صد و سومین نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه/
بازداشت ۸ نفر در پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان و بانک سرمایه
سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرد در پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان و بانک سرمایه تاکنون ۸ نفر بازداشت شده‌اند و تحقیقات ادامه دارد.

به گزارش کورنگ به نقل از فارس حجت الاسلام محسنی اژه‌ای درخصوص رسیدگی به پرونده فساد در صندوق ذخیره فرهنگیان گفت: تاکنون 8 نفر در حین رسیدگی به این پرونده بازداشت شده‌اند.

وی گفت: این تعداد افراد بازداشت شده به پرونده بانک سرمایه نیز مربوط است.

سخنگوی قوه قضاییه گفت: این احتمال وجود دارد که در ادامه رسیدگی به پرونده با تکمیل شدن تحقیقات عده‌ای با قرار وثیقه آزاد شده یا عده جدیدی دستگیر شوند.

انتهای پیام/

به گزارش کورنگ «فرهاد فلاحتی» در گفت و گو با رودآور، گفت: استیضاح وزیر آموزش و پرورش قرار بود انجام شود، اما زودتر از موعد دولت تصمیم گرفت و فانی در حقیقت عزل شد و حالت مؤدبانه آن است که وی استعفا داده، چرا که استعفایی که به درخواست دولت باشد همان عزل است.

اظهارات جالب جواد‌هاشمی و کویتی‌پور درباره هنرمندان‌خارج از‌کشور
‌از گلشیفته‌‌فراهانی تا بهروزوثوقی؛اظهاراتی‌که‌تندروها را شگفت‌زده‌کرد
«بحث در این‌باره که آیا هنرمندان در خارج از کشور باید بتوانند به ایران بازگردند در تاریخ ۱۳ اکتبر در مصاحبه «غلام کویتی» مداح معروف ایرانی نیز مطرح شد. او گفت که بهروز وثوقی هنرمند سرشناس ایرانی چه جرمی مرتکب شده که برای دیدار با پدر پیر خود باید در پشت مرزهای ترکیه بماند؟» این سایت در ادامه می‌افزاید: بهروز وثوقی بازیگر شناخته‌شده در ایران است.

به گزارش کورنگ به نقل از آفتاب نیوز جواد هاشمی بازیگر ایرانی به‌تازگی در مصاحبه‌ای گفته بود که باید برای انتخاب «گلشیفته فراهانی» احترام قائل شد و او باید اجازه  بازگشت به ایران را داشته باشد. سایت «المانیتور» با انتشار گزارشی اشاره می‌کند که اظهارات او برای بسیاری شوکه‌آور بود.

 
به گزارش  کورنگ به نقل از آفتاب‌نیوز؛ این سایت می‌افزاید: «جواد هاشمی بازیگری است که برای ایفای نقش در فیلم‌های پرفروشی در نقش سرباز بسیجی دلسوز شناخته شده است. اما او اخیرا گفت که اگر در جمهوری اسلامی منصبی داشت اجازه بازگشت به گلشیفته فراهانی را می‌داد. فراهانی بازیگری شناخته شده است‌. او در سال ۲۰۰۸ میلادی برای نخستین‌بار بدون حجاب در نیویورک ظاهر شد. او در فیلم ریدلی‌اسکات نیز بازی کرد که جنجالی بود. ایران او را ممنوع‌الورود کرده است. فراهانی همچنین پس از انتخابات ۲۰۰۹ در ایران علیه احمدی‌نژاد موضع‌گیری کرد. او در فرانسه به‌سر می‌برد. 
 
 این سایت در ادامه می‌نویسد: «جالب است که جواد هاشمی گفت باید به تصمیم گلشیفته احترام گذاشته شود. هاشمی گفته بود که خانم چرخنده هم خواستار پوشش حجاب شده و باید نظرش محترم شمرده شود. نظر هاشمی در حمایت از آزادی‌های فردی، تندروها را در ایران  شگفت‌زده کرده و باعث واکنش‌های جدی شد. در ۱۷ اکتبر جوان‌انلاین در مقاله‌ای اشاره کرد که آیا ممکن است به درستی و گناه همزمان احترام گذاشته شود. رحیم پور‌ازغدی که از سخنرانان پرنفوذ و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است نیز گفته که نمی‌توان گفت باید با انتخاب کسی که علنا گناه می‌کند احترام گذاشته شود.»
 
