نورعلی عباسپور، مدیر کل انجمن اولیا و مربیان وزارت آموزش و پرورش درباره خصوصی سازی در آموزش و پرورش به خبرنگار مهر گفت: بحث مدارس غیر دولتی در برنامه ششم آمده است. بعضی مسائل جزو سیاست های کلان است. یک وقت دولت به دنبال خصوصی سازی است و یک زمان هم ظرفیت های بیرونی ای وجود دارد و افرادی برای سرمایه گذاری داوطلب هستند که این قطعاً یک کار مبارک و خوبی است. اگر کسانی باشند که بخواهند از بیرون سرمایه شان را به حوزه آموزش و پرورش بیاورند خیلی خوب است. ولی این که بگوییم اراده دولت این است که کلاً کار را به بخش خصوصی واگذار کند، مسأله ای دیگر است.

حمیدرضا حاجی‌بابایی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره آینده قیمت دلار، اظهار داشت: مولفه‌های متعددی چون تحریم، قیمت نفت، صادرات، واردات، قاچاق، تولیدات داخلی، تصمیمات سیاسی داخلی و تصمیمات منطقه‌ای و بین‌المللی بر قیمت ارز تأثیر می گذارند.

وی با بیان اینکه تغییر در هر یک از مولفه های مذکور بر قیمت ارز تأثیر می‌گذارد، ادامه داد: بر این اساس نمی توانیم پیش‌بینی دقیقی از قیمت ارز داشته باشیم.

رییس مجلس خبرگان رهبری گفت: فضای مجازی می‌تواند فرصتی برای ما باشد و ما باید تهدیدات فضای مجازی را به فرصت تبدیل و از فرصت‌های آن به نفع اسلام، انقلاب و مملکت استفاده کنیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از انتخاب ،رییس مجلس خبرگان رهبری گفت: فضای مجازی می‌تواند فرصتی برای ما باشد و ما باید تهدیدات فضای مجازی را به فرصت تبدیل و از فرصت‌های آن به نفع اسلام، انقلاب و مملکت استفاده کنیم.

