به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از باشگاه خبرنگاران، آنگاه که تمدن شهرنشینی مرحله تازه ای را آغاز کرد، دامنه های الوند به دلیل ویژگی های بی مانندش، بیش از هر نقطه دیگر به عنوان کانون تمدن و استقرار نمادهای زندگی شهرنشینی مورد توجه مردم قرار گرفت باید گفت هر یک از آثار بجای مانده از دوره های گوناگون کهن زیستی گویای این مطلب است که همدان پایتخت تاریخ وتمدن ایران زمین با بافت ومعماری بی نظیرش مثالی ارزشمند در زمینه شهر نشینی و معماری است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،رسول کرمی در گفتگو با خبرنگار نافع با اشاره به تقرب به ایام ا... دهه فجر اظهار کرد: بسیج هنرمندان استان همدان در این ایام به منظور گرامیداشت ایام ا... فجر انقلاب اسلامی برنامه های متنوع و متعددی را در سراسر استان در دستور کار دارد.
وی برگزاری نشست های بصیرتی در سطح کانون های بسیج هنرمندان شهرستان ها را نخستین برنامه این مجمع عنوان کرد و افزود: این نشست ها با هدف تبیین اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی برگزار میشود.
رئیس بسیج هنرمندان استان همدان در ادامه افزود: برگزاری مراسم عصر شعر و خاطره و تجلیل از هنرمندان در سطح شهرستان ها از دیگر برنامه هایی است که طی این ایام در دستور کار قرار گرفته است.
وی همچنین با اشاره به حضور هنرمندان بسیجی در مراسم غباررویی گلزار شهدا به منظور تجدید عهد متذکر شد: با مشارکت انجمن ادبی شهید آوینی برگزاری عصر شعر زمستانه در ۱٩بهمن ماه را در دستور کار خواهیم داشت.
* اجرای نمایش صحنه ای و خیابانی با موضوع انقلاب اسلامی
کرمی از برپایی نمایشگاه عکس در سطح شهرستانهای استان طی ایام ا... دهه فجر خبر داد و افزود: طی این ایام بیش از ده ها برنامه هنری و فرهنگی در سطح کانون های بسیج هنرمندان شهرستان های همدان برگزار می شود.
وی با بیان اینکه اجرای نمایش صحنه ای و خیابانی با موضوع انقلاب اسلامی از محور برنامه های این ایام فرخنده است گفت: برگزاری مسابقه عکاسی با موبایل از جلوه های راهپیمایی باشکوه مردم در 22بهمن ماه را شاید بتوان نقطه عطف مشارکت هنرمندانه مردم در نمایش جلوه های انقلابی گری عنوان کرد.
رئیس بسیج هنرمندان به سرکشی هنرمندان بسیجی از خانواده شهدای هنرمند در سطح شهرستان ها اشاره و تصریح کرد: رونمایی از کتاب تحریر برگزیده جشنواره شعر انقلاب در سال 95 اثر محمد صارمی شهاب عضو انجمن شعر سازمان بسیج هنرمندان استان همدان نیز از نقاط برجسته برنامه هایی است که در این ایام اجرا می شود.
انتهای پیام/
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ، همزمان با سالروز ولادت بانوی صبر و استقامت،حضرت زینب سلام الله علیها و روز پرستار امام جمعه شهرستان کبودراهنگ به همراه مسئولین شهرستان جهت تجلیل از مقام پرستاران از بیمارستان امام رضا علیه السلام بازدید کردند.
این دیدار با حضور امام جمعه شهرستان،رئیس شبکه بهداشت و درمانکبودراهنگ،رئیس تبلیغات اسلامی؛بخشدار بخش مرکزی و مسئول تعلیم و تربیت سپاه شهرستان کبودراهنگ و تعدادی از مسئولین برگزار گردید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از صبح الوند،این روزها به گونه ای در حال سپری شدن است که عده ای دلسوز میخواهند دانش آموزانی را برای آینده جمهوری اسلامی تربیت کنند که ظاهرا آگاهی کاملی از شرایط فعلی جامعه ندارند.
عمق این فاجعه زمانی نمایان میشود که دستورالعملی در تاریخ 23 دی ماه 96 توسط معاونت پرورشی و فرهنگی آموزش و پرورش استان همدان مبنی بر جلوگیری از بازدید دانش آموزان پایه اول و دوم ابتدایی و پیش دبستانی استان از گلزار شهدا و همچنین عیادت آنان از جانبازان و بیماران ممنوع اعلام میشود.
یکی از وظایف معاونت پرورشی و فرهنگی آموزش و پرورش ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است که متاسفانه باید گفت اگر همین اقدام را جدی نگیریم و با آن برخورد نکنیم باید در آینده شاهد به فراموشی سپرده شدن این فرهنگ کشور باشیم.
*چرا به جای نشانه گیری فرهنگ بیگانه فرهنگ خود را نشانه گرفته اید؟
با کمی تفکر میتوان به این نتیجه رسید که شاید هدف آموزش و پرورش از این اقدام جلوگیری از افسردی و مشکلات روحی دانش آموزان است اما اگر بخواهیم منصفانه با این جریان برخورد کنیم چند سوال پیش می آید: مگر دانش آموزان با داشتن تلفن های همراه و اینترنت نمیتوانند به راحتی هر صحنه ای را مشاهده کنند که مخرب روح و روان آنان باشد؟ مگر وجود بازی های آنلاینی که دارای خشونت هستند تاثیر گذار در روح و روان دانش آموزان نیستند؟مگر نمیتوانند با دیدن ماهواره و فیلم های ترکیه ای هر فرهنگ غلطی را بیاموزند؟ پس چرا مسئولین روشن فکر در اول راه به سراغ شهدا و جانبازان رفتند؟ چرا به جای نشانه گیری فرهنگ بیگانه فرهنگ خودی را نشانه گرفتند ؟
قطعا هرکدام از ما زمانی که به مدرسه میرفتیم این جمله را از بزرگترها و معلمین خود شنیدیم که میگفتند مدرسه خانه ی دوم ما است، حال چرا مسئولین ما دارند با برخی اقدامات خود خواسته و ناخواسته خانه دوم دانش آموزان را در تناقض با خانه اولیه آن ها قرار میدهند؟
دانش آموزانی که زندگی آرام این روزهای خود را مدیون شهدا و جانبازان اند باید چشم هایشان را برروی ایثار و فداکاری جوانمردان 8 سال دفاع مقدس ببندند و چیزی از گذشته و تاریخ حقیقی مملکت خود فرانگیرند و این دقیقا مسئله ای است که دشمنان جمهوری اسلامی بارها و بارها صراحتا بیان کردند و حالا شاهد آنیم که مسئولین زیربط بدون در نظر گرفتن عواقب، مسئله را تصویب میکنند!
*دانش اموزان حق دارند بدانند آنان که برای این مملکت از جان خود گذشتند کجا آرمیده اند
قطعا دانش آموزان مملکت ما نباید فقط به دنبال فراگیری رقص باله و زومبا، موسیقی های مستهجن و انواع و اقسام بازی هایی باشند که خشونت و کشتن انسان در آن ها کار ساده ای است؛ دانش آموزان ما حق دارند بدانند آنان که روزی برای این مملکت از جان خود گذشتند، کجا آرام گرفته اند؟ حق دارند بدانند کسی که روزی در شلمچه ها و قصر شیرین ها در برابر دشمن ایستادگی کرد امروز در چه حالی است؟ حق دارند بفهمند معنی خس خس سینه ی جانباز شیمیایی چیست؟
مسئولین گرامی، همه ی ما به این امر واقفیم که شما نگران روحیه ی پاک و لطیف دانش آموزان این مملکت هستید اما لازم است یادآوری کنیم دانش آموزان دهه ی 90 با دانش آموزان دهه ی 60 که با صدای موشک و آژیر قرمز بزرگ شده اند تنها یک فرق دارند آن هم امنیتی است که به واسطه قطره قطره ی خون شهدا و ایثار جانبازان به دست آمده تا دیگر هیچگاه از ترس موشک ها به زیر زمین و پناهگاه ها هجوم نبرند.