المانیتور در ادامه می‌افزاید: «بحث در این‌باره که آیا هنرمندان در خارج از کشور باید بتوانند به ایران بازگردند در تاریخ ۱۳ اکتبر در مصاحبه «غلام کویتی» مداح معروف ایرانی نیز مطرح شد. او گفت که بهروز وثوقی هنرمند سرشناس ایرانی چه جرمی مرتکب شده که برای دیدار با پدر پیر خود باید در پشت مرزهای ترکیه بماند؟» این سایت در ادامه می‌افزاید: بهروز وثوقی بازیگر شناخته‌شده در ایران است. 
 
المانیتور اشاره می‌کند که مطلب جوان‌انلاین به خوبی ‌نشان‌دهنده موضع مخالفان در این‌باره است و می‌نویسد: این سایت نوشت که جمهوری اسلامی انکار نمی‌کند که این افراد دارای ملیت ایرانی هستند بلکه علت ممنوع‌الورودبودن آنان این است که در جامعه اسلامی فعالیت‌های آنان متفاوت از خواست عموم است.»
انتهای پیام/

 به گزارش کورنگ آیت‌الله سید مصطفی خمینی فرزند امام راحل(ره) در سحرگاه یکشنبه اول آبان 1356 برابر با نهم ذیقعده 1397 قمری در سن 47 سالگی در منزل خود در نجف اشرف رحلت کرد.

در ادامه تصویری از مراسم تشییع پیکر وی را مشاهده می‌کنید:
 
مدیریت کلانشهر تهران در حوزه‌های مختلف از ضروریاتی است که در صورت عدم توجه دقیق به این امر و سهل‌انگاری می‌تواند اثرات جبران‌ناپذیری را بر کل کشور وارد کند. برای تبیین بیشتر موضوع باید به شرایط فعلی شهر تهران از جمله شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... پرداخت. در صورتی که بحرانی برای تهران به وجود آید آیا مدیریت فعلی، قادر به سامان‌دهی شرایط خواهد بود؟ پاشنه آشیل مدیریت شهر تهران چیست؟

