
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،
همزمان با فرارسیدن ماه مبارک ربیعالاول، شاعر خوشذوق و متعهد شهرستان کبودراهنگ، صابر کبودراهنگی، با الهام از نورانیت این ماه، شعری ناب و عمیق سروده که با مفاهیم وحدت، رحمت الهی و فضایل اهلبیت (علیهمالسلام) آمیخته شده است. این شعر که با مطلع «از ره رسیده یاران ماه ربیع الاول / بر ما شده نمایان ماه ربیع الاول» آغاز میشود، به تولد پیامبر عظیمالشأن اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) اشاره دارد و با بیانی لطیف، بشارت ظهور و حاکمیت عدالت در جهان را نوید میدهد.
صابر کبودراهنگی در این سروده، با زبانی فاخر، ماه ربیعالاول را ماه سرور مسلمانان، ماه تجلی نور نبوت و ولایت و ماه رحمت خداوند معرفی کرده است.
این اثر ادبی ارزشمند، جلوهای از عشق به پیامبر گرامی اسلام (ص) و اهلبیت ایشان است و به مناسبت این ماه پرفیض به دیوان اشعار این شاعر افزوده شد.
متن کامل شعر:
از ره رسیده یاران ماه ربیع الاول
بر ماشده نمایان ماه ربیع الاول
گشته عیان در این مه نور رسول اکرم
آن خاتم رسولان ماه ربیع الاول
از آمنه به دنیا آمد جناب طاها
دریای فضل و احسان ماه ربیع الاول
شد جانشین بابا مهدیُ آل طاطا
آن اختر فروزان ماه ربیع الاول
مهدی به سر نهاده عمامهی علی را
شد خسرو کریمان ماه ربیع الاول
ای خالق توانا بر ما رسان ولی را
بر حق شاه مردان ماه ربیع الاول
بر عاشقان مبارک این ماه با فضیلت
نعمت رسد فراوان ماه ربیع الاول
ایا م با کرامت دارد نوید رحمت
وحدت برای ایران ماه ربیع الاول
نایب برای مهدی هست سیدی مجلل
اندر پناه یزدان ماه ربیع الاول
روزی رسد ز غربت فرزند حیدر آید
دنیا شود گلستان ماه ربیع الاول
(صابر) نوشته شعری در وصف ماه نیکو
زینت شده به دیوان ماه ربیع الاول
انتهای خبر/وحید رستمی
بیانات روز گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره حمایت از رئیسجمهور و دولت، بازتاب گستردهای در رسانهها داشت و برخی جریانها تلاش کردند این سخنان را به معنای ممنوعیت نقد و سکوت در برابر عملکرد دولت تفسیر کنند. این برداشت اما با مبانی فکری رهبر انقلاب و تجربه تاریخی مواجهه ایشان با دولتها همخوانی ندارد. حمایت رهبری از دولت، همواره در چارچوب تقویت ساختار اجرایی کشور و ایجاد پشتوانه برای عبور از بحرانها بوده، نه تأیید بیچونوچرای تصمیمات و سیاستها.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، سید ایوب موسوی منور، فرماندار کبودراهنگ، به همراه احمد ابراهیمخانی، بخشدار مرکزی، و رئیس اداره آب و فاضلاب شهرستان، از مخازن آب شرب شهر کبودراهنگ در منطقه قلیآباد بازدید به عمل آورد.
هدف این بازدید، بررسی ظرفیت ذخیرهسازی، کیفیت منابع آبی و ارزیابی اقدامات انجامشده برای بهبود شرایط آبرسانی عنوان شده است.
مشاهدات میدانی حاکی از آن است که برخی نقاط شهر کبودراهنگ بهویژه در ساعات پایانی شب با افت شدید فشار یا قطعی کامل آب مواجهاند؛ مسئلهای که سبب گلایه گسترده شهروندان شده است.
اهالی این مناطق میگویند شرایط فعلی موجب ایجاد مشکلاتی در زندگی روزمره آنها شده و انتظار دارند مسئولان ذیربط بهویژه رئیس اداره آب و فاضلاب شهرستان هرچه سریعتر پاسخگوی این وضعیت باشند.
بر اساس بررسیها، تأمین پایدار آب شرب همچنان یکی از مطالبات جدی مردم شهرستان کبودراهنگ است و کارشناسان معتقدند بهروزرسانی زیرساختها، مدیریت بهینه منابع آبی و استفاده از فناوریهای نوین میتواند نقش مهمی در بهبود این وضعیت داشته باشد.
رسانه ما گزارش میدهد که بازدید فرماندار با هدف شناسایی دقیق مشکلات، برنامهریزی برای راهکارهای کوتاهمدت و بلندمدت و ارتقای سطح خدماترسانی به شهروندان صورت گرفته است.
انتظار میرود مجموعه اقدامات و تصمیمات مسئولان شهرستانی و استانی، منجر به رفع دغدغههای مردم و بازگشت ثبات به شبکه آبرسانی شهر کبودراهنگ شود.
انتهای خبر/وحید رستمی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،نشست خبری سیدایوب موسویمنور، فرماندار شهرستان کبودراهنگ، به مناسبت هفته دولت با حضور اصحاب رسانه برگزار شد. وی در این نشست با اشاره به اقدامات انجام شده در یک سال اخیر گفت: دولت سیزدهم با رویکردی فراجناحی و استفاده از تمامی ظرفیتهای کشور توانسته است خدمات قابل توجهی در حوزههای مختلف ارائه کند و این تلاشها در سطح شهرستان کبودراهنگ نیز به وضوح قابل مشاهده است.
موسویمنور با بیان اینکه اعتبارات اختصاص یافته به پروژههای شهرستان نسبت به سال گذشته افزایش صد درصدی داشته است، اظهار کرد: در هفته دولت سال جاری ۱۳۱ پروژه به ارزش ۸۲۸ میلیارد تومان افتتاح و یا کلنگزنی خواهد شد. وی افزود: بیشترین سهم اعتبارات معادل ۲۰۲ میلیارد تومان به حوزه راهداری اختصاص یافته است.
وی نقش استاندار همدان، دکتر ملانوری شمسی، و نماینده مردم بهار و کبودراهنگ، دکتر توسلی، را در روند توسعه شهرستان مؤثر دانست و گفت: با حمایت و پیگیریهای این مسئولان، طرحهای متعددی در بخشهای آب، راه، ورزش و اشتغالزایی به ثمر رسیده است.
فرماندار کبودراهنگ با اشاره به پروژههای شاخص هفته دولت اظهار کرد: کلنگزنی و واگذاری ۱۵ هکتار زمین برای نهضت ملی مسکن، آغاز مسیر دسترسی کوه قلیآباد با اعتبار ۶۰ میلیارد تومان و افتتاح کمربندی شیرینسو از جمله این اقدامات است. همچنین قطعه هفتم محور آزادراه کبودراهنگ ـ قیدار نیز به بهرهبرداری میرسد.
