عضو هیأت‌ مدیره سازمان نظام پزشکی استان همدان:
افسردگی ناشی از تجمع سودا در بدن رخ مي‌دهد
عضو هیأت‌ مدیره سازمان نظام پزشکی استان همدان گفت: بیماری‌های اعصاب و روان در طب سنتی به خوبی تعریف شده است و عامل بروز افسردگی بیشتر ناشی از به وجود آمدن سودا و سوختن سایر اخلاط است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی همدان، جواد رمضانی اظهار کرد: آب و هوا، غذا، محیط زندگی و مسائل روانی، خواب و بیداری، ورزش و دفع مواد زائد بدن نقش اصلی در سلامت بدن دارند چنانچه این موارد دچار اختلال شود می‌تواند موجب رخداد افسردگی و دیگر بیماری‌ها شود.

وی افزود: برای درمان بیماری افسردگی فرد باید حضوری به پزشک مراجعه کرده و پزشک علاوه بر تشخیص مزاج فرد، عوامل تاثیرگذار در افسردگی را بررسی و ریشه‌یابی کند، همچنین پس از ریشه‌یابی و یافتن دلیل اصلی به‌ وجود آمدن افسردگی مرحله پاک‌سازی و درمان آغاز می‌شود.

عضو هیأت سازمان نظام پزشکی استان همدان با اشاره به اینکه نحوه درمان افراد در طب سنتی بنا به اینکه افراد دارای مزاج‌های مختلف بوده متفاوت است، اظهار کرد: نمی‌توان یک نسخه درمانی برای همه افراد با مزاج‌های مختلف پیچید.

وی با اشاره به غذاهای معروف به سودازا، توصیه کرد: بهتر است افراد از مصرف غذاهای کنسروی، فست فود، غذاهای مانده، غذاهای شور، سس، مواد غیر ارگانیک و ...خود‌داری کنند.

مدیرعامل کلینیک خصوصی مهر با اشاره به اینکه امروزه تنوع غذایی افزایش یافته اما کیفیت کاهش پیدا کرده است، خاطرنشان کرد: خوراکی‌ها و آشامیدنی‌هایی برای درمان افسردگی وجود دارد که از جمله آنها می‌توان به برنج ایرانی آبکشی نشده همراه با زعفران، گندم، انواع آش‌ها، حبوبات، گوشت گوسفند و تخم مرغ محلی، گوشت پرندگان و نوشیدنی‌هایی مثل شربت عسل و شیره و میوه‌هایی مثل انگور و محصولات آن، خرما، سیب، به، گردو، بادام ، فندق و پسته اشاره کرد.

وی به تعدادی از گیاهان دارویی که در درمان افسردگی موثر است اشاره کرد و یادآور شد: دمنوش بادرنجبویه، گل‌گاوزبان، بابونه، گل ساعی،  بهار نارنج، سنبل الطیب و زعفران در درمان افسردگی موثر هستند.

عضو هیأت سازمان نظام پزشکی استان همدان یکی از عوامل مهم در ایجاد بیماری‌ها را یبوست و مشکلات گوارشی عنوان و اعلام کرد: یبوست ناشی از مصرف غذاهای خشک، غذاهایی که با یکدیگر سازگاری ندارند مانند خوردن غذای سرد و گرم، پخته و خام است.

وی با توصیه براینکه بیماران خود ‌درمانی نکنند، افزود: مصرف خودسرانه این داروها  باعث ایجاد عوارض خاص در افراد می‌شود و همچنین فراد نباید به چند گیاه دارویی اکتفا کنند بلکه باید براساس مزاج خود دوره درمانی برای افسردگی را سپری کنند.

انتهای پیام/

مرکز بهاران محله هرندی و دیگر مراکز بهاران شهرداری تهران، نه کمپ ترک اعتیاد است و نه گرمخانه‌ای برای خوابیدن و به صبح رساندن شب توسط معتادها و کارتن‌خواب‌ها. بهاران یک مرکز کارآفرینی است و تنها کسانی قدم به آن می‌گذارند که پیش از این اعتیادشان را ترک کرده‌اند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از مشرق، "من به آخر خط رسیده ام..." این را معمولا در فیلم ها، آدم های خسته و بدهای سناریو می‌گویند که حالتی عصبی هم دارند و بعد هم پس از چند دقیقه، با مهر و محبت درست می شوند و می روند سراغ زندگی و ازدواج و خانه و بچه. اما آخر خط زندگی که می گویند اینجاست، جایی بین فقر و اعتیاد، تزریق و بی خانمانی و به صبح رساندن شب کنار خیابان های سرد شهر.

 

مثل اینها که اینجا هستند، به آخر خط که میرسی گذشته و بودم هایت به دادت نمی‌رسند، حتی خانواده هم دست‌هایت را پس می‌زند تا آرام آرام خط پایان زندگی را زیر یکی از پل ها، کنار جوی آب یا در حوالی سطل زباله، لمس کنی.

 

 

اینجا اما دوربرگردان زندگی است، آنهم درست جایی که هیچکس دستی به سویت دراز نمی کند، دیوار اعتماد بر سرت خراب شده و حتی خانواده هم حاضر به دیدنت نیستند.

 

 

 

 

 

 

در روزهای سرد سال، خیلی ها دغدغه بی خانمان ها را دارند، اینکه در سرمای زمستان زنده بمانند، جای خوابی داشته باشند و غذایی به دستشان برسد. آدم های رنجوری که هیچکس حتی حاضر نیست از گذشته و حالشان بپرسد و برای آینده شان دلسوزی کند.

 

اینجا کارتن خواب ها را "عزیز" می کنند 

 

 

 

اینجا اما پاتوق و خانه آدم هایی است که از ته خط برگشته اند، با چرخشی سریع در دوربرگردان زندگی و با کمک آنهایی که بر خلاف دیگرانی که می‌خواهند ماهی بهشان بدهند تا چند روزی بیشتر زنده بمانند اما در همان وضعیت، به آنها ماهیگیری یاد می‌دهند تا هم همیشه ماهی داشته باشند و هم عزیز شوند، همان چیزی که حلقه مفقوده زندگی شان است.

 

 

ساعت از 10 شب گذشته است که به محله هرندی تهران می رسیم. همان پارک و محله معروفی که با آسیب های اجتماعی و معتادان و کارتن خواب هایش شناخته می شود. محله ای که تا همین چند سال پیش کف خیابان ها و پیاده راه هایش پر بود از سرنگ های استفاده شده و سر سوزن های خون آلود که گاه بازیچه دست کودکان می شد.

 

 

 

 

 

 

حالا اما هرندی شکل و رنگ دیگری دارد. فرقی ندارد صبح راهی هرندی شوی یا نیمه شبی سرد. دیگر کمتر معتاد و بی خانمانی را می‌توانی بین کوچه پس کوچه‌ها و روی نیمکت‌های سرد پارک پیدا کنی که پایان یافتن زندگی اش را به انتظار نشسته باشد.

 

 

به هرندی که می‌رسیم ساعت از 10شب گذشته است. سکوت بر خیابان‌ها و کوچه‌ها حکمفرماست. هرندی شباهتی به هرندی سال‌های قبل ندارد. محله‌ای که تا چند سال قبل پاتوق خرده فروش های مواد مخدر بود و گوشه گوشه‌اش برای تزریقی‌ها و کارتن خواب‌ها سرقفلی داشت.

 

 

تمام تفاوت ها به همینجا ختم نمی شود. درست در چهار راه هرندی، تغییر کاربری مدرسه ای قدیمی، نظر ها را به خود جلب می کند؛ مدرسه ای که یک سالی است به یک مرکز کارآفرینی و بازیابی معتادان تزریقی و متجاهر تبدیل شده است.

 

"بهاران" به دادشان رسید 

 

 

مرکز بهاران بی‌شک همان دوربرگردان بازگشت به زندگی است. اینجا یک فرصت استثنایی است برای آنهایی که می‌خواهند همه چیز را از صفر شروع کنند و به زندگی برگردند. اعتیاد تزریقی، بی خانمانی و طرد شدن از خانواده، هیچ کدام آنقدر مهم نیست که از بازگشت به زندگی باز بمانی و خودت را ته خطی به حساب بیاوری.

 

 

مرکز بهاران در محله هرندی این روزها یکسالگی اش را جشن می گیرد. یکسالی که در آن 110نفر از معتاد های تزریقی و بی خانمان، علاوه بر ترک اعتیادشان به دامان خانواده و اجتماع هم برگشته اند و حالا، درست مانند یک شهروند عادی در بین ما کار می کنند و مهمتر از آن، زندگی.

 

 

 

 

 

 

مرکز بهاران با یک فکر بکر ایجاد شد و اگرچه شهرداری تنها کارش جمع آوری بی‌خانمان ها و اسکان و نگهداری از آنها در ایام سرد و طاقت‌فرسای زمستان بود و بازگرداندن آنها به اجتماع و زندگی عادی نه از وظایف شهرداری بلکه از وظایف دستگاه‌های حمایتی دولتی مانند بهزیستی است، اما وقتی دیدند خبری از دیگران نیست، این آدم‌ها را به حال خود رها نکرده و برای بازگشت آنها به جمع خانواده و جامعه هم اقدام کردند.

 

 

مرکز بهاران محله هرندی و دیگر مراکز بهاران شهرداری تهران، نه کمپ ترک اعتیاد است و نه گرمخانه‌ای برای خوابیدن و به صبح رساندن شب توسط معتادها و کارتن خواب ها. بهاران یک مرکز کارآفرینی است و تنها کسانی قدم به آن می گذارند که پیش از این اعتیادشان را ترک کرده اند. این آدم ها اگر چه امروز سلامتند اما خانواده و اجتماع هنوز حاضر نیست آنها را قبول کند و در جمعشان داشته باشد.

 

 

 

 

 

 

بهاران برای این آدم ها یک فرصت است برای بازگشت به زندگی.وارد ساختمان که می شویم هنوز عده‌ای در کارگاه‌ها مشغول به کارند. آنطور که یکی از مسئولان شهرداری میگوید: بچه ها اینجا کار یاد می گیرند تا درنهایت کارآفرین شوند و بتوانند یک زندگی عادی و حتی متفاوت با دیگر آدم ها را شروع کنند.

 

 هم روانشناس هست هم مدیر تولید

 

 

طبقه همکف، کارگاه تولید کیسه‌هایی است که شرکت مشهور "نوین چرم" محصولات خود را در آن به مشتریان خود عرضه می‌کند. مسئولان شهرداری و بچه های مددجود اصرار دارند که نام این شرکت برده شود، تا همه بدانند هنوز هم هستند آدم‌هایی که حاضرند کارشان را به دست آدم‌های فراموش شده‌ای بدهند که هیچکس، حتی خانواده‌هایشان به آنها اعتماد ندارند.

 

 

از صفر تا صد کار در این کارگاه چند صد متری انجام می‌شود، از برش پارچه‌ها تا رنگ کردن آنها با شابلون و دوختنشان زیر چرخ خیاطی‌های بزرگ صنعتی. هریک از مددجوها هم مسئولیتی دارد و بر اساس کار و حرفه ای که در  آن تخصص پیدا کرده است حقوق می گیرد.

 

 

محمد 30 سال بیشتر ندارد، اما 10 سال از همین سه دهه را با اعتیاد درگیر بوده و همه چیزش را باخته است. نامزدش رهایش کرده و خانواده اش هم حاضر نبوده اند تنها پسرشان را بپذیرند. می‌گوید: چند سالی بود که به تنهایی زندگی می‌کردم، کار می‌کردم و کرایه خانه و هزینه هایم را در می آوردم اما یک سال پیش، سایه اعتیاد آنقدر بر زندگی ام سنگین شد که کارم را از دست دادم و خیابان خواب شدم.

 

 

محمد خدا را شکر می کند و می گوید: یک هفته بود که در خیابان می خوابیدم که خدا را شکر توسط نیروی انتظامی دستگیر شدم و برای ترک به کمپ ترک اعتیاد رفتم. اعتیادم را که ترک کردم از طرف بچه های شهرداری تهران یک پیشنهاد خوب به من دادند، گفتند می خواهی تا وقتی صد درصد از فکر و خیال مواد مخدر خارج نشده‌ای در بهاران کار و زندگی کنی؟ آنجا بود که به سرعت قبول کردم و راهی بهاران شدم.

 

 

الان 9ماهی می شود که اینجا ساکنم. شش ماه اول زیر نظر مستقیم روانشناس بودیم تا مبادا دوباره به اعتیاد برگردیم اما حالا برای خودم شغلی دارم و صبح ها تا بعد از ظهر سر کار می روم. حالا به جایی رسیده ام که اگر بخواهم می‌توانم برگردم و حتی خانواده ام هم با برگشتن من مشکلی ندارند.