 آیت‌الله احمد جنتی روز پنج شنبه در نشست مشترک هیات رییسه مجلس خبرگان در دور پنجم با کمیسیون‌های داخلی این مجلس درباره تهدیدها و فرصت‌هایی که در بستر فضای مجازی وجود دارد، گفت: فضای مجازی موضوع بسیار مهمی است که بسیاری از آن وحشت دارند و ناراحت هستند البته حق هم دارند زیرا از این فضا علیه ما استفاده می شود.
وی ادامه داد: عمده چیزهایی که خدا خلق کرده، ماده اولیه است و باید دید دست چه کسی می‌افتد؛ شمشیر اگر دست علی (ع) بیفتد کفار را قتل عام می‌کند و اگر دست عمر بن عبدود باشد علیه انسان‌های خداپرست شمشیر می‌کشد.
وی خاطر نشان کرد: وقتی رادیو و تلویزیون آمده بود همه وحشت کردند که مبادا دین مردم از دست برود، ولی بعدا دیدند که بهترین استفاده‌ها را می‌توان از آن کرد؛ فضای مجازی نیز همین طور است؛ مطلعین معتقدند ما می‌توانیم به نفع انقلاب از آن استفاده کنیم.
رییس مجلس خبرگان با اشاره به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی گفت: دشمنان برای نابودی اسلام و حکومت اسلامی کمر بسته‌اند و ما هم باید هوشیار باشیم و نقشه‌های آنان را رصد و خنثی کنیم.
وی افزود: باید با وحدت و انسجام مردم و مسئولین، همه در صحنه باشیم و از مواضع انقلاب و امام دفاع و دستاوردهای انقلاب را به رخ دشمنان بکشیم.
آیت‌الله جنتی خاطرنشان کرد: چهل سال از انقلاب می‌گذرد و دشمنان و حتی دوستان باور نمی‌کردند که انقلاب با این همه دشمن بتواند چهل سال سر پا بایستد، اما به لطف خدا توطئه‌ها خنثی شد وظیفه ماست که در جنگ روانی دشمن فعالانه ایفای نقش کنیم.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه دشمن فعلا به فکر مسائل نظامی‌ نیست، گفت: فتنه آن‌ها این است که افکار عمومی را از طریق رسانه‌های زیادی که در اختیار دارند فاسد و مردم را به نظام بدبین کنند. ما باید بایستیم و حرف‌هایمان را بزنیم. حرف برای گفتن هم زیاد داریم و هرچقدر بگوییم کم است.
آیت الله جنتی با بیان اینکه دستاوردهای انقلاب بسیار زیاد است، گفت: دستاوردهای معنوی آن خیلی بیشتر از دستاوردهای مادی است.
وی با بیان اینکه انسان‌سازی یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی بوده، گفت: هدف همه انبیا و پیامبران انسان سازی بوده است، انقلاب اسلامی، اسلام را زنده کرد و در شرایطی که هم و غم همه ملحق شدن به غرب بود، اسلام و قرآن زنده شد و این چیز کمی نیست و نسلی که در آن دوره بودند یا رو به فساد می‌رفتند یا آمادگی این کار را داشتند.
رئیس مجلس خبرگان افزود: پس از انقلاب یک باره تحول عجیبی از سوی جوانان ایجاد شد و شهادت‌طبی و ایثارگری در دل آنها به‌وجود آمد، این اولین و بالاترین دستاورد انقلاب است که باید بر روی آن تاکید کرد.
آیت‌الله جنتی دستاوردهای مادی انقلاب را قابل توجه دانست و گفت: اهمیت اصلی این است که فضا برای ملحق شدن نسلی دیگر به شهدای کربلا فراهم شد، مدافعان حرم هم نیز با آرزوی شهادت قدم در مسیر می‌گذارند. امروز هم همان روحیه وجود دارد و اگر اتفاقی بیفتد، جوانان ما آماده شهادت هستند.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه مردم در فشار معیشت هستند و نمی‌توانیم آن را فراموش کنیم، تصریح کرد: باید تمام همت ما این باشد که این مشکلات را حل کنیم و اگر نمی‌توان آن را به شکل نهایی حل کرد، به شکل نسبی رفع شود.
آیت‌الله جنتی ادامه داد: اگر دولت هزینه‌های زائد خود را کاهش دهد و اموال فراوان خود را بفروشد، می‌تواند، بخشی از مشکلات مردم را حل کند. سخنانی که آقای روحانی روز گذشته در همین راستا گفتند اگر عمل شود خوب است.
وی با بیان اینکه معنی‌ مشکلات معیشتی این نیست که دستاوردهای انقلاب را فراموش کنیم و از انقلاب ناامید شویم، خاطر نشان کرد: عده‌ای می‌خواهند بذر ناامیدی در دل مردم بکارند تا حضور مردم در صحنه را از بین برود.
رئیس مجلس خبرگان ، رهبری آمریکا را درحال افول دانست و گفت: کسی به خیال نجات، به آمریکا دل نبندد‌؛ آمریکا به گرسنگان کدام کشور کمک کرد که بخواهد به ما کمک کند.
وی افزود: آن‌ها در سوریه و عراق شکست خوردند و ذلتی از این بالاتر نیست که ترامپ با هواپیمای چراغ خاموش به عراق بیاید و هیچ یک از مقامات عراق به استقبالش نیایند؛ این یعنی آنها ذلیل و ما عزیز شدیم.
رئیس مجلس خبرگان رهبری حماسه اربعین را مورد اشاره قرار داد و حضور مردم و مسئولان ایران در آن و همراهی با مردم عراق را نشانه وحدت کلمه و عزت دانست.
آیت الله جنتی با اشاره به خروج آمریکا از برجام گفت: اروپایی‌ها از آمریکایی‌ها بدتر هستند یا اگر هم بدتر نباشند، هم بهتر نیستند.
وی افزود: برخی خیال می‌کنند آمریکا که از برجام کنار کشید، می‌توانند به اروپایی‌ها تکیه کنند، در حالی که اروپایی‌ها امروز و فردا می‌کنند و کاری به نفع ما نخواهند بود.
آیت الله جنتی به سخنان رهبر انقلاب درباره خروج از برجام اشاره کرد و افزود: ایشان فرموده بودند اگر آمریکایی‌ها برجام را پاره کنند ما آن را آتش می‌زنیم.
وی ضمن تبریک دهه فجر و تسلیت شهادت حضرت زهرا(س)، رحلت آیت‌الله هاشمی شاهرودی را مصیبتی برای مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام دانست و گفت: آیت‌الله هاشمی شاهرودی چهره‌ای ارزنده و فقیهی خبره به مسائل اصولی و فقهی بودند که به تربیت مجتهد پرداختند و فعالیت‌های گوناگونی داشتند.
وی با بیان اینکه بیماری آیت‌الله مومن واقعه‌ای تلخ برای مجلس خبرگان و شورای نگهبان بود، افزود: حال‌ ایشان رضایت‌بخش نیست، هوشیاری خیلی خوبی ندارند و امیدواریم هرچه زودتر شفا پیدا کنند.

انتهای پیام/رستمی

امام جمعه موقت تهران گفت: FATF بازوی خزانه‌داری آمریکا برای اعمال هرچه موثرتر تحریم علیه ایران و جریان مقاومت است. این اعتراف صریح یکی از مسئولان خزانه‌داری آمریکاست که می‌گوید برای قراردادن ایران در تنگنا و سخت‌تر کردن شرایط برای ایران، به FATF نیاز است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از انتخاب، امام جمعه موقت تهران تاکید کرد که FATF بازوی خزانه‌داری آمریکا برای اعمال هرچه موثرتر تحریم علیه ایران و جریان مقاومت است.

 آیت‌ الله «محمدعلی موحدی کرمانی» خطیب موقت نماز جمعه تهران در خطبه‌های این هفته نماز جمعه، ضمن دعوت خود و نمازگزاران به تقوا، اظهار داشت: تنها یک گروه هستند که از خطر شیطان در امان هستند و آنان افراد متقی و صاحب تقوا هستند. به برکت تقوا، فضا برای آنان نورانی می‌شود و شیطان نمی‌تواند کاری انجام بدهد.