وی در ادامه گفت: برای توسعه ورزش شهرستان ۳۱ میلیارد تومان اختصاص یافته و در حوزه اشتغالزایی، ۱۱۷ شغل جدید به ویژه در بخش کشاورزی و گلخانهای ایجاد شده است. همچنین ۳۵ میلیارد تومان تسهیلات برای خرید ماشینآلات سنگین و خودروهای خدماتی به شهرداریها اختصاص یافته است.
فرماندار از اجرای پروژههای آبرسانی به گلتپه و توسعه نیروگاههای خورشیدی نیز خبر داد و تأکید کرد: این اقدامات در کنار توسعه راههای ارتباطی روستاها، نویدبخش آیندهای روشن برای شهرستان کبودراهنگ است.
انتهای خبر/وحید رستمی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، برای واکاوی شبهات مطرحشده درباره صرف هزینههای موشکی و ضرورت غنیسازی هستهای، سراغ فتحالله توسلی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس رفتیم.
وی با اشاره به تجربه جنگ تحمیلی و تهدیدات داعش و رژیم صهیونیستی، تأکید کرد: قدرت موشکی امروز ایران نه هزینه اضافی، بلکه ستون عزت ملی و عامل بازدارندگی در برابر دشمنان است.
توسلی همچنین غنیسازی هستهای را ضرورتی حیاتی برای درمان بیماران، تأمین انرژی و حفظ جایگاه استراتژیک کشور دانست.
ادامه گفتگوی فتح الله توسلی با خبرنگار کورنگ را بخوانید؛
سؤال: برخی منتقدان میگویند پول مردم صرف ساخت موشک میشود. پاسخ شما به این شبهه چیست؟
توسلی: بودجه کشور بخشهای مختلفی دارد و یکی از این بخشها دفاعی است. اگر کشوری صنعت دفاعی نداشته باشد، در برابر دشمن چه باید بکند؟ ما یکبار جنگ هشتساله را تجربه کردیم، بعد با داعش جنگیدیم و امروز هم با رژیم صهیونیستی مواجهیم. بخشی از مشکلات ما در گذشته به دلیل ضعف در توانمندیهای نظامی بود. فرض کنید اگر ما در حوزه پدافندی آخرین تجهیزات را داشتیم، آیا هواپیماهای دشمن میتوانستند تا قلب تهران جولان بدهند؟
امروز قدرت موشکی ما یک توانمندی ملی است. اگر این سلاحها نبود، در برابر جنایات رژیم صهیونیستی عزت و حیثیت ملی ما زیر سؤال میرفت. همان مردمی که امروز از قدرت بازدارندگی ایران افتخار میکنند، در آن زمان مسئولان را به خاطر ضعف سرزنش میکردند. حتی دشمنان ما مثل ترامپ اعتراف کردهاند که اگر قدرت موشکی ایران نبود، جنگ اخیر ماهها طول میکشید و زیرساختهای کشور نابود میشد. بنابراین افزایش ظرفیت موشکی یک ضرورت اجتنابناپذیر است.
سؤال: در حوزه غنیسازی هستهای چرا ایران بر ادامه این مسیر تأکید دارد؟
توسلی: دانش هستهای برای ما یک انتخاب لوکس نیست، یک ضرورت است. مثل این است که بگوییم ما جاده فرعی داریم، چرا اتوبان بسازیم؟! واقعیت این است که جاده فرعی پاسخگوی نیازهای کشور نیست. در حوزه درمان، بیماریهای نوپدید و سرطانها افزایش یافته و داروهای قدیمی کارایی ندارد. امروز ما سالانه دهها میلیون دلار برای واردات دارو هزینه میکنیم. اگر دشمن این داروها را تحریم کند چه باید کرد؟ پس باید خودمان داروهای رادیودارو و هستهای را تولید کنیم.
از سوی دیگر انرژی هستهای برای کشور حیاتی است. تصور کنید یک نیروگاه هزار مگاواتی در کبودراهنگ با یک نیروگاه هستهای مقایسه شود؛ آنوقت روشن میشود که با توسعه هستهای کمبود برق کشور برطرف میشود. همچنین صنایع زیردریایی، سوخت کشتیها، آبشیرینکنها و حتی صادرات برق به کشورهای همسایه همه نیازمند این دانش است.
سؤال: برخی به فرمایشات رهبر انقلاب در سالهای گذشته درباره جنگ و صلح استناد میکنند و میگویند چرا شرایط تغییر کرده است؟
توسلی: فرمایش حضرت آقا مربوط به شرایط چند سال پیش بود. در آن زمان معادلات منطقهای متفاوت بود. اما بعد یک طراحی چندبعدی از سوی آمریکا، اروپا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی انجام شد. شهادت فرماندهان مقاومت، بحران لبنان، فشار بر سوریه و قطع ارتباطات منطقهای ایران شرایط را تغییر داد. معادلات منطقه لحظهای در حال تغییر است و رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که از دشمن غافل نشوید.
سؤال: موضوع توان موشکی ایران همواره محرمانه تلقی میشود. چرا آمار آن اعلام نمیشود؟
توسلی: موضوعات نظامی در دایره مسئولان عالی کشور قرار دارد. کسی نمیداند دقیقاً چند موشک داریم و قرار هم نیست اعلام شود. اما دشمنان به خوبی میدانند که ذخایر استراتژیک ایران بسیار بالاست و اگر دست از پا خطا کنند، چه حجم موشکی بر سرشان آوار خواهد شد. همین دانستن کلیات برای بازدارندگی کافی است.
سؤال: شما به موضوع اربعین هم اشاره داشتید. چه ارتباطی میان اربعین و مسائل استراتژیک کشور میبینید؟
توسلی: اربعین فقط یک مراسم مذهبی نیست، بلکه یک نمایش قدرت استراتژیک شیعه در جهان است. میلیونها شیعه از ملیتهای مختلف بدون حمایت دولتها در کنار هم قرار میگیرند و این خود یک قدرت نرم بزرگ است. جالب است بدانید که همانطور که قدرت موشکی ما مورد حمایت ملتهای آزاده جهان اسلام قرار گرفته، راهپیمایی اربعین هم به یک نماد جهانی تبدیل شده است. خدماتی که در مرزها به زائران داده میشود، هم نشانه مهماننوازی ملت ایران است و هم بخشی از این قدرت نرم.
فتحالله توسلی معتقد است که توان موشکی و هستهای نه تنها تهدید نیست، بلکه یک پشتوانه جدی برای امنیت، درمان، انرژی و حتی جایگاه بینالمللی ایران است. او تأکید دارد که شرایط منطقهای دائم در حال تغییر است و برای مقابله با دشمنان، ایران باید هم قدرت سختافزاری (موشکی و هستهای) و هم قدرت نرم (مانند اربعین) را افزایش دهد.