آینده این مرز و بوم را دانش آموزان امروز خواهند ساخت، پس بهتر است فرهنگ حقیقی جامعه و مملکت خویش را به دانش آموزانمان آموزش دهیم تا روزی شاهد آن نباشیم که یک نوجوان به راحتی توسط دشمن اغفال شود و به خود این جسارت را دهد که پرچم عزیز جمهوری اسلامی را به آتش بکشد و اگر نوجوانی این عمل را انجام داد تک تک شما مسئولین باید پاسخگو باشید،علل الخصوص شما مسئولین آموزش و پرورش که موظفید دانش آموزان را در خانه دومشان به نحو احسنت تربیت کنید.
امروزه دیگر جای آن نیست که مردم با دیدن این چنین اتفاقاتی که قطعا از روی عمد نبوده سکوت کنند، اهل رسانه نیز دیگر سکوت را جایز نمیدانند چرا که نادیده گرفتن خون شهدا و جانبازان قطعا عملی است که در آینده مشکل ساز خواهد شد؛ دود این آتش اول و آخر در چشم خود ما، و مسئولینی میرود که به میزهایشان دل بسته اند پس بهتر است با دید وسیع تری نسبت به آینده دانش آموزان برنامه ریزی کنیم.
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،زینب علیهاالسلام دختر على و زهرا علیهماالسلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج سالگى مادر خود را از دست داد و ازهمان دوران طفولیت با مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با بركت خویش، مشكلات و رنجهاى زیادى را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخى چون اسارت و... را تحمل كرد. این سختىها از او فردى صبور و بردبار ساخته بود. (1)
او را ام كلثوم كبرى، و صدیقه صغرى مىنامیدند. از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهیمه بود. او زنى عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه بود. نسب نبوى، تربیت علوى، و لطف خداوندى از او فردى با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طورى كه او را «عقیله بنى هاشم» مىگفتند. با پسرعموى خود«عبدالله بن جعفر» ازدواج كرد و ثمره این ازدواج فرزندانى بود كه دو تن از آنها (محمد و عون) در كربلا، در ركاب ابا عبدالله الحسین علیه السلام شربت شهادت نوشیدند. (2)
آن بانوى بزرگوار سرانجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت، با كوله بارى از اندوه و غم و محنت و رنج دار فانى را وداع گفت. در این مقاله برآنیم كه گوشه هایى از مناقب و فضائل آن حضرت را بررسى و بیان نماییم.
زینت پدر
معمولا پدر و مادر نام فرزند را انتخاب مىكنند، ولى در جریان ولادت حضرت زینب علیهاالسلام والدین او این كار را به پیامبراسلام جد بزرگوار آن بانو، واگذار نمودند.
پیامبر صلى الله علیه وآله كه در سفر بود، بعد از بازگشت از سفر، به محض شنیدن خبر تولد، سراسیمه به خانه على علیه السلام رفت، نوزاد را در بغل گرفت و بوسید، آن گاه نام زینب (زین + اب) را كه به معناى «زینت پدر» است براى این دختر انتخاب نمود. (3)
علم الهى
مهمترین امتیاز انسان نسبت به سایر موجودات - حتى ملائكه - دانش و بینش اوست. « وعلم آدم الاسماء كلها ثم عرضهم على الملائكه فقال انبئونى باسماء هؤلاء ان كنتم صادقین. قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمتنا انك انت العلیم الحكیم.»(4) ؛« سپس علم اسماء[علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات] را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مىگویید، اسامى اینها را به من خبر دهید. عرض كردند: تو منزهى. ما چیزى جز آن چه به ما تعلیم دادهاى نمىدانیم؛ تو دانا و حكیمى.»
و برترین علمها، علمى است كه مستقیما از ذات الهى به شخصى افاضه شود، یعنى داراى علم «لدنى» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضرعلیه السلام مىفرماید:« وعلمناه من لدنا علما.» (5) ؛«علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بودیم.»
زینب علیهاالسلام به شهادت امام سجاد علیه السلام داراى چنین علمى است، آن جا كه به عمهاش خطاب كرد و فرمود:« انت عالمه غیر معلمه وفهمه غیر مفهمه (6)؛ تو بی آنکه آموزگاری داشته باشی؛ عالم و دانشمند هستی.»
عبادت و بندگى
زینب علیهاالسلام به خوبى از قرآن آموخته بود، كه هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله كمال بندگى است. «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» (7) ؛ «من جن و انس را نیافریدم جز براى این كه عبادت كنند.»
او عبادتها و نماز شبهاى پدر و مادر را از نزدیك دیده بود. او در كربلا شاهد بود كه برادرش امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به عباس فرمود:«ارجع الیهم واستمهلهم هذه المشیه الى غد لقد نصلى لربنا اللیله وندعوه و نستغفره فهو یعلم انى احب الصلوه له وتلاوه كتابه وكثره الدعاء والاستغفار (8) ؛ به سوى آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت بگیر تا بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم. خدا خود مىداند كه من نماز، قرائت قرآن، زیاد دعا كردن و استغفار را دوست دارم .» در این جملات صحبت از اداى تكلیف نیست، بلكه سخن از عشق به عبادت و نماز است.
شب خیز كه عاشقان به شب راز كنند
گرد در بـــام دوســـت پــرواز كنند
هر جـــا كه درى بـود به شــب در بندند
الا در دوست را كه شب باز كنند
حضرت زینب علیهاالسلام نیز ازعاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هیچ مصیبتى او را از عبادت باز نداشت. امام سجاد علیه السلام فرمود:«ان عمتى زینب كانت تؤدى صلواتها، من قیام الفرائض والنوافل عند مسیرنا من الكوفه الى الشام وفى بعض منازل كانت تصلى من جلوس لشده الجوع والضعف (9)؛ عمهام زینب در مسیر كوفه تا شام همه نمازهاى واجب و مستحب را اقامه مىنمود و در بعضى منازل از شدت گرسنگى و ضعف، نشسته نماز می گزارد.»
امام حسین علیه السلام كه خود معصوم و واسطه فیض الهى است هنگام وداع به خواهر عابدهاش مىفرماید:« یا اختاه لا تنسینى فى نافله اللیل (10)؛ خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مكن!» این نشان از آن دارد كه این خواهر، به قله رفیع بندگى و پرستش راه یافته و به حكمت و هدف آفرینش دست یازیده است.
عفت و پاكدامنى
عفت و پاكدامنى، برازنده ترین زینت زنان، و گران قیمت ترین گوهر براى آنان است. زینب علیهاالسلام درس عفت را به خوبى در مكتب پدر آموخت، آن جا كه فرمود:«ما المجاهد الشهید فى سبیل الله باعظم اجراً ممن قدر فعف یكاد العفیف ان یكون ملكا من الملائكه(11)؛ مجاهد شهید در راه خدا، اجرش بیشتر از كسى نیست كه قدرت دارد اما عفت مىورزد،- یعنی قدرت انجام گناه را دارد ولی از آن دوری می کند- نزدیك است كه انسان عفیف فرشتهاى از فرشتگان باشد.»
یحیى مازنى روایت كرده است :
(( مدتها در مدینه در خدمت حضرت على (ع) به سر بردم و خانه ام نزدیك خانه زینب (س) دختر امیرالمؤ منین (ع) بود. به خدا سوگند هیچ گاه چشمم به او نیفتاده صدایى از او به گوشم نرسید.
به هنگامى كه مى خواست به زیارت جد بزرگوارش رسول خدا (ص) برود، شبانه از خانه بیرون مى رفت ، در حالى كه حسن (ع) در سمت راست او و حسین (ع) در سمت چپ او و امیرالمؤمنین (ع) پیش رویش راه مى رفتند.
