم بر مصر بقبولانند که درنه امنیت ملی مصر را تهدید می کند و در نتیجه باید به نیروهای فعال در آن حمله کرد.
سه سال پس از مداخله نظامی غرب در لیبی که به سرنگونی معمر قذافی منتهی شد، لیبی به کشوری ویران، فاقد نظم و امنیت و در ضمن به صحنه جنگ های گوناگون داخلی تبدیل شد؛ از آن زمان تاکنون این کشور شاهد خرابکاری های گسترده، محاصره دائمی مجلس، اشغال وزارتخانه ها و حتی در یک مورد ربودن نخست وزیر بوده است.
بعضی از شبه نظامیان تا حد زیادی به دلیل علاقه به شهر و منطقه خودشان می جنگند و برخی دیگر به گروه های اسلامی سیاسی مثل اخوان المسلمین، القاعده یا داعش وابسته هستند.
اکنون دو دولت رقیب در لیبی وجود دارد؛ یکی اعضای مجلسی که در انتخابات ژوئن ۲۰۱۴ برگزیده شدند؛ آنها نماد آینده دموکراتیک کشوری بوده و از سوی جامعه جهانی به رسمیت شناخته می شوند اما کنترل هیچ یک از سه شهر کلیدی کشور را در دست ندارند. آنها برای فرار از دست شبه نظامیان به شهر طُبـرُق در نزدیکی مرز مصر گریخته اند. گروه دیگر، مجلس پیشین موسوم به کنگره ملی عمومی در طرابلس هنوز بر سر کار است؛ این مجلس حتی دولت خود را در رقابت با آن مجلس بر سر کار آورده است.
بحران کنونی در ماه ژوئن ۲۰۱۴ آغاز شد؛ شبه نظامیانی از شهر مصراته و سایر شهرها پایتخت را محاصره کردند. مجلس پیشین گفت مجلس جدید را به رسمیت نمی شناسد چرا که قدرت در مراسمی رسمی منتقل نشده است؛ اما در شرایطی که طرابلس و بنغازی را شبه نظامیان کنترل می کردند انتقال قدرت به سختی امکانپذیر بود.
انتهای پیام /ب