انتهای خبر/وحید رستمی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، این ضرورت که در شرایط فعلی کشور، حفظ و تقویت همبستگی و انسجام ملی یک الزام و تکلیف همه کنشگران و فعالان سیاسی و رسانهای است، محل مناقشه نیست. نباید کمترین تردیدی در این اصل مهم و تکلیف فراگیر وارد شود. پیگیری اختلافات و همینطور بگومگوهای سیاسی بویژه درباره سیاست خارجی، سم مهلکی برای وضعیت فعلی کشور است.
بنابراین در شرایط فعلی، بویژه رسانهها باید ضمن پایبندی به لوازم همبستگی و انسجام ملی، در حفظ و تقویت آن هم بکوشند.
در این بین، یکی از اقداماتی که لازم است نسبت به آن اهتمام شود، تبیین و حراست از ماهیت و محتوای این همبستگی ملی است.
در راستای تبیین همبستگی ملی، باید نسبت به مختصات فکری و تحلیلی این جامعه همبسته و یکصدا، اهتمام ویژه داشت. بویژه باید نسبت به دلایل این انسجام ملی و همینطور مفاهیم و پیامهای آن مقید بود. بنابراین در ادای تکلیف حفاظت و تقویت همبستگی ملی، باید نهایت تلاش و دقت را برای جلوگیری از به انحراف کشاندن مفاهیم و پیامهای صدای ملت، بکار برد. به عنوان نمونه، یکی از اقداماتی که کنشگران سیاسی - رسانهای باید در راستای ادای تکالیف خود در اینباره انجام دهند، مقابله با ایدهها و اندیشههایی است که به هر شکل میتواند این انسجام ملی را تبدیل به انشقاق و اختلاف کند.
در چنین مواقعی، پرداختن به این موضوع، نهتنها به معنای بیتوجهی به همبستگی ملی و تمرکز بر اختلافات نیست، بلکه دقیقا به معنای حراست از صدای ملت و مطالبه ملی است.
* باجگیری به اسم مردم!
یکی از موارد و مصادیق بیتوجهی به همبستگی و انسجام ملی، اقدام عناصر و چهرههای منتسب به جریان اصلاحطلب و همینطور حسن روحانی در روزهای پس از توقف جنگ تحمیلی ۱۲ روزه است. بیانیه ۱۸۰ نفر از چهرههای سیاسی و اقتصادی، بیانیههای جبهه اصلاحات بویژه بیانیه انتقادی از مصوبه مجلس درباره تعلیق همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و همینطور اظهارنظرهای روحانی درباره سیاست خارجی نظام و سیاستهای منطقهای بویژه در قبال جبهه مقاومت، از جمله اقداماتی است که محتوای آنها نهتنها در تقابل با ماهیت همبستگی و انسجام ملی است، بلکه عملا تلاشی برای انحراف در مطالبات و خواستههای جامعه ارزیابی میشود. در همه این موارد، ایدهها و پیشنهاداتی مطرح شده که اساس آنها بازنگری و تغییر سیاستهای جمهوری اسلامی است. در این بیانیهها و اظهارات، به گونهای وانمود شده که گویی، عامل وضعیت فعلی و شرایط کنونی کشور، سیاستهای نظام بویژه در حوزه سیاست خارجی است و اکنون وقت اعمال تغییر در این سیاستها است. به عنوان مثال، روحانی به بهانه احتمال حمله مجدد رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، از ضرورت تدوین استراتژی نوین ملی گفته، مجموعهای از بایدها و نبایدها را مطرح کرده و در نهایت نظام را موظف به تغییر سیاستهای داخلی و خارجی خود کرده است.
اظهارات روحانی بهگونهای بوده که در رسانههای غربگرا، تحت عنوان ضرورت اتخاذ تصمیمات سخت جمهوری اسلامی منعکس شده است.
یکی از نکات قابل تامل درباره این رفتار، تلاش آنها برای گنجاندن مطالبات و اهداف سیاسی خود به عنوان مطالبه ملت است. یعنی هر کدام از این طیفها و افراد، به بهانه جنگ، تلاش کردهاند پروژههای سیاسی خود را پیگیری کنند و جالب آنکه هر کدام مدعی هستند این مسائل و موارد، مطالبات جامعه از حاکمیت است.
بدون تردید وقوع جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران و اهداف اعلامشده توسط آنها درباره این جنگ، سبب میشود تدابیر و سیاستهای جدیدی در داخل کشور چه در حوزه داخلی و چه در حوزه خارجی اندیشیده و اعمال شود. بویژه با توجه به رفتار هوشمندانه و نجیبانه اکثریت مردم در مقابل متجاوز و ایستادگی آنها در کنار حاکمیت علیه دشمن متجاوز، اعمال سیاستهای جدید داخلی هم در راستای قدردانی از مردم و هم جهت حفظ این همبستگی و کاهش شکافها و موارد اختلافی ضروری است. کما اینکه مواضع و اظهارات مقامات ارشد نظام نیز گویای همین مهم است. با این وجود اما سوءاستفاده از این شرایط در راستای تحمیل مطالبات و اهداف سیاسی یا به تعبیر بهتر، باجگیری از نظام در این شرایط، نهتنها مورد قبول نیست، بلکه همانگونه که گفته شد، هم مطالبه عمومی نیست و هم در راستای تقابل با ماهیت همبستگی و انسجام ملی و به انحراف کشاندن محتوا و پیامهای آن ارزیابی میشود.
* باید از اشتباهات عبرت گرفت
اکنون در شرایط حساس کشور، اتخاذ تدابیر و اعمال سیاستهای جدید هم در قبال مسائل داخلی و هم در قبال مسائل خارجی، یک ضرورت است. قاعدتا یکی از ارکان این تدابیر و سیاستهای جدید، اصلاح سیاستهای اشتباه گذشته و تقویت تدابیر و سیاستهای درست و منطقی است.
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به وضوح نشان داد کدام سیاستها و تدابیر کشور درست و موثر بوده و کدام اشتباه و هزینهساز. قاعدتا در راستای اتخاذ تدابیر و سیاستهای جدید، باید این گزاره مهم در نظر گرفته و اعمال شود.
در قبال این موضوع، همه جریانها و نحلههای فکری، باید صادقانه به میدان آمده و دستکم نسبت به خطاهای خود اعتراف کرده و از پیشگاه ملت عذرخواهی کنند. اتفاقا همین بیانیهنویسها و امثال حسن روحانی جزو کسانی هستند که اگر قرار است درباره برونرفت از وضعیت فعلی، صادقانه اظهارنظر کرده و پیشنهاداتی ارائه دهند، باید ابتدا نسبت به خطاها و اشتباهات خود که در این جنگ به طرز محسوس و ملموسی برای همه ملت آشکار شد، اعتراف و عذرخواهی کنند. قطعا بدون پذیرفتن این خطاها و عذرخواهی از نظام و مردم، مواضع و ادعاهای این افراد در تحلیل اوضاع و پیشنهادات آنها برای برونرفت از این وضعیت، فاقد اعتبار و ارزش است. اینکه این افراد بدون اشاره به نقش خود و سیاستها و تصمیماتشان در پیدایش چنین وضعیتی، به صورت یکجانبه نظام را متهم کنند، مطلقا پذیرفتنی نیست.