هنگامى كه به قبر شریف رسول خدا (ص) نزدیك مى شد، حضرت على (ع) جلو مى رفت و نور چراغ را كم مى كرد. یك بار امام حسن (ع) از پدر بزرگوارش درباره این كار سؤ ال كرد، حضرت فرمود: مى ترسم كسى به خواهرت زینب نگاه كند. ))
زینب كبرى عفت خویش را حتى در سخت ترین شرایط به نمایش گذاشت. او در دوران اسارت و در حركت از كربلا تا شام سخت بر عفت خویش پاى مىفشرد. مورخین نوشتهاند: « وهى تستر وجهها بكفها، لان قناعها قد اخذ منها (12)؛ او صورت خود را با دستش مىپوشاند چون روسریش از او گرفته شده بود.»
شاعر عرب به همین قضیه اشاره كرده و مىگوید:
ورثت زینب من امها
كل الذى جرى علیها وصار
زادت ابنه على امها
تهدى من دارها الى شر دار
تستر بالیمنى وجهها فان
اعوزها الستر تمد الیسار
«زینب تمامى آن چه را بر مادر گذشت به ارث برد، منتهى دختر سهم اضافهاى برداشت كه از خانهاش به بد ترین خانه حركت كرد (به اسارت رفت).
صورت را[در اسارت] با دست راست مىپوشاند و اگر نیاز می شد،از دست چپ هم بهره مىبرد. »
و آن بانوى بزرگوار بود كه براى پاسدارى از مرزهاى حیا و عفاف بر سر یزید فریاد مىآورد كه « ا من العدل یا ابن الطلقاء تحذیرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبایا؟ قد هتكت ستورهن و ابدیت وجوههن (13)؛ اى پسر آزاد شدههاى[جدمان پیامبراسلام] آیا این از عدالت است كه زنان و كنیزكان خویش را پشت پرده نشانى، و دختران رسول خدا صلى الله علیه وآله را به صورت اسیر به این سو و آن سو بكشانى؟ نقاب آنان را دریدى و صورتهاى آنان را آشكار ساختى.»
ولایت مدارى
قرآن بدون هیچ قید و شرطى در كنار اطاعت مطلق از خداوند، دستور به اطاعت از پیامبر صلى الله علیه وآله و صاحبان امر، یعنى، ائمه اطهارعلیهم السلام مىدهد.« اطیعواالله واطیعواالرسول واولى الامرمنكم» (14)؛ «از خداوند و رسول و اولی الامر اطاعت كنید.»
زینب علیهاالسلام كه حضور هفت معصوم (15) را درك كرده، در تمامى ابعاد ولایت مدارى (معرفت امام، تسلیم بى چون و چرا بودن، معرفى و شناساندن ولایت، فداكارى در راه آن و) ... سر آمد است. او با چشمان خود مشاهده كرده بود كه چگونه مادرش خود را سپر بلاى امام خویش قرار داد و خطاب به ولى خود گفت:« روحى لروحك الفداء ونفسى لنفسك الوقاء (16)؛[اى ابالحسن] روحم فداى روح تو و جانم سپر بلاى جان تو باد.» و سرانجام جان خویش را در راه حمایت از على علیه السلام فدا نمود و شهیده راه ولایت گردید. زینب علیهاالسلام به خوبى درس ولایت مدارى را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایى در كربلا به عرصه ظهور رساند.
از یك سو در جهت معرفى و شناساندن ولایت، از طریق نفى اتهامات و یادآورى حقوق فراموش شده اهل بیت تلاش كرد. از جمله در خطبه شهر كوفه فرمود:« وانى ترحضون قتل سلیل خاتم النبوه ومعدن الرساله وسید شباب اهل الجنه (17)؛ لكه ننگ كشتن فرزند آخرین پیامبر و سرچشمه رسالت و آقاى جوانان بهشت را چگونه خواهید شست؟»
و همچنین در مجلس ابن زیاد (18)، شهر شام، و مجلس یزید، ولایت و امامت را به خوبى معرفى نمود.
از سوى دیگر سر تا پا تسلیم امامت بود؛ چه در دوران امام حسین علیه السلام و چه در دوران امام سجاد علیه السلام حتى در لحظهاى كه خیمه گاه را آتش زدند، یعنى در آغاز امامت امام سجاد علیه السلام نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: اى یادگار گذشتگان ... خیمهها را آتش زدند ما چه كنیم؟ فرمود:«علیكن بالفرار؛ فرار كنید.» (19)
از این مهمتر در چند مورد، زینب علیهاالسلام از جان امام سجاد علیه السلام دفاع كرد و تا پاى جان از او حمایت نمود.
الف- در روز عاشورا؛ هنگامى كه امام حسین علیه السلام براى اتمام حجت، درخواست یارى نمود، فرزند بیمارش امام زین العابدین علیه السلام روانه میدان شد. زینب با سرعت حركت كرد تا او را از رفتن به میدان نبرد باز دارد، امام حسین علیه السلام به خواهرش فرمود: او را باز گردان، اگر او كشته شود نسل پیامبر در روى زمین قطع مىگردد. (20)
ب- بعد از عاشورا در لحظه هجوم دشمنان به خیمهها شمر تصمیم گرفت امام سجاد علیه السلام را به شهادت برساند، ولى زینب علیهاالسلام فریاد زد: تا من زنده هستم نمىگذارم جان زین العابدین در خطر افتد. اگر مىخواهید او را بكشید، اول مرا بكشید، دشمن با دیدن این وضع، از قتل امام علیه السلام صرف نظر كرد. (21)
ج- زمانى كه ابن زیاد فرمان قتل امام سجاد علیه السلام را صادر كرد، زینب علیهاالسلام آن حضرت را در آغوش كشید و با خشم فریاد زد: اى پسر زیاد! خون ریزى بس است. دست از كشتن خاندان ما بردار. و ادامه داد:« والله لا افارقه فان قتلته فاقتلنى معه؛ به خدا قسم هرگز او را رها نخواهم كرد؛ اگر مىخواهى او را بكشى مرا نیز با او بكش.»
ابن زیاد به زینب نگریست و گفت: شگفتا از این پیوند خویشاوندى، كه دوست دارد من او را با على بن الحسین بكشم. او را واگذارید.
البته ابن زیاد كوچكتر از آن است كه بفهمد این حمایت فقط به خاطر خویشاوندى نیست، بلكه به خاطر دفاع از ولایت و امامت است. اگر فقط مساله فامیلى و خویشاوندى بود، باید زینب علیهاالسلام جان فرزندان خویش را حفظ و آنها را به میدان جنگ اعزام نمىكرد.
آنكـــه قلبـــش از بلا سـرشار بود
دخت زهرا زینب غمخوار بود
او ولایت را به دوشش مىكشیـد
چـون امـام عصر او بیمار بود
بــا طنیــن خطبــههاى حیــدرى
ســخــت او رسواگر كفار بود
روحیه بخشى
در مسافرتها و نیز در حوادث تلخ، آن چه بیش از هر چیز براى انسان لازم است، روحیه و دلگرمى است. اگر انسان براى انجام كارهاى مهم و حساس روحیه نداشته باشد، آن كار با موفقیت انجام نشده و به نتیجه نخواهد رسید و چه بسا با شكست نیز مواجه شود. یكى از بارزترین اوصاف زینب علیهاالسلام روحیه بخشى اوست. او بعد از شهادت مادر، روحیه بخش پدر و برادران بود، در شهادت برادرش امام حسن علیه السلام نقش مهمى را براى تسلاى بازماندگان ایفا كرد. پس از شهادت امام حسین علیه السلام و در طول دوران اسارت، این صفت نیكوى زینب بیشتر ظهور كرد. او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بود، از گودى قتلگاه تا كوچههاى تنگ و تاریك كوفه، از مجلس ابن زیاد تا ستمكده یزید، در همه جا فرشته نجات اسرا بود.
