
به گزارش کورنگ به نقل از جمهوری اسلامی بیان رشادت ها و مصیبت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعای حسینی باعث شده تا برخی تصور کنند که آن حضرت در این روز به شهادت رسیده و به همین علت در این روز عزای سقای دشت کربلا را برپا می کنند؛ درحالی که همه یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا جان خود را برای یاری دین خدا فدا کردند.
تاسوعا در تاریخ شیعه، نهم محرم است و ریشه آن کلمه «تسع» به معنای 9 است. چنین روزی از دیرباز به عنوان وعده گاهی شناخته شده که عزاداران و عاشقان اهل بیت(ع) ضمن بیان فضیلت های علمدار کربلا، به مرثیه سرایی و عزاداری برای او می پردازند.
از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: تاسوعا روزی است که حسین(ع) و یارانش در آن روز در کربلا محاصره شدند و سپاه شام پیرامونش حلقه وار گرد آمده او را از حرکت بازداشتند و پسر مرجانه (ابن زیاد) و عمر بن سعد در آن روز شادمان از اینکه لشکری انبوه در اختیار دارند، حسین(ع) و یارانش را ضعیف شمردند و یقین کردند که دیگر حسین، یار و یاوری ندارد و مردم عراق به مدد او نخواهند آمد.
به عبارت دیگر مقام با عظمت حضرت ابوالفضل و موقعیت خاص ایشان باعث شده تا به طور ویژه یک روز را به بیان رشادت ها و فضیلت های فرزند امیرمومنان(ع) اختصاص دهند که این روز، همان تاسوعای حسینی است.
یکی از حوادثی که در این روز اتفاق افتاد، امان نامه ای بود که شمر برای عباس(ع) و برادرانش آورد. شمر در روز نهم محرم یعنی تاسوعا خود را نزدیک خیام امام حسین(ع) رسانید و سراغ پسران خواهر خود، یعنی حضرت ابوالفضل(ع) و برادرانش را گرفت اما آن بزرگواران جوابی به او ندادند که در این هنگام امام حسین(ع) فرمود اگرچه او فاسق است اما جوابش را بدهند.
حضرت عباس (ع) پس از شنیدن سخنان شمر که می گفت «خود را به خاطر حسین(ع) به کشتن ندهید» در پاسخ به او با صدای بلند فرمود: لعنت خدا بر تو و بر امیر تو و بر امان نامه ی تو باد. ما را امان می دهید در حالی که پسر رسول خدا در امان نباشد؟
در روز تاسوعا که دشمن عرصه را بر امام تنگ کرده بود، امام حسین (ع) از دشمن خواست تا در جنگ تأخیر اندازند و یک شب را مهلت دهند. عمر سعد که لشکر را آماده جنگ کرده بود ابتدا قبول نکرد اما در نهایت پذیرفت و سیدالشهدا(ع) و یاران باوفایش آن شب را تا صبح به مناجات و دعا و تلاوت قرآن و نماز گذراندند.
در چنین روزی بود که به دستور عبیدالله بن زیاد، لشکر مجهزی از کوفه وارد کربلا شد و امام حسین(ع) در عصر تاسوعا برای یاران خود خطابه ای خواند و اصحاب آن حضرت، وفاداری و حمایت خود را تا پای جان اعلام کردند.
امام سجاد(ع) درباره مقام عموی خود فرمود: رحمت خدا بر عباس! او ایثار کرد و آزمایش داد و جانش را فدای برادرش کرد تا آنکه دستانش قلم شد. خداوند نیز به جای آن دو دست، دو بال به وی عطا کرد که با آنها همراه فرشتگان در بهشت پرواز می کند، آن گونه که برای جعفر بن ابی طالب قرار داد. به یقین، عباس نزد خدای متعال مقامی دارد که روز قیامت همه شهیدان به حال او رشک می برند.
انتهای پیام/

به گزارش کورنگ به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان کودک را در میان خون و اشک، حیران کرده؛ این تمام دانسته های گوگل از واقعه عاشورا یا شاید تمام آن چیزی که میخواهد از این واقعه برای جهان ترسیم کند.
حالا چند سالی می شود که درست در ایام محرم، عکس یک برخی موتورهای جستجوگر مانند یاهو، نمادی از مراسم قمه زنی در روز عاشورا است تا صورت هایی که به طرز رعب آوری خون آلود شده، به عنوان نماد عاشورا معرفی شود.
درست در زمانی که تبلیغ علیه اسلام و به ویژه تشیع در اوج خود قرار دارد، یکی از مهم ترین فرهنگ های شیعی، شدیدا مورد هجوم رسانه های غرب قرار می گیرد؛ هدف این نمایش خشن از عاشورا جدای از تلاش برای تخریب کردن مفاهیم آن، تلاشی برای بدنام کردن جایگاه مناسک اصیل این ایام نیز هست؛ مناسکی که مانند سینه زنی و زنجیرزنی های متعارف که از سوی اکثریت علمای شیعی تائید شده است.
خشن نشان دادن فرهنگ عاشورا با توسل به عکس مراسم قمه زنی در برخی کشورها در کنار تبلیغ علیه کلیت مناسک متعارف شیعی نظیر راهپیمایی عظیم اربعین حسینی، راهبردی است که طی سال های اخیر در اتاق فکر های رسانه های غربی تائید شده و حتی دامنه آن به شبکه های اجتماعی در داخل ایران نیز کشیده شده است.
اما سوال اینجاست که آیا تنها شیعیان مسلمان دارای مناسکی در راستای عزاداری بزرگان خود هستند و در دیگر ادیان چنین مناسکی وجود ندارد؟ چرا تلاش های گسترده برای تخریب فرهنگ عاشورا و مرتبط کردن آن با خشونت گرایی از ره آورد عکسهای مراسمات منع شده قمه زنی، اینچنین در صدر تبلیغات قرار گرفته اما چنین اقدامی درباره مناسک دیگر ادیان و آئین های به هیچ وجه صورت نگرفته است؟
پاسخ به این سوالات نیازمند شناخت برخی رسوم و مناسک ادیان دیگر به ویژه مسیحیت دارد؛ در ادامه این گزارش با مناسکی آشنا خواهید شد که در کنار شباهت های آن به برخی مناسک متعارف در فرهنگ شیعی، دارای ابعاد بسیار خشونتبار تر از مراسمات منع شده از سوی علمای شیعه در رابطه با فرهنگ عاشورا است.
شبکه های غربی یک نمای ثابت برای نمایش اخبار عاشورای هر سال دارند؛ جمعیتی که در میانه یک خیابان راه می روند و با قمه بر سر خود می زنند؛ نمایش های این شبکه ها از مراسمات سینه زنی و زنجیر زنی نیز به گونه ای است که آنها را برای مخاطبان خود به شکلی منزجر کننده خشن نشان دهد.
در این میان شبکه های فارسی زبان خارجی، محوری ترین نقش را برای زیر سوال بردن مناسک عزاداری سیدالشهدا در میان شیعیان بر عهده دارند؛ موج تخریب فرهنگ عاشورا، طی چندسال گذشته از شبکه های فارسی زبان دست چندم به شبکه های رسمی و نیمه رسمی خبری فارسی زبان هم رسیده است.
بی بی سی فارسی و صدای آمریکا در راس این جریان تلاش می کنند تا ضمن تخریب وجهه عزاداری های متعارف شیعیان در در ایام محرم، نماد اصلی این عزاداری را قمه زنی و صورت های خون آلود نشان دهد؛ این رسانه ها همچنین تلاش می کنند یکی از دلایل افزایش خشونت های فرقه ای میان مسلمانان را حضور در مراسماتی مانند پیاده روی اربعین عنوان کرده و آنرا باعث افزایش تنش میان شیعیان و اهل سنت معرفی کنند.

بی بی سی فارسی سال گذشته در برنامه ای با حضور عطاالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات به بررسی برگزاری مراسم عزاداری عاشورا پرداخت؛ مجری این برنامه با اشاره به برگزاری مراسم عزاداری شیعیان در نقاط مختلف جهان، تاکید کرد که «برگزاری این مراسم در نقاط مختلف جهان و لندن ممکن است باعث تحریک دیگر فرق اسلامی شود»
البته این شبکه تلویزیونی پیش از این در گزارشی از برگزاری مراسم روز عاشورا در کربلای معلا، تلاش کرد که شهادت امام حسین توسط سپاهیان یزید را «نقطه انشقاق» اهل سنت و تشیع معرفی کند؛ اقدامی که قرار دادن آن در کنار برخی اظهارات پیرامون اختلاف شیعه و سنی، هدفی جز تنزل جایگاه عاشورا به یک درگیری بین فرقه ای ندارد.
اما درست زمانی که شبکه های اروپایی و آمریکایی لنز دوربین های خود را به سمت برگزاری مراسم عاشورا و پیاده روی اربعین حسینی می گردانند، تا با ارسال پیام های هدف دار، پیام خشونت را از آن به مخاطبان خود برسانند، در چندین نقطه از جهان مسیحیان کاتولیک نیز عزاداری و مراسم های مشابهی را اجرا می کنند.
پیاده روی کاتولیک های مسیحی در کاستاریکا یکی از معروف ترین مراسم هایی است که هرساله و به مدت یک هفته انجام می شود و تعداد زیادی از کاتولیک های این کشور و کشورهای اطراف به سمت معبد «باسیلیکا» حرکت می کنند.


این افراد مسیر حدود 15 کیلومتری تا این معبد مقدس را برای زیارت قدیسه ای طی می کنند که آنرا حامی و حافظ کاستاریکا می دانند.
در فرهنگ و آئین مسیحیت قدیس (مرد) و قدیسه (زن) به کسانی گفته می شود که در بالاترین جایگاه نزدیکی به خداوند قرار دارند و می توانند در دوران حیات و یا پس از مرگ خود نیز مسیحیان معتقد را در امور مختلف یاری کنند؛ نکته جالب آنکه معبد معروف کاستاریکا محل دفن این قدیسه نیست و تنها بر اساس یک روایت تاریخی این معبد به نام آن قدیسه ساخته شده است.
تجمع دیگری که در آئین مسیحیت و به ویژه شاخه کاتولیک آن مورد توجه قرار دارد، تجمع سالیانه در مقابل معبد فاطیما در پرتغال است؛ ماجرای این معبد به سال 1917 میلادی باز می گردد؛ در این سال سه کودک محلی در هنگام بازی در مراتع، بانوی تسبیح به دستی را در هیبت یک قدیسه مشاهده کرده اند.