به نوشته تسنیم، وی خاطرنشان کرد: جوانی از من پرسید که من چه کنم تا خود را از گناه دور نگه بدارم. من به او جواب دادم که گناه بکن اما به اندازه‌ای که طاقت آتش جهنم را داری، گناه کن. چشمی که به نامحرم نگاه می‌کند، براساس روایات از میله‌های داغ و آتشین پر می‌شود.

آیت الله موحدی کرمانی عنوان کرد: ما باید واعظ درونی داشته باشیم که ما را نصحیت کند. جایگاه خطیب نمازجمعه نصحیت است و قبل از دیگران باید خود را نصیحت کند. من به خود می‌گویم که چه وظیفه‌ای دارم و چه باید بگویم؟ جواب سوال این است که خطیب باید به دردهای جامعه توجه کند و بفهمد؛ هم دردهای معنوی که مهم همان است و هم احیاناً دردهای مادی و اقتصادی. خطیب باید بداند جامعه چه دردهایی دارد و جامعه به چه گناهی مبتلاست و بعد از اینکه درد را شناخت باید دارو را معرفی کند. اگر مربوط به مردم است، مردم را نصحیت کند و اگر مسئولان، ‌آن‌ها را نصحیت کند.

وی با اشاره به ماجرای تقاضای عقیل از امام علی (ع) برای دریافت سهم بیشتر از بیت‌المال و پاسخ امیرالمومنین به برادر خود اظهار داشت: بیت‌المال بسیار مهم است. غارت بیت المال چیز کمی نیست. یک نفر میلیاردها بدزد و فرار کند؛ یعنی دیگر تمام شد و فکر نمی‌کند که قیامت و جهنمی است؟ آن‌هایی که هزاران میلیارد دزدید، خود را برای آتش جهنم آماده کنید.

خطیب موقت نمازجمعه تهران خطاب به مسئولان گفت: بدانید که باید امانت‌دار باشید، به امانت خیانت نکنید و وظیفه خود را انجام بدهید. الحمدالله در کشور قضات پاک‌دست زیادی داریم اما بالاخره شیطان ممکن است، قاضی را گول بزند. قاضی جای امیرالمومنین (ع) و امام صادق (ع) نشسته است. مبادا به کسی ظلمی شود و حکمی به ناحق صادر شود که ناله مظلوم درآید.

وی در ادامه با اشاره به جایگاه رفیع حضرت صدیقه زهرا (س) و در پیش رو بودن سالروز شهادت این حضرت اظهار داشت: وقتی که امیرالمومنین به جنگ می‌رفتند، اداره خانه با حضرت زهرا (س) بود و آب خانه را تامین و جو را خمیر و نان می‌کردند. این حضرت به قدری شوهر دوست بودند که هر غمی دیدند به امیرالمومنین نگفتند.

به گزارش تسنیم، آیت الله موحدی کرمانی در خطبه دوم نماز جمعه امروز تهران اظهار داشت: در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم؛ انقلابی که تفکری نو با تکیه بر معنویت، اسلام و مردم‌سالاری به مردم عرضه کرد. در طول این چهل سال نظام سلطه، تمام تلاش و توان خود را برای شکست انقلاب و یا حداقل مهار آن به کار گرفت و از هیچ اقدامی فروگذار نکرد. ایران وابسته و ایران ضعیف و برده آمریکا پس از چهل سال به اعتراف خود آمریکایی‌ها و غربی‌ها، جزو 15 کشور قدرتمند دنیاست. اخیراً دو موسسه معتبر آمریکایی، ایران را پس از چند کشور یعنی آمریکا، روسیه، چین و...، به عنوان هفتمین قدرت برتر دنیا در رده‌بندی خود قرار دادند.

وی افزود: البته ما در کشور ضعف‌ها و نارسایی‌های زیادی داریم که مهمترین ‌آن‌ها اقتصادی و معیشتی است که بخشی از آن‌ ناشی از تحریم‌هاست. هرجا رویکرد مسئولین اعتماد به مردم و اتکا به طرفیت‌های داخلی بود، شاهد موفقیت بودیم و هرجا که اتکا به بیرون و وعده‌ها و قرارها بود، فرصت‌ها را از دست دادیم و جز خسران چیزی حاصل نشد. آن چیزی که نظام را تاکنون حفظ کرده، حرکت در راستای گفتمان اسلامی، توجه به ظرفیت‌های داخلی، میدان دادن به جوانان پرشور و انقلابی و تبعیت از رهبر معظم انقلاب بوده است. راه تداوم انقلاب نیز همین است.

آیت الله موحدی کرمانی خطاب به مسئولان گفت: اینک که مقام معظم رهبری دستور تشکیل شورای عالی هماهنگی اقتصادی را با حضور سران سه قوه داده‌اند و به این شورا اختیارات ویژه تفویض نموده‌اند، مقتضی است آن شورای محترم به امور ذیل توجه کند. یک، استفاده از نظرات صاحبنظران و تقویت پول ملی و کاهش فشار بر مردم و طبقه ضعیف. دوم، تقویت اقتصاد دانش بنیان، برطرف ساختن موانع کسب و کار، تامین مواد اولیه کارخانجات، الزام شبکه‌های بانکی برای اعطای تسهیلات بانکی به تولیدکنندگان و امر ازدواج جوانان، سوم، برخورد جدی با مفسدان و اخلالگران اقتصادی و پایش مستمر بر نحوه قیمت‌گذاری، نظارت دقیق بر عملکرد گمرکات و ترخیص کالاها و مبارزه بی‌امان با قاچاق. چهارم، از وزارت ارتباطات و شورای عالی فضای مجازی انتظار می‌رود برای مقابله با ابتذال اخلاقی و جنگ روانی دشمن چاره اندیشی نموده و برای بومی‌سازی و تقویت شبکه ملی اطلاعات و رصد و مقابله با شبکه‌های ماهواره‌ای و حمایت از پیام‌رسان‌های داخلی اقدام کند.