یکی از مهمترین درسهای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، اثبات گزارهها و مبانی سیاستهای نظام هم در قبال سیاست بینالملل و هم سیاستهای منطقهای، بویژه در قبال ایده جبهه مقاومت بود.
دستکم طی ۲ دهه اخیر که موضوع مذاکره با آمریکا و اروپا درباره برنامه هستهای، تبدیل به مهمترین موضوع و مساله کشور شده بود، سالها و بارها رهبر انقلاب گوشزد کردند مبنای هر نوع مذاکره باید بر بیاعتمادی نسبت به طرف مقابل باشد. بارها و به دفعات اعلام شد مطلقا نباید به طرف آمریکایی اعتماد کرد و خوشبین بود. دهها و صدها جمله از رهبر انقلاب میتوان آدرس داد که ایشان نظم و نظام غربی حاکم بر دنیا را استکباری و ناعادلانه دانستند و تأکید کردند در کنار توجه و استفاده از ابزار دیپلماسی، راه غلبه بر مشکلات تکیه بر توان، ظرفیت و قدرت درونزا است.
با این حال اما از سوی جریان غربگرای داخلی و به صورت مشخص در دولت روحانی، مذاکره به عنوان تنها راه رفع مشکلات اقتصادی عنوان شد و شوربختانه قول و قرار شفاهی مقامات آمریکایی به عنوان تضمین قراردادهای فیمابین تلقی شد! نهایتا برجام به نماد و مصداق تام و تمام اشتباه اعتماد به آمریکا تبدیل شد. هر چند امثال روحانی هرگز حاضر به پذیرش آن نشدند و حتی با وجود خروج یکجانبه آمریکا از برجام، باز هم به ایده تکیه بر قدرت داخلی و همینطور دیپلماسی متوازن برای استفاده از ظرفیت همسایگان و شرق و سایر نقاط دنیا بیتوجهی شد. با وجود تجربه برجام و تاکید رهبر انقلاب مبنی بر ضرورت عبرت گرفتن از این اشتباه اما جریان غربگرا باز هم مذاکره را به عنوان تنها راه غلبه بر مشکلات اقتصادی قلمداد کرد. البته اینجا مساله و اختلاف اصلی، مذاکره یا عدم مذاکره نبود، چرا که نظام هیچگاه با اصل و اساس مذاکره مخالفتی نکرد. یکی از اختلافات اصلی، بر سر نوع و نحوه مذاکره بود. جریان غربگرا، مذاکره را مسیری برای جلب نظر و رضایت طرف غربی پنداشته است. در مقابل این دیدگاه، بارها تاکید شد استفاده درست از ابزار مذاکره، با افزایش قدرت درونی و توسعه توان بازدارندگی محقق میشود. اینجا یکی از نقاط تزاحم این ۲ دیدگاه بود. یک طرف قدرت دفاعی کشور را مانعی بر سر راه جلب رضایت طرف آمریکایی و اروپایی میدانست اما طرف دیگر، قدرت دفاعی و توان بازدارندگی را اهرم فشار برای کسب امتیاز از طرف مقابل میدانست. در این بین اما به مرور مشخص شد علت اختلاف ساختاری و مبنایی میان این ۲ دیدگاه، تفاوت نگرش آنها به مقوله امنیت ملی و از آن مهمتر، ماهیت تقابل آمریکا و اروپا با برنامه هستهای ایران بود. جریان غربگرا معتقد بود دلیل تقابل آمریکا و اروپا با ایران، نگرانی آنها از کاربردهای نظامی برنامه هستهای است و در صورتی که به آنها تضمینهای عملی داده شود، این تقابل رفع خواهد شد. آنها همچنین معتقد بودند - و هستند - برای رفع نگرانی غرب، حتی میتوان محدودیتهایی در برنامه دفاع موشکی ایران نیز اعمال کرد. کار به جایی رسید که مرحوم رفسنجانی آن توئیت جنجالی را منتشر کرد و نوشت: «دنیای آینده، دنیای گفتمانهاست، نه موشکها». این موضعگیری رفسنجانی که در بحبوحه طرح موضوع اعمال محدودیتهای موشکی ایران برای حصول توافق هستهای عنوان شد، تبیین بسیار شفاف نگرش جریان غربگرا نسبت به ماهیت تقابل غرب با ایران بود. اما در مقابل، دیدگاه دوم، معتقد بود ریشه دشمنی آمریکا و اروپا با ایران، ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران است. بر همین اساس، مولفههای قدرتآفرین مانند برنامه هستهای، توان دفاعی و بازدارندگی ایران، هدف دشمن قرار گرفته است. رهبر انقلاب در همین راستا بارها تاکید کردند موضوعاتی مانند برنامه هستهای بهانه است و در صورتی که آنها به هدف خود درباره برنامه هستهای ایران برسند، سراغ دیگر موضوعات خواهند رفت.
از سوی دیگر، جریان انقلابی بارها هشدار داد تقابل در موضوع هستهای، اساسا یک موضوع امنیتی است. برخلاف غربگرایان که معتقد بوده - و هستند - رفع نگرانی غرب درباره موضوعات هستهای و موشکی، پایان تقابل و دشمنی آنها و آغاز لغو تحریمها و گشایش اقتصادی است، منتقدان دولت روحانی بارها هشدار دادند برچیده شدن برنامه هستهای و همینطور اعمال محدودیت در برنامه دفاع موشکی و همچنین عدم حمایت از جبهه مقاومت که باعث کاهش توان بازدارندگی ایران میشود، نهتنها به معنای پایان دشمنی و خصومت غرب نیست، بلکه به مثابه فراهم شدن شرایط برای حمله نظامی آنها به ایران است. در خلال مذاکرات دولت روحانی با آمریکا و اروپا، بارها هشدار داده شد ماهیت این مذاکرات اساسا امنیتی است، نه اقتصادی صرف. در آن مقطع، اختلاف نظرها در واقع صحنه تقابل ۲ جهانبینی مختلف نسبت به غرب و نظام حاکم بر دنیا بود.
یک طرف معتقد به پذیرش نظم جهانی و مناسبات و ساختارهای آن و نهایتا هضم شدن در آن بود و طرف دیگر، معتقد بود ضمن استفاده از اهرمهای دیپلماتیک و تعاملها و نرمشهای بهنگام نسبت به غرب، اهتمام و تمرکز ایران باید بر افزایش و تقویت ساخت درونی قدرت، اعم از توان دفاعی و بازدارندگی، اقتصاد درونزا و همینطور استفاده از ظرفیتهای خارجی در چارچوب دیپلماسی متوازن قرار گیرد.