 

 

یک طبقه بالاتر خوابگاه بچه ها و کارگاههای آموزشی است. عده ای در حال استراحتند و بعضی ها هم هنوز کار می کنند.

 

 

عباس با ساقه گندم تابلوهای نفیس درست می‌کند. از گذشته‌اش که می‌پرسم با بغض میگوید: تا قبل از اینکه به بهاران بیایم همه کار کرده بودم، 10بار برای ترک اعتیاد اقدام کرده بودم اما هر بار بعد از ترک دوباره به سمت مواد می‌رفتم. چون نه کاری داشتم و نه خانواده من را قبول می‌کرد. اما اینبار به پیشنهاد بچه‌های شهرداری به بهاران آمدم، کار یاد گرفتم و مشغول به کار شدم. آن روزهای حساس که هر لحظه ممکن بود دوباره گرفتار اعتیاد شوم را هم در بهاران زندگی کردم و مراقبم بودند.

 

 

عباس بارها و بارها تاکید می کند که زندگی اش را مدیون بهاران است، چون در اینجا به او زندگی دوباره داده اند.

 

چرا بهاران خلوت است؟ 

 

 

 

خوابگاهها و کلاس های آموزشی خلوت است. درست برخلاف آنچه قبلا گفته بودند که 150نفر در ساختمان بهاران زندگی می‌کنند و کارآفرینی یاد میگیرند. موضوع را که با یکی از مسئولان مجموعه در میان می گذارم، می گوید: اینجا یک سال و اندی است که راه اندازی شده است. در همان ماه اول 150نفر مدد جو در بهاران پذیرش شدند. امروز از آن تعداد 110نفر به جامعه و خانواده هایشان برگشته اند و تنها 40نفر مددجو اینجا زندگی می کنند که این افراد هم به مرور به دامن خانواده هایشان بر می گردند.

 

 

 

 

 

 

صدای سنتور و تمبک بی اختیار ما را به سمت یکی از اتاق ها می کشد. دو مرد میاسنال با لبخندی که از روی لبهایشان محو نمی شود بدون توقف ساز می زنند و فضای مجموعه را به کلی تغییر داده اند. یکی از مسئولان مجموعه می گوید یکی از آنها استاد موسیقی است و به مددجوها نوازندگی هم آموزش می دهد.

 

 

چند دقیقه ای صبر می کنم تا صدای ساز خاموش شود. به سراغش می روم، آرام و متین صحبت می کند. 55 ساله است و شش سالی می شود که با اعتیاد دست و پنجه نرم کرده است. اعتیاد، آنهم به کوکائین. از سوالم ناراحت می شود وقتی می پرسم شما هم کارت به کارتن خوابی رسیده بود؟

 

همه از بی پولی معتاد نمی شوند 

 

 

 

می گوید کارتن خواب کجا بود؟! من خودم برای ترک به کمپ ترک اعتیاد رفتم. چون دیگر از این وضعیت خسته شده بودم. سه بار ترک کرده بودم و هر بار دوباره برگشته بودم. تا اینکه بهاران را به من پیشنهاد دادند. الان شش ماه است اینجا هستم و خدا را شکر با حمایت هایی که از ما می‌کنند حال و روز خوبی دارم.

 

با اینحال مددکارها می‌گویند هنوز برای برگشتن به خانواده و جامعه زود است. باید چند ماه دیگر اینجا بماند تا دوباره به دام اعتیاد گرفتار نشود. جمله آخرش را به آرامی و تلخی بیان می کند: " پول زیاد مرا به این روز انداخت، پول زیاد و کوکائین!"

 

 

 

 

 

 

وقت شام است. بوی غذا ساختمان را پر کرده است. مددکار دعوتمان می کند شام را با بچه ها بخوریم. از دستپخت مددجوهایی که حالا درمان شده اند و زندگی به وجودشان لبخندی دوباره زده است.

 

 

بیرون از ساختمان بهاران، زندگی در جریان است، عده ای برای گورخواب ها دل می سوزانند و عده ای دیگر از سر دلسوزی برایشان در شبکه‌های اجتماعی هشتگ می‌سازند. خارج گود همه صاحب نظرند اما دریغ از حرکتی برای بازگرداندن آدم های ته خطی به زندگی. درست برعکس کسانی که بی ادعا، برای کارتن خواب ها دوربرگردان می سازند تا جاده زندگی برایشان هموار و هموارتر شود.

انتهای پیام/

فدراسیون جهانی فوتبال حضور چهل و هشت تیم را در رقابتهای جام جهانی فوتبال از سال 2026 تصویب کرد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ فیفا امروز افزایش تیم های حاضر در جام جهانی فوتبال را تایید کرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از زوریخ ، نشست شورای فیفا­ که به ریاست جیانی اینفانتینو رئیس سوئیسی فدراسیون بین المللی فوتبال و حضور 37 عضو این شورا ­برگزار شد ،­دقایقی قبل طرح پیشنهادی افزایش تیم های جام جهانی فوتبال از سال 2026 از 32 به 48 تیم مورد تایید قرار گرفت.

بر اساس شیوه جدید برگزاری مسابقات با حضور 16 گروه3 تیمی برگزار می شود و جزییات بیشتر متعاقبا اعلام خواهد شد.

اینفانتینو که ماه فوریه جانشین سپ بلاتر محروم شد ، یکی از وعده های انتخاباتی خود را افزایش تیم های جام جهانی با هدف فرصت دادن به کشورهای بیشتر برای تجربه این رویداد بزرگ ورزش جهان ، اعلام کرده بود.

 

 

انتهای پیام/

یاران انقلابی کشور بار سفر می‌بندند تا روزبه‌روز شاهد مرگ یا شهادت نسل اول انقلاب باشیم. به بهانه رحلت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی مروری می‌کنیم بر علمای انقلابی که در این سال‌ها از دستشان دادیم

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از راه دانا  ، یار دیرین انقلاب رفت. ایران اسلامی امروز در سوگ یکی از یاران دلسوز و دیرینه‌اش نشسته است. کسی که هم پیش از انقلاب و در زندان‌های ساواک شکنجه‌ شده و برای به ثمر رسیدن انقلاب تلاش کرده هم در بحران‌های سال‌های اول انقلاب همیشه حضور مؤثر داشته و تاکنون مسئولیت‌های خطیر زیادی را بر عهده داشته است؛ اما این اولین بار نیست که ایران داغ  یاران نسل اول انقلابی خود را تجربه می‌کند. انقلابی‌های زیادی بوده‌ و هستند که در این سال‌ها درگذشته و شهید شده‌اند و میراث انقلاب را به فرزندان خود به امانت گذاشته و رهسپار شده‌اند. در این گزارش نیم‌نگاهی می‌اندازیم به تاریخ انقلاب و یاران و علمای انقلابی که در این سال‌ها از دست داده‌ایم و تعدادی از آنها را گلچین می کنیم.

آیت‌الله مهدوی کنی

«آیت‌الله محمدرضا مهدوی کنی»‌ در ۱۴ مرداد ۱۳۱۰ در روستای کن به دنیا آمد. ایشان پس از طی دوره دبستان در کن، وارد مدرسه علمیه لرزاده در تهران شد و از محضر مرحوم آیت‌الله برهان بهره‌های علمی و اخلاقی فراوان برد. آیت‌الله مهدوی کنی پس از بازگشت به تهران در سال ۱۳۴۰، در مدرسه مروی به تدریس علوم حوزوی مشغول شدند و از سال ۱۳۴۲ امامت جماعت مسجد جلیلی در میدان فردوسی را پذیرفتند. این مسجد پایگاه مناسبی برای فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی ایشان شد. مبارزات ایشان علیه حکومت طاغوت، باعث دستگیری‌های متعدد،‌ تبعید،‌ شکنجه و زندانی شدن ایشان شد. ایشان آخرین عالمی هستند که در روزهای نزدیک پیروزی انقلاب اسلامی برای چندمین بار دستگیر و در آستانه پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی آزاد شدند. آیت‌الله مهدوی کنی پس از پیروزی انقلاب اسلامی سمت‌های مختلفی سرپرستی کمیته انقلاب اسلامی، نخست‌وزیری پس از شهادت شهیدان رجایی و باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، مؤسس و دبیر کل جامعه روحانیت مبارز، ریاست دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و ...را عهده‌دار بوده‌اند. آیت‌الله مهدوی کنی عصر روز چهاردهم خرداد ۱۳۹۳، پس از شرکت در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) دچار عارضه قلبی شد و در بیمارستان بستری شد. در صبح روز سه‌شنبه ۲۹/۷/۱۳۹۳ و در آستانه ماه محرم وفات پیدا کردند.

 

شهید بهشتی

«سید محمدحسین بهشتی» دوم آبان ماه ۱۳۰۷ در محله‌ی لُنبان اصفهان و در خانواده‌ای روحانی متولد شد. تحصیلات خود را در زادگاهش آغاز کرد، اما به شوق فراگیری علوم دینی، دبیرستان را نیمه‌تمام رها کرد و به مدرسه‌ی علمیه صدر اصفهان رفت و هم‌زمان زبان انگلیسی را نیز آموخت. سپس به قم رفت و درس خود را نزد استادانی چون آیت‌الله بروجردی و حضرت امام خمینی (ره) ادامه داد و هم‌زمان دیپلم متوسطه را نیز گرفت و در دانشکده‌ی علوم معقول و منقول دانشگاه تهران پذیرفته شد. او در سال ۱۳۳۰ برای تحصیل و تدریس به قم بازگشت. او به‌عنوان دبیر زبان انگلیسی در دبیرستان حکیم نظامی قم مشغول به کار شد و هم‌زمان به‌عنوان شاگرد در کلاس‌های علامه طباطبایی شرکت کرد. دکتر بهشتی به‌منظور ایجاد مرکزی فرهنگی برای ترویج افکار اسلامی به همراهی آیت‌الله مطهری و چند تن دیگر، دبیرستان دین و دانش را تأسیس کرد که اداره‌ی آن تا سال ۱۳۴۲ به‌طور مستقیم بر عهده‌ خود وی بود.
با هجرت امام (ره) به پاریس، دکتر بهشتی نیز به آنجا رفت و از سوی رهبر انقلاب برای عضویت در هسته‌ی مرکزی شورای انقلاب به همراهی آیت‌الله مطهری، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، آیت‌الله موسوی اردبیلی و دکتر باهنر انتخاب شد.
چندی بعد، آیت‌الله مهدوی کنی، مهندس بازرگان، دکتر سحابی و آیت‌الله خامنه‌ای نیز به این شورا پیوستند. پس از پیروزی انقلاب او به عضویت مجلس خبرگان انتخاب شد و نقش مهمی در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایفا کرد. بعدها با رسمیت یافتن حزب جمهوری اسلامی دبیر کلی آن را بر عهده گرفت و در اسفندماه ۱۳۵۸ به ریاست دیوان عالی کشور منصوب شد و تا پایان عمر این سمت را بر عهده داشت. سرانجام در هفتم تیرماه ۱۳۶۰ در انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی به دست منافقین به همراه ۷۲ نفر از یاران خود به شهادت رسید.