در سال های بعد نیز کودکان و تعدادی دیگر از مردم شهر مدعی شدند که این بانوی تسبیح به دست که حالا به فاتیما معروف شده بود را در حالت های مختلف مشاهده کرده اند.
پس از این ادعا، هر ساله هزاران نفر از مردم برای دیدار از این محل راهی دهکده کوچک فاتیما می شدند تا از این مکان زیارت کنند.
به مرور زمان در این مکان به دستور واتیکان و تلاش مردم محلی معبدی ساخته شد و تعداد زائران آن به طور چشمگیری افزایش پیدا کرد؛ مکانی که سه کودک ادعا کرده بودند یک بانوی نورانی را در آن دیده اند چند سال بعد میزبان جمعیتی میلیونی بود.
نکته قابل توجه نوع مناسک اجرا شده در این معبد است؛ زائران این معبد باید از چند صد متری آن و پس از قرار گرفتن در مسیر مقدس، باید تا رسیدن به معبد بر روی زانوهای خود حرکت کنند که البته برخی این مسیر را به صورت سینه خیز هم طی می کنند؛ البته مشخص نیست که چنین سنتی دقیقا از چه زمانی جز آداب و رسوم معبد فاتیما قرار گرفته است اما صدها هزار نفر سالیانه با همین شیوه از معبد زیارت می کنند.

نکته دیگر نوع نگاه واتیکان به عنوان مرکز هدایت کاتولیک های مسیحی نسبت به این معبد است؛ پاپ های کاتولیک در طول سالیان گذشته با حضور خود در این مکان، ضمن مشروعیت دادن به معبد فاتیما، آنرا تائید کرده اند؛ در سال 1967 پاپ پل ششم در پنجاهمین سالگرد رویت فاتیما شرکت کرد و همچنین پاپ ژان پل دوم نیز که هدف تروری نافرجام واقع شده بود، با حضور در معبد فاتیما به دلیل حفظ جان خود از این قدیسه، قدردانی کرد.

در کنار این دو تجمع مشخص مسیحیان در نقاط مختلف دنیا، هر ساله نیز در نقاط مختلف جهان از جمله پرتغال، اسپانیا، آمریکا، لهستان، رومانی، بلغارستان، ایتالیا و... تعداد زیادی از مسیحیان کاتولیک سالروز مصلوب شدن حضرت عیسی مسیح (به اعتقاد مسیحیان) را با پیاده روی در خیابان و سرودهای حزن انگیز، مورد احترام قرار می دهند.

اینها فقط نمونه ای از مراسم های متعارفی است که شبیه آن و البته با شکوه تر در میان اهل تشیع نیز وجود دارد، اما هیچ یک از شبکه ها و رسانه های خارجی، حساسیتی روی آن نشان نمی دهند و به عنوان مثال هیچگاه درباره واقعی بودن یا نبودن ماجرای معبد فاتیما سوالی را مطرح نمی کنند اما در مقابل تلاش می کنند در مسائل مرتبط با فرهنگ عاشورا شبهه های مختلفی را مطرح کنند.

اما نمونه های بالا تنها نمادهای متعارفی از عزاداری و مناسک مسیحیان درباره حضرت عیسی و دیگر قدیس ها بود؛ در این میان شیوه های خشن و بدعت گونه ای از عزاداری نیز در میان پیروان مسیحیت وجود دارد که هم اکنون نیز در بسیاری از کشورها در حال اجراست.
ابتدا واژه «پشن /passion» به معنای مصائب را به تنهایی در گوگل سرچ کنید؛ قطعا بنتیجه قابل توجهی پیدا نخواهید کرد؛ حالا یکبار دیگر امتحان کرده و ایین واژه را به همراه واژه jesus به معنای حضرت مسیح، سرچ کنید؛ بازهم چیزی جز چند فریم از فیلم مصائب مسیح ساخته مل گیبسون پیدا نخواهید کرد؛ اما کافیست واژه عاشورا «ashora» را در گوگل سرچ کنید تا انبوهی عکس از افرادی با چهره های خون آلود و قمه به دست را به شما نمایش دهد.
شاید کمتر کسی بداند که مسیحیان کاتولیک در سراسر جهان، هر سال روزی را به عنوان روز «روز مصائب مسیح/ passion day» داشته و در این روز را با برگزاری مراسم های مختلفی گرامی می دارند؛ شاید برگزاری مراسم ها و نمایش های به صلیب کشیده شدن حضرت عیسی (به اعتقاد مسیحیان) غیرخشن ترین قسمت مراسم های این روز باشد؛ این روز جلوه های خشن دیگری نیز دارد که رسانه های غربی (که همواره برخی مناسک نهی شده توسط علمای شیعه را به عنوان نماد عاشورا نشان می دهد) سعی می کنند چندان آنرا در معرض دید جهان قرار ندهند.

به اعتقاد مسیحیان 29 مارس هر سال، هفته پاک یا فصح است؛ این همان هفتهای که مسیحیان معتقدند که مصلوب شدن و رستاخیز عیسی در آن صورت گرفتهاست.
نمایش مصیبت های حضرت مسیح یکی از آئینهای سنتی و مذهبی کاتولیکهاست که طی آن مصائب حضرت مسیح (ع) اعم از محاکمه، رنج، شکنجه، (به اعتقاد مسیحیان) مرگ و سرانجام مصلوب شدن ایشان به تصویر کشیده میشود.
این مراسم مسیحی یکی از آیینهای همراه روزه داری در هفتۀ مقدس (29 مارس: هفتۀ آخر زندگانی مسیح) به شمار میرود و در تمام اروپا و بخشهایی از آسیای شرقی از لهستان و رومانی و اسپانیا گرفته تا فیلیپین رواج دارد .

در این مراسم، پیروان و عزاداران مسیح به اصطلاح مصلوب، نه تنها به طور کلی چهره و تن برهنۀ خود را با ابزارآلات گوناگون میخراشند و شلاق میزنند، بلکه اصرار دارند که خودشان را درست به سبک و سیاق همان مصائبی که معتقدند حضرت عیسی تحمل کرده، زخمی کنند و شکنجه دهند.
عزاداران در این مراسم، ابزارهای دستسازی را که به همین منظور از یک دستگیره و میخ و خردهشیشه ساخته شده، با فشار بارها و بارها روی سینه، پاها و بازوهای برهنه خود میکشند و بدین ترتیب با جاری شدن خون از زخمهای بدنشان این آداب و رسوم را زنده میدارند.

نکته قابل توجه این است که برگزار کنندگان این مراسمها در سراسر اروپا و بخش های آسیایی که معتقد به مذهب کاتولیک هستند، باور دارند که جاری شدن خون آنها باعث بخشش گناهان آنها در طول سال است.
در این میان هیچگاه کلیسای کاتولیک اعتراضی به برگزاری این مراسم های عزاداری خونبار نکرده و حتی مروج انواع خشونت بار عزاداری در این روز در نقاط مختلف جهان نیز هستند ولی هیچ کدام از رسانه های غربی به خشن بودن چنین مراسمی نمی پردازند اما در مقابل با وجود آنکه تقریبا اکثریت مراجع تقلید شیعه قمه زنی و لطمه زدن های خونبار به بدن را حرام اعلام کرده اند، رسانه های غربی تنها قمه زنی را نماد عزاداری برای امام حسین (ع) معرفی می کنند.

همین دوگانگی اطلاع رسانی به خوبی می تواند نشان دهنده جهت دار بودن پوشش رسانه ای غرب در مواجه با عاشورا است؛ در همین حال کشورهای غربی با تحریک برخی گروه های به ظاهر شیعه و مروج عزاداری های غیرمتعارف مانند قمه زنی، بر افزایش فضای رعب و وحشت نسبت به عزاداری عاشورا کمک می کنند.
عکس هایی که در پایان این گزارش می آید تنها نشان دهنده گوشه ای از عزاداری های خشن در روز مصائب است؛ عکس هایی که برای پیدا کردن آنها، بر خلاف عکس های قمه زنی در روز عاشورا، باید تلاش زیادی کنید.


مراسم روز مصائب مسیح در فیلیپین

مراسم روز مصائب مسیح در فیلیپین

مراسم روز مصائب مسیح در فیلیپین

مراسم روز مصائب مسیح در ایتالیا
منبع: خبرگزاری فارس
انتهای پیام/

ترکیب احتمالی ایران در بازی امروز را تحلیل می کنیم:
| دوازه بان |
همانند دیدار های گذشته، انتظار میرود علیرضا بیرانوند سنگربان نخست ترکیب کی روش باشد. بیرانوند که با هفت بار بسته نگه داشتن دروازه خود در هشت دیدار ملیاش، نام خود را جاودانه کردهاست، با بسته نگه داشتن دروازه خود مقابل کره جنوبی، میتواند با ارزش ترین دروازه بان تاریخ تیم ملی در تاریخ دور مقدماتی جام جهانی با ثبت چهار کلین شیت متوالی شود.
| دفاع |
پس از درخشش بی نظیر دفاع تیم ملی در دیدار های قبلی، احتمال اعمال تغییر کی روش در خط دفاعش، بسیار اندک بنظر میرسد. از طرفی با بهبود نیافتن کامل منتظری انتظار میرود مرتضی پورعلی گنجی وظیفه حراست از مهاجمان سریع و فرصت طلب کره را یدک کشیده و زوج حسینی با انگیزه و با تجربه باشد. همچنین رامین رضاییان و میلاد محمدی، با دریافت نمره قبولی از دیدار های پیشین تیم ملی مقابل چین و ازبکستان، احتمالا مدافعان کناری ترکیب ایران در جدال بزرگ برابر کره جنوبی خواهند بود.
| هافبک |
با وجود سورپرایز های ویژهای که عادت کردهایم از ترکیب های مد نظر کیروش ببینیم، حدس زدن نفرات منتخب مرد پرتغالی برای خط هافبک ترکیبش کار سادهای نیست. با اینحال با توجه به اینکه ایران مقابل ازبکستان با چینش 4-1-4-1 به میدان رفته، انتظار میرود این ارنج، در دیدار فردا نیز مورد استفاده قرار بگیرد. سعید عزت اللهی، با درخشش های قبلی خود، هافبک دفاعی ترکیب خواهد بود و از فضای جلوی باکس دفاعی حفاظت خواهد کرد. همچنین انتظار میرود آندرانیک تیموریان و احسان حاج صفی نیز، روی دست راست و چپ او قرار بگیرند و با دوندگی های بی امان خود، جدال میانه میدان را به نفع شاگردان کیروش رقم بزنند. وحید امیری و علیرضا جهانبخش نیز، دو وینگر احتمالی کارلوس کیروش در جناح چپ و راست میدان خواهند بود که با نفوذ های خود، ضمن ایجاد موقعیت گلزنی برای مهاجم هدف تیم ملی، با فراق بال سعی در دور زدن دفاع کناری حریف خواهند داشت.
| مهاجم |
بزرگترین چالش کیروش مربوط به این نقطه از زمین خواهد بود. با توجه به تمرینات ویژه کیروش برای آزمون در روز های اخیر و گریزپا بودن این مهاجم جوان و فرصت طلب، انتظار میرود سردار مهاجم هدف و نوک پیکان خط حمله در ترکیب تیم باشد. آزمون این برتری را به گزینه های دیگر کیروش دارد که با دوندگی و عقب آمدن، بتواند عملکرد مدافعان میانی کره جنوبی را بر هم زده و نظم دفاعی حریف را آشفته کرده تا امیری و جهانبخش از شکاف ایجاد شده بهره ببرند. همچنین با هوش و فرصت طلبی بالای خود، قدر تک فرصت ها را دانسته و گل برتری ایران را به ثمر برساند.
انتهای پیام/