 به گزارش کورنگ به نقل از تیتر شهر مدیریت کلانشهر تهران در حوزه‌های مختلف از ضروریاتی است که در صورت عدم توجه دقیق به این امر و سهل‌انگاری می‌تواند اثرات جبران‌ناپذیری را بر کل کشور وارد کند. برای تبیین بیشتر موضوع باید به شرایط فعلی شهر تهران از جمله شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... پرداخت. در صورتی که بحرانی برای تهران به وجود آید آیا مدیریت فعلی، قادر به سامان‌دهی شرایط خواهد بود؟ پاشنه آشیل مدیریت شهر تهران چیست؟
علت اصلی را باید در متورم شدن جمعیت شهری تهران جست‌وجو کرد که به‌عنوان نقطه آسیب‌رسان شهری محسوب می‌شود. ابتدا می‌خواهیم بدانیم چرا جمعیت تهران در حال افزایش است، یا به عبارتی چرا سیاست‌های کاهش جمعیت تهران جوابگو نیست. شاید شش سال از طرح جدی دولت مبنی بر انتقال کارمندان از شهر تهران به شهرهای اصلی آنها نگذشته باشد؛ این طرح به دلیل بزرگ‌ترین رخداد شهر تهران یعنی احتمال وقوع زلزله و تخریب بخش عمده‌ای از شهر و کشتار اکثر جمعیت آن اجرایی شد. اما این طرح با گذشت حدوداً سه سال از اجرای آن با شکست مواجه شد و معکوس عمل کرد.
طبق گزارش مرکز آمار ایران، جمعیت تهران مجدداً به عددی بیش از رقم قبلی خود بازگشت، کارمندانی که بالاجبار یا با وعده‌های دولت برای دریافت زمین و مزایا و حقوق بالاتر از تهران خارج شده بودند، مجدداً به تهران بازگشتند. این نکته دقیقاً محل بررسی دلیل ماندگاری مردم و افزایش جمعیت تهران است. برای کشف علت باید به انگیزه شهروندان تهرانی و افرادی که به تهران برای سکنی و اشتغال مراجعه می‌کنند توجه کرد.
مزیت کلانشهر تهران چیست؟ شهر تهران چه مزیتی نسبت به سایر شهرهای ایران (سایر مراکز استان‌ها) دارد؟ نتایج بررسی‌ها حاکی از آن است که به دلیل جمعیت قابل توجه در شهر تهران و درآمدهای سرانه نسبی بالاتر نسبت به سایر شهرها، دوره زمانی بیکاری آن کمتر است (البته اگر تمامی سطوح اشتغال را در نظر بگیریم). از طرفی شرایط فرهنگی و الگوی مصرف شهروندان تهرانی و سبک زندگی خاص نیز یکی از دلایل دیگر گسترش کسب و کار در این شهر است.
عمده شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی، وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مرجع در این شهر قرار دارند که خود عامل اساسی برای جذب و ماندگاری جمعیت در سطح بالای آن است. تمرکز نهادهای اصلی و به عبارتی کاهش موانع کسب و کار و دستیابی به بازارهای بزرگ‌تر سبب شده سرمایه‌گذاران و صاحبان منابع انگیزه بیشتری برای حضور در تهران داشته باشند.
برخی از هزینه‌های موجود در تهران از قبیل آلودگی هوا، ترافیک شدید، آپارتمان‌نشینی، عدم بهره‌مندی از فضای سبز در محل زندگی، فرهنگ‌های مختلف بعضاً مغایر با معیارهای دینی، خطراتی از قبیل ناهنجاری‌های اجتماعی، زودآگاهی کودکان و نوجوانان در اکثر زمینه‌ها و... نتوانسته است درآمد یا عواید نهفته در سکونت و اشتغال در تهران را از بین ببرد، بنابراین با نگاهی اقتصادی و هزینه - فایده موضوع، به این نتیجه می‌رسیم که حضور در تهران برای افراد دارای بازدهی است.
حال این مساله مطرح می‌شود که تمرکز فعالیت‌های مختلف اقتصادی در استان چه تاثیری در افزایش جمعیت و توسعه فیزیکی کلانشهر تهران دارد؟
نظریه اقتصاد شهری که بر مبنای نیروهای اقتصادی قوی و تاثیرگذار در شهر بنیانگذاری شده است، ادعا می‌کند وجود نیروهای پرجاذبه شهری مهاجران را به سوی خود می‌کشاند و عامل اصلی و انگیزشی مهاجرت به شهرهاست. بر اساس برخی تحقیقات صورت‌گرفته، علت اصلی نرخ‌های بالای مهاجرت به تهران از استان‌های دیگر، فزونی نسبی سطح درآمد و کمتر بودن نرخ بیکاری است. میزان فعالیت اقتصادی در شهر تهران به عنوان شاخصی که مبین نسبت مجموع تعداد جمعیت شاغل و بیکار در جست‌وجوی کار به کل جمعیت بالقوه فعال است، تا 50 درصد افزایش یافته است.