 

آیت‌الله دستغیب

«آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب» فرزند آیت‌الله سیدمحمدتقی دستغیب بود که در سال ۱۲۹۲ در شیراز متولد شد. تحصیلات خود را در حوزه علمیه شیراز  ادامه داد و جای پدر -که سال‌ها پیش‌ازاین فوت کرده بود– امام جماعت مسجد باقرخان شد.
وی کم‌کم مخالفت خود را با برنامه‌های ضد مذهبی حکومت آشکار ساخت و در شرایطی که روزگار سختی را ازنظر مادی می‌گذراند، پیشنهاد پیوستن به کادر قضایی دادگستری را نپذیرفت. در زمان اجرای قانون کشف حجاب، مخالفت‌های آشکار او موجب شد که حکومت اجازه وعظ و منبر را از او بگیرد و سرانجام براثر فشارهای زیاد رژیم در سال ۱۳۱۴ مجبور به ترک ایران و مهاجرت به نجف اشرف شد.
پس از تبعید رضاشاه از ایران، او نیز به توصیه آیت‌الله محمدکاظم شیرازی به ایران بازگشت و با همکاری مردم‌، ‌مسجد جامع شیراز را که بیش از هزار سال قدمت داشت و به‌صورت خرابه درآمده بود، بازسازی کرده و آن را به مرکزی برای فعالیت‌های مذهبی و سیاسی تبدیل کرد .تجدید بنای مدرسه علمیه حکیم و تأسیس دیگر مدارس علوم دینی ازجمله فعالیت‌های او در آن دوران است.
پس از اعلام لوایح شش‌گانه، او نیز به پیروی ازحضرت امام خمینی (س‌)‌ به مخالفت با اهداف سیاسی رژیم پرداخت و چنان نقش مهمی در گسترش مبارزات در میان مردم داشت که رژیم مجبور شد هم‌زمان با سرکوبی قیام ۱۵ خرداد، او را نیز شبانه دستگیر کند. در طول دوران اقامت اجباری امام در نجف، بارها به ملاقات ایشان رفت و ضمن بیان اخبار ایران و مبارزات مردم، رهنمودهای لازم را کسب کرد. بار دیگر، درگیری خشونت‌آمیز رمضان سال ۵۶ در شیراز، باعث تبعید او از زادگاهش شد.
در همین دوران، به همراهی چهار تن از دیگر روحانیون، طی اعلامیه‌ای شاه را از سلطنت خلع کرد. پس از پیروزی انقلاب، به‌عنوان نماینده اول استان فارس به مجلس خبرگان رفت و در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی مشارکت ورزید. چندی بعد، محبوبیت او در میان مردم باعث شد به‌حکم امام به امامت جمعه شیراز انتخاب شود. آیت‌الله دستغیب، صاحب تألیفات و ترجمه‌های بسیاری است که بیشتر آن‌ها درباره اخلاق، معاد و خودسازی نوشته‌شده‌اند. از معروف‌ترین کتاب‌های ایشان می‌توان به «صلاة الخاشعین» ، «معاد»‌ ، «‌گناهان کبیره» ‌، «قلب قرآن»‌ و «‌قیامت و قرآن» ‌اشاره کرد.
او سرانجام در روز ۲۰ آذرماه ۱۳۶۰، هنگامی‌که عازم نماز جمعه بود، به دست یکی از اعضای گروهک منافقین به شهادت رسید.

آیت‌الله منتظری

آیت‌الله منتظری رئیس اولین مجلس خبرگان و از روحانیون و سیاستمداران قبل و بعد از انقلاب  بود. او در سال ۱۳۰۱ در نجف‌آباد اصفهان در میان یک خانواده کشاورز متولد شد. تحصیلات دینی خود را در اصفهان آغاز کرد و سپس برای ادامه در سطوح بالاتر به قم رفت. او که از شاگردان حضرت امام خمینی (ره) بود، در سال‌های دهه ۴۰ به دلیل همراهی با نهضت ایشان تحت تعقیب ساواک قرار گرفت و به زندان افتاد و شکنجه‌های بسیاری را تحمل کرد. با اوج‌گیری قیام مردم در سال ۱۳۵۷ به همراه آیت‌الله طالقانی از زندان آزاد شد. او که از روحانیون مبارز و فعال در طول دوران انقلاب بود، بعد از فوت آیت‌الله طالقانی از سوی امام خمینی (ره) برای مدت کوتاهی به امامت جمعه تهران منصوب شد. در سال ۱۳۶۴ مجلس خبرگان، آیت‌الله منتظری را به‌عنوان قائم‌مقام رهبری تعیین کرد. ولی در سال ۱۳۶۸، به دلیل پاره‌ای مسائل به‌حکم امام خمینی (ره) از این سمت برکنار شد.

 

شهید مطهری

«آیت‌الله مرتضی مطهری» در سال ۱۲۹۸ در فریمان و در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد و در سال ۱۳۱۰ برای تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه مشهد رفت و دروس مقدماتی را آنجا آغاز کرد. ایشان در سال ۱۳۲۳ برای فراگیری فلسفه به حوزه علمیه‌ی قم رفتند و از شاگردان درس فلسفه حضرت امام خمینی(س) شدند.
بعد از فوت آیت‌الله بروجردی در سال ۱۳۴۰، آیت‌الله مطهری به تهران آمد و از همان ابتدا در مدرسه مروی به تدریس فلسفه ملاصدرا برای طلاب پرداخت و به‌زودی در دانشکده علوم معقول و منقول (دانشکده الهیات) دانشگاه تهران مشغول به کار شد و در آنجا نیز به تدریس کلام و فلسفه اسلامی پرداخت.
در این زمان او که در محیط متنوع دانشگاه با مسائل جدید جوانان آشنا می‌شد، نوشتن مقاله‌ها و کتاب‌هایی را برای پاسخ‌گویی به این سؤال‌ها آغاز کرد و به خاطر رواج افکار سوسیالیستی و ماتریالیستی در میان جوانان، تلاش خود را صرف معرفی اسلام به‌عنوان دینی پوینده و نیز زدودن خرافات و بدعت‌ها از چهره دین کرد.
کتاب‌های بسیاری حاصل این دوره از عمر اوست؛ کتاب‌هایی چون حماسه حسینی، نهضت‌های اسلامی در صدسال اخیر و ...
او از مسائل سیاسی جامعه نیز غافل نبود و با مجامع اسلامی آشنا شد و در این محافل سخنرانی‌ها و بحث‌های مختلفی را ایراد نمود. در همین دوران در رادیو تهران نیز هر هفته یک‌بار سخنرانی داشت که مخاطبان وسیع‌تری را جذب افکار و اعتقاداتش می‌کرد. او برای نخستین بار در سال ۱۳۴۲ بعد از وقایع ۱۵ خرداد دستگیر شد و در سال ۱۳۴۴ به همراهی متفکران مذهبی دیگر، نظیر دکتر علی شریعتی به حسینیه ارشاد دعوت شد.
در سال ۱۳۵۰ به دلیل سوءتفاهم‌ها و اختلافاتی که میان او و دیگر گردانندگان حسینیه پیش آمد، کانون فعالیت خود را به مسجد الجواد که آنجا نیز محل تجمع مردم مشتاق شنیدن از اسلام راستین بود، تغییر داد اما سال ۱۳۵۱ مسجد الجواد نیز تعطیل و او به‌طور موقت بازداشت شد.
ایشان در سال ۱۳۵۶ «جامعه روحانیت مبارز تهران» را پایه‌گذاری کرد و با آغاز انقلاب نقش مهم‌تری را به عهده گرفت و به‌فرمان حضرت امام خمینی (ره) رئیس «شورای انقلاب» شد. اردیبهشت ۱۳۵۸ درحالی‌که چون همیشه از یک مجلس سخنرانی برمی‌گشت به دست یکی از اعضاء گروهک «فرقان» به شهادت رسید.
ازآن‌پس روز شهادتش را برای گرامیداشت یاد مردی که همه زندگی‌اش را وقف تعلیم و تربیت و آموزش کرده بود «روز معلم» نام گذاشتند و امام او را «حاصل عمر» خویش خواندند و همه‌ کتاب‌هایش را مفید و سودمند دانستند.

 

آیت‌الله طالقانی

«آیت‌الله سید محمود طالقانی» در سال ۱۲۸۹ شمسی در یک خانواده‌ی ساده و مذهبی در روستای «کَل یزد» از توابع طالقان دیده به جهان گشود. پدرش سید ابوالحسن طالقانی از مبارزان دوره‌ی رضاخان و همکار و هم‌رزم مرحوم «سید حسن مدرس» بود و از طریق شغل ساعت‌سازی روزگار می‌گذراند. آیت‌الله طالقانی نیز تحصیلات ابتدایی را در همان روستا و نزد پدر گذراند و پس‌ازآن برای تحصیل علوم دینی به مدرسه رضویه و بعد فیضیه قم رفت و تا سال ۱۳۱۷ مشغول تحصیل بود. پس‌ازآن در مدرسه سپهسالار مشغول تدریس علوم دینی شد.

پس از شکل‌گیری نهضت روحانیت به رهبری امام خمینی(س) در سال ۱۳۴۱ و طرح مسائلی چون «انجمن‌های ایالتی و ولایتی» و «انقلاب سفید» به پیروی از حضرت امام خمینی(س) به مخالفت با رژیم شاه پرداخت و به دلیل فعالیت‌های بسیار در همان سال به زندان افتاد و در اوایل خرداد ۱۳۴۲، به همراه چند تن از روحانیون آزاد گردید ولی بار دیگر در همان سال در ارتباط با وقایع ۱۵ خرداد و انتشار مقاله‌ای از سوی او با عنوان «دیکتاتوری خون می‌ریزد» دستگیر و در زندان قصر مورد شکنجه و آزار قرار گرفت. ایشان به‌عنوان نماینده اول مردم تهران به مجلس خبرگان راه یافتند و همچنان در صحنه سیاست فعال بودند. آیت‌الله سید محمود طالقانی در ۱۹ شهریور سال ۱۳۵۸ پس از سال‌ها مبارزه و تبعید و زندانی شدن از زمین خاکی به دیار باقی شتافت.

 

حجت‌الاسلام شجونی

«حجت‌الاسلام جعفر شجونی فومنی»، متولد ۱۳۱۱ فومن، سیاستمدار باسابقه گیلانی ،عضو جامعه روحانیت مبارز، عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی، فعال سیاسی و زندانی در زندان‌های مخوف ساواک بوده است.او نماینده کرج در اولین دوره مجلس شورای اسلامی بوده و از همراهان شهید نواب صفوی در دوران مبارزه با رژیم پهلوی محسوب می‌شود. از ۱۸ سالگی مبارزه را آغاز کرده و تا پیروزی انقلاب ۲۵ بار زندان رفته است. شجونی زندگی در زندان را به دو دوره پیش از سال ۴۵ و پس‌ازآن تقسیم می‌کند و معتقد است تا قبل از سال ۴۵ زندانی‌ها در زندان ریاست و آقایی می‌کردند اما پس‌ازآن شرایط زندان بسیار بر آن‌ها بسیار سخت گذشته است. 

او در صبح روز یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵ (۶ صفر ۱۴۳۸ قمری) در سن ۸۴ سالگی درحالی‌که در بیمارستان فیروزگر بستری بود بر اثر سکته قلبی درگذشت.

 

آیت الله موسوی اردبیلی

 آیت‌الله موسوی اردبیلی در ۸ بهمن ۱۳۰۴ ه ش در شهر اردبیل در خانواده‏‌ای روحانی و تهی‌دست متولد شد. آیت‌الله موسوی اردبیلی در رمضان‏ ۱۳۲۲ تصمیم گرفت به شهر مقدس قم مهاجرت نموده، تحصیلات عالیه را در آن شهر مقدس ادامه دهد و در آخر همان ماه از اردبیل خارج و در نهم شوال وارد قم شد. آیت ا... ‏ موسوی اردبیلی به‌اتفاق سه نفر از فضلای حوزه علمیه قم تصمیم گرفت به نجف‏ اشرف مهاجرت کند. با انصراف دو نفر از همراهان،  با نفر سوم یعنی مرحوم شیخ ابوالفضل حلال‌زاده اردبیلی در ۱۶ آبان ۱۳۲۴ از قم حرکت کرد. آیت‌الله ‏ موسوی اردبیلی پس از برگشت از عراق، در سال ۱۳۲۷  وارد قم شده در مدرسه فیضیه اقامت کرد. آیت‌الله اردبیلی در منبرهای خود شدیداً به نفع اعراب و مسلمین موضع‌گیری کرد که در پی آن رژیم تصمیم گرفت که او را دستگیر نموده به تبریز تبعید کند. در پی این حادثه علما و ائمه جماعت اردبیل متحد شدند و همه به مسجد وی رفته و اعلام کردند که اگر رژیم به دستگیری و تبعید وی اقدام نماید، تمامی مساجد را تعطیل کرده و از شهر خارج خواهند شد. رژیم پهلوی که با مقاومت روحانیون مواجه شد و از عواقب کار نگران بود، از دستگیری وی منصرف گردید. در طی یازده سال اول انقلاب، اشتغالات علمی و فرهنگی وی روند و وضع دیگری پیدا کرد. ازجمله اشتغالات جدید او، تدوین قوانین کیفری، جزائی و حقوقی دادگستری و انطباق آن‌ها با موازین شرع و فقه اسلامی بود. اول آذرماه ۱۳۹۵ آیت‌الله موسوی اردبیلی دچار ایست قلبی شد و به کما رفت و برای بستری به بیمارستان لالهٔ تهران منتقل شد. در نهایت در ظهر ۳ آذر ۱۳۹۵ به علت عارضهٔ قلبی و فرورفتن در کمای عمیق، در ۹۰ سالگی درگذشت و پیکر وی در قم تشییع شد و در حرم فاطمه معصومه در کنار قبر علامه طباطبایی مدفون شد.