به گزارش کورنگ متن وصیت نامه مداح شهید حمید ضیایی فزون به مناسبت ایام محرم الحرام و شهادت سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام.
نام :حمید
نام خانوادگى :ضیایىفزون
نام پدر :حسین
تاریختولد :26/12/1347
ش.ش :9412
محلصدورشناسنامه :کبودراهنگ
تاریخ شهادت:26/10/1365
محل شهادت:شلمچه عملیات کربلای 5
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر یگانه منجى عالم بشریت بقیة الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفدا تسکین دل منتظران عالم مرهم زخم دلسوختگان راه انتظار، مهدى (عج).
(( افضل الاعمال الانتظار الرفرج ))انتظار مهدى (عج)منتقم خون محسن زهرا (س) و مظلومیت على (ع) و فاطمه صدیقه (س) و چهارده معصوم و ثمره زحمات تمام مظلومین و میوه دل فاطمه (س) .
سلام بر نایب بر حق امام زمان (عج) حضرت امام ، قلب تپنده مستضعفان عالم محبوب دل عاشقان به ولایت .
سلام بر شهیدان راه خونین ابا عبدالله الحسین سلام بر پیکار گران راه عشق و طریق حق و حقیقت، آنانکه به نداى رهبر عزیز لبیک گفتند و فرمان خدا را بجان خریدند.
سلام بر امت حزب الله سلام بر خانواده هاى معظم شهدا و اسرا و مفقودین ،خداوند ان شاءالله همه ملت ایران را توفیق دهد و در راه پیشبرد اهداف انقلاب اسلامى موثر و مغفور بگرداند .
من از ملت عزیز عاجزانه مى خواهم که در هر شرایطى امام را تنها نگذارند و شکر گزار این نعمت بزرگ الهى باشند مواظب باشند که مبادا خدا نعمت را بگیرد و دوباره تاریخ دگرگون شود و جنایتکاران بر ما مسلط شوند .
اى خانواده هاى شهدا مبادا نا امید و مایوس شوید مبادا قدر نعمت را ندانید، ما به شما قول مى دهیم که خون فرزندان عزیز شما را به مرحله عمل در مى آوریم و نتیجه اش را به شما نشان مى دهیم و انتقامشان را از طاغوت زمان مى گیریم.
دوستان من در هر مقطعى از زمان بیاد خدا باشید و رضایت خداوند را جلب کنید و صابر باشید که خدا صابران را دوست دارد . عزیزان محصل و دانش آموز اسلام به شما نیاز دارد درستان را بخوانیدو بدانید امریکا از دشمنان اسلام است.
واما امت حزب الله گرچه من لایق نیستم ولى بعنوان یکى از سربازان گنه کار حضرت ولى عصر (عج) سفارشی به شما می کنم و آن اینکه: اى مردم دیگر وقت شعار نیست زمان ،زمان عمل است بیایید همه با هم به گفته هاى خودمان جامه عمل بپوشانیم تنها شعار تو خالى نباشد و در مرحله عمل لرزه به انداممان نیافتد ما همه اظهار مى کنیم که پیرو امام حسین (ع) هستیم و در راهش سینه مى زنیم و اشک مى ریزیم و شاید نذریه هم بدهیم پس باید شعارمان توام با عمل باشد اگر امام حسین (ع) بعد از قتل پیامبر (ص) و على (ع) و فاطمه (س) فقط و فقط عزادارى مى کرد و براى مصیبت ایشان اشک مى ریخت و کارى به کار دیگران نداشت چه بر سر ما می آمد در صورتى که امام حسین (ع) هم گریه مى کند ولی برای تحقق گریه به کربلا نمى رود، امام حسین براى این به کربلا مى رود تا بر حق بودن پیامبر و على و فاطمه را به اثبات رساند و دین آنان را احیا کند و بگوید اى مردم دین فقط و فقط اسلام است و دیگر چیزى نیست، پس اگر ما پیرو حسین (ع) هستیم و ادعاى شیعه بودن على (ع) را داریم سینه زدن تنها کافى نیست، اشک تنها کافى نیست، باید هم عزادارى کرد و هم به جبهه رفت، باید با زبان اقرار کنیم ما حسینى هستیم و با خون این کلمه را اثبات کنیم و با نثار خون ،مهر بزنیم ،آن کسانى که در پشت جبهه از حسین (ع) دم مى زنند و در مرحله عمل و جبهه رفتن خود را کنار مى کشند اینها مومن نیستند و حرف بیهوده مى زنند و بعضیها هم منافق هستند آن کسانیکه مى گویند اى حسین کاش ما هم در کربلا با تو بودیم در آن لحظه مرگ و حیات، اگر مرد عمل هستند بیایند جبهه، والا دروغ مى گویند.
اینک خمینى کبیر حسین زمان است و جبهه ها کربلاست و روزهاى عاشورا است خون را باید در جبهه که میدان عمل است ریخت نه در جایى که میدان شعار است هر که دارد هوس کرببلا بسم الله .
اگر خونمان فرزندمان خانواده مان و کل هست و نیست ما براى اسلام فدا شود باز هم کم است چرا که امام حسین (ع) در چندین قرن پیش این عمل را انجام داده و ما تازه بیدار شده ایم و تازه مى خواهیم کار امام حسین (ع) را تکرار کنیم آن هم نه به آن سختى .
و اما اى دوستان عزیز اینک آواى ملکوتى رهبر عزیزم گوشم را نوازش مى دهد و مرا به جمع پاکدلان دعوت مى کند و از سوى دیگر دنیا و آلایشات آن دلم را مى خراشد و مرا دعوت به جمع خاک و وابسته به آن مى کند وآینده و راه مرا در مرحله امتحان سختى قرار داده تا اینکه به کدامین راه سوق داده شوم و
دل تمنا مى کند تا من بسازم خانه اى عاشقان کى خانه دارند دل مگر دیوانه اى لحظه لحظه اى سرنوشت ساز است که ان شالله خداوند متعال لحظه اى نظر لطفى فرماید و مرا به جمع عیان خودش ببرد.
و اما پدر ومادر عزیزم که عمر خودتان را صرف کردید تا مرا به مرحله انسانیت برسانید و شب و روز زحمت کشیدید تا مرا برحسب وظیفه انسانى، تربیت کنید من از شما پدر ومادر عزیزم مى خواهم مرا حلال کنید زیرا من فرزند خوبى براى شما نبودم و حق زحمات شما را نشناختم تا اداکنم.
پدر ومادر عزیزم درود خدا بر شما باد خدا شما را موید کند ولى اگر من شهید شدم مبادا گریه کنید مبادا شیون کنید پدرم همچون حسین و مادرم همچون مادر زین العابدین صبر کنید.
پدر ومادر عزیزم این نعمتى است که خداوند بشما داده و هر وقت خودش بخواهد مى تواند از شما بگیرد پس ناراحت نباشید و مصائب ائمه را بیاد آورید مادرم گریه نکن چرا که به مادر على اکبر (ع) طعنه مى زدند در حالى که مردم با احترام نسبت به شما رفتار مى کنند و شما را زینت خود مى دانند پس صبور باشید مادر اگر زیاد شیون کنى مرا آزرده اى و دشمنان را شاد کرده اى پدرم تو نیز همچون کوه استوار باش خواهر بزرگم تو زینب وار در اندوه من صبور باش چرا که زینب قهرمان شد ،خواهر کوچلویم تو نیز با دل کوچک خود صبر کن زیرا مردم به صورت سه ساله حسینعلیه السلام سیلى زدند و مردم ما به صورت تو بوسه مى زنند ،خواهرانم صابر باشید و شیون نکنید برادرانم شما نیز راه مرا ادامه دهید برادرم هرگز بى تا بى نکن و صبر را پیشه خود ساز ولى دوستان عزیزم مرا ببخشید من از همه شما حلالیت مى خواهم و اگر بدى از من دیدید مرا حلال کنید . دوستانم در غم دوستان صبور باشید و به خدا اتکا کنید دوستانم آینده کشور بسته به شماست شما امید امام هستید چشم امید خانواده هاى شهدا به شماست . دوستانم اگر امکان داشت دو رکعت نماز قضا به جاى من بیاورید و یک روز روزه بگیرید دوستانم وقتى به زیارت کربلا رفتید بجاى ما زیارت کنید . دوستان از همه کسانى که مرا مى شناسند حلالیت بطلبید و عذر خواهى کنید.
والسلام علیکم و رحمه الله
انتهای پیام/ر

به گزارش کورنگ به نقل از سرویس مقاومت جام نیـوز، انتشار عکسی از یک جوان مدافع حرم که دستهای خود را در دفاع از حریم اهلبیت(ع) از دست داده بازتاب زیادی در شبکههای اجتماعی داشته است. این جوان لبنان است اما نامی از وی منتشر نشده است.
کاربران شبکههای اجتماعی در واکنش این عکس مقاومت را باعث غرور و کرامت عنوان کردهاند. یکی از آنان گفته است شما سر ما هستید، فدای دستهایت. دیگر گفت السلام عليک ياسيدتی و مولاتی زينب عليها السلام. یکی دیگر از کاربران نوشته است از خدا برکت برای شما و پیروزی در برابر دشمنان میخواهیم.
انتهای پیام/