وی در خصوص FATF هم عنوان کرد: گروه اقدام مالی یا FATF سی سال قبل در پاریس توسط برخی کشورها همچون آمریکا و انگلیس تاسیس شد. این گروه هدف خود را شفافیت مالی و مبارزه با پولشویی اعلام کردند و بعد از 11 سپتامبر مبارزه با حمایت مالی از تروریسم را به اهداف خود افزودند؛ گرچه در ظاهر همین اهداف را دارند اما در حقیقت ساز و کاری برای اشراف اطلاعاتی بر منابع و سیستم‌های مالی سایر کشورهاست. همچنین FATF بازوی خزانه‌داری آمریکا برای اعمال هرچه موثرتر تحریم علیه ایران و جریان مقاومت است. این اعتراف صریح یکی از مسئولان خزانه‌داری آمریکاست که می‌گوید برای قراردادن ایران در تنگنا و سخت‌تر کردن شرایط برای ایران، به FATF نیاز است.

امام جمعه موقت تهران ادامه داد: مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم بهانه و دروغ است. مرکز پولشویی و مادر تروریسم آمریکا، اروپا و اسرائیل است. ترامپ اعتراف کرد که آمریکا داعش را به وجود آورد. خانم کلینتون نیز در خاطرات خود به این موضوع تاکید داشته است و هدف از آن ایجاد ناامنی در خاورمیانه ذکر شده است. ‌امکانات مالی تروریسم توسط آنان فراهم می‌شود و حمایت مالی آمریکا و اروپا بود که داعش، جبهه‌النصره و... بزرگترین جنایت‌های بشری را مرتکب شدند. هزاران انسان بی‌گناه را با فجیع‌ترین روش‌ها کشتند، اماکن مذهبی را با خاک یکسان کردند و میراث فرهنگی و تاریخی را به یغما بردند؛ اما ایران بود که با داعش مبارزه و از سوریه و عراق بیرون کرد.

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: ما قانون مبارزه با پولشویی و و تروریسم را داریم که در مجمع نیز به تصویب رسیده است؛ اما در مواجهه با نسخه‌های استعماری باید با هوشمندی و تدبیر عمل کرد. البته نقش وزارت خارجه در این زمینه بسیار مهم است و باید با دیپلماسی فعال و هوشمند به تبیین سیاست‌های ایران بپردازد.

آیت الله موحدی کرمانی با اشاره سالروز مقاومت مردم غزه اظهار داشت: مردم غزه از اوایل امسال و در پی تصمیم ترامپ در خصوص انتقال سفارتخانه خود به بیت المقدس، هرجمعه اقدام به تظاهرات با عنوان بازگشت به سرزمین‌های اشغالی می‌کنند. از زمان شروع آن بیش از 270 نفر با گلوله‌های رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند و 27 هزار نفر نیز مجروح شدند. اما این مردم هر جمعه، تظاهرات می‌کنند. نکته دردناک این است که جهان به اصطلاح متمدن و مدافع حقوق بشر و دردناک‌تر حاکمان عرب مظلومیت اینان را نمی‌بینند.

وی ادامه داد: مقاومت و مبارزه بود که سوریه را پیروز کرد و امروز شاهد خروج آمریکا از سوریه هستیم. مقاومت، داعش را از عراق بیرون کرد. مقاومت و مبارزه است که مردم غزه را در برابر رژیم صهیونیستی استوار نگه داشته و تردیدی نیست پیروزی از آن مقاومت است.

امام جمعه موقت تهران با اشاره به سالروز شهادت نواب صفوی و یارانش گفت: نقش شهید نواب و تاثیر آن در تاریخ معاصر ایران مورد غفلت قرار گرفته است. آرمان او حکومت اسلام بود و نقش بزرگی در بیداری اسلامی ایفا کرد. حرکت‌های این مجاهد شجاع مقدمه‌ای برای نهضت امام بود. همه دغدغه او اسلام و عزت مسلمین بود. شهید نواب ویژگی‌های برجسته و ممتازی داشت و شخصیت‌های بزرگی همچون آیت الله خوبی و علامه امینی مجذوب او شده بودند. منطق قوی، صراحت و... همه را مجذوب کرد و شجاعت و دلاوری او لرزه بر اندام دشمنان می‌انداخت. او مصداق اشداء علی الکفار بود و با حرکت‌های الحادی برخورد سخت و انقلابی داشت. او می‌گفت آن کس که به بیگانه تکیه کند فرزند اسلام و ایران نیست.