شهید باهنر

«حجت‌الاسلام دکتر محمدجواد باهنر» در سال ۱۳۱۲ در یک خانواده پیشه‌ور ساده در شهر کرمان به دنیا آمد و خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را در مکتب آموخت و سپس به تحصیل علوم دینی در مدرسه معصومیه آن شهر پرداخت .شهید باهنر سپس به تحصیلات دانشگاهی رو آورد و حدود سال ۱۳۳۷ موفق به اخذ لیسانس در رشته الهیات و بعدازآن موفق به اخذ فوق‌لیسانس در رشته علوم تربیتی و سپس دکترای الهیات از دانشگاه تهران شد .

شهید باهنر در سال ۱۳۴۱ همکاری خود را با نهضت اسلامی و سیاسی روحانیت به رهبری امام خمینی ( ره ) آغاز کرد و در اسفندماه ۱۳۴۲ پس از ایراد سخنرانی‌هایی در مساجد هدایت ، الجواد ، و حسینیه ارشاد به مناسبت سالگرد حادثه فیضیه دستگیر شد و پس‌ازآن متناوباً شش بار به زندان‌های کوتاه‌مدت محکوم شد و از سال ۱۳۵۰ ممنوع المنبر گردید و بالاجبار در جلساتی که به‌عنوان کلاس درس بر پا می‌شد سخنرانی و به بیان نقطه نظرات اسلامی و انقلابی خود می‌پرداخت . در سال ۱۳۵۷ به‌فرمان امام ( ره ) و به همراه چند تن از یاران مأمور تنظیم اعتصابات شد و در همان سال نیز با فرمان امام ( ره ) به عضویت شورای انقلاب درآمد . دیگر مسئولیت‌های شهید باهنر پس از پیروزی انقلاب اسلامی عبارت‌اند از: مسئولیت نهضت سوادآموزی ، نماینده مردم کرمان در مجلس خبرگان ، نماینده شورای انقلاب اسلامی در وزارت آموزش‌وپرورش ، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی. شهید باهنر که به سرنوشت آموزش کشور و آینده نونهالان انقلاب اسلامی بی‌اندازه توجه داشت و مدام به فکر بهبود و پیشرفت آن بود سرانجام در کابینه محمدعلی رجایی به سمت وزیر آموزش‌وپرورش منصوب شد . پس از فاجعه شوم بمب‌گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت دکتر بهشتی ، شهید باهنر به‌عنوان دبیر کل حزب جمهوری اسلامی انتخاب شد و به دنبال انتخاب شهید رجایی به سمت ریاست جمهوری به‌عنوان نخست‌وزیر جمهوری اسلامی به مجلس معرفی شد که با رأی قاطع مجلس به تشکیل کابینه خودپرداخت .

این شهید که خود را وقف خدمت به مردم ستمدیده کرده بود سرانجام پس از سال‌ها مبارزه و تلاش به همراه یار دیرینه‌اش شهید رجایی رئیس‌جمهور اسلامی ایران در هشتم شهریور ۱۳۶۰ در انفجار ساختمان نخست‌وزیری که به دست منافقین صورت گرفت به شهادت رسید.

انتهای پیام/

نماینده مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی:
روستای اسلام‌آباد ملایر، شهر شد
نماینده مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی از تصویب شهر شدن روستای اسلام‌آباد شهرستان ملایر خبر داد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از نافع ؛

حجت‌الاسلام احد آزادی‌خواه در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در ملایر با اشاره به ظرفیت‌ها و توانمندی‌های روستای اسلام‌آباد ملایر اظهار کرد: این روستا از توابع بخش مرکزی ملایر است.

وی با اشاره به توانمندی‌های بالای این روستا در بخش کشاورزی، فرهنگی، مذهبی، گفت: با توجه به این موضوع با درخواست و پیگیری‌های صورت گرفته از سوی امام جمعه، دهیاری، اعضای شورای شهر و با پیگیری بخشدار، فرمانداری و سایر مسؤولان و با تصویت هیات دولت این روستا به شهر تبدیل شد.

نماینده مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی ضمن تبریک به مردم روستای اسلام‌آباد برای این اتفاق گفت: ما نیز به عنوان نماینده مردم همه سعی و تلاش خود را برای توجه بیشتر به زیرساخت‌های این منطقه خواهیم داشت.

وی ابراز امیدواری کرد شهر شدن روستای اسلام آباد بتواند باعث رشد و توسعه این منطقه در ابعاد مختلف فرهنگی ، اجتماعی و سایر بخش‌ها شود.

آزادی‌خواه همچنین با اشاره به تبدیل شدن روستای علوی به عنوان مرکزیت دهستان ترک شرقی افزود: روستای علوی نیز با داشتن چهره‌های ماندگار و سابقه انقلابی به عنوان یکی از روستاهای پرافتخار شهرستان ملایر محسوب می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: این دهستان به عنوان قطب کشاورزی شهرستان بوده که امیدواریم تبدیل این روستا به عنوان مرکزیت دهستان ترک شرقی زمینه ساز توسعه سایر روستاها در این بخش باشد.

انتهای پیام/

حجت الاسلام والمسلمین قاضی عسکر درباره اینکه وزارت خارجه کشورمان اعلام کرده است که حج تمتع امسال صورت نمی گیرد، گفت: فعلاَ هیچ چیز در این راستا قطعی نیست وما تا زمانی که شرایط برایمان فراهم شود در مراسم حج حضور پیدا خواهیم کرد اما بدون شک مشکلاتی که وجود داشته است باید حل شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،حجت الاسلام والمسلمین سیدعلی قاضی عسکر نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت درباره دعوت عربستان از کشورمان  برای حضور در مناسک حج تمتع امسال اظهار کرد: ما پاسخ این دعوت عربستان را خواهیم داد.

وی افزود: انشاءالله در همان تاریخی که مقامات عربستان اعلام کرده اند هیئت ایرانی برای مذاکره به کشور عربستان سفر خواهد کرد.

نماینده ولی فقیه درامورحج درباره اینکه هیئت ایرانی در چه تاریخی به عربستان سفر می کند، خاطر نشان کرد: هیئت ایرانی پنجم اسفند ماه به عربستان سفر می کند و ما امیدواریم بتوانیم مواضع خود را در این دیدار تشریح کنیم و به نتیجه مشخص دست پیدا کنیم.

قاضی عسگر درباره اینکه وزارت خارجه کشورمان اعلام کرده است که حج تمتع امسال صورت نمی گیرد، گفت: فعلاَ هیچ چیز در این راستا قطعی نیست وما تا زمانی که شرایط برایمان فراهم شود در مراسم حج حضور پیدا خواهیم کرد اما بدون شک مشکلاتی که وجود داشته است باید حل شود.

انتهای پیام/

وزیر بهداشت: تیم پزشکی همراه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نبوده است ،طبق گزارشی که به من داده‌اند کوتاهی شده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، حسين دهباشي درباره حال و هواي حسينيه جماران در يكشنبه شب نوشت:
باورنکردنی است که خانه امام چقدرکوچک است.پیکرآقای هاشمی راغسل داده ودرایوان نهاده‌اند. فاطمه خانم بالای سرپدر قرآن می‌خواند. ناگهان چه خلوت شد.

آقای روحانی آمدند بیمارستان. چقدر گریه کردند. حسین آقای فریدون هم. آقای ناطق اما زار می‌زدند. آقامهدی از زندان آمد وروی تابوت پدر از حال رفت.

آقای علی عسگری (رئیس صداوسیما) هم آمد. فاطمه خانم به فغان آمد که بابا همیشه می‌گفت تو آدم خوبی هستی. اما همین شماها او را دق دادید!

حجت‌الاسلام طباطبایی: زمانی که هاشمی را از نماز جمعه کنار زدند، نماز جمعه تعطیل شد/ چرا کسی به نماز جمعه ها نمی‌آید؟

حجت‌الاسلام طباطبایی در ویژه برنامه شبکه یک با مجری گری علی درستکار با اشاره به رابطه آیت‌الله هاشمی و مقام معظم رهبری گفت:‌ وقتی پیام رهبری را خواندم دلم برای آقای هاشمی و رهبری سوخت. الهی هیچکس مشاور دین دار و دلسوز خود را از دست ندهد. طباطبایی همچنین گفت: بدگویان هاشمی! از خدا بترسید و بدانید دیگر هاشمیِ نیست شما را ببخشد و حتی برای شما دعا کند. نمازجمعه با رفتن آیت‌الله هاشمی تعطیل شد.

وزیر بهداشت: تیم پزشکی همراه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نبوده است
طبق گزارشی که به من داده‌اند کوتاهی شده است

قاضی زاده هاشمی گفت: آن طور که به من گزارش شده ظاهرا تیم پزشکی همراه ایشان نبوده، درحالی که همراه شخصیت‌ها باید تیم پزشکی حاضر باشد. آیت الله هاشمی دچار عارضه قلبی و تنفسی شدند که متاسفانه تلاش همکاران ما بی نتیجه بود.

آن طور که به من گزارش شده ظاهرا تیم پزشکی همراه ایشان نبوده، درحالی که همراه شخصیت‌ها باید تیم پزشکی حاضر باشد. تیم پزشکی زمانی هم که متوجه شدند، فرصت از دست رفته بود و شاید اگر بودند هم نمیتوانستند کاری کنند اما اگر این گزارشی که به من داده شده درست باشد کوتاهی کرده‌اند. از جزئیات نحوه درگذشت ایشان اطلاعی ندارم و در صورت اطلاع سریعا به مردم اطلاع رسانی می‌شود.

انتهای پیام/

سئوال من این است اگر قرار است مجلس بداند چرا دولت نمی‌گوید و ما باید منتظر بمانیم آژانس بین‌المللی انرژی اتمی افشا کند تا ما بفهمیم؟ اگر آنها نمی‌گفتند که ما نمی‌فهمیدیم. یعنی باید منتظر باشیم آمریکایی‌ها اسناد را ارائه بدهند؟ انگلیسی‌ها یا بان‌کی‌مون افشا کنند؟ البته صورت‌بندی شما این بود، چون ما به تیم مذاکره کننده اعتماد داریم و رهبر معظم انقلاب این تیم را تأیید کردند، پس اجازه دهیم کارشان را انجام دهند. طبعاً باید این اجازه را بدهیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، قسمت یازدهم برنامه افق شب گذشته (18 بهمن) ‌روی آنتن شبکه افق سیما رفت.

 

قسمت یازدهم برنامه افق با موضوع «اعتماد به کدخدا یا توکل به خدا» در حالی روی آنتن شبکه افق سیما رفت که بخش اصلی آن به موضوع اذعان وزیر امورخارجه مبنی بر اشتباه در روند اجرای برجام اختصاص داشت.

 

جواد کریمی قدوسی نماینده مردم مشهد و کلاته و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی وعضو فراکسیون ولایت و همچنین شهروز برزگر نماینده ... و عضو کمیسیون تلفیق برنامه و بودجه و عضو فراکسیون امید به همراه وحید یامین‌پور به‌عنوان مجری- کارشناس در این برنامه به ارائه نظرات خود پرداختند.

 

کریمی قدوسی در بخشی از این گفت‌وگو ضمن اشاره به تعبیر آقای ظریف مبنی بر «اشتباه کردم» که ناظر به روند مذاکرات با آمریکا بیان کرده بود گفت: آقای ظریف این عبارت را به بدعهدی و پیمان‌شکنی آمریکا ارجاع می‌دهد. ایشان وقتی این حرف‌ها را بر زبان می‌آورد ناراحت بود از اینکه با حمایت ملت و رهبری به مذاکره رفتند و خیلی از پیچ و مهره‌های صنعت هسته‌ای هم باز شد و آن‌چیزی که قرار بود به‌نفع این ملت به‌دست بیاید، یعنی لغو تحریم‌ها انجام شد.

 

همچنین برزگر نیز با اشاره به رفع تحریم‌ها بعد از مذاکرات و با بیان اینکه اگر شرایط تحریم همین‌طوری پیش می‌آمد ما امروز 200 هزار بشکه نفت می‌فروختیم ادامه داد: تا قبل از مذاکرات براساس قوانین شورای امنیت ملی، تمام کشورها هر سه ماه یک‌بار باید و بدون استثناء به شورای امنیت ملی گزارش می‌دادند که چه بخشی از ایران را تحریم کردند. همیشه این ادبیات را داشتند که گزینه‌ها روی میز است و حمله نظامی مطرح بود.

 

در ادامه متن کامل این گفت‌وگو را از نظر می‌گذرانید:

یامین‌پور: برجام از آن تعابیری است که در این چندسال زیاد شنیدید و شاید هیچ بخش خبری نبوده که در این مدت خالی از بحث برجام باشد. بعضی برجام را به‌عنوان یک معجزه بزرگ و مسئله نجات‌بخش بزرگ و بعضی دیگر به‌عنوان یک فاجعه کم‌نظیر طرح می‌کنند. در باره ماهیت این پرونده و تبعاتش زدوخورد زیاد بوده است. البته رهبر معظم انقلاب فارغ از این دو تعبیر از تعبیر «تجربه» برای برجام استفاده کردند. در ابتدای باب‌شدن این مذاکرات فرمودند «اگر به نتیجه برسد که چه بهتر و اگر هم نرسد تجربه‌ای برای مردم این خواهد بود» که این ماه‌های اخیر شاهد بدعهدی‌های آمریکا و طرف مقابل در نقض برجام هستیم و مجدد این مفهوم پررنگ‌تر شد.