به گزارش کورنگ مختار بن ابي عبيدة بن مسعود بن عمرو بن عمير بن عوف بن قسي بن هنبة بن بكر بن هوازن؛(1) از قبيله ثقيف؛ كـه قبيله مشهـور و گستردهاي از هـوازن، از اعراب منطقه طائف اسـت، ميباشد.(2) كنيهاش ابواسحاق(3)؛ و لقـبش كـيـسـان بود كه فـرقـه كـيـسـانيه منسوب به او است. كيسان به معناي زيرك و تيزهوش است.(4)
طبق روايتي، اصـبـغ بـن نـبـاتـه، از يـاران امـيـرالمـؤمـنين ميگويد: "لقب كيس را اميرالمؤمنين به مختار دادنـد."(5)
پـدر مـخـتـار ابـوعـبـيـده ثـقـفـي است كه در اوايـل خـلافـت عـمـر از طـائف بـه مـديـنـه آمـد و در آنجـا سـاكن شد.(6) وي يكي از سـرداران بـزرگ جـنـگ بـا ارتـش كـسـري(ايـران) در زمـان عمر بود. (7) ماجراي رشـادت اين دليرمرد در واقعه يوم الجسر در جنگ با ارتش ايران در منطقه بصره معروف است.(8)
مـادر مـخـتـار دومـه است كه از زنـان بـا شخصيت بـود و او را صـاحـب عقل و راي و بلاغت و فصاحت دانستهاند.(9)
وي ادب و فضائل اخلاقي را از مكتب اهل بيت پيامبر(عليهم السلام) آموخت،(10) و در آغاز جواني، هـمراه با پدر و عموي خود براي شركت در جنگ با لشكر فُرس به عراق آمد و خاندان او همانند بسياري از مسلمانان صدر اسلام، در عراق و كوفه ماندند. مختار در كنار اميرالمؤمنين(عليه السلام) بود و پـس از شهادت آن حضـرت، بـراي مدتي كوتاه به بصره آمد و در آنجـا سـاكـن شد.(11)
علامه مجلسي(ره) ميفرمايد:
مـختار، فضايل اهل بيت پيامبر اكرم را بيان ميكرد و حتي مناقب اميرالمؤمنين و امام حسن و امام حسين(عليهم السلام) را براي مردم منتشر ميساخت و معتقد بود كه خاندان پيامبر از هر كس براي امامت و حكومت پس از پيـامبـر سـزاوارتـرند و از مصـايـبي كـه بـر خـانـدان پيامبر وارد شده، ناخشنود بود.(12)
خاندان مختـار از شيعيان مخلص و علاقهمنـدان بـه اهل بيت رسالت(عليهم السلام) بودند.
ياري رساني به مسلم بن عقيل (ع)
بر اساس گواهي تـاريـخ و تـصـريـح شـيـخ مـفـيـد و طـبـري، پـس از آن كـه مـسـلم بـن عـقيل وارد كوفه شد، مستقيما به خانه مختار وارد شد، مختار او را گرامي داشت و رسما از او اعلام حمايت و پشتيباني كرد.(13)
مختار به ابن غرق گفت: "هرگاه شنيدي كه من قيام كردهام، بـه مردم بگو: مختار به خونخواهي شهيد مظلوم و مقتـول سرزمين كربلا و فرزند پيامبر خدا - حسين بن علي(عليهماالسلام) - قيام كرده است. به خدا قسم، همه قاتلان حسين را از دم شمشير خواهم گذراند."
بلاذري مينويسد: خانـه مختـار محل ورود مسلم بود.(14) اما با ورود مزوّرانه و غـيـرمـنتظره ابن زياد به كوفه، ناگهان اوضاع به هم ريخت و مسلم صلاح ديد از خانه مختار بـه خـانـه هـانـي بـن عـروه، كـه مرد مقتدر و با نفوذ شيـعـه در كوفه بـود، نقل مكان كند.
مختار پس از ورود مسلم، آرام ننشست و پس از بيعت با مسلم، به منطقه خطرنيّه و اطراف كوفه براي جمع آوري افراد و گرفتن بيعت براي مسلم حركت كرد. اما با دگرگوني اوضاع كوفه و تسليم مردم در مقابل ابن زياد، دوباره به كوفه بازگشت.
ابن زيـاد دسـتور داد كه دعوت كنندگان امام حسين(عليه السلام) و حاميان مختار با او بيعت كنند، وگرنه دستگيـر و اعدام ميشوند. ابن اثير نوشته است: هنگام دستگيري مسلم و هاني، مختار در كوفه نبود و او براي جذب نيرو به اطراف شهر رفته بود و وقتي خبر ناگوار دستگيري مسلم را شـنـيـد، بـا جمعي از افراد و يارانش به كوفه آمد. هنگام ورود به شهر، با نيروهاي مسلح ابن زياد بـرخـورد كـرد و در پـي يـك گـفت و گوي لفظي شديد، بين آنان و مختار و افرادش، درگيري پـيـش آمـد و فـرمـانـده آن گـروه مـسـلح كـشته شد و افراد مختار متفرق شدند؛ زيرا مقاومت را به صـلاح نـديـدنـد؛ مـخـتـار از آنـان خـواست محل را ترك گويند تا ببينند چه پيش خواهد آمد.(15)
ابن زياد پس از مسلط شدن بر اوضاع و شهادت مسلم و هاني، به شدت در جست و جوي مختار بـود و براي دستگيري او جايزهاي معيّن كرد.(16)
دستگيري مختار توسط ابن زياد
يكي از دوستان مختار بـه نـام هاني بن جبّه، نزد عمرو بن حريث، نماينده ابن زياد رفت و ماجراي مخفي شدن مختار را به عمرو اطلاع داد. عمرو به آن شخص گفت: به مختار بگويد مواظب خود باشد كه تحت تعقيب است و در خطر ميباشد.
مختار به حمايت عمرو نزد ابن زياد رفت. وقـتـي چـشـم ابـن زياد به مختار افتاد، فرياد زد: "تو هماني كه به ياري پسر عقيل شتافتي؟ "مختار قسم ياد كرد كه من در شهر نبودم و شب را هم نزد عمرو بن حريث به سر بردم."(17)
ابن زياد كه عصباني بود، عصاي خود را محكم به صورت مختار كوبيد، به طوري كه از نـاحيه يك چشم صدمه ديد. عمرو برخاست و از مختار دفاع كرد و شهادت داد كه او در ماجرا نبوده و بـه وي پناهنده شده است. ابن زياد كمي آرام گرفت و گفت: "اگر شهادت عمرو نبود، گردنت را ميزدم." و دستور داد مختار را به زندان افكندند. همچنان در زندان بود تا امام حسين(عليه السلام) به شهادت رسيد.(18)
آزادي مختار از زندان
مختار، زائدة بن قدامه را محرمانه نزد شوهر خواهرش، عبدالله فرزند عمر بن خطّاب، به مدينه فرستاد و به او گفت: كه ماجرا را به عبدالله بگويد و او از يزيد برايش تقاضاي عفو كند.
عبدالله، شوهر صفيه - خواهر مختار - بود. يزيـد و ديگر امويها برايش احترام قائل بودند. او نامهاي براي يزيد فرستاد و براي مختار، كه دامادش بود، تقاضاي بخشش كرد. يزيد هم بلافاصله، نامهاي به ابن زياد نوشت كه به محض رسيدن اين نامه، مختار را از حبس آزاد كند.
مختار، كه در يك قدمي مرگ بود، با نامه يزيد نجات يافت و ابن زياد او را خواست و به او گـوشـزد كـرد: اگر نامه اميرالمؤمنين(يزيد)!! نبود، تو را ميكشتم. حالا برو و در كوفه نمان. مختار به ابن زياد گفت: بسيار خوب، من براي انجام عمره به مكه ميروم و با اين بهانه به نزد ابن زبير آمد.
مختار به ناچار به حجاز رفت؛ زيرا آنجا از سلطه بني اميه آزاد بود و به عبدالله بن زبير، كه خود را حاكم و خليفه ميپنداشت، رفت.
ابن غرق ميگويد: در بين راه عراق به طرف حجاز، مختار را ديدم كه يك چشمش ناقص شده بـود. عـلت را از او پـرسـيدم. گفت: "چيزي نيست، اين زنازاده (ابن زياد) با عصايش چشم مرا مـعـيـوب نمود." و تاكيد كرد(خداوند مرا بكشد، اگر او را نكشم.) مختار همچنين به ابن غرق گفت: "هرگاه شنيدي كه من قيام كردهام، بـه مردم بگو: مختار به خونخواهي شهيد مظلوم و مقتـول سرزمين كربلا و فرزند پيامبر خدا - حسين بن علي(عليهماالسلام) - قيام كرده است. به خدا قسم، همه قاتلان حسين را از دم شمشير خواهم گذراند."(19)
بازگشت مختار به كوفه
همزمان با دعوت مختار و تهيه مقدمات قيام، عبدالله بن زبير، سياستمدار كاركشتهاي به نام عبدالله بن مطيع، را كه سابقه دوستي با مختار داشت، به استانداري كوفه منصوب نمود. تـاريـخ ورود اسـتـانـدار جديد بـه كـوفـه، پنج شنبه بيست و پنجم رمضان سال 65 ه .ق بود.
مختار پـس از بريدن از ابـن زبـيـر و تماسهايي كه با اهل بيت پيامبر(عليهمالسلام) گرفت، مكه را به قصد عراق براي هدفي بزرگ ترك كرد؛ و به كوفه رفت.(20)
بلاذري نوشته است: مختار با قافلهاش وارد كوفه شد و پيش از ورود به شهر، كنار رودخانه حيره رفت و غسل كرد، موهاي خود را روغن زد و خود را معطر كرد، لباسي مناسب پوشيد و عـمامهاي بر سر نهاد، شمشير را حمايل كرد و سوار بر اسب وارد شهر شد. در ابتداي ورود، بـه مـسـجـد سـكـون - مـركـز تجمع مردم در محله كنده - رسيد. مردم از او استقبال گرمي كردند. مختار مرتب به مردم بشارت فتح و پيروزي ميداد.(21)
مختار با رهبران شيعيان و ياران اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) و كساني كه در حادثه عاشورا دخالت نداشتند - كه آنان را (حسينيّون) ميگفتند - ملاقات نمود و آنان را به بيعت و قيام دعوت كرد.(22)
مردم كوفه همگي به صورت نيمه مخفيانه با مختار بيعت كردند. اساس اين بيعت و هدف از آن قيام، خونخواهي شهداي كربلا بود.(23) خبر ورود مختار به كوفه و گرايش عمومي مردم به او بـه گوش ابن مطيع رسيد و قاتلان امام حسين(عليه السلام) همچون شمر بن ذي الجوشن و شبث بن ربعي و زيد بن حارث، كه از معاونان استاندار ابن زبير بودند، خطر مختار را به او گوشزد نمودند و پيشنهاد دستگيري و حتي قتل مختار را به او دادند.
سرانجام عمال ابن زبير، مختار را دستگير كردند و به زندان انداختند.(24) مختار بـراي دومـيـن بـار بـه زندان افتاد. گوينـد زنداني شدن مختار همزمان با قيام توّابين بود.(25)
مجددا مختار از زندان براي شوهر خواهر خود، عبدالله بن عمر نامهاي نوشت و همانند گذشته، از زندان آزاد شد، اما با قيد ضمانت.
مختار پس از چند ماه زنداني شدن توسط عمال ابن زبير، خلاصي يافت، و با يك حركت حساب شـده مشغول برنامهريزي براي قيام شد و جمعي از سران شيعه و بقاياي توابين از طرف او مامور شدند تا از مردم بيعت بگيرند.