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران، به وضوح نشان داد کدام یک از این دیدگاهها منطقی و واقعبینانه بود. مذاکرات هستهای در واقع پوششی برای تحقق حمله غافلگیرانه علیه ایران بود. در حالی که ایران صادقانه وارد مذاکرات شده بود اما طرف آمریکایی رفتاری غیرصادقانه و مافیایی از خود نشان داد. به تعبیری نتانیاهو و ترامپ با حمله ۲۳ خرداد به ایران، میز مذاکره را بمباران کردند. البته تعبیر دقیقتر این است که این جنگ، بمباران و موشکباران نگرشها و راهبردهای جریان غربگرا در ایران بود.
در خلال جنگ، قوانین، قواعد و ساختارهای بینالمللی از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا زیر پا گذاشته شد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ماهیت و کارکرد واقعی خود برای نظم آمریکایی را نشان داد و رسما تبدیل به بازوی عملیاتی - اطلاعاتی متجاوزان شد. ترور فرماندهان ایرانی مغایر همه قوانین و آییننامهها و قواعد جنگی بود. کشتار نزدیک به ۱۱۰۰ ایرانی که بیش از ۷۰ درصد آنها غیرنظامیان و کودکان، زنان و مردم بیگناه بودند، نقض آشکار قوانین بینالمللی بود. همه غرب نهتنها این جنایات را محکوم نکردند، بلکه از متجاوز نیز حمایت کردند. شاید بهترین تعبیر درباره این رفتار غرب را «فردریش مرتز» مطرح کرده باشد که گفت اسرائیل دارد اقدامات کثیفی را به نیابت از ما انجام میدهد. اشاره صدراعظم آلمان به زیر پا گذاشته شدن همه قوانین و قواعد و سازوکارهای بینالمللی و همینطور پشت پا زدن به هنجارها و ارزشهای ادعایی غرب بود.
به هر حال، جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به وضوح نشان داد اعتماد به غرب و نظام غربی حاکم بر دنیا، یعنی فراهم کردن شرایط برای خطر موجودیتی علیه خود.
این یکی از درسهای مهم جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بود که باید در سیاستها و تدابیر پیش رو مد نظر قرار گیرد. البته قاعدتا انتظار است امثال روحانی و اصلاحطلبان به خاطر ذهنیت و تصورات اشتباه خود در این زمینه که قطعا موجب فرصتسوزی علیه کشور شد، در پیشگاه مردم شرمنده باشند. تصور کنید بر اساس دیدگاه پدر معنوی حسن روحانی یعنی مرحوم رفسنجانی، توان موشکی ایران نیز مورد معامله قرار میگرفت، آنگاه چه اتفاقی برای امنیت کشور میافتاد؟ کشور در مقابل رژیم جنایتکار صهیونیستی کاملا بیدفاع میشد. هم نتانیاهو و هم ترامپ تصریح کردند هدف آنها از جنگ، براندازی جمهوری اسلامی ایران است. بنابراین، این تصور که در صورت حل موضوع هستهای، جنگی صورت نمیگرفت، ابلهانه است. اگر به واسطه تصور جریان هاشمی، توان دفاعی کشور معامله میشد، سرنوشت ایران در جنگ اخیر چه میشد؟
اینها واقعیاتی است که نمیتوان براحتی از کنار آنها گذشت. کسانی که چنین تصورات سادهلوحانهای داشتند و قرار بود کشور را به مسلخ ببرند، الان باید هم شرمسار باشند و هم در پیشگاه مردم عذرخواهی کنند و هم البته فعلا اعتبار سخن گفتن و پیشنهاد دادن را نداشته باشند؛ چه برسد به اینکه با گستاخی از تدوین استراتژی ملی سخن بگویند!!
* این هم نه غزه، نه لبنان
غیر از افشای ماهیت دشمنی غرب با ایران، یکی دیگر از واقعیتهای بسیار مهمی که در جنگ اخیر برای همه بویژه مردم ثابت شد و نقش بسیار مهمی در واقعبینانه شدن نگرش مردم داشت، تاثیر سیاستهای منطقهای ایران بویژه جبهه مقاومت در توان بازدارندگی ایران بود. حسن روحانی در اظهارات اخیر خود مدعی شد در چند مقطع بویژه پس از سقوط پهپاد گلوبال هاوک، احتمال جنگ بسیار زیاد شده بود. او در واقع میخواست این ادعا را مطرح کند که سیاستهای او مانع جنگ شد اما واقعیت این است که یکی از مهمترین عواملی که باعث جنگ علیه ایران شد، وضعیت جبهه مقاومت در منطقه بود.
پس از نزدیک به ۲ سال نبرد ناعادلانه، رژیم صهیونیستی توانست رهبران و فرماندهان مقاومت در غزه و لبنان را به شهادت برساند. در سوریه نیز با سقوط اسد، رژیم صهیونی احساس کرد به تعبیر خود حلقه آتش پیرامونیاش تضعیف شده است. پس از آن بود که موضوع حمله به ایران جدی شد. نتانیاهو نیز بارها مدعی شده بود وضعیت جبهه مقاومت در غزه، لبنان و سوریه باعث شد شرایط برای حمله به ایران فراهم شود.
بنابراین کاملا پیداست دلیل اصلی حمله رژیم صهیونیستی به ایران، وضعیت متفاوت جبهه مقاومت نسبت به گذشته بود. در زمان سقوط پهپاد آمریکایی، قطعا وضعیت جبهه مقاومت در جلوگیری از این حمله موثر بود و عدم حمله اساسا هیچ ربطی به روحانی نداشته است.
نکته دیگر اینکه، همین دولت روحانی نسبت به سیاستهای منطقهای ایران منتقد بود. کما اینکه در مذاکرات منتهی به برجام نیز حامیان دولت روحانی خواستار آن بودند ایران سیاستهای خود در قبال مقاومت را تغییر دهد تا مذاکره به نتیجه برسد. اینها اساسا همان جریان «نه غزه، نه لبنان» بودند که به صورت رسمی و علنی خواستار عدم حمایت ایران از مقاومت شدند. در جریان جنگ سوریه و حضور ایران و جبهه مقاومت برای تاراندن تروریستها، مقامات دولت حسن روحانی و نزدیکانش بارها از این سیاست ایران انتقاد کرده و مدعی بودند ایران باید در سیاستهای منطقهای خود بویژه درباره مقاومت تجدیدنظر کند. آنها همچنین مدعی بودند حمایت ایران از مقاومت یکی از دلایل تقابل آمریکا علیه ایران است و برای عادیسازی روابط با آمریکا، جبهه مقاومت هم باید در کنار برنامه هستهای و موشکی، روی میز گذاشته شود.