 

تمدید تحریم‌های ISA و تعبیر ظریف از نقض برجام، دوعاملی که باعث بالارفتن تب برجام شد

 

آن‌چیزی که باعث شد دو باره درجه حرارت مربوط به برجام بالا رود، دو مسئله بود؛ یکی تمدید تحریم‌های موسوم به داماتو یا ISA توسط کنگره آمریکا با رأی مثبت 99 از 100، آن یک نفر هم ظاهراً نبوده که رأی دهد! آمریکایی‌ها یک اتفاق نظر و وحدت فوق‌العاده در دشمنی با جمهوری اسلامی دارند و البته دومین عامل که باعث مطرح‌شدن نسبتاً جنجالی آن شد، اظهارات آقای ظریف وزیر خارجه جمهوری اسلامی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بود که روزنامه‌های منتقد برجام با عنوان ظریف گفت من اشتباه کردم به آن پرداختند. مباحثی شروع شد از اینکه آیا آقای ظریف این را گفته یا خیر؟ آقای کریمی قدوسی مشهورترین چهره‌ای بود که این موضوع را در مجلس طرح بحث کردند و به مجلس کشاندند که آقای دکتر ظریف این را در کمیسیون مزبور گفتند. سایر اعضای این کمیسیون هم نکاتی داشتند. دولتی‌ها و رسانه‌های طرفدار دولت هم واکنش‌هایی داشتند. قرار نیست خیلی به این موضوع پرداخته شود. مذاکرات کمیسیون امنیت ملی منتشر شد و مردم می‌توانند در فضای مجازی جستجو کنند و متن را ملاحظه کنند. آن چیزی که من دستگیرم شد این بود که آقای ظریف راجع به اینکه درخصوص توافق با آقای کری برای رفع تحریم‌های داماتو سر اینکه توافق لفظی انجام دادند و آن را مکتوب نکردند و به‌اختیار کنگره گذاشتند، از تعبیر «اشتباه کردم» استفاده کرده بودند که ماجرا یک فرایند رسانه‌ای پیدا کرد.

 

آقای کریمی قدوسی! اگر موافق باشید خیلی کوتاه راجع به این موضوع صحبت کنیم. این جمله در چه حالتی و در چه فضایی گفته شد. برداشت خود شما چه بود، مواجهه رسانه‌ها با طرح بحث، درست و منصفانه بود یا خیر؟

 

ایجاد دوقطبی بین مسئولان و مردم و نابودی اقتصاد سه هدف برای طرح پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت/ «وحدت» بعد از برجام خیلی عمیق‌تر از قبل شده است/ عبارت «اشتباه کردم» از آقای ظریف برداشت عمیقی از تجربه مذاکرات او با آمریکایی‌ها بود

 

کریمی قدوسی: فرصت مغتنمی است که پیرامون یکی از مباحثی که در طول تاریخ انقلاب یکی از نقاط عطف انقلاب اسلامی و عظمت حرکت مردم بود بحث شود. یک مقدمه خیلی کوتاه عرض کنم. راهبرد دشمنان ما در بحث هسته‌ای قبل از اینکه خواباندن چرخ سانتریفیوژ و بیرون کردن اورانیوم غنی‌شده باشد، متوجه یک مسئله بسیار مهم‌تری بود و آن مسئله حدود 10، 12 سال قبل از زبان وزیر خارجه انگلیس در دیداری که سفرای کشورها را به لندن دعوت کرده بود، بیرون آمد. وزیر خارجه انگلیس به سفیر ما رو می‌کند و می‌گوید ما پرونده هسته‌ای شما را برای سه هدف می‌خواهیم به شورای امنیت سازمان ملل ببریم -آن‌زمان هنوز نرفته بود- اول ایجاد اختلاف و دوقطبی بین مسئولین شما؛ به‌تبع اختلاف بین مسئولین، مردم‌تان هم دوقطبی می‌شوند و سومین هدف هم سقوط اقتصاد شماست. به‌نظر بنده و خیلی از کارشناسانی که در این زمینه دقت داشتند، در این مذاکرات این سه هدف توسط دشمنان ما کاملاً هدایت می‌شد. مثلاً مجلس دو قطب شود، موافق برجام، مخالف برجام. بعد در خیابان و شهر و محلات و مساجد هم که برویم یک‌طرف موافق و طرف دیگر مخالف مذاکره هستند. چیزی هم که از آن غفلت می‌شود مسئله اصلی یعنی اقتصاد و حرت اقتصادی است. این نکته مهمی است، آن تجربه‌ای که ولی امر مسلمین به آن اشاره کردند و خیلی ارزشمند است همین است که ما از این پیچ و گردنه سخت دوقطبی شدن ملت ایران گذشتیم. با آن دیدگاه‌های فرهنگی که ملت ایران دارند، با آن سعه صدری که مسئولین جمهوری اسلامی از خودشان نشان دادند، با آن دقت نظری که ولی امر مسلمین آن مذاکرات را هدایت کردند، امروز خروجی، وحدت عمیق‌تر از آنچه که قبل از برجام داشتیم در این موضوع است. آنچه که آقای ظریف در کمیسیون امنیت ملی در آخرین جلسه بیان کردند -در تداوم حضور ایشان که ما از ابتدا در مجلس نهم که مذاکرات شروع شد، مرتب با ایشان و آقای عراقچی و همچنین آقای تخت روانچی جلسات مفصل داشتیم- به نظر می‌رسد یک برداشت عمیقی از تجربه مذاکرات ایشان با 1+5 بخصوص آمریکایی‌ها بود. آقای ظریف به‌خاطر حضور طولانی‌مدت در آمریکا، سابقه‌ای از شناخت آنها داشتند. ایشان بارها حین مذاکرت، در کمیسیون امنیت ملی و در صحن عمومی می‌گفتند ما به آمریکایی‌ها اعتماد نداریم، ما خوش‌بین نیستیم. ایشان این جملات را آشکار هم بیان می‌کردند.

 

جمله آقای ظریف برای حفظ امنیت و وحدت بسیار کارآمد است/ «اشتباه کردم» ظریف، سیلی به گوش آمریکا بود

 

در جلسه آخر که من غایب بودم -و معمولاً هر جلسه‌ای که مهم است نیستم- شخصاً مذاکرات را در کمیسیون گوش کردم. این حق برای همه نمایندگان هست و در همه کمیسیون‌ها می‌توانند نوارها را گوش دهند. بنده موقعی‌که مطالب ایشان را شنیدم، برعکس نتیجه گرفتم برای حفظ امنیت و وحدت ما بسیار کارآمد است. ایشان «اشتباه کردم» را به یک شأن نزولی ارجاع می‌دهد، یعنی به بدعهدی و پیمان‌شکنی آمریکا. ایشان بغض داشت که این حرف‌ها را به زبان می‌آورد و خوشحال نبود. ناراحت بود از اینکه با حمایت ملت و رهبری به مذاکره رفتند و خیلی از پیچ و مهره‌های صنعت هسته‌ای ما باز شد -ما دائم از مراکز هسته‌ای بازدید می‌کردیم، هم در مجلس قبل و هم حالا- و آن‌چیزی که قرار بود به‌نفع این ملت به‌دست بیاید، یعنی لغو تحریم‌ها به دست نیامد و با کمال تعجب می‌بیند وعده‌های آمریکا، وعده‌های شفاهی بود و به‌صراحت متنی که خودم آن را پیاده کردم، موقعی‌که می‌گوید من اشتباه کردم سیلی به گوش آمریکا می‌زند. می‌گوید ما با تو پشت یک میز نشستیم و توافق کردیم، چرا بدعهدی کردی؟ ما به حرف شما اعتماد کردیم. این موضوع قطعاً باعث وحدت کامل‌تر و ارتقاء معرفت ایرانی‌ها ‌نسبت به آمریکایی‌ها شد.

 

اعتراف آقای ظریف یک تجربه ملی بود که با «اشتباه کردم» به زبان ایشان آمد

 

یامین‌پور: نگاه شما این است که وقتی ایشان می‌گویند من اشتباه کردم، یعنی یک تجربه ملی را به‌زبان آوردند و حرف همه ملت ایران است.

 

کریمی قدوسی: کاملاً، این یک جمله معمولی بود که ایشان 10 بار دیگر هم در صحن و جاهای دیگر پیش‌بینی می‌کرد و می‌گفت که ما مراقبیم، اینها بدعهدی می‌کنند و ما خوش‌بین نیستیم. من اینجا یک نقد نرم به رسانه‌هایی که اینها را پیاده کردند می‌کنم، چون بنده با رسانه‌ای مصاحبه نکردم و از روی متن چهار پنج خط پیاده کردم و در اختیار رسانه‌ها قرار دادم. این را به‌عنوان یک سند محرمانه تلقی کردند و تلاش کردند نگذارند مردم بفهمند چه چیزی گفته شده است. با آن گرد و غباری که در برخی رسانه‌ها ایجاد شد نگذاشتند مطلب اصلی رسانده شود و باعث گم‌شدن حقیقت شد. به‌نظر من این رسانه‌ها یک‌مقدار جفا کردند. حالا کار بنده را خلاف اخلاق دانستند، اما این قوانین جلوی روی ماست. مطلقاً در کل قوانینی که اداره مجلس را تنظیم می‌کند عبارت «محرمانه‌بودن مذاکرات» در دستور کار مجلس قرار ندارد، فقط یک‌جا در قانون اساسی پیش‌بینی جلسه غیرعلنی رسمی به درخواست 10 نماینده، رئیس‌جمهور یا وزرا برای شرایط اضطراری وجود دارد که اگر مخالف و موافق صحبت کنند و جلسه غیرعلنی رأی بیاورد ، قانون اساسی می‌گوید شورای نگهبان بلافاصله باید حضور داشته باشد که مبادا در جلسه‌ای که مردم آن را گوش نمی‌کنند حق مردم ضایع شود.

 

یامین‌پور: اجمالاً نگاه شما این است که نبایستی حرکت شما را یک نوع افشاگری به‌حساب آورد، بلکه در راستای قوام دادن به آن تجربه ملی است.

 

طبق قانون تصمیم و اقدامی که با منافع ملی کشور در هم تنیده شده، به‌هیچ وجه قابل طبقه‌بندی نیست

 

کریمی قدوسی: ما در مجلس هشتم هم قانونی گذراندیم مبنی بر انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات است. به‌صراحت در قانون می‌گوید آن تصمیم و اقدامی که با منافع ملی کشور در هم تنیده شده، به‌هیچ وجه قابل طبقه‌بندی نیست، بلکه دولت ملزم است که آن را به اطلاع مردم برساند.

 

یامین‌پور: آقای برزگر، سئوالم را تکرار نمی‌کنم، فقط اطلاع دارم که شما جزو منتقدان این حرکت آقای کریمی قدوسی بودید و سعی کردید حرکت ایشان را جبران کنید.

 

برزگر: ما می‌خواستیم موضوع را جمع کنیم و برای آن نقطه پایان بگذاریم. دوست نداشتم بحث این‌گونه شروع شود. بنده جزو کمیسیون تلفیق برنامه و بودجه هستم. ماجرا از آنجا شروع شد که قرار بود آقای ظریف با معاونین خود برای بررسی بودجه 96 تشریف بیاورند. آن روز هم آقای قدوسی در آن جلسه تشریف نداشتند. من از اول تا آخر تمام مطالب را ضبط می‌کردم، چون عضو کمیسیون بودجه بودم، باید از بودجه پیشنهادی وزارت خارجه دفاع و ردیف بودجه‌های آن را بررسی می‌کردم. آقای ظریف قبل از اینکه این عبارت را مطرح کند، چندین بار تکرار کرد که درددلی با نمایندگان دارد. حتی دوستان عکاس و خبرنگار بودند، همه آنها بعد از اینکه عکاسی کردند و خبرها را گرفتند، جلسه را ترک کردند. آقای ظریف تأکید کردند که این حرف‌ها امانت است و نباید جایی درج شود. آقای کواکبیان یک شوخی کرد و گفت فقط در روزنامه مردم‌سالاری پخش می‌کنیم. به‌خاطر اینکه عدد نداشتیم تا جلسه شیفت سوم تشکیل شود، سه نفر از دوستان می‌خواستند به صحن بروند. ما نمی‌دانستیم آقای قدوسی آنجا هستند. گفتیم آقای ظریف به صحن بروند که متوجه شدیم آقای قدوسی آنجا نیستند. آقای ظریف مطالبی را مطرح کردند؛ گفتند محرمانه است، جایی درج نشود. بحث این هم نیست که آیا تمام مذاکرات محرمانه است و مردم باید بفهمند، خیر، مردم بالاخره زمانی همه‌چیز را متوجه خواهند شد، اما به زمان آن و با توجه به شرایط. در آن جلسه مطالب مهم‌تری هم گفته شد. آقای قدوسی شاید فقط به دو مورد از 1000 مورد مطرح شده در آن جلسه اشاره کردند. بحث سوریه و حلب و خیلی از چیزهای دیگر گفته نشده است، ولی آن بخشی که آقای ظریف گفتند اشتباه کردم مطرح شد.