حال به موضوع اصلی یعنی وقوع بحران تهران بازمی‌گردیم، طبق گزارش‌های سازمان‌های تحقیقاتی زمین‌شناسی، استان تهران در 10 قرن اخیر چهار زمین‌لرزه قابل توجه را تجربه کرده است. تهران از لحاظ موقعیت جغرافیایی بر روی گُسل‌های فعالی قرار دارد که موجب رانش زمین و زمین‌لرزه می‌شوند. بسیاری از ساختمان‌ها و آپارتمان‌های تهران به لحاظ کیفی در ساخت و ساز در سطح پایینی قرار داشته و از این‌رو به گفته بسیاری از کارشناسان، در صورت وقوع زلزله، تلفات قابل توجهی را به وجود خواهد آورد. بر اساس تحقیقات صورت‌گرفته، تهران وارد لیست 10 شهر خطرناک دنیا برای وقوع بلایای طبیعی شده است. عامل اصلی ورود این شهر به لیست قرار گرفتن روی گسل زلزله در عین وجود سازه‌های غیراستاندارد فراوان در سطح شهر و همین‌طور تراکم جمعیت بالاست.
از طرفی، با وجود خطرپذیر بودن آن به لحاظ اقتصادی از مزیت‌های خوبی برخوردار است. طبق آخرین آمارها، سهم استان تهران از تولید ناخالص ملی قریب به 30 درصد و سهم از صادرات غیرنفتی نیز بالغ بر 25 درصد است، از طرفی بیش از نیمی از مالیات اخذشده کل کشور در این استان تحقق یافته است.
از طرفی اکثر مدیریت‌های بازارهای اقتصادی کشور اعم از پولی و مالی در تهران قرار دارد، سازمان‌ها و نهادهای تصمیم‌گیر و راهبر در این شهر تمرکز دارند.
با این اوصاف، در صورت رخداد طبیعی و غیرمترقبه در تهران که منجر به تخریب تمامی عواملی شود که موجب تبدیل ‌شدن تهران به شهری استراتژیک شده است، اثرات جبران‌ناپذیری در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و به‌خصوص اقتصادی به همراه خواهد داشت. علاوه بر این، نه‌تنها موجب خسران نیروی انسانی ارزشمند و متخصص می‌شود بلکه زیرساخت‌های اساسی و کانال‌های ارتباطی را نیز از بین خواهد برد. احیای چنین وضعیتی و برگشت به حالت اول دور از تصور است چرا که ایران زمینه توسعه را در شرایط فعلی ندارد و فرآیندها و ساختارها به‌درستی تعریف و نهادینه نشده‌اند. برخلاف آلمان که بعد از جنگ جهانی نه‌تنها به شرایط قبلی بازگشت بلکه از جمله کشورهای پیشرو در اقتصاد و سیاست شد.
بنابراین به نظر می‌رسد در صورت بروز بحران طبیعی در کشوری مانند ایران و از همه مهم‌تر در پایتخت آن‌که سهم قابل توجهی در چرخه اقتصادی، ساختار سیاسی و راهبری آنها دارد صدمات شدیدی را بر پیکره آن وارد خواهد کرد.
چرا با این اوصاف و شرایط قابل پیش‌بینی، باز اقدامات اساسی برای مدیریت کلانشهر تهران و سیاست‌های پیشگیرانه از بحران صورت نمی‌گیرد. طبق بررسی‌هایی که اخیراً به عمل آمده، جمعیت تهران از نرم استاندارد آن فراتر رفته و اثرات همرفتی و نامطلوبی را بر شهروندان آن ایجاد کرده است. بنابر این گزارش، اندازه کارای شهر برای شهر تهران حدود دو میلیون و 400 هزار نفر مطرح شده است، بنابر این آمار، و با توجه به جمعیت فعلی تهران، بیش از 70 درصد جمعیت فعلی آن مازاد بر سطح کارا قرار دارد. البته بر اساس اصل بازدهی نهایی نزولی، تا جایی افراد برای کسب منافع ورود می‌یابند که بازدهی به صفر میل کند.
پرواضح است که قبل از نقطه بیشینه کارایی شهری، اضافه شدن هر شخص به شهر به دلیل توسعه و تکامل مکانیسم شهری و افزایش رفاه عمومی موجب افزایش کارایی می‌شود، بنابراین رشد جمعیت شهری تا نقطه کارایی به لحاظ شرایط مطلوب اقتصادی منطقی به نظر می‌رسد اما گذشتن از نقطه کارایی و به وجود آمدن هزینه‌ها، دلایل مختلفی دارد که به برخی از آنها در فوق اشاره شد. حال علت عدم برگشت به نقطه مطلوب چیست؟ چرا هرگونه اقدامی در این جهت با مقاومت و مانع‌تراشی روبه‌رو می‌شود؟ آیا نمی‌توان گفت که چنین شرایطی می‌تواند برای بعضی‌ها منافعی داشته باشد؟ وضعیت فعلی شهر تهران که از آلودگی‌های آب و هوایی، ترافیک‌های متورم و خطرات جغرافیایی و‌... به شدت رنج می‌برد چه هزینه‌هایی برای مردم و چه منافعی برای دیگران دارد. آیا نمی‌توان برنامه‌ای جامع و میان‌مدت برای بهبود شرایط ایجاد کرد؟ پاسخ به این پرسش‌ها نیازمند ورود به برخی خطوط رنگی است که باید به تفصیل مورد بررسی و کارشناسی قرار گیرد.