وی افزود: شهید نواب صفوی از هر فرصتی برای روشنگری و آگاهی بخشی استفاده می‌کرد. برای آزادی یکی از یارانش که به اعدام محکوم شده بود با شاه ملاقاتی داشت. شاه پس از دیدار به یکی از اطرافیانش گفته بود، او مانند افسری که با سربازش صحبت می‌کند، صحبت می‌کرد و انگار نه انگار شاهی وجود دارد. یک خبرنگار مسیحی لبنانی پس از مواجهه با نواب مقاله مفصلی نوشت که در آن آمده بود، من جسمی ضعیف و نحیفی دیدم که در ورای آن روحی بزرگ بود.

آیت الله موحدی کرمانی در پایان سالروز ولادت بوعلی سینا و خوجه‌نصرالدین طوسی و آغاز عملیات دلیرانه بیت المقدس 2 را تبریک و گرامی داشت و حادثه سقوط هواپیمای نیروی هوایی ارتش را که منجر به شهادت 15 نفر شد را به خانواده آنان تسلیت عرض کرد.

انتهای پیام/رستمی

تحلیل رای الیوم از روابط تهران و مسکو؛
دو طرف فعلا تصمیم گرفته اند نتیجه با تساوی به پایان برسد!
اختلافات در دریای منافع ذوب می شود، همانطور که شکر در آب...این عبارت به خوبی می تواند روح روابط روسیه –ایران را توصیف کند؛ روابطی که با زیرکی ایران در شکار فرصتها و مهارت روسیه در تغییر وجهه حوادث به نفع خود و هم پیمانانش، همراه است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، د. نادية الحكيم در رای الیوم نوشت: اختلافات در دریای منافع ذوب می شود، همانطور که شکر در آب...این عبارت به خوبی می تواند روح روابط روسیه –ایران را توصیف کند؛ روابطی که با زیرکی ایران در شکار فرصتها و مهارت روسیه در تغییر وجهه حوادث به نفع خود و هم پیمانانش، همراه است.

در ادامه این مطلب آمده است: در اینجا، صحبت از فرصت شراکت و توافق دو دولت است؛ که وجود اختلافات ایدئولوژیک، تناقض مرجعیتهای فکری و دینی، وجود میراثی از درگیریهای تاریخی و رقابت در بازارهای نفت و گاز، مانع از آن نمی شود که سیل منافع مشترک و دیدگاههای مشابه این دو در خصوص بسیاری از مسائل منطقه ای و بین المللی، نادیده گرفته شود؛ آنچه که توانسته است قطب نمای روابط دو جانبه ایران و روسیه را به سمت توافق و شراکتی سوق دهد که در آن، دو دولت مذکور، دشمن و دوست مشترکی دارند؛ اما دشمن مشترک آنها، غرب، به رهبری ایالات متحده است، باب جنگ سردی را گشوده است که طی آن، از تمام ابزارهای فشار، یعنی تحریمهای اقتصادی و ائتلاف های بین المللی مخالف، استفاده می کند.

هم پیمان مشترک این دو، تنها سوریه نیست؛ اما این کشور عربی در رأس لیست هم پیمانان قرار دارد. ایران همواره در طول تاریخ به همسایه شرقی اش بعنوان یک شریک اقتصادی در مبادلات تجاری نگریسته است و روسیه نیز در شرایطی مشابه، به دنبال تقویت حضور استراتژیک خود در منطقه عربی بوده است و بحران سوریه، فرصت خوبی برای تحقق این هدف، به روس ها داد. اختلافات محوری دولت روسیه با ترکیه در خصوص پرونده سوریه، این اطمینان را به مسئولان روسی داد که امکان تکیه بر ترکیه بعنوان یک هم پیمان استراتژی وجود ندارد. از این رو، در ادامه با خروج ترکیه از گروه هم پیمانان روسیه، خلأ ایجاد شده، با نزدیکی روسیه به ایران، پر شد. البته هنوز زود است که بخواهیم در مورد امکان تبدیل رابطه ایران و روسیه به یک ائتلاف استراتژیک صحبت کنیم، اما فعلا، شرایط بین المللی و منطقه ای به نحوی پیش می رود که دو دولت مذکور در نقطه مشترکی به یکدیگر تلاقی پیدا کرده اند و منافع یکسانی دارند.

روابط روسیه و ایران شبیه به صفحه شطرنجی است که دو طرف در آن ایستاده اند و یکی از آنها، یعنی طرف ایرانی، مبدع این بازی است، اما طرف روسی، در این بازی مهارت بیشتری دارد و در حال حاضر اینطور توافق شده است که این بازی با تساوی به پایان برسد، تا زمانی که محاسبات تغییر کند.

منبع:انتخاب

انتهای پیام/رستمی

مهدی چمران در یادداشت اختصاصی که در اختیار تسنیم قرار داده ، به اظهارات اخیر موسوی خوئینی‌ها درباره نگاه امام موسی صدر و شهید چمران به مبارزات پیش از انقلاب اسلامی واکنش نشان داد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از خبرگزاری تسنیم، سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز اخیرا به مناسبت دومین سالگرد فوت مرحوم هاشمی رفسنجانی در مصاحبه‌ای به تشریح مبارزات آن مرحوم پیش از پیروزی انقلاب و همچنین نقد عملکرد سیاسی وی پس از انقلاب پرداخته است.