 

شش قطعنامه علیه ایران با یک قطعنامه از ایران برداشته شد/ تحریم‌ها در حوزه نفت و گاز به‌طور کلی برداشته شده است/ مشکل در حمل‌ونقل هم برطرف شد و ما توانستیم هواپیما بخریم/ در جامعه فقط به مردم گفته شد که اگر برجام به نتیجه بنشیند زندگی بهتر می‌شود

 

ما باید به شرایط قبل و بعد از برجام به کشور خودمان نگاهی بیندازیم. اگر همان وضعیتی که داشتیم پابرجا می‌ماند، یعنی برجام به نتیجه نمی‌رسید، اتفاقات خوبی نمی‌افتاد. ما در سازمان ملل شش عهدنامه داشتیم که از ذیل بند ششم داشت به بند هفتم منشور سازمان ملل متحد می‌رفت. طبق ماده 41 و 42 داشت به سمت حملات نظامی می‌رفت. این شش قطعنامه سازمان ملل متحد با یک قطعنامه از ایران برداشته شد. همین امروز روزانه دو میلیون و 400 هزار بشکه نفت می‌فروشیم. تحریم‌ها در سه بعد بود؛ بعد نفت و گاز، بعد حمل‌و‌نقل و بعد مالی و بانک‌ها. تحریم‌ها در زمینه نفت و گاز به‌طور کلی برداشته شده است. اگر شرایط تحریم همین‌طوری پیش می‌آمد ما امروز 200 هزار بشکه نفت می‌فروختیم. تازه اگر آمریکا و کشورهای اروپایی تحریم‌های جدید اعمال نمی‌کردند. براساس قوانین شورای امنیت ملی، تمام کشورها هر سه ماه یک‌بار باید و بدون استثناء به شورای امنیت ملی گزارش می‌دادند که چه بخشی از ایران را تحریم کردند. همیشه این ادبیات را داشتند که گزینه‌ها روی میز است و حمله نظامی مطرح بود. در بحث حمل و نقل کشتی‌های ما مشکل داشتند و هیچ‌کس حاضر نبود کشتی‌های ما را بیمه کند. اگر همان شرایط پیش می‌آمد ما شاید سالیانه می‌توانستیم فقط 15هزار میلیارد تومان نفت بفروشیم، آن‌هم اگر تحریم‌های جدید اعمال نمی‌شد، اما امروز روزنامه دو میلیون و 400 هزار بشکه نفت می‌فروشیم. حمل‌و‌نقل ما هم مشکل ندارد، ما هواپیما خریداری کردیم. حالا از چه کسی خریدیم و چه وقت تحویل می‌دهند را کار نداریم، این بسته به عملکرد برجام است. وقتی قرار بر نقد برجام است بعضی فقط آسیب‌ها و چیزهای از دست رفته را می‌بینند. قطع یقین وقتی وارد مذاکره می‌شوید، یک چیزی از دست می‌دهید و یک چیزی می‌گیرید. این داستان یک بازی برد- برد است. متأسفانه براساس آن جوسازی‌ها و ذهنیت‌های شکل‌گرفته در جامعه به مردم گفته شد که اگر برجام به نتیجه بنشیند زندگی بهتر می‌شود، ولی به مردم گفته نشد که اگر برجام به نتیجه نرسد الان در چه وضعیتی قرار داشتیم.

 

یامین‌پور: این را که خود آقای روحانی گفتند، یعنی منتقدان برجام این را نگفتند.

 

مردم وقتی به ما مراجعه می‌کنند از برجام سئوال نمی‌کنند، از بیکاری و معیشت مطالبه دارند

 

برزگر: به‌عنوان نماینده مردم، وقتی مردم به ما مراجعه می‌کنند از برجام سئوال نمی‌کنند، از اینکه ترامپ چکار کرد و آقای ظریف چه گفت سئوال نمی‌کنند. مردم از بیکاری و معیشت و درآمد صحبت می‌کنند. مردم این را می‌خواهند که روزانه بتوانیم دو میلیون و 400 هزار بشکه نفت بفروشیم و پولش مستقیم به ایران بیاید. حالا این رقم دقیقاً به‌اندازه بودجه عمرانی کشور در زمان تحریم‌ها است.

 

یامین‌پور: البته ما می‌خواستیم به این موضوع برسیم، ولی شما زودتر گفتید.

 

برزگر: برفرض مثال بخواهیم راجع به یک مذاکره بسیار مهم صحبت کنیم، پشت پرده یک‌سری دردل‌ها وجود دارد که جزو فنون مذاکره است و باید دست خود فرد باشد. مثلاً اگر بخواهیم فنون مذاکره جان کری را به‌دست بیاوریم، چقدر باید هزینه کنیم که به آن فنون دست پیدا کنیم؟! اینها هزینه دارد.

 

مردم اظهارنظر آقای ظریف را حمل بر شکست نمی‌کنند و آن را حمل بر صداقت و یک تجربه گران‌قدر می‌کنند/ با مذاکره با آمریکا یک بلوغی در فضای اجتماعی به‌وجود آمد که گروهی از مردم متوجه شوند مشکلات به‌دست آمریکا حل نمی‌شود/ استفاده ظریف از تعبیر «اشتباه کردم» را باید به پای شجاعت ایشان نوشت

 

یامین‌پور: این حرف شما، حرف خوبی است. اینکه مسئولین کشور طبعاً باید در باره افشا و آشکار کردن پشت پرده‌ها تحفظی داشته باشند، چون دشمن مترصد سوءاستفاده از آن است، البته بدون اینکه به این مصداق ربطش بدهم. منتهی خود من یک نگاهی دارم که ممکن است هم با نگاه آقای کریمی‌قدوسی متفاوت باشد و هم با نگاه شما و آن اینکه شما مفروض گرفتید اگر این صحبت‌ها و جملات آقای ظریف منتشر شده، گویا لطمه‌ای به آبروی ایشان و دولت و طرفداران برجام خورده است، ولی من واقعاً فکر می‌کنم مردم اگر این جمله را می‌شنوند این را حمل بر ورشکستگی نمی‌کنند و ممکن است حمل بر صداقت و به‌‌دست آوردن یک تجربه گران‌قدر کنند. حضرت آقا راجع به تیم مذاکره کننده از تعبیر شجاع استفاده می‌کنند. یکی از وجوه شجاعت اعتراف به اشتباه است. حالا اینکه یک‌سری رسانه به این صحبت آقای ظریف طور دیگری پرداختند و تیتر من اشتباه کردم را زدند به‌عنوان نوعی سرزنش و ملامت و لجاجت است، نه، این نیست. تجربه‌ای که رهبر معظم انقلاب فرمودند مبنی بر اینکه باید یک بلوغی در فضای اجتماعی به‌وجود می‌آمد که گروهی از مردم که هنوز فکر می‌کنند رونق معیشت به‌دست آمریکاست و فکر می‌کنند با مذاکره مسئله حل می‌شود، به این نتیجه برسند. حضرت آقا یک جمله‌ای دارند که «من تعجب می‌کنم چرا هنوز در کشور مسئولینی هستند که از سر نادانی می‌گویند ما باید مذاکره کنیم و با مذاکره این مسئله حل می‌شود.» باید این نادانی را رفع کرد، یعنی هم عموم جامعه باید از این فضا عبور کند و هم فضای سیاسی. حالا شما تصور کنید یک شخصیتی که محبوب هم هست و حضرت آقا در باره ایشان تعبیر شجاع و غیور هم به‌کار بردند به اشتباه اعتراف می‌کند. به‌نظر من باید این را به‌عنوان برگی از تاریخ در کشور بنویسیم، نه اینکه به‌عنوان یک سرزنش و ملامت به‌حساب بیاوریم.

 

«محرمانه‌ بودن» نوعی مانع بر سر ایجاد آگاهی‌ها و تجربه‌های عمومی است/ آیا با بعضی از پرونده‌های کلان سیاسی باید محرمانه برخورد شود؟

 

چون این برنامه مدعی ترویج گفتمان انقلاب اسلامی است و بیشتر یک هدف فرهنگی را دنبال می‌کنیم، دغدغه‌ای نصب‌العین ما باید این باشد که بتوانیم مفهوم تجربه بودن برجام را در اذهان مردم به‌عنوان یک تجربه ببینیم، یعنی مردم در ادامه سیاست‌ورزی و کنش‌ها و رفتارهای سیاسی خودشان یک چیزی را اضافه دریافت کرده و آموخته باشند. یک‌چیزی می‌تواند مانع باشد و آن این است که ممکن است بعضی‌ها تصور کنند باید با یک‌سری پرونده‌های کلان سیاسی مثل برجام محرمانه برخورد شود. همیشه این را از یک‌سری رسانه می‌شنیدیم که برجام اسنادی دارد که کسی از آن مطلع نیست. مردم به جزئیات آن آشنا نشدند. اسناد دیگری وجود دارد که حتی نمایندگان مجلس هم از آنها بی‌اطلاعند. آیا این صرفاً یک ادعاست و یا واقعاً بخشی از ماجرا هم‌چنان محرمانه است. مقدمه خود را تکرار می‌کنم. محرمانه‌ بودن به نظر ما نوعی مانع بر سر ایجاد آگاهی‌ها و تجربه‌های عمومی است.

 

بحث مذاکره یک دیپلماسی آشکار بود نه پنهان/ هروقت سئوال می‌کردیم در مذاکرات چه اتفاقاتی می‌افتد، می‌گفتند هرزمان توافق صورت بگیرد می‌فهمید!

 

کریمی قدوسی: ولی امر مسلمین یک نکته‌ای در آغاز مذاکرات فرمودند که من بارها این را تکرار کردم. فرمودند من از تیم مذاکره‌کننده حمایت می‌کنم. خط قرمز هم که مشخص شده است. تا اینجا مشخص است که تیم مذاکره کننده با رعایت خط قرمز حمایت می‌شود. این طرف هم فرمودند مردم! شما هم پیگیری کنید که چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است. به طریق اولی بنده به‌عنوان نماینده ملت، بیش از مردم وظیفه دارم، عضو کمیسیون امنیت ملی هم هستم که به‌لحاظ تخصصی پیگیر این مسائل است. یک فرمایش تکمیل‌کننده فرمایشات قبلی ولی امر مسلمین هم در تاریخ 20/01/94 وجود دارد که می‌فرمایند: «من به خود مسئولین هم این را گفتم. همین چند روز. مسئولین باید بیایند مردم را بخصوص نخبگان (اگر نمایندگان را جزو طبقه نخبگان قرار دهید و باز هم در نمایندگان به اعضای کمیسیون امنیت ملی امتیاز دهید شامل حال ما هم می‌شود) را از جزئیات و واقعیات مطلع کنید. ما چیز محرمانه نداریم. چیز مخفی نداریم.» بحث مذاکره یک دیپلماسی آشکار بود. ما یک روش دیگری در دیپلماسی داریم که اسم آن را دیپلماسی پنهان می گذارند. زمانی‌که دیپلماسی آشکار جواب نمی‌دهد یک عده‌ای به‌صورت پنهان شروع به مذاکره می‌کنند و اسم افراد آن را دیپلمات‌های پنهان می‌گذارند یا به تعبیری کانال دو. توافق و گزارش پنهان استثنائات خیلی محدودی دارد. در قصه هسته‌ای و مذاکراتی که آقای روحانی در مناظرات‌شان خیلی فاش گفتند ما با مذاکره‌ای که خواهیم کرد ظرف مدت کوتاهی مشکلات کشور را حل می‌کنیم، یک دیپلماسی آشکار است، ولی در عمل بر اساس یک دیپلماسی پنهان کار می‌کند. اخبار مذاکره را به ما منتقل نمی‌کردند، اطلاعات به ما نمی‌دادند، بارها می‌گفتیم چه اتفاقی خواهد افتاد، می‌گفتند هروقت توافق شد می‌فهمید! البته ما کم و بیش اطلاعاتی داشتیم.