نه تنها زینب از دین یاورى كرد
به همت كاروان را رهبرى كرد
بــه دوران اســارت با یتیــمــان
نوازشـها به مهــر مــادرى كرد
او حتى تسلى بخش دل امام سجاد علیه السلام بود، آن جا كه مىگفت:«لا یجزعنك ما ترى، فوالله ان ذلك لعهد من رسول الله الى جدك وابیك وعمك (22)؛ [اى پسر برادر!] آن چه مىبینى (شهادت پدر) تو را بى تاب نسازد. به خدا سوگند! این عهد رسول خدا با جد، پدر و عمویت است.»
صبر
یكى از بارزترین اوصاف انسانهاى كامل، صبر و بردبارى در فراز و نشیبهاى روزگار و تلخىهاى دوران است. قرآن كریم در آیات متعددى به صابران بشارت داده (23) و پاداشهاى فراوان آنها را یادآورى نموده است. زینب علیهاالسلام از این جهت در اوج كمال قرار دارد. در زیارتنامه آن حضرت مىخوانیم:« لقد عجبت من صبرك ملائكه السماء؛ ملائكه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.» مخصوصا در ماجراى كربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، كه صبر از روى او خجل است.
خــدا در مكتـب صبـر على پرداخت زینب را
براى كربلا با شیر زهرا ساخت زینب را
بســان لیله القدرى كه مخفى ماند قدر او
كسى غیر از حسین بن على نشناخت زینب را ...
سلام بر تو اى كسى كه صبر شد حقیر تو
ندیده بعد فاطمه جهان زنــى نـظیر تو
در مجلس ابن زیاد؛ آن گاه كه آن ملعون با نیش زبانش نمك به زخم زینب مىپاشد و براى آزردن او مىگوید:«كیف رایت صنع الله باخیك واهل بیتك(24)؛ كار خدا را با برادر و خانوادهات چگونه یافتى؟» او در واقع با تعریض مىخواهد بگوید كه دیدى خدا چه بلایى به سرتان آورد؟ زینب علیهاالسلام در پاسخ درنگ نمىكند، با آرامشى كه از صبر و رضاى قلبى او حكایت داشت فرمود:« ما رایت الا جمیلا(25) جز زیبایى ندیدم.» ابن زیاد از پاسخ یك زن اسیر در شگفت مىماند، و ا ز این همه صبر و استقامت و تسلیم او در مقابل مصیبتها متعجب مىشود و قدرت محاجه را از دست مىدهد.
اى زینبى كه محنت عالم كشیـدهاى
غیر از بلا و درد به عالم چه دیدهاى؟
یارب زنى و این همه استوارى و علو
چــون زینــب صبــور مگــر آفریـدهاى؟
ایثار
یكى دیگر از صفات حسنه انسانهاى برتر، مقدم داشتن دیگران بر خود است. امام على علیه السلام فرمود:«الایثار اعلى الایمان(26)؛ ایثار، بالاترین درجه ایمان است.» و فرمود:«الایثار اعلى الاحسان(27)؛ ایثار برترین احسان است.»
زینب مجلله دراین صفت نیز گوى سبقت را از دیگران ربوده است. او براى حفظ جان دیگران، خطر را به جان مىخرد و در تمام صحنهها، دیگران را بر خود مقدم مىدارد.
او در ماجراى كربلا حتى از سهمیه آب خویش استفاده نمىكرد و آن را نیز به كودكان مىداد. در بین راه كوفه و شام، با این كه خود گرسنه و تشنه بود، ایثار را به بند كشیده و آن را شرمنده ساخت. امام زین العابدین علیه السلام مىفرماید:«انها كانت تقسم ما یصیبها من الطعام على الاطفال لان القوم كانوا یدفعون لكل واحد منا رغیفاً من الخبز فى الیوم واللیله (28)؛ عمهام زینب[در مدت اسارت]، غذایى را كه به عنوان سهمیه و جیره مىدادند، بین بچهها تقسیم مىكرد، چون در هر شبانه روز به هر یك از ما یك قرص نان مىدادند.»
او سختىها و تازیانهها را به جان خود مىخرید و نمىگذاشت بر بازوى كودكان اصابت كند.
براى حفظ جان كودكانت در بر دشمن
به پیش تازیانه بازوى خود را سپر كردم
شجاعت و شهامت
از صفات بارز پروا پیشگان این است كه خدا در نظر آنان بزرگ و غیر او در نظرشان كوچك، حقیر و فاقد اثر مىباشد. امام على علیه السلام مىفرماید:«عظم الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعینهم (29)؛ خالق در جان آنان بزرگ است، پس غیر او در چشمشان كوچك مىباشد.»
سّر شجاعت اولیاى الهى نیز در همین است. زینب كه خود چنین دیدى دارد، و در خانواده شجاع تربیت شده است، از شجاعت حیدرى بهره مند است. او به« لبوه الهاشمیه (30)؛ شیر زن هاشمى» لقب گرفته است و چون مردان بر سر دشمن فریاد مىزند، توبیخشان مىكند، تحقیرشان مىكند، و از كسى هراسى به دل ندارد. او از برق شمشیر خون چكان آدمكشان واهمه ندارد، در آن روز فراموش نشدنى، در میان آن همه شمشیر و آن همه كشته فریاد مىزند كه آیا در میان شما یك مسلمان نیست؟ در مجلس ابن زیاد، بدون توجه به قدرت ظاهرى او گوشهاى مىنشیند و با بى اعتنایى به سؤالات او تحقیرش مىكند، او را «فاسق» و«فاجر» معرفى مىكند و مىگوید:
«الحمدلله الذى اكرمنا بنبیه محمد صلى الله علیه وآله وطهرنا من الرجس تطهیراً وانما یفتضح الفاسق ویكذب الفاجر وهو غیرنا (31)؛ سپاس خداى را كه ما را با نبوت حضرت محمد صلى الله علیه وآله گرامى داشت، و از پلیدىها پاك نمود. همانا فقط فاسق رسوا مىشود، و بدكار دروغ مىگوید، و او غیر ما مىباشد.»
و همچنین در مقابل یزید و دهن كجىها و بد زبانىهاى او، شجاعت حیدرى را به نمایش گذارده، چنین مىگوید: «لئن جرت على الدواهى مخاطبتك انى لاستصغر قدرك واستعظم تقریعك واستكبر توبیخك (32)؛ اگر فشارهاى روزگار مرا به سخن گفتن با تو واداشته[بدان كه] قدر و ارزش تو در نزد من ناچیز است، ولیکن سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ كردن تو را بزرگ مىدانم.»
صداى زنده على به صوت دلپذیر تو
اسیر شام بودى و یزید شد اسیر تو
فصاحت و بلاغت
هر خطیبى بخواهد فصیح و بلیغ سخن بگوید، علاوه بر استعداد ذاتى، باید بارها تمرین عملى انجام دهد، همچنین در حین خطابه لازم است از نظر روانى و جسمانى كاملا آماده باشد تا بتواند خطبهاى فصیح و بلیغ ادا كند. و مستمعین باید با او هماهنگ باشند والا یاراى سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به این كه فصیح و بلیغ بگوید.
زینب بدون آن كه دوره دیده و یا تمرین خطابه كرده باشد و در حال تشنگى، گرسنگى، خستگى اسارت، و از نظر روانى داغ دار، آواره و تحقیر شده با كسانى سخن مىگوید كه نه تنها با او هماهنگ نیستند بلكه حتى سنگ و خاكروبه بر سر او ریخته اند، با این حال صداى زینب بلند مىشود كه:«اى مردم كوفه! اى نیرنگ بازان و بى وفایان . . .» سخنان زینب علیهاالسلام چنان بود كه وجدان خفته مردم را بیدار كرد و صداى گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد.
خزیم اسدى مىگوید: متوجه زینب شدم، به خدا سوگند زنى را كه سر تا پا شرم و حیا باشد، سخنران تر از او ندیدم، گویى زینب از زبان على علیه السلام سخن مىگفت.