فلسفه قيام مختار
هـدف مـهـم و اصـلي مـخـتـار از قيامش غير از خونخواهي امام حسين(عليه السلام) و شهداي كربلا و دفاع از اهل بيت پيامبر(عليهم السلام) نبود. براي اثبات اين مطلب و درك فلسفه قيام مختار، به طور خلاصه، ادلّه ذيل بيان ميشود:
1- مختار در ملاقات با سران شيعه در كوفه، هدف دعوت و قيام خود را چنين بيان ميكرد:
همانا (محمد حنفيّه) فرزند علي، وصي و جانشين پيامبر، مرا به عنوان امين و وزير و فرمانده بـه سـوي شما فرستاده و به من دستـور داده است تا كـسـاني كه ريختـن خون حسين را حـلال دانـسـتـنـد بـه قتل برسانم و به خـونخـواهـي اهـل بيتش و دفاع از ضعفا قيام كنم. پس شما نخستين گروهي باشيد كه به نداي من پاسخ مثبت ميدهيد.(26)
2- در مـوضـعـي ديـگـر چـنـيـن گـفـت: "مـن بـراي اقـامـه شـعـار اهـل بـيـت و زنـده كـردن مـرام آنـان و گـرفـتـن انـتـقـام خـون شـهـيـدان بـه سـوي شـمـا آمـدهام."(27)
3- هـنـگـامـي كـه در زنـدان بـود، مـيگـفـت: "بـه خـدا سـوگـند، هر ستمگري را خواهم كشت و دلهاي مؤمنان را شاد خواهم كرد و انتقام خون(فرزندان)پيامبر(صلي الله عليه و آله) را خواهم گرفت و مرگ و زوال دنيا هم نميتواند مانع من شود."(28)
4- وي نـامـهاي مـحـرمـانـه از زنـدان بـراي تـوّابـيـن فـرسـتـاد و ضـمـن تـجـليـل از حـركـت انقلابي آنان، بشارت داد كه "من به زودي به اذن خدا، از زندان آزاد خواهم شد و دشمنان شما را از دم تيغ خواهم گذراند و نابودشان خواهم كرد."(29)
5- در ملاقات نمايندگان شيعيان عراق با محمد حنفيّه و امام سجاد(عليه السلام) در حجاز، آنان اظهار داشتند كه مختار ما را به خونخواهي شما دعوت كرده است. امام و محمد حنفيّه در پاسخ آنان، اظهار داشتند كه ما خواهان اين كاريم و بر مردم واجب است او را ياري دهند.(30)
6- در بـازگـشت سران شيعه از مدينه به كوفه، مختار در جمع آنان اعلام داشت: "مرا در جنگ با قاتلان اهل بيت و خونخواهي حسين(عليه السلام) ياري دهيد."(31)
7- مـخـتار به ابن غرق گفت: "به مردم بگو: هدف مختار و گروهي از مسلمانان، كه قيام كردهانـد، خـونخواهي شهيد مظلوم و كشته شده كربلا، حسين سرور مسلمين و فرزند دختر پيامبر سيّد مرسلين ميباشد.(32)
8- در ديـدار مـحـرمـانه سران شيعه با ابراهيم اشتر و دعوت از او براي ياري مختار، يزيد بن انس اظهار داشت: "ما تو را به كتاب خدا و سنّت پيامبر(صلي الله عليه و آله) و خونخواهي اهل بيت او و دفاع از ضعفا و مظلومان دعوت ميكنيم."(33)
9- در نـامـه ابـن حـنـفـيـّه بـه ابراهيم اشتر آمده است: مختار، امين و وزير و منتخب من است و به او دسـتـور دادهام با دشمنانم وارد نبرد شود و به خونخواهي ما برخيزد، خود و طايفه و پيروانت او را ياري كنيد.(34)
10- مختار در مراسم بيعت مردم كوفه با او گفت: "بيعت ميكنيد با من بر اساس كتاب خدا و سنّت پيامبرش و خونخواهي اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله)." (35)
11- شعار قيام مختار "يا لثارات الحسين" بود.(36)
تصميم سران كوفه
عـبدالرحمن بن شريح ميگويد: جمعي از سران شيعه در خانه سعد بن ابي سعر حنفي، كه از چهرههاي برجسته شيعه بود، جلسهاي تشكيل دادند.
عبدالرحمن، كه از بزرگان كوفه بود، در آن جلسه چنين گفت: "مختار ميخواهد قيام كند. و ما را بـه همكاري و ياري خويش دعوت نموده و ما هم بيعت او را پذيرفتهايم، ولي نميدانيم كه واقعا او از طرف ابن حنفيّه ماموريت دارد يا خودش اين چنين تصميم گرفته است." او پيشنهاد داد جـمـعـي از سـران شـيـعـه به حجاز بروند و با اهل بيت پيامبر و بازماندگان امام حسين(عليه السلام) به ويـژه مـحـمـد حـنـفـيـّه، ديـدار كـنند تا قضيّه روشن شود. آن جمع پيشنهاد را پذيرفتند و به حجاز رفتند و به ملاقات محمد حنفيّه رفتند.
مـحـمد عـلت آمـدن آنـان را جويا شد. عبدالرحمن گفت: مـخـتـار ثقفي به كوفه آمده و مدّعي است كه از طرف شما ماموريت دارد و ما را به كتاب خدا و سـنـّت پـيـامبر و خونخواهي اهل بيت پيامبر و دفاع از مظلومان دعوت كرده است. ميخواستيم نظر شما را بدانيم. اگر چنين باشد، با همه وجود، از او حمايت خواهيم كرد و اگر چنين نباشد، او را ترك خواهيم نمود.
محمد، فرزند اميرالمؤمنين(عليه السلام) پس از حمد و ثناي الهي گفت: گفتيد كسي شما را براي خونخواهي ما دعوت كرده است. به خدا سوگند، دوست دارم خـدا بـه وسيله هر يك از بندگان خود كه بخواهد انتقام خون ما را از دشمنانمان بگيرد. اين نظر من است. (37)
عـلاّمـه مـجـلسي(ره) به نقل از فقيه بزرگوار علامه ابن نما مينويسد: محمد حنفيّه به سران شـيـعـه گـفـت: "درباره خونخواهي ما، برخيزيد همه به نزد امام من و امام شما، علي بن الحـسـين (عليهماالسلام) برويم. آنان همراه محمد حنفيّه خدمت امام سجاد(عليه السلام) شرفياب شدند و محمد ماجرا را بيان كرد. امام در پاسخ آنان فرمود:
عـمـوجـان، اگـر كسي به حمايت ما اهل بيت برخيزد، بر مردم واجب است او را ياري دهند. من تو را در اين امر(قيام به خونخواهي) نماينده خود قرار دادم؛ هر طور كه صلاح ديدي، اقدام كن .
پـاسـخ صـريـح و قـاطـع امـام، تـكـليـف را روشن كرد و سران شيعه شاد شدند و با خود گفتند: امام و محمد حنفيّه به ما اجازه قيام دادند.(38) آنان به كوفه بازگشتند و به مـخـتـار بـشـارت دادنـد و او را از مـاجـرا آگـاه سـاخـتـند و مختار با شادي گفت: " الله اكبر، مرا ابـواسـحـاق گـويـنـد. بـرخـيـزيـد و دسـت بـه كـار شـويـد و شـيـعـيـان را آمـاده قـيـام كنيد."(39)
شـعار ياران مختار، شهر كوفه را گرفت: "يا منصورُ اَمِت؛ اي پيروز، بميران" و با شعار "يا لثارات الحسين" چهره كوفه منقلب گرديد.(40)
شعار "يا منصـور امت" شعار ياران پيامبر(صلي الله عليه و آله) در جنگ بدر بود.(41) و در قيام زيد بن علي بن الحسين(عليهماالسلام) نيز همين شعار داده شد.(42)
شهر كوفه چهره يك شهر جنگي به خود گرفت و اين بار در تب خونخواهي امام حسين(عليه السلام) ميسوخت و فرياد "يا لثارات الحسين" در شهر جوش و خروش افكند.
بـيـشتـر سـاكـنان عراق را ايرانيان تشكيل ميدادند و جمعيّتي عظيم بودند كه به آنان "جند الحمراء" يا "لشكر سرخ" ميگفتند؛ زيرا نسبت به اعراب سيه چهره، گونههايي سرخ و سـفـيـد داشـتـنـد و يـا لبـاس سـرخ مـيپـوشـيـدند. عمده لشكر مختار را نيز ايرانيان يا "جند الحـمـراء" تـشـكـيـل مـيدادنـد. ايـنـان بـه دليـل عـدالت گـستري حكومت حضرت علي(عليه السلام) از طرفداران سرسخت خاندان پيامبر و فرزندان حضرت علي(عليه السلام) به شمار ميآمدند.
نـيـروهايي كه با مختار بيعت كرده بودند، فوج فوج وارد كوفه ميشدند: ابوعثمان شهدي، از سـران قـبـايـل اطراف كوفه، با شعار گيا لثارات الحسين" وارد شهر شد، نيروهاي مثنّي بـن مـخـربه نيز پس از درگيري با نيروهاي ابن زبير در بصره و شكستن محاصره شهر، به كوفه آمدند.
بـيـشتـر سـاكـنان عراق را ايرانيان تشكيل ميدادند و جمعيّتي عظيم بودند كه به آنان "جند الحمراء" يا "لشكر سرخ" ميگفتند؛ زيرا نسبت به اعراب سيه چهره، گونههايي سرخ و سـفـيـد داشـتـنـد و يـا لبـاس سـرخ مـيپـوشـيـدند. عمده لشكر مختار را نيز ايرانيان يا "جند الحـمـراء" تـشـكـيـل مـيدادنـد. (43) ايـنـان بـه دليـل عـدالت گـستري حكومت حضرت علي(عليه السلام) از طرفداران سرسخت خاندان پيامبر و فرزندان حضرت علي(عليه السلام) به شمار ميآمدند.
قصر ابن زياد به تصرف مختار در آمد، آنها شب را آنجا ماندند و صبح روز بعد بزرگان و سران قـبايل و مردم در مسجد و مقابل قصر تجمع كردند. مختار خود را براي اداي نماز و سخنراني در مـسجد و اعلام رسمي پيروزي انقلاب، مهيّا كرد.(44) ظاهرا آن روز، جمعه بوده است. مـخـتـار شـخـصـا نـمـاز را اقـامـه نـمـود و در يك خطبه پرمحتوا و انقلابي، اهداف اصلي قيام را تشريح كرد.
فرازي از كلام مختار:
«اي مردم كوفه، من از جانب اهل بيت پيامبر ماموريت يافتهام تا به خونخواهي امام مظلوم، حـسـيـن بن علي(عليهماالسلام) و شهداي كربلا قيام كنم و انتقام آن عزيزان را بگيرم و تا آخرين نفس، با شدت هر چه بيشتر، اين هدف مقدس را تعقيب خواهم كرد.»(45)
مـخـتـار سپس در خطبه دوم نماز، با تاكيد و قسم ياد كردن، تصميم خود را در ريشهكن نمودن عمّال ظلم و ستم و قاتلان امام حسين(عليه السلام) اعلام داشت .
در نهايت مختار حكومت خود را تاسيس نمود و قاتلان شهداي كربلا را به سزاي عمل خود رساند. كه در مقالهاي خاص به نحوه كشته شدن قاتلان امام حسين (عليه السلام) ميپردازيم.