اما در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه برای همه به وضوح اهمیت جبهه مقاومت به عنوان خاکریز ایران مشخص شد؛ بویژه سوریه. رژیم صهیونیستی پس از سقوط بشار اسد، تصمیم خود برای حمله به ایران و حتی تغییر نوع حمله را اتخاذ کرد. اولا در حمله به ایران، آسمان سوریه به محلی برای سوخترسانی به جنگندههای رژیم صهیونیستی تبدیل شد. ثانیا در صورت بقای اسد در قدرت و حضور ایران در سوریه، بویژه یگانهای پهپادی و موشکی، قطعا رژیم امکان حمله به ایران را نداشت. این موضوع مهم در جنگ ۱۲ روزه برای مردم کاملا مسجل شد. کما اینکه پس از توقف جنگ ۱۲ روزه، برخی کنشگران سیاسی - رسانهای وابسته به اصلاحطلبان اعتراف کردند درباره حمایت ایران از مقاومت، بویژه سوریه، اشتباه فکر میکردند و البته اذعان کردند سیاست و تدابیر نظام در این باره کاملا درست و دوراندیشانه بوده است.
به هر حال، یکی دیگر از مواردی که تصورات و دیدگاههای غربگراهای داخلی، اعم از اصلاحطلبان و حسن روحانی را بیاعتبار کرد، اهمیت جبهه مقاومت در ارتقای توان بازدارندگی ایران بود. به همین خاطر، این موضوع نیز جزو مواردی است که این افراد و این جریان باید به خاطر آن عذرخواهی کنند.
* مردم میدانند؛ خودتان را اصلاح کنید
یکی از گزارههای مهم درباره همبستگی و انسجام ملی شکلگرفته در خلال جنگ ۱۲ روزه و پس از آن، واقعگرایی افکار عمومی نسبت به مقوله امنیت و همینطور سیاست خارجی است. کاملا پیداست مردم پس از وقوع جنگ، تا حدود زیادی به درستی سیاستهای جمهوری اسلامی در قبال غرب و همینطور تقویت بنیه دفاعی کشور پی بردهاند. این موضوعی است که حتی معتبرترین ژورنالهای دنیا نیز به آن توجه نشان دادهاند. به عنوان نمونه فارن پالیسی در هفتههای اخیر مقالهای بسیار مهم منتشر کرد. در این مقاله تصریح شده بود جوانان ایرانی که طی ۲ دهه اخیر نسبت به سیاستها و شعارهای جمهوری اسلامی، بویژه در حوزه سیاست خارجی، بیاعتقاد شده بودند و حتی نسبت به این سیاستها و مبانی نظری آن انتقاد داشتند، پس از جنگ ۱۲ روزه و آشکار شدن واقعیتهای آمریکا و غرب، نهتنها نسبت به درستی سیاستهای جمهوری اسلامی پی بردند، بلکه اکنون ضمن طرفداری از دیدگاههای آیتالله خامنهای، خواستار تقویت و تحکیم این دیدگاهها بویژه تقویت جبهه مقاومت شدهاند. مقاله فارن پالیسی البته در همه رسانههای اصلاحطلب و حامیان روحانی سانسور شد اما این واقعیتی نیست که آنها بتوانند منکر آن شوند.
راه مردم و صدای مردم کاملا مشخص است. مردم بسیاری از واقعیات را فهمیدهاند. بویژه یک نگرش کاملا واقعبینانه نسبت به مسائل اصلی ۲ دهه اخیر ایران پیدا کردهاند؛ همان مسائلی که امثال روحانی و اصلاحطلبان با طرح ایده مذاکره توانستند به قدرت برسند.
واقعیت اما این است که جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، همه ایدهها و پیشنهادات امثال روحانی درباره گشایش اقتصادی را بیاعتبار کرد. نهتنها مشخص شد آن سیاستها باعث بهبود وضعیت اقتصاد نشده است، بلکه ثابت شد آن ایدهها خلاف امنیت ملی و زمینهساز جنگ نیز بوده است.
بنابراین واقعیت این است یکی از مهمترین تجربیات و درسهای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، بیاعتبار شدن جریان اصلاحطلب و امثال آقای روحانی است. روحانی طی ۱۲ سال گذشته صرفا یک ایده داشته و آن مذاکره با غرب و جلب رضایت آن از طریق عقبنشینی نسبت به برخی مولفههای دفاعی و بازدارندگی ایران بوده است. در واقع ریشه مواضع و ایدههای روحانی دست بردن به جیب امنیت و قدرت دفاعی برای اقتصاد بود. ایدهای که مشخص شد از اساس اشتباه و پرهزینه بود. به عبارتی جنگ معلوم کرد امثال حسن روحانی و اصلاحطلبان واقعیات دنیا را نفهمیدهاند.
در چنین شرایطی، آیا آنها نباید از گذشته خود درس گرفته و در قبال مواضع و سیاستهای گذشته خود تجدیدنظر کنند؟ قطعا آنها نیاز جدی به بازنگری در مواضع و سیاستهای خود دارند. به جای طلبکار شدن و توصیه به نظامی که جنگ، درستی مواضع و دیدگاههایش را ثابت کرد، قطعا لازم است آنها مواضع غلط و هزینهساز خود را اصلاح کنند؛ البته پس از عذرخواهی از مردم و نظام به خاطر گذشته غلط و بسیار خسارتبار.
انتهای خبر/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، گزاره و مصادیق مطرح شده در بیانیههای جبهه اصلاحات که اخیراً فَلهای عرضه و منتشر میشود؛ به طرز عجیبی در راستای مأموریت اسرائیل و میل و اراده دولتهای غربی است به شکلی که متن این بیانیهها را میتوان «ترجمه اظهارات نتانیاهو» دانست.
به عبارتی دیگر، طرح ناتمام اسرائیل و آمریکا مبنی بر حذف نظام اسلامی به معاونت و همت جبهه غربگرا و سران فتنه در ایران کمافیالسابق تداوم دارد؛ بدین شرح که ناکامی اسرائیل در دستیابی به اهدافی که در جنگ 12روزه محقق نشد، از طریق تحرکات مدعیان اصلاحات جبران شود.
جروزالم پست: ایران را تجزیه کنید!
بنیامین نتانیاهو و ترامپ پیش از حصول نتیجه قطعی از حمله به ایران، سرمست از ترور دانشمندان و فرماندهان (فاز اولیه نقشه)، بر مبنای محاسبات غلط و متوهمانه در تشریح غایت حمله به ایران، «تغییر نظام» و سرنگونی حکومت را به عنوان هدف اصلی معرفی کرد.
سرکرده جانی رژیم غاصب همچنین شورش و طغیان داخلی را به عنوان فاز دوم حمله و بخش دیگری از جنگ ترکیبی، خبری کرد که نشان از همراهی هستههای فعال در کشور و وجود پادوهای غرب در این سرزمین داشت.