و همو مىگوید: پیر مردى را در كنار خود دیدم كه بر اثر گریه محاسنش غرق اشك شده بود و مىگفت: پدر و مادرم فداى شما باد، پیرمردان شما بهترین پیرمردها، جوانان شما برترین جوانها و زنان شما نیكوترین زنان هستند. نسل شما بهترین نسلى است كه نه خوار مىگردد و نه شكست مىپذیرد. (33)
شیخ جعفر نقدى (ره ) مى نویسد:
(( مى گویم : و این حذلم بن كثیر (راوى این خبر) از فصحاء و سخنوران و نیكو گفتاران عرب است كه كه از فصاحت و زبان آورى و نیكو گفتارى و از بلاغت و رسایى سخن و مطابق اقتضاى مقام و مناسب حال مخاطب سخن گفتن زینب تعجب نموده و به شگفت آمده ، و از براعت و برترى فضل و كمال و علم و دانش و شجاعت ادبیه و دلاورى پسندیده آن مخدره ، حیرت و سرگردانى او را فرا گرفته ، به طورى كه نتواسته او را (به كسى ) تشبیه و مانند نماید، مگر به پدرش سید و مهتر هر بلیغ و فصیحى .
پس (از این رو) گفته : (( كانها تفرع عن لسان امیرالمؤ منین )) ؛ یعنى گویا علیا حضرت زینب (س) (سخنانش را در كوفه ) از زبان امیرالمؤ منین (ع) قصد و آهنگ مى نمود، و هر كه درباره كربلا و در احوال و سرگذشت هاى حسین (ع) كتابى نوشته ، این خطبه و سخنرانى را نقل نموده است .
و جاحظ در كتاب خود (( البیان و التبیین )) آن را از خزیمه الاسدى روایت نموده كه خزیمه گفته : (( زنان كوفه را در آن روز دیدم به پا ایستاده (بركشته شدگان در كربلا) ندبه و زارى و شیون مى نمودند، در حالى كه گریبان ها (شان را) مى دریدند.
جود و سخاوت زینب (س)
روزى میهمانى براى امیرالمؤ منین (ع) رسید. آن حضرت به خانه آمده و فرمود: اى فاطمه ، آیا طعامى براى میهمان خدمت شما مى باشد؟ عرض كرد: فقط قرض نانى موجود است كه آن هم سهم دخترم زینب مى باشد.
زینب (س) بیدار بود، عرض كرد: اى مادر، نان مرا براى میهمان ببرید، من صبر مى كنم . طفلى كه در آن وقت ، كه چهار یا پنج سال بیشتر نداشته این جود و كرم او باشد، دیگر چگونه كسى مى تواند به عظمت آن بانوى عظمى پى ببرد؟
زنى كه هستى خود را در راه خدا بذل بنماید، و فرزندان از جان عزیزتر خود را در راه خداوند متعال انفاق بنماید و از آنها بگذرد بایستى در نهایت جود بوده باشد.
نبوغ و استعداد حضرت زینب (س)
در تاریخ آمده كه روزى امیرمؤ منان (ع) در میان دو فرزند خردسالش عباس و زینب نشسته بود كه رو به عباس نموده فرمود: (( قل واحد )) بگو یك .
عباس آن را گفت .
سپس فرمود: (( قل اثنان )) بگو دو.
عباس در پاسخ گفت : (( استحیى ان اقول باللسان الذى قلت واحد، اثنان )) ؛ شرم دارم با زبانى كه یكى گفته ام ، دو بگویم .
آن گاه امیرمؤ منان (ع) چشمان عباس (ع) را بوسه زد؛ چرا كه كلام این فرزند خردسال اشاره به وحدانیت خداى تعالى و توحید او مى كرد.
سپس رو به زینب (س) كرد، ولى زینب منتظر سؤ ال پدر نمانده ، خود سؤ الى مطرح كرد و گفت : پدر! ما را دوست دارى ؟
امیرمؤ منان (ع) فرمود: آرى دخترم ، فرزندان پاره هاى قلب ما هستند.
زینب (س) با این مقدمه ، وارد سؤ ال اصلى شد و پرسید: پدر! دو محبت - محبت خدا و محبت اولاد - در قلب مؤ من جا نمى گیرد. پس اگر باید دوست داشته باشى ، شفقت و مهربانى را نثار ما كن و محبت خالص را تقدیم خداوند.
على (ع) كه این درك ، و شناخت و استعداد را در این دختر و پسر خردسالش مشاهده نمود، بر علاقه اش نسبت به آنان افزوده شد. )) زینب (س) به دلیل همین نبوغ و استعداد و دیگر كمالاتى كه در وجودش بود، از احترام ویژه خانواده پدر برخوردار شد.
صدیقه صغرى
مرحوم علامه مامقانى (ره ) در مجلد سوم كتاب شریف (( تنقیح المقال )) درباره سیدتنا زینب الكبرى (س) مى نویسد:
(( درباره سیدتنا زینب الكبرى مى گویم : زینب و چیست زینب و چه چیز تو را دانا گردانید (و از كجا درك نموده و دریافتى ) كه (شرافت و بزرگى و فضیلت و برترى ) زینب چیست ؟ (پس به طور اختصاص آن هم یك از هزار هزار آن است كه ) زینب عقیله یعنى خاتون بزرگوار و گرامى فرزندان هاشم (ابن عبد مناف پدر جد رسول خدا) است ، و محققا صفات حمیده و خوى هاى پسندیده را دارا بود كه پس از مادرش ، صدیقه كبرى (س) كسى دارا نبوده است ، تا این كه حق و سزاوار است گفته شود:
او است صدیقه صغرى ، زینب را در حجاب و پوشش و عفت و پاكدامنى (از دیگران ) زیادت و افزونى است (و آن این است ) كه تن او را در زمان پدرش (امیرالمؤ منین ) و دو برادرش (امام حسن و امام حسین ) كسى از مردان ندید تا روز (( طف )) (كربلا، و این كه زمین كربلا را طف مى نامند، براى آن است كه طف زمینى بلند و جانب و كنار را گویند، و زمین كربلا كنار فرات است ) و زینب (س) در صبر و شیكبایى (از مصایب و اندوه هاى بزرگ ) و ثبات و پایدارى و قیام و ایستادگى (در آشكار ساختن حق و درستى ) و قوت و نیروى ایمان و گرویدن (به عقاید و احكام دین مقدس اسلام ) و تقوا و پرهیزكارى و اطاعت و فرمانبرى (از آنچه خداى تعالى فرموده ) وحیده و یگانه بود (كه پس از مادرش علیا حضرت فاطمه (س) در دنیا چنین خاتونى كه داراى این صفات حمیده و خوى هاى پسندیده بى مانند باشد، سراغ ندارم.)
زینب (س) در فصاحت و آشكارا سخن گفتن و زبان آورى و در بلاغت و رسایى سخن و سخن گفتن مطابق اقتضاى مقام و مناسب حال ، گویى از زبان (پدر بزرگوارش ) امیرالمؤ منین (ع) قصد و آهنگ مى نمود، چنان كه پوشیده نیست بر كسى كه در خطبه و سخنرانى او (در مجلس ابن زیاد در كوفه ، و مجلس یزید در شام ) از روى تحقیق و درستى فكر نموده و بیندیشد، و اگر ما (علما و بیان كننده اصول و فروع دین مقدس اسلام ) بگوییم : زینب (س) مانند امام (ع) داراى مقام عصمت بوده (از گناه بازداشته شده و هیچ گونه گناهى نكرده با این كه قدرت و توانایى بر آن داشته و معنى عصمت نزد ما امامیه همین است ) كسى را نمى رسد كه (گفتار ما را) انكار كند و نپذیرد.
اگر به احوال و سرگذشت هاى او در طف و كربلا و پس از كربلا (در كوفه و شام ) آشنا باشد، چگونه چنین نباشد؟ و اگر چنین نبود هر آینه امام حسین (ع) مقدار و پاره اى از بار سنگین امامت و پیشوایى را روزگارى كه امام سجاد(ع) بیمار بود بر او حمل و واگذار نمى نمود، و پاره اى از وصایا و سفارشهاى خود را به او وصیت نمى كرد و امام سجاد (ع) او را در بیان احكام و آنچه كه از آثار و نشانه هاى ولایت و امامت است . نایبه به نیابت خاصه و جانشین خود نمى گرداند.