موسوی خوئینی‌ها در بخشی از قسمت اول این مصاحبه،  در تشریح  علل سفرش به لبنان که به توصیه مرحوم هاشمی انجام شده بود، می‌گوید: " به اعتقاد آقایان بهشتی، باهنر و هاشمی از آنجا که لبنان دروازه‌ خاورمیانه به سمت اروپا و دنیا بوده و هست، اگر در این کشور  مجله‌ای به چاپ برسد که در آن اخبار مبارزات و مبارزان  ایران منتشر شود، خبر مبارزه مردم  ایران علیه رژیم پهلوی که توسط این رژیم بایکوت شده بود می‌توانست به جهانیان برسد. و امام موسی صدر که در لبنان چهره‌ای شناخته شده بود، می‌توانست در این مسیر به نهضت کمک کند." 

وی در ادامه این مصاحبه با اشاره به نظر امام موسی صدر و شهید چمران درباره نهضت مبارزه علیه رژیم شاه مدعی شده است: "مرحوم آقاموسی صدر، تا آنجا که رفتار ظاهری‌اش نشان می‌داد، هیچ نوعی همراهی با انقلاب نداشت. به نظرم می‌آید که اساسا در آن زمان ایشان نظرش این نبوده که نهضتی که در ایران شروع شده به یک نتیجه خاصی می‌تواند برسد. 

موسوی خوئینی‌ها درباره دیدگاه شهید چمران نسبت به نهضت امام خمینی می‌افزاید: آقای چمران می‌گفت کار شما اصلا نتیجه ندارد، اصل کار اینجا در لبنان است و کاری که آقاموسی می‌کند، اصل است. اگر این به نتیجه برسد و ما در اینجا موفق شویم، خودبه‌خود مسأله ایران هم حل می‌شود. اگر اینجا درست نشود، آن هم به نتیجه نمی‌رسد. 

مهدی چمران  که در بسیاری از مقاطع مبارزی پیش و پس از انقلاب دوشادوش برادرش حضور داشته است،  در یادداشت اختصاصی که در اختیار  تسنیم قرار داده ، به این اظهارات واکنش نشان داده است.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

با همه احترامی که برای جناب آقای موسوی خوئینی‌ها قائلم مطالبی در مصاحبه اخیر ایشان ذکر شده که نیاز است آنچه که مربوط به امام موسی صدر و دکتر چمران می‌شود مورد دقت و توضیح قرار گیرد. البته قصد من اصلا پاسخگویی نیست و خود را در این مقام نمی‌دانم و نسبت به شأنیت ایشان هم بحثی ندارم. بلکه معتقدم لازم است در توضیح و تشریح واقعیت‌های تاریخی از جنجال‌های سیاسی و جناحی  بر حذر بود و آنچه که واقعا وجود داشته و اتفاق افتاده را بیان کرد. 

اجازه بدهید از انتهای گفت‌وگو شروع کنم. چراکه این بخش مسئله‌ای تاریخی است که قابل مناقشه نیست. آقای موسوی خوئینی‌ها  در بخشی از این مصاحبه گفته است  : « یادم هست که آقای چمران وقتی نهضت پیروز شد و امام به ایران آمد به فاصله یک هفته به لبنان برگشت. من اطلاع داشتم که نرفته که دوباره بازگردد. اما بعد از مدت کوتاهی امام خمینی پیام فرستاد که بیا ایران کارَت داریم.آن زمان، آقاموسی هم دیگر نبود و مشخص نبود شهید چمران اگر در لبنان بماند چقدر مؤثر خواهد بود.»

این اظهارات در حالی بیان شده که دکتر چمران تا یک هفته بعد از پیروزی انقلاب  به ایران نیامده بود که بخواهد به لبنان بازگردد، او در لبنان بود و بعد از پیروزی انقلاب در این فکر بود که با گروهی از لبنانیان به ایران برای دیدار با امام بیاید و بعد از آماده‌سازی مقدمات، 9 روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همراه یک گروه 92 نفری با هواپیمای مسافربری به ایران آمد و به دیدار حضرت امام خمینی شتافت. در این دیدار چند تن از بزرگان وقت لبنان از جمله مرحوم مهدی شمس‌الدین (نایب رئیس مجلس شیعی اعلای لبنان)، سید حسین حسینی (رئیس پارلمان وقت لبنان) و نبیه بری رئیس فعلی پارلمان لبنان حضور داشتند.

در این جلسه حضرت امام (ره) سخنان ارزشمندی درباره امام موسی صدر گفتند و اظهار داشتند برای آزادی او از لیبی تلاش خواهند کرد و به دکتر چمران فرمودند در ایران بمان که اگر ایران درست شود لبنان و جاهای دیگر هم درست می‌شود و دکتر چمران که ذوب امام بود، در ایران ماند و اصلا دیگر به لبنان نرفت و حتی کتاب‌های او از طریقکامیون به ایران منتقل شد و چند ماه بعد هم همسر او به تنهایی به ایران آمد.