 

یامین‌پور: پس شما هم یک کانال دو داشتید!

 

کریمی قدوسی: مذاکرات جدی در این کمیسیون و حتی کمیسیون ویژه برجام داشتیم. بنابراین این یک بحث کاملاً آشکار بود که در مناظرات مهندسی افکار عمومی با بحث هسته‌ای گره خورد. بنده ده‌ها بار گفتم -همان‌طور که حضرت آقا هم گفتند- در کشور هیچ‌کس مخالف مذاکره نبود. در مجلس یک نفر پیدا نمی‌کردید که بگوید این مشکل را با جنگ می‌شود حل کرد. همه می‌گفتیم مذاکره. امروز هم به آن مشی‌ای که باید طی می‌کردیم معتقدیم. فقط نگران توافقی بودیم که اگر خط قرمزها در آن رعایت نشود این بلا امروز سر کشور می‌آید. همکار عزیز ما اشاره کردند که ما نقطه نظرات مشترک داریم. در کمیسیون امنیت ملی خیلی یک‌پارچه‌ایم. تعبیری که از مجلس می‌شود اتاق شیشه‌ای است، به این معنی که داخل آن همه‌چیز مشخص است.

 

یامین‌پور: حالا آن اسناد محرمانه بعد از توافق به دست شما رسید؟

 

کریمی قدوسی: چند بند از جزئیات قانون ISA که تصویب شد را برای مردم بخوانم. همان قانونی که باعث نقض برجام شد و به اینجا رسیدیم. همه اینها با قانون‌گذاری جدید آمریکا هوا رفت. این قانون 14 بند دارد که هدف اصلی آن متوجه صنعت نفت است:

- ممنوعیت ارسال تجهیزات تولید بنزین و گازوئیل؛

- ممنوعیت فروش بنزین و گازوئیل؛

- ممنوعیت ساخت هرگونه بندر در ایران که از آن بنادر بتواند برای حمل و نقل بنزین و گازوئیل استفاده شود؛

- ممنوعیت هرگونه خدمات بیمه به ایران (برداشتن بیمه که جزو برجام بود و الان با این قانون دو باره سر کار آمده است)؛

- ممنوعیت خرید یا کمک برای انتشار اوراق مشارکت در دولت ایران که بتواند سرمایه‌گذاری کند؛

- ممنوعیت خرید محصولات پتروشیمی ایران؛

- تحریم ارائه خدمات دریایی و بیمه حمل‌ونقل در حوزه نفت و فرآوری؛

 

یامین‌پور: در این مورد آقای برزگر مخالفتی با شما ندارند. ایشان هم معتقد است که برجام نقض شده است.

 

کریمی قدوسی: این یک مورد است. قبل از این هم ده‌ها مورد نقض وجود داشته است. از بحث ویزا و مصادره دو میلیارد دلار گرفته و مسائل مختلف. 25 شخصیت حقیقی و حقوقی بعد از برجام به لیست تحریم‌ها اضافه شده است.

 

یامین‌پور: من درست پیش‌بینی کردم که شما جواب بنده را نمی‌دهید! می‌خواهم بگویم اسنادی که معروف به اسناد محرمانه برجام بود که می‌گفتند برجام تنها، این سندی نیست که به مجلس ارائه شده است، آیا اسناد محرمانه دیگری هم وجود داشته است؟

 

کریمی قدوسی: بله، بعد از اینکه برجام آمد، بلافاصله مطلع شدیم، توافق یک توافق جامع است.

 

یامین‌پور: بعد از یک‌سال متوجه شدید؟

 

عجله برای به سرانجام رسیدن توافق برای این بود که آمریکا وارد مسائل منطقه‌ای شود/ نمونه‌های توافقات پنهان زیاد داشتیم که هیچ‌کس از آن مطلع نبود/ ماجرای فردی که در تیم مذاکره‌کننده ما بود، ولی اطلاعات محرمانه کشور را به بیگانگان می‌داد

 

کریمی قدوسی: قدم‌به‌قدم و نه کامل. FATF بیرون آمد، پالرمو بیرون آمد، بازشدن دفتر اتحادیه اروپا برای کار سیاسی مطرح شد که این موضوع را از آقای ظریف پرسیدم. تلاش هم برای این بود که جان کری در مذاکرات می‌گفت آقای ظریف زود موضوع را جمع کنید، می‌خواهیم وارد مسائل منطقه‌ای شویم! عجله اینها برای رفتن به منطقه و آن چالش‌هایی که می‌خواستند در بحث مقاومت پیش بیاورند بود که الحمدلله اینجا هم هیچ موفقیتی که کسب نکردند بماند، حلب هم با عزت آزاد شد. از این‌گونه توافقات پنهان زیاد داشتیم که هیچ‌کس مطلع نبود. در تیم مذاکره کننده ما یک نفوذی هم وجود داشت که الان در بازداشت به سر می‌برد. الان هم کارهای او انجام شده و ان‌شاءالله به‌اطلاع مردم هم رسانده می‌شود. این آقا از ما حقوق می‌گرفت که به‌خاطر تجربه‌اش در انگلیس و کانادا و آمریکا به ایران کمک کند تا تحریم‌ها لغو شود. هم‌زمان عضو یک مؤسسه‌ای در لندن بود که از آنجا هم حقوق می‌گرفت که چگونه می‌شود تحریم‌های ایران را تشدید کرد و ادامه داد.

 

یامین‌پور: در روند مذاکرات مؤثر بوده است؟

 

کریمی قدوسی: خیلی زیاد. سنگین‌تر بار تحریم را بر دوش او گذاشته بودند. اینها محرمانه بود، قبل از اینکه آقای ظریف پشت میز مذاکره بنشیند، اطلاعات از اینجا رفته بود تا دست ایران را بخوانند.

 

با چه استدلالی بعضی از پرونده‌ها باید محرمانه بماند؟

 

یامین‌پور: آقای برزگر! اگر بخشی از مذاکرات محرمانه بماند، آیا جزو مصالح دیپلماتیک ایران بوده است؟ یک نمونه آن را که امروز مطالعه می‌کردم، ماجرای هشت سند توافق ایران و اتحادیه اروپاست که باز هم تیم مذاکره‌کننده در داخل آن را مخفی کرده بودند و خانم موگرینی اینها را به بان‌کی‌مون داد و از طریق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی افشا شد و تازه ما ایرانی‌ها فهمیدیم دولت با اروپایی‌ها یک مذاکرات مخفی دیگری هم داشته است. آیا واقعاً اینها باید مخفی می‌ماند؟ الان اتهام متوجه دولت نیست. واقعاً ممکن است استدلال این باشد که باید اینها مخفی و محرمانه می‌ماند. با چه استدلالی اینها باید محرمانه باقی می‌ماند؟

 

برزگر: اول به صحبت‌های آقای قدوسی برگردم. تحریم‌های ISA درست است، اما برای آمریکا و نه 1+5، دیگر کشورها هر سه ماه یک‌بار مجبور نیستند بگویند ما ایران را تحریم کردیم...

 

کریمی قدوسی: آمریکایی‌ها با سیستم پولی و مالی در دنیا همه اینها را کنترل می‌کنند و هیچ‌کس نمی‌تواند در این مباحث از سیستم آنها فرار کند.

 

برزگر: آن‌هم با سقف 40 میلیون دلار...

 

کریمی قدوسی: که این رقم هم به 20 میلیون دلار رسیده است.

 

برزگر: این تحریم‌ها هم بعد از برجام نبوده و از 20 سال پیش بوده است.

 

یامین‌پور: این را رهبر معظم انقلاب جواب دادند و فرمودند این همان تحریم جدید است.

 

برزگر: مقام معظم رهبری بارها تأکید کردند که من به تیم مذاکره کننده اعتماد دارم و اینها سربازان نظام هستند. از عباراتی استفاده کردند که کمتر برای مسئول دیگری استفاده می‌کنند. سیاست خارجی برای دولت آقای روحانی و یا دولت‌ها نیست، سیاست نظام است. من و آقای قدوسی در مورد سیاست خارجی یک جهت‌گیری مشترک داریم، ولی با شدت کمتر یا بیشتر. اینکه آمریکایی‌ها قابل اعتماد نیستند درست است، آمریکایی‌ها باید تلاش کنند بتوانند جو و رفتاری که در طول تاریخ نسبت به برخوردهای ایران داشتند بتوانند جلب کنند. آمریکایی‌ها باید این را بفهمند که این تجربیات در حال انتقال به نسل جوان است. ما واقعاً به فرمایشات ولی امر مسلمین اعتقاد داریم که آمریکایی‌ها غیرقابل اطمینان هستند و این اثبات شده است، اما از 1+5 یک نفر آمریکاست و چین و روسیه و انگلیس و فرانسه و آلمان و افکارعمومی دنیا هم هستند.

 

تمام مذاکرات تا یک‌زمانی محرمانه هستند، ولی بالاخره اسناد آن بیرون می‌آید و همه از آن مطلع می‌شوند

 

برگردیم سر این تکنیک‌ها و تاکتیک‌های محرمانه بودن مذاکرات؛ وقتی‌که مذاکره‌ای در حال انجام است، هیچ مذاکره‌ای در اتاق شیشه‌ای یا ملأ عام مطرح نمی‌شود، موضوع مطرح می‌شود، اما اینکه طرف مقابل چه چیزی می‌خواهد بگوید رو نمی‌کند. همان‌طوری که این جلسه اتفاق افتاد و یک گفتگوی خودمانی بود و موضوع چیز دیگری بود، اما اینجا مسئله دیگری مطرح شد. اینها در تمام مذاکرات هست، ولی محرمانه تا یک زمانی، بالاخره این سندها بیرون می‌آید. شما به هشت سند اشاره کردید، این سندها رو می‌شوند. خورشید هیچ‌وقت پشت ابر نمی‌ماند.

 

یامین‌پور: این را که آنها رو کردند. سئوال من این است اگر قرار است مجلس بداند چرا دولت نمی‌گوید و ما باید منتظر بمانیم آژانس بین‌المللی انرژی اتمی افشا کند تا ما بفهمیم؟ اگر آنها نمی‌گفتند که ما نمی‌فهمیدیم. یعنی باید منتظر باشیم آمریکایی‌ها اسناد را ارائه بدهند؟ انگلیسی‌ها یا بان‌کی‌مون افشا کنند؟ البته صورت‌بندی شما این بود، چون ما به تیم مذاکره کننده اعتماد داریم و رهبر معظم انقلاب این تیم را تأیید کردند، پس اجازه دهیم کارشان را انجام دهند. طبعاً باید این اجازه را بدهیم. سئوال من چیز دیگری است واین نفی ما عدی نمی‌کند. تیم مذاکره‌کننده باید کارش را انجام دهد، ولی این مدل از کار که مثلاً 70 درصد کار محرمانه است یا اسنادی در کار است که کسی از آن مطلع نیست را چطور می‌شود توضیح داد؟ باید به نمایندگان مجلس بگوییم «چون تیم مذاکره‌کننده مورد اعتماد هستند شما سئوال نپرسید»؟

 

امروز برگ‌های بسیار پرقدرتی دست ملت ایران هست که به‌راحتی هر امتیازی که بخواهد می‌توانند از دشمن بگیرد

 

کریمی قدوسی: یک‌بار دیگر خواستم تأکید کنم واقعاً در نقطه عطفی که اشاره کردم ملت ایران یک‌بار دیگر نبوغ سیاسی خود را نشان دادند، وحدتی که مورد نظر دشمن بود تا آن را به تفرقه تبدیل کند، حفظ کردند، دستاوردهای بسیار عظیمی به‌دست آوردند از جمله اینکه باید به خودشان و به توانایی‌های جوانان‌ و مدیران‌شان نگاه کنند. به این نکته پی بردند که دشمن‌شان ضعیف است، امروز برگ‌های بسیار پرقدرتی دست ملت ایران هست که به‌راحتی هر امتیازی که بخواهد می‌توانند از دشمن بگیرد. باید به اینها توجه کرد.