مزار و زيارت نامه مختار
مزار مختار در كوفه، از قديم الايام جزو مشاهد مشرّفه محسوب ميشود. قبر مختار در صحن مسلم بـن عـقـيـل، مـتصل به مسجد اعظم كوفه است.(46) گرچه بناي آن مندرس و قديمي شـده، اما بـزرگـان شـيـعـه و مـردم قـدرشـنـاس از زيـارت او غافل نيستند.
علامه شيخ عبدالحسين طهراني(ره) از شاگردان برجسته صاحب جواهر و وصي مرحوم اميركبير، وقـتـي بـراي تـشـرف بـه عتبات عاليات وارد عراق شده بود، نسبت به تعمير و تجديد بناي مزار شريف مختار همت گماشت .
عـلامـه امـيـنـي بـه نـقـل از كـتـاب مـزار شـهـيـد، زيـارتنـامـهاي جـالب بـراي مـخـتـار نـقـل مـيكـنـد و از ايـن زيـارتنـامـه، كـه شـهـيـد آن را نـقـل كـرده اسـت، معلوم ميشود كه قبر مختار از ديرزمان، مورد علاقه شيعيان و آزادمردان بوده و ابن بطوطه نيز در سفرنامه خود به آن اشاره كرده است.(47)
سخني در باب انتقام مختار از دشمنان
مـخـتـار تـصـمـيـم گـرفـت با تمام قوا، همه مسبّبان حادثه عاشورا را مجازات كند و آنان را به سزاي اعمال ننگين خود برساند. اين هدف اصلي مختار بود و در اين كار، تا حدي موفق گرديد. او بـه نـيـروهـايـش دسـتـور داد در هر مكان و هر زمان، عاملان حادثه كربلا را يافتند؛ به جزاي اعـمـالشـان بـرسانند و به هيچ وجه، به آنان رحم نكنند. اين دستور اجرا شد و جمع كثيري از عـامـلان حـادثـه كـربـلا بـه دسـت عـدالت و انـتـقـام سـپـرده شـدنـد و بـه جـزاي اعمال زشت خود رسيدند.
بـر خـلاف شايعات امويان و بعضي گزافهگوييها، در نهضت مختار، فقط قاتلان امام حسين (عليهالسلام) و عاملان حادثه كربلا كيفر ديدند و در تاريخ حتي يك مورد تعرض به زنان، كودكان و افراد بي گناه از سوي او مشاهده نشده است، بلكه آنچه از تاريخ به دست ميآيد اين است كه مختار و نيروهايش اصول انساني و ارزشهاي الهي را رعايت ميكردند.
ديـنـوري، مـورخ مـشـهـور، نـقل ميكند كه پس از كشته شدن ابن زياد در جنگ خازر، همسر او به اسـارت سـپـاه مـخـتـار درآمـد. ايـن زن اسـيـر نزد ابـراهـيـم (فـرمـانده لشكر مختار) آمد و گفت: امـوال او را بـه غـارت بـردهانـد، ابـراهـيـم گـفـت: چـه مـقـدار از امـوال تـو غارت شده است؟ گفت: پنجاه هزار درهم. دستور داد يكصدهزار درهم به او دادند و و او را همراه صد سوار به بصره نزد پدرش رساندند. (48)
البـتـه نـمـيتـوان گـفت تمام آنچه مختار و نيروهايش انجام دادند دقيقاً منطبق با موازين شرع و اعـتـقادات شيعه بوده است، اما آنچه مختار نسبت به عاملان فاجعه كربلا انجام داد، واكنش قهري دسـتـگـاه آفـريـنـش بـا سـتمگران، اجابت نفرين دلهاي سوخته خاندان ستمديده پيامبر(صلي الله عليه و آله) و جوشش طبيعي احساسات در جامعه مسلمانان بود.
توفيق اعلم، دانشمند معاصر، درباره انتقام مختار ميگويد: تـنـهـا بـرخـورد قاطع و خونباري كه در تاريخ از ملامت مصون مانده و عذر آن پذيرفته شده همين كار عادلانه مختار است.(49)
استاد سيدجعفر شهيدي(ره) نيز در اين باره ميگويد:
«... از نو قتلگاه، بلكه قتلگاههاي ديگري به راه افتاده، اما اين بار قربانيان، آن پاكان و عـزيزان خدا نبودند، دژخيمهايي بودند كه دستهايشان تا مرفق، در خون آزادگان رنگين شده بود.
امروز وقتي ما داستان كشتار مختار، پسر ابي عبيده ثقفي را ميخوانيم، اگر سري به كتابهـاي حـقـوقـي زده بـاشـيـم، مـمكن است چنان انتقامي را تا حدي خشن بدانيم و بگوييم: چرا چنان كردند؟ يكي را چون گوسفند سر بريدند و يكي را شكم پاره كردند و ديگري كه تيري به فـرزنـدي از فرزندان حسين(عليه السلام) افكنده و آن جوان كه دست را سپر ساخته و تير، دست و پيشاني او را شكافته بود، همان كيفر دادند، ديگري را در ديگ روغن جوشان افكندند و دست و پاي آن يكي را بـه زمـيـن دوخـتـنـد و اسـبـان را روي آن گـذراندند، چنانكه نوشتهاند، تنها يكجا دويست و چـهـل و هـشـت تن را، كه در قتل حسين و ياران او شريك بودند، طعم اينگونه كيفرها چشاندند؛ ما ايـن داسـتـانهـا را مـيخـوانيم و در آن نوعي قساوت ميبينيم، اما بايد دانست كه قضاوت مردم سيزده قرن بعد درباره كردار پيشينيان درست نيست.
شمر، عبيدالله بن زياد، عمر سعد، حفص ـ پسر او ـ خولي، سنان و دهها تن از سران لشكر كـوفـه كيفرها ديدند، اما تاريخ به همين جا بسنده نكرد و اين آخرين انقلاب و آخرين انتقام نبود.»(50)
ايـن، تـازه عذاب دنيوي آن نابكاران از خدا بي خبر بود و عذاب اخروي، كه جلوهاي كامل از قهر الهي را به نمايش ميگذارد، بسيار افزونتر و كوبندهتر از اينها است .
«فَسيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا اَيَّ مُنقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ»(51)
و به تعبير اميرالمؤمنين (عليه السلام):
« يَومُ الْمَظْلُومِ عَلَي الظّالِم اَشَدُّ من يَوْمِ الظّالِم عَلَي الْمَظْلومِ » ؛
روز ستمديده بر ستمكار سختتر است از، روز ستمكار بر ستمديده.(52)
پينوشتها:
1- تـاريخ طبري، محمد بن جرير طبري، ج 6، ص 7؛ تاريخ يعقوبي، احمد بن ابي يـعـقـوب، ج 2، ص 258؛ كـامـل فـي التـاريـخ، ابـن اثـيـر، ج 4، ص 163؛ بـحـار الانـوار، محمدباقر مجلسي ،ج 45، ص 350.
2- مـعجم قبائل العرب، عمر رضا كحاله، ج 1، ص 148- 149؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد معتزلي، ج 8، ص 303.
3- بحارالانوار، ج 45، ص 350؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 171.
4- بـحـارالانـوار، ج 45، ص 345؛ قاموس، محمد بن يعقوب فيروز آبادي، ج 1، ص 257؛ وفيات الاعيان، ابن خلكان، ج 4، ص 172.
5- بحارالانوار، ج 45، ص 344؛ رجال كشي، ص 127.
6- مروج الذهب، ج 2، ص 315؛ انساب الاشراف، ج 6، ص 375.
7- الغـارات، ابـراهـيـم بـن مـحـمـد ثـقـفـي، ج 2، ص 517؛ كامل ابن اثير، ج 2، ص 433.
8- انساب الاشراف، ج 6، ص 375؛ بحارالانوار، ج 45، ص 350.
9- همان .
10- مـقـتـل الحـسـيـن، عـبـدالرزاق موسوي مقرم، ص 167؛ حياة الامام الحسين، باقر شريف القرشي، ج 3، ص 454.
11- الاعلام، خيرالدين الزركلي، ج 8، ص 70.
12- بحارالانوار، ج 45، ص 352.
13- الارشاد، ص 205؛ تاريخ طبري، ج 5، ص 355.
14- انساب الاشراف، ج 6، ص 376.
15- كامل ابن اثير، ج 4، ص 169.
16- تـاريـخ طـبـري، ج 5، ص 381؛ كـامـل ابـن اثـيـر، ج 4، ص 36.
17- مقتل الحسين(ع) ، ابي مخنف، ص 268-270.
18- انـسـاب الاشـراف، ج 6، ص 376- 377؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 116؛ مقتل ابي مخنف، ص 271؛ البداية والنهاية، ج 8، ص 249.
19- كامل ابن اثير، ج 4، ص 169-170.
20- بحارالانوار، ج 45، ص 356.
21- انساب الاشراف، ج 6، ص 379.
22- مـروج الذهـب، ج 3، ص 74؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 172؛ تاريخ طبري، ج 5، ص 579.
23- تاريخ طبري، ج 5، ص 580؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 172.
24- تـاريـخ طـبـري، ج 5، ص 581 و ج 5، ص 58؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 173.
25- كامل ابن اثير، ج 4، ص 173.
26- تاريخ طبري، ج 5، ص 580؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 172.
27- البداية و النهاية، ابن كثير، ج 8، ص 270.
28- كامل ابن اثير، ج 4، ص 173.
29- تاريخ طبري، ج 6، ص 7؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 211.
30- بحارالانوار، ج 45، ص 365.
31- تاريخ طبري، ج 6، ص 15؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 215.
32- همان، ج 4، ص 170.
33- تاريخ طبري، ج 6، ص 15؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 215.
34- انساب الاشراف، ج 6، ص 386؛ تاريخ طبري، ج 6، ص 16؛ بحارالانوار، ج 45، ص 364- 365.
35- تاريخ طبري، ج 6، ص 32؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 226.
36- تاريخ طبري، ج 6، ص 20؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 218-210.
37- تاريخ طبري، ج 6، ص 13؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 214.
38- تنقيح المقال، مامقاني، ج 3، ص 206؛ بحارالانوار، ج 45، ص 365.
39- تاريخ طبري، ج 6، ص 14؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 214 .
40- تاريخ طبري، ج 6، ص 20؛ كامل ابن اثير، ج 4، ص 218.
41- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 265؛ فروع كافي، ج 5، ص 47.
42- مقاتل الطالبيين، ص 93.
43- الاخبار الطّوال، احمد بن داود دينوري، ص 293.
44- تاريخ طبري، ج 6، ص 32.
45- تاريخ طبري، ج 6، ص 32، مصر.
46- تنزيه المختار، ص 14 ـ 13.
47- رحله، ابن بطوطه، ص 232.
48- اخبار الطوال، ص 296.
49- اهل بيت، توفيق اعلم، ص 517 .
50- پس از پنجاه سال پژوهشي تازه پيرامون قيام امام حسين(عليه السلام)، سيد جعفر شهيدي، ص 193ـ 194.
51- شعراء، آيه 227.
52- نهج البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدي، ص 401، قصار 241