البته شهید چمران در روزهای بحرانی پیروزی انقلاب و در روزهایی که میان لشگر گادر شاهنشاهی با افسران و سربازان نیروری هوایی درگیری شدیدی ایجاد شده بود،  با تعداد 400 نفر نیروی چریکی ایرانی و لبنانی قصد داشت تا به شکل مسلحانه از طریق دو هواپیما برای کمک به ایران بیاید و تا فرودگاه دمشق هم آمدند که روز 22 بهمن شد و سرود پیروزی انقلاب دنیا را تکان داد.

پس از پیروزی انقلاب حضرت امام (ره) جلسه‌ دیگری در نیم طبقه سالن سخنرانی مدرسه رفاه با مهمانان لبنانی گذاشتند که این حقیر راهنمای آنان بودم و سلاح آنها را تحویل گرفتم و مرحوم شیخ مهدی شمس‌الدین آنجا حضور داشت و صحبت کرد. بنابراین تاکید می‌کنم که دکتر چمران بعد از ورود به ایران اصلا سفری به لبنان نداشت و تا لحظه شهادت در ایران ماند.

از این فراز مسلم تاریخی می‌خواهم استفاده کنم که ممکن است مسائلی در طول تاریخ از ذهن انسان فرار کند و حافظه با واقعیات تاریخی مطابقت نداشته باشد چنانچه در مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها این مطلب دیده شد.

و اما در مورد دکتر چمران و لبنان؛ بنده در جریان مذاکرات و مباحث طرح شده در لبنان نیستم بنابراین آنچه می‌گویم اصل و فلسفه ورود دکتر چمران به لبنان برای ایجاد پایگاهی به منظور آموزش و مبارزه علیه شاه ایران و حکومت او بود.

دکتر چمران ابتدا به مصر رفت و در آن کشور به مدت دو سال آموزش نظامی مفصلی دید و سپس با سفر به جنوب لبنان،  در مجاورت مرزهای فلسطین اشغالی مستقر شد که هم سرزمین شیعیان بود و هم برای آموزش‌های نظامی سیاسی آزادتر بود و از سوی دیگر توانست هسته‌ اولیه مقاومت اسلامی  در لبنان زل با حمایت کامل امام موسی صدر شکل دهد.

در همین راستا گروه‌هایی از ایران به لبنان می‌آمدند و در لبنان یا سوریه آموزش می‌دیدند که بتوانند علیه حکومت دیکتاتوری شاه مبارزه کنند و این مبارزه علیه رژیم صهیونیستی، فالانژها، گروه‌های چپ و کمونیسم و حکومت شاه و دست‌نشاندگان او در لبنان به صورت واقعی وجهه عملیاتی داشت؛ به گونه‌ای که حرکت شیعیان و شجاعت و شهادت طلبی آنان در لبنان زبانزد شده بود. بنابراین دکتر چمران و آقای صدر در لبنان یک مبارزه جدی علمیاتی را دنبال می‌کردند که ساواک هم از آن اطلاع یافته بود و اسناد آن بعد از انقلاب هم آن را نشان می‌دهد.

ماهیت تلاش آنها و تشکیل اولین هسته‌های مقاومت اسلامی، مبارزه با صهیونیسم و عوامل آمریکا در منطقه از جمله شاه بود. ممکن است در روشهای مبارزه اختلاف نظرهایی با برخی‌ها داشتند ولی اصل مبارزه و نهضت را جدی‌تر و عملیاتی‌تر از دیگران دنبال می‌کردند.

در مورد آمدن امام موسی صدر به ایران و ملاقات با شاه، همانگونه که در مصاحبه آمده است همه تلاش می‌کردند که حنیف‌نژاد و بدیع‌زادگان اعدام نشوند و از آقای صدر هم جداٌ خواستند که به ایران بیاید و وساطت کنند که این دو اعدام نشوند و او بنا به درخواست دانشجویان مقیم اروپا به ایران آمد و آن ملاقات را انجام داد که به نتیجه مثبت هم نرسید.

تا آنجا که می‌دانم با اصرار دیگران آقای صدر آبروی خود را گرو گذاشت و با شاه که شدیدا مخالف او بود، ملاقات کرد و در نهایت هم نتیجه‌ای نداشت. البته آقای صدر رابطه سیاسی با سران عرب بویژه حافظ اسد داشت و حافظ اسد تنها فردی بود که در لبنان اندک کمکی می‌کرد. شاه و ساواک ایران و سفیر ایران در لبنان تمام سعی خود را داشتند که آقای صدر یا بهتر بگویم شیعیان لبنان موفق نشوند و به طرق مختلف از جمله ایجاد اختلاف میان شیعیان و سایر ادیان لبنان سعی در بهم زدن و به شکست کشانیدن مبارزه ضد صهیونیستی و ضد رژیم پهلوی را داشتند.

آقای صدر در لبنان موفق شده بود علاوه بر تشکیل سازمان مسلح «حرکت امل»، مجلس شیعی اعلای لبنان را رسما تشکیل دهد و در دولت لبنان وزارت جنوب را ایجاد کند و وزیر شیعی به کابینه بفرستد و در مسیر ائتلاف انسجام مسلمین و لبنانیان گام بردارد که همین تلاش‌های او که مخالف برنامه اسرائیل بود کار دست او داده و زمینه‌ای شد برای  ربوده شدنش در لیبی.