انتهای پیام/

مزدک میرزایی متولد ۲۶ شهریور ۱۳۴۹ در تهران، گزارشگر فوتبال است فارغ التحصیل کارشناسی صنایع چوب ! در مقطع کارشناسی از دانشگاه آزاد کرج است، پدرش کارگردان تلویزیونی بوده و فوتیال را تمام عشق خود می داند؛ او قبلا فوتبالیست بوده است

فعالیت اش را از سال ۱۳۷۶ در صدا و سیما با معرفی پدرش شروع کرد، اولین گزارش مسابقه بین تیم های نانت و موناکو را به مدت ده دقیقه در کنار جواد خیابانی قسمت هایی را گزارش کند و سپس بعد از مدتی به جمع گزارشگران فوتبال ورزش سه پیوست.

به دلیل ازدحام بیش از حد مردم و ایجاد ترافیک و اختلال در امور کاری بیمارستان بین المللی تبریز وبا تشخیص مسئولان این بیمارستان عیادت از جواد خیابانی ممنوع شد.


 

به گزارش کورنگ به نقل از ورزش سه ، در چند روز گذشته چهره های سرشناسی مانند امیر قلعه نوعی، فراز کمالوند ، رسول خطیبی ، حسین خطیبی ، بهزاد زادعلی اصغری و... به عیادت از این گزارشگر شبکه سه سیما رفته اند . اما گویا قرار است از این پس این عیادت ها و ملاقات ها تحت نظارت حراست بیمارستان باشد تا جواد خیابانی بتواند دوران نقاهت خود را در آرامش محیط بیمارستان  طی کند . این تصمیم به دلیل نگرانی از  ایجاد مزاحمت برای سایر بیماران و کادر پزشکی و درمانی بیمارستان بخشی که جواد خیابانی در آنجا بستری است  صورت گرفته تا ملاقاتها کاملا محدود شده و اتاق او تحت کنترل رفت و آمد است تا خللی در بهبود سریع تر او حاصل نشود.

نزدیکان خیابانی ضمن تشکر از مردم بدینوسیله از ایشان خواهش کردند  به این نظر واقف باشند.

انتهای پیام/

 

سرکرده گروه تروریستی داعش بر اثر شدت جراحات وارده، احتمالا در مرز بین عراق و سوریه کشته شده است.

 به گزارش کورنگ خبرگزاری اسپوتنیک به نقل از یک منبع محلی در عراق که خواست نامش فاش نشود اعلام کرد احتمالا ابوبکر البغدادی سرکرده گروه تروریستی داعش کشته شده است.

منبع محلی ناشناس عراقی روز دوشنبه به خبرگزاری اسپوتنیک گفت  ابوبکر البغدادی که نزدیک به یک سال پیش در درگیری های استان الانبار در غرب  عراق  به شدت زخمی شده بود ، به آرامی راه  می رفت .
منبع محلی تاکید کرد ابوبکر البغدادی که پس از زخمی شدن در الانبار در شهر موصل در شمال عراق تحت مداوا قرار گرفت ، هنوز سلامتی خود را به دست نیاورده بود و به علت آسیب دیدگی شدید از ناحیه کبد و سمت چپ بدن تا چند ماه نمی توانست حرکت کند .
منبع محلی گفت خبرها  از احتمال وخامت حال ابوبکر البغدادی  درشهر البعاج در 100 کیلومتری  غرب  موصل  و احتمال  مرگ قریب الوقوع حکایت دارد .
منبع محلی  افزود :« به نظر می رسد البغدادی مرده است اما  گروه تروریستی داعش برای حفظ  روحیه عناصر خود  در جنگ موصل از  اعلام  خبر مرگ وی خودداری می کند، به ویژه اینکه  داعش به دنبال شکست های مکرر  در عراق و سوریه ، بیشتر فرماندهان ( سرکرده های)  خود را از دست داده است .»
انتهای پیام/
وبسایت awardscircuit فهرست شانس های اسکار 2017 در تمامی رشته ها منتشر نمود. ایران در سه بخش بخت به دست آوردن مجسمه طلایی را دارد.