به گزارش کورنگ به نقل از فرارو، این برای چندمین بار هست که دریافتی مداحان حاشیه ساز شده و مورد توجه مردم و رسانهها قرار گرفته است.
در سال 91 روزنامه خراسان در گزارشی از دریافتیهای میلیونی مداحان گلایه کرد. این روزنامه در بخشی از گزارش خود نوشت: «دهه اول محرم امسال یکی از مداحهای معروف و نامی برای ۱۰شب مداحی ۴۰میلیون تومان صله گرفت که در مقایسه با مبلغی که سال گذشته [سال 1390] به او پرداخت کردند ۱۵میلیون تومان افزایش داشته است..»
در محرم سال 1392 پایگاه انصاف نیوز گزارشی را منتشر کرد و در آن به نقل از روح اله باقری، کارشناس تشکلهای مسائل دینی صحبت از دریافتی 4تا5 میلیونی برای هر شب اجرای مداحی سخن گفته شد. این پایگاه در گزارش خود آورده بود: «مداحی برای یک دهه در شهر کوچک «چغادک» از توابع استان بوشهر، ۲۰۰ میلیون تومان پول دریافت میکند.»
مداحان زیر ذره بین رفتهاند
هرچه باشد بدون تردید امروزه مداحان بیش از گذشته دیده میشوند. مداحان نیز سبک و سیاق خود را تغییر دادهاند و به دنبال تاسیس کانون و خانه ویژه مداحان رفتهاند و به دنبال راهی برای کادر سازی و تربیت نیرو میگردند به طوریکه امروز تقریبا تمامی مداحان سرشناس تشکیلاتی برای خود دست و پا کردهاند و گروهی از علاقمندان خودشان را گرد یکدیگر جمع کردهاند.
شاید به دلیل این قبیل جذابیتهاست که در ایام مذهبی از دریافتی مداحان حرف زده میشود اما کسی درباره دریافتی خطیبان مجالس کنجکاوی نمیکند.
رونق کلاسهای مداحی
خیلیها برای مداحی صف کشیدهاند. مداحی دیگر آن هنری نیست که از پدر به پسر و از پیری به جوانی انتقال پیدا کند. مداحی امروز اصول دارد و باید آموزش داده شود. به همین دلیل است که مداحان سرشناس سبکهایی را به نام خود سند زدهاند و آن را به جوانان و تازه کارها آموزش میدهند. تا جایی که برای کلاسهای برخی مداحان مانند حاج منصور ارضی باید صلاحیت فرد تایید شود.
بنابراین برای آنکه علاقمندان مداحی بتوانند سری در میان سرهای مداحان پیدا کنند باید کلاس مداحی برود و آموزش ببیند. کسی که کلاس نرود به این راحتیها نمیتواند مداح شود. در سالهای اخیر حتی از مداحان امتحان هم گرفته شد تا سطح بندی و رتبهبندی شوند.
چرا مداحان جذاب شدهاند؟
مداحان در قامت یک سوپراستار
شور و هیجان مجالس مداحی خیلیها را به خود جذب میکند. اما در این میان مداحان سرشناس جذابیتهای دیگری هم دارند. شاید برای برخی اجرای برنامهای در حضور هزاران نفر جلب توجه کند و برای برخی دیگر نیز تشکیل حلقهای از مریدان در اطراف خود جذاب به نظر برسد. البته ناگفته نماند برای برخی دیگر نیز فضای آزاد نقد بزرگان سیاسی میتواند نقطه جذاب به نظر برسد.
حلقه مریدان دیگر جذابیت مداحان سرشناس است. شاید برای بسیاری از جوانان حلقه مریدان سفت و سخت دور مداحان سرشناس جذاب باشد. حلقهای که بیشتر از سایرین با مداحان ارتباط دارند. همانند اطرافیان سوپر استارها که بیشتر فرصت دارند او را ببیند و با او دم خور شوند.
انگار مداحان حاشیه امنی در نقد همه بزرگان نظام دارند؛ همین حاشیه امن میتواند برای خیلیها جاذبه باشد. به همین دلیل تلاش میکنند همان مسیری را بروند که سوپراستار زندگیشان رفته است. کسی که میتواند صریح و بی پرده همه را به باد انتقاد بگیرد.
به همین دلیل است که وقتی به عملکرد مداحان سرشناس نگاه میکنیم چنین خصلتهایی را یکجا در آنها میبینیم.
اما در نظر عموم مردم پولهای دریافتی مداحان جذاب است؛ با این حال حاج محمد طاهری مسئله دریافت پولهای کلان را رد میکند و میگوید: «عزیزانى را که نام بردهاند و مجلس قول دادهاند، تمام وقتشان در جلسات خودشان برنامه دارند، آیا وقتى دارند که جایى دیگر وعده کنند؟! خود این عزیزان براى جلساتشان خرج میکنند! آیا ما از خودمان پول میگیریم؟»
به واقع حاج محمدرضا طاهری درست میگوید؛ اغلب مداحان سرشناس خود دارای هیئات و کانون و حداقل پاتوق و محفلی در یکی از مساجد تهران هستند و حداقل در شبهای اصلی برنامههای مذهبی وقتی برایشان باقی نمیماند.

به نظر این روزها بیش از آنکه هدیههای تقدیمی به مداحان جوانان را جذب کند دیگر ویژگیهای حرفه مداحی جذاب شده است و زمینه ساز شده تا همه آنها راهی آموختن این حرفه شوند.
چه کسانی مایلند به مداحان نزدیک شوند؟
دامنه نفوذ مداحان در میان جوانان در حال گسترش است. مداحان در برابر هزاران نفر حرف میزنند و کلامشان از بسیاری از روزنامهها مخاطب بیشتری دارد. از طرفی بسیاری از مداحان سرشناس با بزرگان نظام رفت و آمد دارند و به برخی از احزاب سیاسی نیز نزدیکاند و برخیشان نیز بی پروا هر کسی را نقد میکند.
محسن طاهری درباره ارتباطات برخی مداحان با چهرههای سیاسی میگوید: «لیدرهای ارضی و حدادیان هم مشخص و شناختهشده و یکسری افراد سیاسی هستند. خود آقای حدادیان سالهاست با آقای ابوترابی ارتباط نزدیک دارد و به طیف این آقایان نزدیک است. آقای ارضی و دوستان دیگر هم، کسانی دارند که مسائل سیاسی را قطعا با آنها به مشورت میگذارند.»
ناگفته نماند به گفته روزنامه شرق، سال ٨٤ نامهای با امضاي ١٠٤ مداح کشور در حمایت از احمدی نژاد و با حضور نامهایی همچون حاجمنصور ارضی، سعید حدادیان، عبدالرضا هلالی و محمود کریمی منتشر شد. این نامه در واقعبیانیهای بود که مداحان در روزهای مانده تا انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری منتشر کردند و نامزد مورد حمایت خود را «بسیجی ولایی دکتر «محمود احمدینژاد» اعلام کردند. «احمدینژاد» البته تا قبل از سال ٨٤ هم نام آشنا و البته محبوبی برای مداحان مشهور و هیأتهای مذهبی تهران بود.
ماجرای چکها
احتمالا به دلیل وجود همین جذابیتها، ارتباطات و حواشی است که تصویر چهار چک در نزدیکی انتخابات، شهرداری تهران را در مظان اتهام قرار داد و وادار به واکنش کرد. شهردای تهران بدون آنکه اصل موضوع و اصالت چکها را زیر سوال ببرد تنها اعلام کرد چکها و فرد صادر کننده چک ارتباطی با شهرداری ندارند.
به همین دلیل بود که رئیس شورای اطلاع رسانی شهرداری تهران، مهدی ذاکری توضیح داد: «تصاویر منتشر شده مربوط به حساب شخصی به نام آقای «ر.ل» یک شهروند تهرانی است که چکی از بانک اقتصاد نوین را به حساب خود واریز و درخواست چهار برگ چک بانکی در وجه افراد میکند؛ نه آن فرد و نه آن حسابها هیچگونه ارتباطی با شهرداری تهران نداشته و ندارد.»
طبق آمار رییس کانون مداحان کشور در سال 1393، حدود ۵۶ هزار و 400 مداح مرد در کشور شناسایی شدهاند. شاید از این تعداد مداح، اندکی از آنها خصلتهای بالا را دارند و بسیاری از این 56 هزار نفر، زندگی عادی و روزمرهای دارند و تنها در ایام عزاداری در مسجد و حسینیه محلهشان عزاداری میکنند.
طبق مشاهدات، بسیاری از مداحان هیچ صله یا پولی در اعضای برگزاری مداحی اهل بیت (ع) دریافت نمیکنند. به همین دلیل دامنه دریافتی آنها زیاد است و خیلی نمیتوان از عدد مشخصی سخن گفت. برخی از آنها به هیچ عنوان صحبت از پول نمیکنند و هرچه میزبان توان داشته باشد به عنوان صله به او میدهد به عنوان وسیلهای برای قدردانی از مداح مجلس در نظر گرفته میشود.
انتهای پیام/