مفسر قرآن
فاضل گرامى سید نورالدین جزایرى در كتاب خود (( خصایص الزینبیه )) چنین نقل مى كند:
(( روزگارى كه امیرالمؤ منین (ع) در كوفه بود، زینب (س) در خانه اش مجلسى داشت كه براى زنها قرآن تفسیر و معنى آن را آشكار مى كرد. روزى (( كهیعص)) را تفسیر مى نمود كه ناگاه امیرالمؤ منین (ع) به خانه او آمد و فرمود: اى نور و روشنى دو چشمانم ! شنیدم براى زن ها (( كهیعص)) را تفسیر مى نمایى ؟
زینب (س) گفت : آرى . امیرالمؤ منین (ع) فرمود: این رمز و نشانه اى است براى مصیبت و اندوهى كه به شما عترت و فرزندان رسول خدا(ص) روى مى آورد. پس از آن مصایب و اندوه ها را شرح داد و آشكار ساخت . پس آن گاه زینب گریه كرد، گریه با صدا - صلوات الله علیها.
گفتن مسائل شرعى
شیخ صدوق ، محمد بن بابویه (ره ) مى گوید: حضرت زینب (س) نیابت خاصى از طرف امام حسین (ع) داشت و مردم در مسائل حلال و حرام به او مراجعه كرده از او مى پرسیدند، تا اینكه حضرت سجاد (ع) بهبود یافت .
شیخ طبرسى (ره ) گوید: حضرت زینب (س) روایات بسیارى را از قول مادرش حضرت زهرا (س) روایت كرده است .
از عماد المحدثین روایت شده است كه : حضرت زینب (س) از مادر و پدر و برادرانش و از ام سلمه و ام هانى و دیگر زنان روایت مى كرد و از جمله كسانى كه از او روایت كرده اند، ابن عباس و على بن الحسین (ع) و عبدالله بن جعفر و فاطمه صغرى دختر امام حسین (ع) و دیگرانند.
همچنین ابوالفرج گوید: زینب بانویى عقیله كه ابن عباس سخنان حضرت زهرا(س) را در مورد فدك از قول او نقل كرده و مى گوید: عقیله ما، زینب دختر على (ع) به من گفت .
از ظاهر فرمایش فاضل دربندى و دیگر عالمان چنین به دست مى آید كه حضرت زینب كبرى (س) علم منایا و بلایا (خوابها و حوادث آینده ) را همچون بسیارى از یاران حضرت على (ع)، مانند میثم تمار و رشید هجرى و برخى دیگر مى دانسته و بلكه در ضمن اسرارى كه بیان كرده ، به طور قطع و مسلم آن حضرت را از مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم و دیگر زنان با فضیلت برتر دانسته است .
وى در ضمن فرمایش حضرت سجاد (ع) كه به آن حضرت فرموده بود: (( اى عمه تو بحمدالله دانشمند بدون آموزگار و فهمیده بدون آموزنده هستى . )) ، گوید: این فرمایش خود دلیل و حجت بر آن است كه زینب دختر حضرت امیرالمؤ منین (ع) محدثه بوده یعنى به او الهام مى شده است و عمل او از علم لدنى و آثار باطنى مى باشد.
آینه تمام نماى مقام رسالت و امامت
محمد غالب شافعى ، یكى از نویسندگان مصرى گفته است :
(( یكى از بزرگترین زنان اهل بیت از نظر حسب و نسب و از بهترین بانوان طاهر، كه داراى روحى بزرگ و مقام تقوا و آیینه تمام نماى مقام رسالت و ولایت بوده ، حضرت سیده زینب ، دختر على بن ابى طالب - كرم الله وجهه - است كه به نحو كامل او را تربیت كرده بودند و از پستان علم و دانش خاندان نبوت سیراب گشته بود، به حدى كه در فصاحت و بلاغت یكى از آیات بزرگ الهى گردید و در حلم و كرم و بینایى و بصیرت در تدبیر كارها در میان خاندان بنى هاشم و بلكه عرب مشهور شد و میان جمال و جلال و سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت جمع كرده بود.
آنچه خوبان همگى داشتند، او به تنهایى دارا بود. شبها در حال عبادت بود و روزها را روزه داشت و به تقوا و پرهیزكارى معروف بود... ))
ایراد خطبه در كودكى
از عجایب اینكه زینب (س) در حدود شش سالگى ، خطبه غرا و طولانى مادرش حضرت زهرا (س) را كه در مسجد النبى ، پیرامون فدك و رهبرى امام على (ع) ایراد كرد، حفظ نموده بود، براى آیندگان روایت مى كرد، با اینكه آن خطبه هم مشروح و طولانى است و هم واژه ها و جمله هاى دشوار و پر معنى و بسیار در سطح بالا دارد و این از عجایب روزگار است و دیگران آن خطبه را از زینب (س) نقل نموده اند.
تلاوت قرآن
روایت شده : كه روزى زینب (س) آیات قرآن را تلاوت مى كرد، حضرت على (ع) نزد او آمد، ضمن پرسشهایى ، با اشاره و كنایه ، گوشه هایى از مصایب زینب (س) را كه در آینده رخ مى داده ، به آگاهى او رسانید.
زینب (س) عرض كرد: (( من قبلا این حوادث را كه برایم رخ مى دهد، از مادرم شنیده بودم )) .
شباهت زینب (س) به خدیجه
جالب اینكه شباهت حضرت زینب (س) به حضرت خدیجه (س) از امیرمؤ منان على (ع) نیز نقل شده است ، چنان كه در روایت آمده است :
وقتى كه اشعث بن قیس از حضرت زینب (س) خواستگارى كرد، حضرت على (ع) بسیار دگرگون و خشمگین شد، و با تندى به اشعث فرمود:
(( این جراءت را از كجا پیدا كرده اى كه زینب (س) را از من خواستگارى مى كنى ؟! زینب (س) شبیه خدیجه (س)، پروریده دامان عصمت است ، شیر از دامان عصمت خورده ، تو لیاقت همتایى از او را ندارى ، سوگند به خداوندى كه جان على در دست او است ، اگر بار دیگر این موضوع را تكرار كنى ، با شمشیر جوابت را مى دهم ، تو كجا كه با یادگار حضرت زهرا (س) همسر و همسخن شوى ؟! ))
همچنین از پاره اى روایت فهمیده مى شود كه به خاطر شباهتى كه حضرت زینب (س) به خاله پیامبر (ص) به نام ام كلثوم داشت ، پیامبر(ص) كنیه او را (( ام كلثوم )) گذاشت .
شباهت زینب (س) به پدر بزرگوار خود
مرحوم سید نورالدین جزایرى (ره ) در مورد شباهت حضرت زینب (س) به پدر بزرگوار خود چنین نوشته است :
غالبا كلیه پسر شباهت به پدر، و دختر شباهت به مادر پیدا مى كند، به جز حضرت فاطمه زهرا(س):
(( كانت مشیتها مشیه ابیها رسول الله و منطقها كمنطقه )) . و نیز حضرت زینب (س) كه (( منطقها كمنطق ابیها امیرالمؤ منین علیه السلام )) بود.