به گزارش  کورنگ به نقل از میزان، وبسایت awardscircuit طی فهرستی به معرفی شانس های اصلی اسکار 2017 پرداخته است.
 

طی این فهرست فیلم "فروشنده" اصغر فرهادی در سه بخش بهترین فیلم خارجی زبان، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد دارای شانس دریافت مجسمه زرین است.

awardscircuit این فهرست را در تمامی بخش ها منتشر نموده که سه بخش ذکر شده به ترتیب زیر اعلام گردیده اند.
 

بهترین فیلم خارجی زبان

1- تونی ادرمن (آلمان)

2- فروشنده (ایران)

3- نرودا (شیلی)

4- او (فرانسه)

5- جولیتا (اسپانیا)
 

بهترین فیلمنامه

1- منچستر در کنار دریا (کنت لونرگان)

2- لا لا لند (دیمین شازل)

3- زن قرن بیستم (مایک میلز)

4- مهتاب (بری جنکینز)

5- جکی (نوح اوپنهایم)

این وبسایت با اشتباه فروشنده را در بخش فیلمنامه های ارجینال قرار داده و برای این فیلمنامه شانس 25 را قائل شده است.
 

بهترین بازیگر مرد

1- کیسی افلک (منچستر کنار دریا)

2- دنزل واشنگتون (حصار)

3- رایان گاسولینگ (لا لا لند)

4 - وارن بیتی (قوانین قبول نمی شوند)

5- رابرت دنیرو (کمدین)
 

در این لیست شهاب حسینی بالاتر از بازیگرانی همچون تام هادلستون، مت دیمون، جسی آیزنبرگ، جونا هیل، کوین هارت، رایان رینولدز، در رتبه 39 شانس دریافت اسکار قرار دارد.

انتهای پیام/

شهرام لاسمی بازیگر نقش «قلقلی» از شخصیت‌های محبوب برنامه‌های کودک در دهه 60 که بازی او کاملا به صورت پانتومیم بود، از اوضاع و احوال این روزهایش گفت.

به گزارش کورنگ به نقل از ایسنا گزیده اظهارات لاسمی در شبکه سوم را در ادامه می‌خوانید:

* هنوز امید دارم بتوانم برای بچه‌ها برنامه اجرا کنم. خسته‌ام از این همه بی‌تفاوتی، از این همه خواب غفلت!

* فقط وقتی به من احتیاج دارند، حالم را می‌پرسند.

* 5 سال است بیکارم. به این شرایط عادت کرده‌ام. آدم کم‌حرفی‌ام. سکوت بالاترین فریاد است.

* دوست دارم برگردم اما به چه قیمتی؟!

* الان دارم در سختی بسیار زندگی می‌کنم.

* به خاطر برخورد سلیقه‌ای بعضی از مدیران رفتم.

* دلم برای پدرم تنگ شده. او خیلی مهربان و زحمتکش بود.

* پسرم 14 ساله است و در فیلم سندباد و سارا بازی کرد. به خوانندگی علاقه دارد. دخترم ازدواج کرده است.

* شاید باورتان نشود ولی به دلیل مشکلاتی که دارم و برایشان سختی می‌کشم، شب‌ها گاهی اوقات با گریه می‌خوابم. چاره‌ای ندارم.

* قدیم ها وقتی همسایه سرش درد می‌گرفت همه کمک می‌کردند و او را به بیمارستان می‌رساندند. الان حتی کسی تصادف می‌کند همه نگاه می‌کنند. امیدوارم به مهربانی آن روزها برگردیم.

انتهای پیام/

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری تحلیلی کورنگ RSS