به گزارش کورنگ به نقل از "ورزش سه"، آخرین دیدار تیم ملی فوتبال ایران برابر کره جنوبی در دیدارهای رسمی به مقدماتی جام جهانی به 28 خرداد 92 باز می گردد. دیداری که تیم ملی توانست با تک گل قوچان نژاد کره را در خانه شکست دهد و صعودی حماسی به جام جهانی را تجربه کند. تیم ملی با هدایت کی روش در این بازی با ترکیب رحمان احمدی، هاشم بیگ زاده، سید جلال حسینی، پِژمان منتظری، امیرحسین صادقی، خسرو حیدری، مجتبی جباری، جواد نکونام، آندرانیک تیموریان، مسعود شجاعی و رضا قوچان نژاد به میدان رفت که این ترکیب با گذشت سه سال از این بازی دستخوش تغییرات زیادی شده است.
نکونام، تنها بازنشسته
در فهرست یازده بازیکن ابتدایی تیم ملی در این بازی جواد نکونام تنها بازیکنی است که از فوتبال خداحافظی کرده است و دیگر بازیکنان همچنان فوتبال خود را به عنوان بازیکن ادامه می دهند. نکونام البته بعد از این خداحافظی فاصله زیادی با تیم ملی نگرفته و این روزها یکی از دستیاران کی روش به شمار می رود.
4+1 بازیکن ثابت
سید جلال حسینی، آندرانیک تیموریان، مسعود شجاعی و رضا قوچان نژاد بازیکنانی هستند که از آن دیدار همچنان در ترکیب تیم ملی حضور دارند و احتمالا در دیدار روز سه شنبه نیز از ابتدا در ترکیب تیم ملی قرار خواهند گرفت. پژمان منتظری دیگر مدافع تیم ملی است که به دلیل مصدومیت در دیدار برابر کره جنوبی برای تیم ملی به میدان نخواهد رفت.
آخرین حضور اولادی در تیم ملی
مهرداد اولادی فقید آخرین حضور خود در لیست کی روش را در این دیدار تجربه کرد و بعد از آن دیگر به تیم ملی دعوت نشد. اولادی البته در این بازی در ترکیب اصلی حضور نداشت اما این فرصت را پیدا کرد تا در جشن صعود به تیم ملی نام خود را برای همیشه جاودانه کند.
تیم ملی 4 سال جوان تر شد
تیم ملی در دیدار سال 92 برابر کره جنوبی با میانگین سنی نزدیک به 30 سال به میدان رفت در حالیکه ترکیب تیم ملی برابر ازبکستان در آخرین دیدار رسمی، میانگین سنی 26 سال را نشان می دهد. کی روش هر چند همچنان به استفاده از چهار بازیکن قدیمی خود در ترکیب تیم ملی اصرار دارد اما دیگر بازیکنان تیم ملی بسیار جوان تر از گذشته شدند.
سهمیه استقلال صفر شد، پرسپولیس 5برابر
امیرحسین صادقی، هاشم بیک زاده، پژمان منتظری، خسرو حیدری، مجتبی جباری و جواد نکونام ملی پوشان استقلال در تیم ملی بودند اما اکنون در ترکیب ابتدایی کی روش هیچ بازیکنی از این تیم حضور ندارد. سید جلال حسینی در دیدار سال 92 برابر کره جنوبی تنها پرسپولیسی حاضر در ترکیب بود اما حالا رامین رضاییان، علیرضا بیرانوند، مهدی طارمی، وحید امیری به فهرست بازیکنان فیکس تیم ملی اضافه شدند تا تیم کی روش پرسپولیسی باشد.
علیرضا منصوریان، چهره ویژه
سرمربی حال حاضر استقلال یکی از افراد مورد اعتماد کی روش در تیم ملی بود که در این بازی در کنار او حضور داشت. منصوریان در مصاحبه ای عجیب پیش از این بازی گفته بود برای آنالیز تیم کره جنوبی مجبور به کارهای سختی شده بود تا سرمربی حال حاضر استقلال یکی از چهره های ویژه آن بازی باشد.
آزمون آخرین گلزن بازی های غیر رسمی
دیدار دوستانه ایران برابر کره جنوبی البته آخرین نبرد این دو تیم است که پیش از جام ملتهای 2015 استرالیا در تهران برگزار شد. شاگردان کی روش در این دیدار توانستند با تک گل آزمون سومین برد متوالی با نتیجه یک بر صفر را ثبت کنند تا روند برد برابر کره جنوبی برای کی روش همچنان حفظ شود.
انتهای پیام/

به گزارش کورنگ به نقل از رِد ایت، پایگاه افشاگر ویکی لیکس وعده ماه گذشته خود درباره افشای طیف وسیعی از اسناد مربوط به نامزد دموکرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را محقق نمود و نسخه نوشتاری اظهارات «هیلاری کلینتون» را منتشر کرد.
بر این اساس، «جولیان آسانژ» مؤسس سایت افشاگر ویکی لیکس در بخشی از افشاگری جدید خود به سخنان «هیلاری کلینتون» درباره ایران و توافق هسته ای ۱۴ جولای ۲۰۱۵ موسوم به «برجام» اشاره کرده است.
وی این سخنان را در سال ۲۰۱۳ برای بانکداران بزرگ و سرمایه داران «وال استریت» از جمله «گلدمن ساکس» ( Goldman Sachs) ایراد کرده بود.
«هیلاری کلینتون» در خصوص ایران مدعی شد: ساده بگویم؛ اگر آن ها (ایرانی ها) بتوانند قطعات آن را در اختیار داشته باشند، حتی اگر سه بخش عمده آن را در یک کانتینر در اختیار داشته باشند می توانند به سرعت آن ها را مونتاژ کرده و به تسلیحات هسته ای دست یابند. سپس عربستان سعودی و پس از آن عمارات و مصر به این اقدام مبادرت می ورزند.
وی در ادامه گفته بود: اشغال یا تهاجم زمینی به ایران راه مناسبی برای بازداشتن این کشور از دست یابی به فن آوری هسته ای نیست؛ گزینه بمباران تأسیسات هسته ای ایران باید مورد توجه باشد.
نامزد دموکرات انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا افزود: البته بمباران ایران دارای تبعات پیش بینی نشده ای است. مردم برای خودشان خواهند جنگید اما این جنگی بر سر یک برنامه است. محاسبه درباره اینکه چه خواهد شد، دشوار است. اما وقتی ما گزینه دیگری نداشته باشیم، باید تأسیسات اتمی ایران را بمباران کنیم.
کلینتون درباره برنامه موشکی ایران نیز خاطر نشان کرد: موضوع مهمی که زیاد مورد بحث قرار نمی گیرد، برنامه موشکی آنها است. من چند هفته قبل در اوکراین با «شیمون پرز» بودم و با او در این باره حرف زدیم؛ چرا که برنامه موشکی، وسیله انتقال است و اگر آنها اجازه کنترل برنامه موشکیشان را تحت نظارت بین المللی ندهند، نشانه بزرگی درباره فقدان جدیتشان است و لذا دیگر فرقی هم نمیکند که آنها بر سر سانتریفیوژها توافق کنند یا خیر.
وزیر خارجه سابق آمریکا ادامه مدعی شد: تحریم ها توانست تأثیر مخربی را بر اقتصاد ایران گذاشته و نارضایتی فزاینده ای را در میان تجار و مصرف کنندگان ایجاد کند و لذا آن ها خواستار اتخاذ تدابیری از سوی دولت شدند. به عقیده من مسئولین ایران می خواهند در برابر لغو تحریم ها به اندکی از تعهدات خود عمل کنند.
بدعهدی آمریکا در عدم تحقق وعده های خود در توافق هسته ای با ایران موسوم به «برجام» در حالی است که «یوکیا آمانو» مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی هفته گذشته از انجام کامل تعهدات ایران در برجام خبر داده و روز گذشته نیز درباره شکننده بودن آن به طرف غربی هشدار داده بود.
انتهای پیام/

به گزارش کورنگ به نقل از جام نیوز، واشنگتنپست در گزارشی با اشاره به اظهارات سردار سلیمانی در مورد جانشینی محمد بنسلطان در عربستان به گسترده شدن جنگ لفظی بین ایران و عربستان اشاره کرده و نوشته است که هدف عربستان از برگزاری رزمایش اخیر نظامیاش در خلیج فارس که مرز مشترک ایران سعودی است و در راستای تنگه هرمز خشمگین کردن ایران بوده است.
در بیانیه نیروی دریایی سپاه پاسداران، ایران این رزمایش را بازی عربستان برای ایجاد تنش و بیثباتی در خلیج فارس اعلام کرده و نسبت به ورود احتمالی ناوهای عربستان به آبهای سرزمینیاش ایران هشدار داد.
سعودیها این عملیات را با نام «سپر خلیج ۱» با هدف ارتقای آمادگی مبارزاتی و حفاظت از منافع پادشاهی عربستان مقابل تهاجمهای احتمالی اعلام کردهاند اما روشن است که این بخشی از رقابت این کشور با ایران است که البته صحبتهای اخیر سردار قاسم سلیمانی بر این جنگ لفظی دامن زده است.
قاسم سلیمانی روز چهارشنبه در مراسم ختم یکی از فرماندهان سپاه گفت که محمد بن سلمان فرزند جاهطلب ملک سلمان بن عبدالعزیز که بسیاری او را وارث تاج و تخت میدانند، بسیار بیصبر است و ممکن است شاه را برای به پادشاهی رسیدن خودش بکشد.
فرمانده سپاه قدس ایران به سعودیها هشدار داده که مراقب حمایتهایشان از گروههای شورشی در سوریه برای کاهش نفوذ ایران در این منطقه باشند.
واشنگتن پست در این گزارش تحلیلی عنوان کرده که هیچ مدرکی دال بر صحت ادعای سردار سلیمانی درمورد محمد بنسلمان وجود ندارد. کما اینکه جانشینی محمد بن سلمان با فتنههای زیادی در قلمروی پادشاهی عربستان همراه بود که این شامل اعتراضات آلسعود به عبور از خطوط ترسیم شده ولیعهدی بود.
این روزنامه آمریکایی به تنشهای موجود در خاورمیانه بین ایران و عربستان از زمان روی کار آمدن پاشاه جوان سعودی اشاره کرده و نوشت: با روی کار آمدن ملکسلمان، رفتارهای تهاجمی و سیاستهای خصمانه عربستان علیه ایران افزایش یافته است. روابط دیپلماتیک دو کشور در پیحمله به سفارت عربستان در ایران قطع شده است.
انتهای پیام/