نسبت مردانگى به حضرت زینب (س)
روایت شیخ بزرگوار صدوق را در كتاب (( اكمال الدین )) و شیخ طوسى را در كتاب (( غیبت )) مورد مطالعه قرار دهید! این دو تن به صورت مسند از احمد بن ابراهیم روایت مى كنند كه گفت :
(( در سال 282 بر حكیمه دختر حضرت جواد الائمه امام محمد تقى (ع) وارد شدم و از پس پرده با او صحبت كرده از دین و آیین او پرسیدم و او نام امام خود را برده گفت : فلانى پسر حسن . به او عرض كردم : فدایت شوم ، آیا آن حضرت را به چشم خود دیده اید یا اینكه از روى اخبار و آثار مى گویید؟ گفت :
از روى روایتى كه از حضرت عسكرى (ع) به مادرش نوشته شده است . گفتم : آن مولود كجاست ؟ گفت : پنهان است . گفتم : پس شیعه چه كنند و نزد چه كسى مشكلات خویش را بازگو نمایند؟
گفت : به جده ، مادر حضرت عسكرى . گفتم : آیا به كسى اقتدا كنم كه زنى وصایت او را بر عهده دارد؟ گفت : به حسین بن على (ع) اقتدا كن كه در ظاهر به خواهرش زینب (س) وصیت كرد و هر گونه دانشى كه از حضرت سجاد (ع) بروز مى كرد، به حضرت زینب (س) نسبت داده مى شد تا بدین گونه جان حضرت سجاد (ع) محفوظ بماند...
زینب ، چشمه علم لدنى
در مقام علم و یقین ، چنان كه علم امام لدنى است ، نه كتابى و تحصیلى رشته علمى كه خداى عالم به قلب خاتم الانبیاء و دودمانش انداخت كه در قرآن مى فرماید: (( از نزد خود به او علم دادیم )) به على (ع) و حسن و حسین داد به زینب هم عنایت فرمود.
مجلله زینب (س) از همان ابتدایى كه خداوند او را آفرید، روح لطیفش را چشمه علمى از همان علم لدنى قرار داد. اینها كوچك و بزرگ ندارند.
پی نوشتها
1- شیخ ذبیح الله محلاتى، ریاحین الشریعه، (تهران، دارالكتب الاسلامیه) ج3، ص46.
2- همان، ج3، ص210.
3- همان، ج3، ص39.
4- بقره/31- 32.
5- كهف/65.
6- شیخ عباس قمى، منتهى الآمال،(تهران، علمیه اسلامیه، چاپ قدیم،1331 ه . ش) ج1، ص298.
7- ذاریات/56.
8- محمد بن جریرطبرى، تاریخ طبرى، ج6، ص238.
9- ریاحین الشریعه، ج3، ص62.
10- همان، ص 61- 62.
11- نهج البلاغه، فیض الاسلام، حكمت 466.
12- جزائرى، الخصائص الزینبیه، ص345.
13- محمد باقر مجلسى، بحارالانوار،(بیروت، داراحیاء التراث العربى)، ج45، ص134.
14- نساء/59.
15- پیامبراكرم صلى الله علیه و آله، على علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام، امام حسن علیه السلام، امام حسین علیه السلام، امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام .
16- الكوكب الدرى، ج1، ص196.
17- بحارالانوار، ج45، صص110- 111.
18- همان، ج45، ص133.
19- همان، ج45، ص58، ومعالى السبطین، ج2، ص88 .
20- بحارالانوار، ج45، ص46.
21- همان، ج45، ص61 .
22- همان، ج45، ص179.
23- مثل بقره/155 و . . .
24- بحارالانوار، ج45، صص115- 116.
25- همان، ص116.
26- میزان الحكمه، ج1، ص4.
27- همان.
28- ریاحین الشریعه، ج3، ص62.
29- نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 182.
30- زیارت نامه حضرت زینب علیهاالسلام .
31- بحارالانوار، ج45، صص154- 115.
32- همان، ص134.
33- همان، ج45، صص 108 و110 .
آوینی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از تسنیم،میلاد حضرت زینب(س) را روز پرستار نامیدند تا زحمات سپید پوشان بی ادعا را ارج نهیم و یک روز را با گوشی شنوا به پای حرفهایشان بنشینیم.
پرستاران قشر پرتلاش و ایثارگری هستند که شاید آن چنان که شایسته است قدردان شب بیداریها و شکیبایی آنها نیستیم. آنها خواب شب هنگام میگذرند تا بیمارانشان آسوده و سلامت به خواب بروند.
همه پرستاران تمام تلاش خود را برای توجه به بیماران و بهبود حال آنها به کار میگیرند اما در این میان رنگ تلاش، تعهد و محبت برخی پرستاران پر رنگ تر از سایرین است و این امرموجب شده تا هر ساله تعدادی پرستار به عنوان پرستار نمونه بر همگان معرفی شوند و الگویی برای دیگر کارکنان باشند.
امسال نیز مانند سالهای گذشته پرستاران نمونه بیمارستان، استان و پرستارنمونه کشوری انتخاب شده است بنابراین برای استفاده از تجربیات و کلیدهای موفقیت پرستاران نمونه، گفتوگویی را بامحسنی پرستار نمونه استانی و کشوری انجام داده ایم که به شرح زیر است:
چندمین سالی است که به عنوان پرستار نمونه برگزیده شده اید؟
امسال چهارمین دورهای است که به عنوان پرستار نمونه برگزیده شدهام البته با این تفاوت که در سال های گذشته پرستار نمونه بیمارستانی بوده ام اما امسال به عنوان پرستار نمونه استانی و کشوری انتخاب شده ام.
چند سال از عمرتان را صرف پرستاری از بیماران کردهاید؟ از شغل خود رضایت دارید؟ اگر پرستار نمیشدید دوست داشتید چکاره شوید؟
26 سال است که مشغول خدمت پرستاری هستم. از 19 سال گذشته تاکنون سوپروایزر هستم و دوران طرح خود را هم در بیمارستان علیمردان نهاوند گذراندهام.
با رتبه ای که در زمان تحصیلم به دست آوردم میتوانستم در رشتههای بالاتری از پرستاری پذیرفته شوم اما بخاطر عشق و علاقه ای که به این حرفه مقدس داشتم خواستار ادامه تحصیل و ورود به این حرفه شدم.
علاقه ام به حرفه پرستاری به اندازه ای است که به جرات میتوانم بگویم اگر هزاران بار هم متولد شوم بازهم پرستار میشوم و از بیماران پرستاری میکنم.
کدام ویژگی را برای پرستار نمونه شدن در خود میبینید؟
وجدان کاری از برجستهترین ویژگیهای کاری من است و همواره تلاش کرده ام تا نسبت به بیماران و همراهانشان که دردمندند و بدترین لحظات زندگی شان را در بیمارستان سپری می کنند، مهربان باشم و در مقابل ناملایمتی هایشان صبوری کنم.
حضور به موقع پرستاران بر بالین بیمار و دلجویی از آنان در کاهش اضطراب و دردهایشان موثر است بنابراین همیشه خود را متعهد به بیماران می دانم و تلاش می کنم تا کارهایشان را به موقع و سریع انجام بدهم.
سختیهای پرستاری وناراحتیهای بیمارستان تا چه اندازه بر روح وروانتان تاثیر داشته است؟
حرفه پرستاری شغل سختی است و درواقع زندگی خصوصی ام هم با آن عجین شده است. گاهی ناراحتی بیماران و همراهانشان را در ذهنم به منزل می برم و زمانی که مشغول اننجام کارهای روزمره ام هستم ساعتها به آن فکر میکنم.
تاثیر علاقه بر موفقیت در حرفه پرستاری تا چه اندازه است؟
با توجه به حساسیت، مشقت و سختی های حرفه پرستاری باید بگویم که علاقه به این شغل حرف اول را در موفقیت در این رشته میزند چه بسا برخی از همکاران صرفا با دیدگاه یک شغل و تحصیل وارد حرفه پرستاری میشوند و بیش از چند ماه در آن دوام نمیآورند و انصراف میدهند.
مهم ترین خطری که پرستاران را تهدید می کند چیست؟
انواع بیماری و عفونتهای بیمارستانی، بیماریهایی نظیر ام اس، آنفلوانزا در زمان شیوع و غیره از مهمترین خطراتی هستند که سلامتی یک پرستار را در محیط بیمارستان تهدید میکنند.