روزنامه صهیونیستی «جروزالمپست» نیز حین جنگ در سرمقالهای به رئیسجمهور آمریکا پیشنهاد داد: حکومت ایران را سرنگون و این کشور را تجزیه کنید؛ به اقلیتهای مناطق سنینشین، کردنشین و بلوچ که مایل به جداشدن از ایران هستند ضمانتهای امنیتی ارائه دهید.
سخنان نتانیاهو و پیشنهاد روزنامه صهیونی به رئیسجمهور آمریکا، حذف نظام اسلامی و تجزیه ایران را به عنوان غایت غرب بیش از پیش مشخص کرد.
جبهه اشرافی غربگرا و افراطیون مدعی اصلاحات نیز آگاهانه در همین مسیر گام برمیدارند و به عنوان معاون و مجری طرح، مشغول فعالیتاند؛ بدین شرح که پیام، بیانیه و سخنان این طیف با هدف ایجاد و تعمیق شکافهای اجتماعی تولید میشود و بر نقاط افتراق بیش از نقاط اشتراک تمرکز دارد.
به عنوان نمونه، میرحسین موسوی، سرکرده فتنه 88 که پیشینه عبور از نظام را در کارنامه دارد؛ چندی پس از پایان جنگ 12روزه در تاریخ 20 مرداد 1404 ضمن صدور بیانیه، نقشه ناتمام و ناکام رژیم را در مسیری دیگر به جریان انداخت.
در بیانیه وی آمده است: «وضعیت تلخی که برای کشور پیش آمد نتیجه یک رشته خطاهای بزرگ بود. تجربه جنگ دوازده روزه نشان داد که ضامن نجات کشور احترام به حق تعیین سرنوشت همه شهروندان است و ساختار کنونی نظام نماینده همه ایرانیان نیست. مردم میخواهند شاهد تجدیدنظر در آن خطاها باشند. برگزاری رفراندوم برای تأسیس مجلس موسسان قانون اساسی، راه را برای تحقق حق تعیین سرنوشت مردم هموار و دشمنان این مرز و بوم را از دخالت در امور کشور مأیوس میکند».
جبهه اصلاحات نیز اخیراً ضمن انتشار بیانیهای که با عنوان نمایشی و شعاری «تنها راه نجات کشور، تغییر و بازگشت به مردم است»، به جای دغدغههای عمومی به مطالبات نامشروع جناحی اشاره کرد.
این بیانیه با سیاهنمایی و القای ناامیدی متمرکز بر شکافهای اجتماعی است و به واگرایی بیش از همگرایی اشاره دارد؛ تکرار این گزارهها نارضایتی مصنوعی را به جامعه تحمیل و سرخوردگی ساختگی را به عنوان یک حس عمومی همهگیر خواهد کرد.
تکرار این گزارهها و تداوم چنین رویکردی در راستای طرح اسرائیل و آمریکا مبنی بر فاصلهگذاری میان دولت و ملت است. به عبارت دیگر ایجاد شکافهای جدید منجر به بروز طغیان و شورش داخلی میشود که به عنوان فاز دوم جنگ ترکیبی رژیم صهیونی علیه ایران در نظر اسرائیل و آمریکا بود.
در بیانیه (سیاهنامه) اخیر جبهه اصلاحات آمده است: «امروز، روان جمعی ایرانیان زخمی است و سایه ناامیدی و اضطراب، همچنان بر زندگی روزمره مردم سنگینی میکند... امروز، پیامدهای جنگ در کنار تورم افسارگسیخته، رکود تولید، سقوط ارزش پول ملی و فرار سرمایه، خطر فلج اقتصادی را بیش از هر زمان برجستهتر کرده است».
«رفع حصر»، «تغییر رویکرد صداوسیما» و «اصلاح سیاست خارجی بر پایه آشتی ملی و همبستگی میان همه ایرانیان داخل و خارج از کشور» در این بیانیه به عنوانگریز از شرایط فعلی پیشنهاد میشود.
جبهه اصلاحات مطامع نامشروع حزبی و مطالبات جناحی از جمله «رفع حصر» را به عنوان گزینه «برونرفت» مطرح میکند؛ این در حالی است که مشکلاتی چون «تورم افسارگسیخته، رکود تولید، سقوط ارزش پول ملی و فرار سرمایه» که پیشتر در بیانیه ذکر آن رفت، ناشی از عدم مدیریت صحیح و مشروطکردن مسائل اقتصادی به مذاکره است.
به عبارت دیگر طیف غربگرا با دادن آدرس غلط و پافشاری بر مطالبات جناحی، نهتنها توان کشور را به حاشیه برده است بلکه زمینه موجسواری دولتهای غربی بر نارضایتیها را فراهم میکند.
بیانیه 180 استاد دانشگاه با عنوان «وقت تغییر پارادایم است» چندی پس از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران و حمایت اروپا از این حمله مجدداً مذاکره با آمریکا و اروپا را پیشنهاد داد.
در این بیانیه که حمله آمریکا به ایران و حمایت اروپا از این حمله در آن نادیده گرفته شده است، پیشنهاد شد: «توصیه مؤکد ما آن است که برای خروج از شرایط بهوجود آمده، مسیر دیپلماسی و مذاکره سازنده با آمریکا و اروپا فعال شده و از این طریق از بروز مجدد جنگ و تداوم اعمال فشارهای اقتصادی جلوگیری شود».
محمدجواد ظریف نیز دریادداشتی که در نشریه «فارنپالیسی» منتشر شد همین مطالبات را به زبانی دیگر مطرح کرد.
وی در این یادداشت با اشاره به اینکه «زمان تغییر پارادایم فرا رسیده است» نوشت: «سرگذشت برجام نماد وعدههای تحققنیافته دیپلماسی است. این توافق در سال ۱۳۹۴ (۲۰۱۵) در سراسر جهان به عنوان پیروزی دیپلماتیک مورد تحسین قرار گرفت اما تصمیم ترامپ برای خروج از توافق سه سال بعد، به طور عمیقی اعتقاد به دیپلماسی را در داخل ایران خدشهدار کرد... ایران، در مواجهه با عدم پایبندی ایالاتمتحده و سه کشور اروپایی- فرانسه، آلمان و بریتانیا- از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰ (۲۰۱۷-۲۰۲۱) به طور قانونی اقدامات جبرانی برجام را فعال کرد. بهجای پایبندی به دیپلماسی، سه کشور اروپایی در ماه ژوئن صراحتاً حملات نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران را تأیید کردند؛ فردریش مرتس صدراعظم آلمان حتی تا آنجا پیش رفت که گفت رژیم صهیونیستی دارد «کار کثیف» غرب را انجام میدهد. تأیید جنگ توسط اروپا و سپس توسل به سازوکار حل اختلاف دیپلماتیک توافق هستهای- برای همان اهدافی که جنگ در تحقق آنها شکست خورد- باور ایران به دیپلماسی را بیش از پیش خدشهدار کرده است... جنگافروزان با بستن هر پنجرهای بهروی دیپلماسی رشد میکنند. ما باید فرصت را برای تحکیم پارادایم مخرب تهدید و خاموش کردن امید از آنها بگیریم. زمان انتخاب اکنون فرا رسیده است. انتخاب برای ایران، منطقه و قدرتهای جهانی روشن است: تکرار فاجعهبار گذشته، یا شجاعت ساختن مشترک آینده. اکنون زمان تغییر پارادایم است».