 

نکته بسیار مهم دیگری که در این قضیه حاصل شد این بود که ایران توانایی خودش را در معادلات پیچیده سیاسی چندوجهی در لایه‌های آشکار و پنهان همه را با هم نشان داد. فکر می‌کردند نظام اسلامی و رهبری را در نقطه‌ای قرار دادند که اگر مذاکرات را نپذیرد دوقطبی می‌شود و اگر بپذیرد توافقی می‌شود بد و بدتر، ولی چنان مدیریت شد که هیچ‌کدام از اینها به‌ثمر نرسید. یک‌بار دیگر این را عرض کنم که بعد از امضای مجلس و قبول اجرای برجام با شروطی، با تمام توان دنبال اجرای عهدهای طرف مقابل و عهدهای خودمان بودیم و ضرر می‌کردیم که بگوییم برجام را قبول نداریم، ولی امروز که نقض شده حتماً باید به ملت ایران پاسخ دهند. این شعارهایی هم که ترامپ و تیمش مبنی بر تهدید نظامی می‌دهند مطلقاً روی ملت ایران اثری ندارد و واقعاً هیچ غلطی نمی‌توانند کنند. ولی این مشکلات باید حل شود، امروز نفت می‌فروشیم، پول آن نمی‌آید. نمی‌آید که بماند، بانک‌های خارجی برای نگهداری پول نفت ما کارمزد می‌خواهند. اینها در توافق نبوده و هنوز در حمل و نقل پول‌مان از صرافی‌ها استفاده می‌کنیم. این عهدهایی بوده که برای تجار و کسبه ما قرار بود دستاورد باشد، ولی به سرانجام نرسیده است. برای راه‌حل برون‌رفت از این نقض برجام را بررسی کنیم.

 

برزگر: وقتی همه منتقدین رشد اقتصادی را 7.4 اعلام می‌کنند، یعنی این پول برمی‌گردد. من خودم به‌عنوان کسی که در لیست امید بودم سرباز ولایت هستم، واقعاً منویات مقام معظم رهبری برای بنده حجیت دارد، وقتی خودم می‌شنوم و می‌بینم این همه اشرافیت دارند و این همه جامع و کامل همه‌چیز را تمام می‌کنند، پشتم قرص و محکم است. بارها و بارها حمایت قاطع خودشان را از تیم مذاکره‌کننده داشتند. تیم مذاکره کننده همیشه تأکید کردند ما با حمایت‌های مقام معظم رهبری به اینجا رسیدیم، برجام و نتیجه برجام را یک ساختمان فرض کنیم. برای ساختن یک بنا و ساختمان چه‌وقت زمان لازم است؟ ولی برای ویران کردن آن چقدر زمان می‌برد؟

 

یامین‌پور: صد روز بیشتر طول می‌کشد!

 

برزگر: درست است که مردم ما همیشه نجیب و در صحنه و حاضر بودند و شاید بگویند که چرا ما نتیجه برجام را ندیدیم. این نتیجه همان ساختمان است که در حال تکمیل شدن است، اما در عین حال ما نسبت به بدعهدی‌های آمریکا هشیار هستیم. آمریکا عاشق ما نیست و ما را دوست ندارد و به‌دنبال منافع خود است، به‌دنبال جنگ نیابتی است. آمریکا بیش از 5 هزار کشته در عراق داد. از منطقه بیرون رفت و جنگ نیابتی را وارد منطقه کرد. ما به اینها آگاه هستیم. مطمئن باشید اگر روزی اتفاقی بیفتد و آمریکا به ایران چپ نگاه کند، اولین کسی که تفنگ به‌دست می‌گیرد خود من هستم.

 

به نظر می‌رسد آقای ظریف از انتشار صحبت‌های‌شان در آن جلسه معروف ناراحت نیست/ تاریخ در باره شجاعت ایشان نسبت به اشتباه‌شان در مذاکرات گواهی خواهد داد

 

یامین‌پور: در بحثی که در بخش اول برنامه مطرح شد ممکن است پیش‌فرض این باشد که این شاید جمله آقای ظریف مبنی بر «اشتباه کردم» نشانی از شکست و عقب‌گرد باشد، واقعاً من فکر می‌کنم مردم ایران چنین تلقی ندارند، این وجهی از شجاعت است که آدم‌ها بتوانند این تجربه را علنی کنند و آن را در اختیار دیگران قرار دهند و چه‌بسا من فکر می‌کنم آقای ظریف از اینکه این بخش از مذاکراتش در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی منتشر شد خیلی هم ناراحت نیستند. به نظر می‌رسد تاریخ در مورد ایشان این گواهی را خواهد داد در زمان دولتی که ایشان وزیر امور خارجه بود و در انتهای همان مذاکرتی که خود ایشان شروع کرده بود اذعان کردند این رویه به سرانجام نرسیده و نتیجه آن‌طور که خود انتظار داشتند نبوده است.

 
رهبرانقلاب با تاکید براینکه وجود یک قوه‌ قضائیه مستقل و شجاع را همه باید قدر بدانند، بیان داشتند: آنچه که دشمن را در اهداف خود ناکام می‌کند این است که بتوانیم قوه‌ قضائیه‌ مقتدر داشته باشیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،ه نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، همزمان با فرا رسیدن سالگرد قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ مردم انقلابی قم، هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم این استان صبح امروز (یکشنبه) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار تاکید کردند: دشمن به‌دنبال از بین بردن عوامل اقتدار ملی است و به دستگاه‌هایی که مظهر اقتدار کشورند حمله می‌کند.

ایشان با بیان اینکه من کاری به بگومگوهای اخیر رؤسای قوا ندارم؛ اینها به حول و قوه‌ی الهی تمام می‌شود، افزودند: لکن وجود یک قوه‌ی قضائیه مستقل و شجاع را همه باید قدر بدانند.

حضرت آیت الله خامنه ای بیان داشتند: آن چیزی که دشمن را در اهداف خود ناکام می‌کند این است که بتوانیم یک قوه‌ی قضائیه‌ی مقتدر و یک دولت شجاع و برنامه‌ریز داشته باشیم؛ اینها را باید تقویت کرد.

مشروح خبر متعاقبا منتشر خواهد شد.

انتهای پیام/

کارشناس مسائل اقتصادی با اشاره به پدیده گور خوبی و علل ایجاد و پیدایش چنین مشکلاتی در کشور گفت: این نوع سبک زندگی ها نتیجه تنفکر سرمایه داری و لیبرالی برخی از مسئولین است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،ابراهیم رزاقی، کارشناس مسائل اقتصادی و استاد دانشگاه تهران در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی  شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ با اشاره به پدیده گور خوبی و علل ایجاد و پیدایش چنین مشکلاتی در کشور گفت: در خصوص این موضوع باید بگویم در نظام های اقتصادی کشور دو نوع دید وجود دارد، یکی نظام سرمایه داری و دیگری نظام لیبرال است؛ این نوع سبک زندگی ها نتیجه تفکر سرمایه داری و لیبرالی برخی از مسئولین است.

 

وی در ادامه در خصوص این نگاه و تفکر، اظهارداشت: افرادی که از این نوع نگاه و تفکر پیروی می کنند، هیچگونه اعتقادی به رفاه و آسایش مردم ندارند و بیشتر به فکر سرمایه اندوزی خود هستند و مردم هم از این سرمایه اندوزی هیچ نفع و سودی نمی برند؛ در واقع می توان گفت در این نظام افراد بیشتر به فکر منافع و سودجویی شخصی خود هستند و بر این باورندکه هرکس نفع خود را از جامعه طلب کند سرانجام رفاه همگان تأمین می گردد.

 

این کارشناس مسائل اقتصادی افزود: در نظام لیبرالیسم تفکری حاکم است و افراد بر این باورند که حق مالکیت نامحدود دارند و این حق را از یکی از حقوق اصلی جامعه خود می پندارند؛ یعنی هر سرمایه دار، بسته به توان اقتصادی خود حق دارد تا هرچه قدر که می تواند، به انباشت سرمایه بپردازد و هیچ چیز و هیچ کسی نمی تواند نیازهای او را محدود کند؛ و بر این باور است که برای رسیدن به این حق اجازه تجاوز به حقوق قانونی دیگران را دارد.

 

رزاقی افزود: در نظام جمهوری اسلامی که مغایر و متفاوت با نظام های غربی است نباید چنین تفکر و دیدگاهی وجود داشته باشد؛ ولی متاسفانه در دوره ای از تاریخ نظام جمهوری اسلامی این نوع دیدگاه و تفکر وجود داشته است، برخی از مسئولین و مشاوران اقتصادی دولت سازندگی هم تقریبا از چنین دیدگاه و اندیشه ای برخوردار بودند.

 

وی در ادامه با اشاره به سخنان رئیس دولت سازندگی در دوران ریاست جمهوری خود بیان کرد: حتی در زمان دولت سازندگی که بعد از جنگ تحمیلی روی کار آمد، شنیده می شد که می گفتند حتی اگر در فرآیند تعدیل، 15 درصد جمعیت کشور که عموما دهک‌های محروم جامعه بودند در زیر چرخ‌های توسعه له شوند، اشکال ندارد؛ این حرف به این معنی است که بخشی از افراد کم درآمد و محروم جامعه باید برای رفاه و اسایش سایر مردم باید زیر چرخ های اقتصاد کشور له شوند و از رنج و سختی را این افراد تحمل کنند.

 

استاد دانشگاه تهران ادامه داد: این همان تفکر لیبرالیسم است؛ در تفکر لیبرالیسم همانطور که گفتیم برخی از مردم باید برای رفاه و اسایش سایر افراد جامعه یا بعبارت دیگر قشر مرفه جامعه زیر چرخ های اقتصاد له شوند تا افراد دیگری از طبقات مرفه جامعه در آسایش و ارامش زندگی خود را ادامه دهند که این تفکر با سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی کاملا در تضاد است و مخالف و مغایر با نفس دولت اسلامی است.

 

رزاقی با بیان اینکه چرا باید اقشار کم درآمد و محروم در جامعه فدای قشر مرفه شوند؛ خاطرنشان کرد: اینکه عده ای در کاخ و عده دیگری در حاشیه های شهر زندگی کنند خلاف عدالت اسلامی است؛ دولت ها باید سازوکارهایی را تبیین کنند که چنین تفکرهای لیبرالی در جامعه حاکم نباشد و ثروت به طور عادلانه و همزمان در اختیار افراد قرار گیرد نه اینکه عده کاخ نشین شوند و عده ای کپر نشین؛ مورد اخیری که در حاشیه کلان شهر تهران بوجود آمده است نتیجه و ماحصل همان تفکر لیبرالی است که نشعت گرفته از تفکر موجود در دولت سازندگی آقای هاشمی رفسنجانی است.

 

وی با اشاره به سخنان رهبری در خصوص معضل بیکاری گفت: رهبر معظم انقلاب گفتند شرمندگی این حقیر از اینکه جوانی بیکار با دست خالی به خانه می‌رود، کمتر از خود او نیست؛ شرمندگی نظام از بیکاری یک جوان، از شرمندگی جوان بیکار در خانواده خود، بیشتر است؛ این تفکر یعنی حاکمیت از نظام لیبرال پیروی نمی کند و حاکم یک جامعه فردی است که سیاست های نظام های غربی را قبول ندارد و برای رفع معضلات اقتصادی طرح هایی را تدوین و به دولت ارائه داده اند.

 

کارشناس مسائل اقتصادی ادامه : دولت باید بجای پیروی از نظام های اقتصادی غربی و لیبرالی سیاست ها و طرح هایی را که رهبری در قالب سیاست های اقتصاد مقاومتی ارائه کرده اند را دستور کار خود قرار دهند؛ یکی از این سیاست ها که توان ایجاد شغل های بسیاری در جامعه را دارد سیاست اتکا به توان و ظرفیت داخلی است که باید این موضوع از سوی دولت پیگیری شود که متاسفانه دولت همت لازم را برای انجام این امر مهم تا کنون نداشته است و بیشتر نگاه دولت به توان و ظرفیت وجود در خارج از کشور است.

 

رزاقی با بیان اینکه دیگر دیدگاه ها و تفکر غربی در اقتصاد کارساز نیست ، عنوان کرد: سیاست های اقتصادی غرب در حال حاضر همانطور که مشاهده می کنیم برای انها کارساز نبوده و با مشکلات اقتصادی فراوانی دست و پنجه نرم می کنند؛ رهبری بهترین سیاست را برای اقتصاد کشور تجویز کرده اند و دولت باید از این طرح پیروی کند و طرح اقتصاد مقاومتی را جایگزین الگو و مدل غربی ها در اقتصاد کند.

 

وی در بخش پایانی اظهارات خود در خصوص وظیفه دولت برای جمع آوری و رسیدگی به افراد محروم در حاشیه شهر ها گفت: وظیفه شهرداری نیست که بیاید و افراد محروم را از اطراف شهر جمع آوری و در گرم خانه ها از آنان محافظت کند ؛ بلکه این امر مهم وظیفه دولت است و باید دولت در این موضوع پیش قدم می شود ولی متاسفانه دیدیم بجای دولت شهرداری پیش قدم شده است و این وظیفه مهم را دلسوزانه انجام داد.

انتهای پیام/

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری تحلیلی کورنگ RSS