انتظار شما از مردم و مسئولان چیست؟
از مسئولان میخواهیم تا جایگاه و شان اجتماعی ما را در جامعه افزایش دهند و نیازهای مالی ما را نیز مورد توجه قرار دهند و از مردم هم می خواهم تا همانگونه که ما آنها را درک میکنیم آنها نیز ما را درک کنند.
آیا آن گونه که انتظار دارید همراهان بیماران به پرستاران توجه میشود؟
گاهی خیر. چراکه متاسفانه گاهی اوقات در این رابطه مشکلاتی وجود دارد. که نمونه آن مورد هجوم قرار گرفتن پرستاران در حال انجام وظیفه از طرف همراهان بیماران بدون هیچ علت خاصی است.
آیا از نظر مالی به قشر پرستار توجه کافی میشود؟
خیر. از نظر بنده به قش ر پرستار از نظر تامین نیازهای مالی توجهی نمیشود و حتی افرادی که با مدرک لیسانس یا کارشناسی ارشد در رشته ای دیگرمشغول به کار هستند حقوق و مزایایشان بسیار بیشتر از پرستارانی است که برای سلامت بیماران تلاش میکنند.
در مقابل همراهانی که توهین و یا بی احترامی میکنند چه میکنید؟
در تمام سالهای خدمتم تلاش کردم تا صبور باشم و تا حد امکان همراهان بیمار رادرک کنم و آن ها را به آرامش دعوت کنم. وضعیت روحی همراهان بیمار را درک میکنم اما گاهی هم رفتار نامهربانانه برخی همراهان خاطرمرا آزرده میکند.
متولد چه ماه و سالی هستید؟
متولداولین روز از فصل بهار هستم و در سال 1347 به دنیا آمده ام.اصالتا نهاوندی هستم اما بیش از 20 سال است که درهمدان زندگی میکنم.
پرستاران چگونه انسان هایی هستند؟
پرستاران انسانهایی اند که در تمامی بحرانهای ایجاد شده پیشرو هستند و جان خود را برای کمک به بیماران فدا میکنند. نمونه آن در زمان زلزله است که پرستاران به صورت داوطلب به مناطق زلزله زده رفتند و خدمت کردند.
یک خاطره شیرین و به یاد ماندنی از دوران کاری تان را بگویید؟
خاطره که زیاد است اما شیرین ترین خاطره دوران کاریام برمیگردد به 22 سال گذشته .آن روزها در بخش شیمی درمانی اطفال بیمارستان سینای همدان خدمت میکردم.
آن زمان پسر بچه ای هفت ساله و مبتلا به لوسمی را تحت شیمی درمانی قرار میدادم. شبی بر اثر شدت بیماری حال کودک بسیاروخیم شد تا جایی که مجبور شدند او را به تهران منتقل کنند.
آن شب بسیار ناراحت شدم و با خود گفتم این کودک پیش از رسیدن به تهران فوت میکند اما هشت سال از آن شب گذشت و یک روز که در دفترپرستاری نشسته بودم آقایی وارد دفترم شد و سلام کرد.
با حالتی عادی پاسخش را دادم پس از آن خانمی وارد اتاقم شد که میدانستم خواهر همان کودکیست که هشت سال پیش با حالی وخیم برادرش را به تهران اعزام کردیم. نمیدانستم چگونه باید جویای اتفاقات آن شب تلخ در هشت سال گذشته شوم که ناگهان آن خانم به بنده گفت این نوجوان همان کودک هشت ساله ای است که چندین سال گذشته در این بخش شیمی درمانی شد. با شنیدن این حرف حال دلم متحول شد و از صمیم قلب خوشحال شدم.
آیا خانواده تان با شیفت هایی که تعطیلی نمیشناسد کنار میآیند؟
بله صد درصد. همسرم همواره مشوق من بوده و همیشه مرا درک کرده است. شیفتهای تعظیلیهای تقویم را نمیشناسد و در بسیاری از مناسبتها مانند لحظه سال تحویل و ... من در بیمارستان هستم و به صورت تلفنی سال نو را به همسر و فرزندانم تبریک میگویم.
بهعنوان کلام پایانی فقط میتوانم بگویم رمز موفقیت در پرستاری عشق و علاقه به این حرفه است و زمانی شاهد پیشرفت پرستاران جامعه خود خواهیم بود که همدیگر را درکنیم به یکدیگر احترام بگذاریم و با ناملامتیهای دوطرفه چه از جانب قشر پرستار و چه بیماران، قلب یکدیگر را نرنجانیم همچنین شان و جایگاه واقعی پرستاران را در اجتماع حفظ کنیم. به امید آن روز...
مصاحبه از فائزه محمدی
انتهای پیام/
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ،باشگاه خبرنگاران جوان؛ در زمستان سال 93 در پی حملات تروریستی در فرانسه و اهانت نشریه «شارلی ابدو» به پیامبر اکرم(ص)، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی با هدف روشنگری در مقابل سیاهنمایی گسترده علیه اسلام، در نامهای خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی از آنان خواستند با حقیقت اسلام مستقیم و بیواسطه آشنا شوند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،به همت هیئت ورزش های رزمی و اداره ورزش و جوانان شهرستان کبودراهنگ به مناسبت ایام الله دهه فجر و سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی یک دوره مسابقات رزمی قهرمانی استان همدان(کیک بوکسینگ)در بخش بانوان روز جمعه ششم بهمن ماه به میزبانی کبودراهنگ در محل سالن ورزشی انقلاب این شهرستان برگزار خواهد شد.
این رقابت ها در چهار رده سنی نونهالان،نوجوانان،جوانان و بزرگسالان در رده فنی آزاد برگزار خواهد شد که رزمی کاران رده های نونهال و نوجوان در استایل سمی کنتاکت و ورزشکاران رده جوانان و بزرگسالان در استایل لایت کنتاکت با یکدیگر به رقابت خواهند پرداخت.
شهرستان کبودراهنگ در بخش ورزش های رزمی در چند سال اخیر پیشرفت های چشمیگیری داشته تا جایی که ورزشکاران این شهرستان در رده های سنی مختلف صاحب عناوین استانی و کشوری هستند.
انتظار می رود با این پتانسیل بالای ورزش های رزمی در این شهرستان مسئولین توجه ویژه ای به ورزش های رزمی در این شهرستان داشته باشند تا هیئت های رزمی و اداره ورزش و جوانان بتوانند راه ورزشکاران را برای موفقیت و پوشیدن پیراهن مقدس تیم ملی هموار نمایند.
انتهای پیام/رستمی
به گزارش سایت خبری تحلیلی کورنگ رضا عسگری مدیر آموزش و پرورش شهرستان کبودراهنگ در گفتوگو با خبرنگار تسنیم با توجه به قرار گرفتن در آستانه ایام الله دهه فجر اظهار داشت: گرامیداشت دهه فجر و تبیین ارزشهای انقلاب برای جوان و نوجوان جامعه که آن دوران را درک نکردهاند، ضرورت داشته و نباید به فراموشی سپرده شود.
وی با اشاره به برنامه های پیش رو در دهه فجر امسال افزود: آموزشوپرورش کبودرآهنگ نیز به منظور گرامیداشت دهه مبارک فجر و آشنایی دانش آموزان با چگونگی پیروزی انقلاب اسلامی، بیش از 800 برنامه فرهنگی، ورزشی و هنری را پیشبینی کرده است.
مهدی ترابی در گفتگو با خبرنگار کورنگ اظهار داشت: اداره تبلیغات اسلامی شهرستان کبودرآهنگ در حال حاضر ۲۵۴ هیئت دارد که اطلاعات ۲۵۰ هیئت در سامانه طوبی ثبت و تایید نهایی شده است.
ترابی با اشاره به تشکیل شورای هیئات مذهبی دوره پنجم در این شهرستان گفت: این شورا به منظور بهره برداری از توانایی ها و استعدادهای بالقوه هیئات شهرستان تشکیل شده و با همدلی و یکپارچگی آنها در قالب یک کانون و با حمایت و پشتیبانی درصدد رفع مشکلات مداحان شهرستان است.