نکته مغفول مانده در متن ظریف، مخاطب یادداشت است. در این یادداشت که بخشی از آن در سطور بالا آمده است، به عدم پایبندی غرب به توافق و بیحاصلی مذاکرات در برجام اشاره شد؛ همچنین حمله اسرائیل به ایران و حمایت آمریکا و اروپا از این اقدام از نظر گذشت، با اینحال تداوم مذاکره تلویحاً توصیه و تجربه خسارتبار اعتماد به غرب نادیده گرفته میشود.
مجموعه این بیانیهها در راستای طرح غرب مبنی بر حذف نظام اسلامی و تجزیه ایران یا همان ترجمه اظهارات نتانیاهو به زبان فارسی است. بنابراین اگر با جریان برانداز برخورد میشد،
کار به اینجا نمیرسید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،شهید «صفیالله مولایی» متولد چهارم اردیبهشت ۱۳۴۷ در روستای قباقتپه از توابع شهرستان کبودراهنگ است. او فرزند فتحالله و رقیه و تا مقطع اول راهنمایی تحصیل کرده و پس از آن به کار کشاورزی مشغول بود.
وی که از سوی بسیج به جبهه اعزام شد، در شانزدهم اسفندماه ۱۳۶۳ در پادگان ابوذر سرپل ذهاب بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و پیکرش در گلزار شهدای زادگاهش آرام گرفت.
شهید مولایی در وصیتنامه خود با تأکید بر اینکه انگیزهاش از حضور در جبهه، تزکیه روح و یاری اسلام بوده است، مینویسد: «به جبهه نرفتم جز برای اسلام و دفاع از دین و مملکت».
او در پیامهایش خطاب به مادر خود توصیه میکند که از حضرت زینب(س) الگو بگیرد و به جای اندوه، از اینکه فرزندش در راه اسلام گام نهاده، خوشحال باشد.
این شهید والامقام همچنین از خانواده و بستگان خود طلب حلالیت کرده و از آنان خواسته است که در صورت شهادتش برای او دعا و طلب مغفرت کنند. در ادامه، خطاب به برادران و همرزمانش تأکید کرده است که راه او را ادامه دهند و سنگرش را خالی نگذارند تا منافقان خوشحال نشوند.
شهید صفیالله مولایی در بخشی دیگر از وصیتنامهاش مادران شهدا را الگوی صبر و ایثار معرفی کرده و از خانوادهاش خواسته است برای او گریه نکنند تا دشمنان اسلام شادمان نشوند.
انتهای خبر/وحید رستمی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،فتحالله توسلی، نماینده مردم بهار و کبودراهنگ در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون اقتصادی، درباره موضوع اتصال کارتهای سوخت به کارتهای بانکی توضیح داد: از سالهای گذشته ایده تجمیع کارتها در یک کارت ملی برای کاهش هزینهها و تسهیل امور مردم مطرح شده است.
این اقدام میتواند علاوه بر صرفهجویی در هزینههای اجرایی، باعث سهولت بیشتر در دسترسی مردم به خدمات شود.
وی با اشاره به شرایط امنیتی کشور و وقایع اخیر در حوزه جنگ سایبری اظهار داشت: در جریان جنگ ۱۲ روزه اخیر، شاهد هک شدن برخی سامانهها بهویژه در بانک سپه و پیشتر در سامانههای مربوط به پمپبنزینها بودیم که این مسائل سبب شد پدافند غیرعامل سختگیریهای بیشتری در این زمینه داشته باشد و اجرای طرح با تأخیر مواجه شود.
توسلی تأکید کرد که دستگاههای امنیتی از جمله وزارت اطلاعات باید در این زمینه نظر کارشناسی دهند و رعایت کامل ملاحظات امنیتی شرط اصلی اجرای طرح است.
این عضو کمیسیون اقتصادی مجلس افزود: برای تحقق اتصال کارتها، نیاز به ایجاد زیرساختهای جدید در بانکها و همچنین ثبتاحوال وجود دارد. در صورت انجام این اقدامات، کار برای مردم بسیار سادهتر خواهد شد، چرا که دیگر مجبور نیستند دهها کارت مختلف برای خدمات متنوع همراه داشته باشند.
وی تأکید کرد که بانک مرکزی باید زیرساختهای فنی لازم را فراهم کند تا تجمیع کارتها در یک کارت عملیاتی شود.
توسلی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع حذف چهار صفر از پول ملی اشاره کرد و گفت: لایحه حذف صفرها پیشتر توسط دولت به مجلس ارائه شده بود و اخیراً نیز هیئت دولت با آن موافقت کرده است و در کمیسیون اقتصادی هم کلیات این طرح تصویب شده و برآورد من این است که اکثریت مجلس با آن موافق هستند.
به گفته وی، حذف چهار صفر از پول ملی و جایگزینی تومان به جای ریال، تغییرات گستردهای در زیرساختهای بانکی ایجاد میکند. دستگاههای خودپرداز، پایانههای فروش و سامانههای بانکی نیازمند تغییر اساسی خواهند بود.
بانک مرکزی نیز در انتظار تعیین تکلیف نهایی این موضوع است تا بتواند اصلاحات فنی موردنیاز را انجام دهد.
توسلی در پایان خاطرنشان کرد: اجرای این طرحها نیازمند زمان، هماهنگی و دقت فراوان است. هم تجمیع کارتها و هم حذف صفر از پول ملی دو اقدام مهم در حوزه اقتصادی و خدماتی کشور محسوب میشوند که باید با رعایت کامل ملاحظات امنیتی و فنی عملیاتی شوند.
انتهای خبر/وحید رستمی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،صالح ملکزاده، کبدیکار خوشآتیه و با استعداد کبودراهنگی، در ترکیب تیم ملی جوانان کبدی قرار گرفت.
این ورزشکار به منظور آمادگی هرچه بیشتر برای حضور پرقدرت در سومین دوره بازیهای آسیایی ۲۰۲۵ که در کشور بحرین برگزار میشود، به پنجمین اردوی آمادهسازی تیم ملی جوانان دعوت شده است.
این اردو به مدت ۱۰ روز و به میزبانی استان البرز برگزار خواهد شد و هدف از آن، ارتقای آمادگی بدنی و هماهنگی تیم برای رقابتهای پیش رو است.
انتهای خبر/وحید رستمی