قبل از ربوده شدن امام موسی صدر ، ایشان در دو تظاهرات گسترده در "بعلبک"  و "صور" قدرت نمایی کرد و در سوگ شهید آقا سید مصطفی خمینی مجلس بزرگداشت مهمی را برپا داشت. از سوی دیگر مرحوم حاج احمد آقا مرتبا به لبنان می‌آمد و در جریان مسائل و مبارزات شیعیان لبنان قرار می‌گرفت که قاعدتا امام خمینی (ره) در نجف از این فعالیت‌ها مطلع می‌شدند.  قبل از ربوده شدن امام موسی صدر توسط قذافی، ایشان مصاحبه مفصل و مهمی با «لوموند» فرانسه به عمل آوردند و در آن مصاحبه  با قدرت از امام و مبارزات او و بیداری اسلامی در منطقه سخن به میان آوردند که این مصاحبه ضربه سختی برای شاه بود.

به طور کلی درباره امام موسی صدر  می‌توان این گونه گفت که  ایشان دست حضرت امام در منطقه خاور نزدیک و کشورهای عربی بود و آمریکا می‌خواست این دست را قطع کند و ربوده شدن امام موسی صدر توسط قذافی حرکتی در مقابل نهضت و انقلاب اسلامی و بیداری لبنان بود و به همین دلیل حضرت امام (ره) آمدن قذافی به تهران را نپذیرفت.

در طول آن سالها به امام موسی صدر تهمت‌های ناروایی زده شد. ولی به طور کلی تعاریف و سخنان زیبایحضرت امام (ره) درباره ایشان و عملکرد انقلابی و ضد صهیونیستی و مبارزه مسلحانه گویای برنامه‌ریزی‌ امام موسی صدر  برای رسیدن به قدرت شیعه یا انقلاب در لبنان بر هیچ کس پوشیده نیست. امروز هم مقاومت اسلامی در لبنان که مقدمه‌ای برای تشکیل در فلسطین و سایر کشورهای مسلمان شده و به درخت تناوری تبدیل شده دستاوردی از مبارزات و مجاهدت‌های آقای صدر و دکتر چمران و دانه‌هایی است که آن زمان غرس شد و امروز به قدرتی بزرگ در منطقه تبدیل شده است.

قبل از انقلاب افرادی به سوریه و لبنان می‌آمدند و اسم مستعار (ابوفلان) بر خود می‌نهادند ولی مبارزه‌ و جنگ مستقیم با اسرائیل و فالانژها نداشتند و حقیقتا نمی‌توان مبارزات و جنگ‌های مستقل شیعیان به پا خواسته لبنان را در مقابل این دشمنان کوچک شمرد.

دکتر چمران و یاران او برای اولین بار تانک‌های اسرائیلی را که در نزدیکی "بنت جبیل" در ارتفاعات "تل مسعود" مستقر شده بودند به آتش کشیدند و آنها را از لبنان بیرون راندند که عکس‌های حاج احمد آقا در کنار این تانک‌های منهدم شده به یادگار مانده است. بنابراین می‌توان گفت که نه تنها امام موسی صدر با نهضت ایران همسویی داشتند بلکه خود در مرکز مبارزه و جنگ شهادت‌طلبانه بودند و بعد از انقلاب هم همین مقاومت رشد کرد و بیش از هر کشوری انقلاب اسلامی در لبنان تاثیر گذاشت و به آنها قدرت و نیروی دو چندان بخشید و امروز هم موجب افتخار ما و نیروی مجاهد انقلاب اسلامی است.

انتهای پیام/رستمی

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با نقد حضور معاون اول رئیس‌جمهور در انتخابات گفت: "دوستان در شورای نگهبان باید دقت می‌کردند، چون نامزدی جهانگیری ظاهرسازی بود، اعتقاد دارم؛ چرا باید سر مردم را کلاه بگذاریم؟".

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از باشگاه خبرنگاران پویا، برنامه این هفته «دست‌خط» با حضور سیدمصطفی میرسلیم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام به‌روی آنتن شبکه پنج سیما رفت. او 71ساله اهل تهران است با سوابق طولانی کاری و سیاسی، قبل از انقلاب یکی از مدیران شرکت متروی تهران بود که از همان مدیریت خود و سمتش برای ارتباط با انقلابیون خارج از کشور استفاده می‌کرده و بعد از انقلاب هم در حزب جمهوری اسلامی مسئولیت‌های مختلفی داشته و به‌عنوان نخست وزیر از طرف اولین رئیس جمهور به مجلس معرفی می‌شود که البته رأی نمی‌آورد و در جاهای مختلف، سمت‌های حساس داشته است از جمله مشاور عالی رئیس‌جمهور، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از 75 تا الآن، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بوده و اهل ورزش به‌خصوص ورزش شناست. در انتخابات 96 در دوازدهمین دوره ریاست جمهوری هم یکی از نامزدها بود.

آنچه در ادامه می‌آید متن گفت‌وگوی دست‌خط با سیدمصطفی میرسلیم است:

تیترهای این گفتگو:

رکود فعلی از تورم خطرناک‌تر است

 دلار 4200تومانی قانونی نبود و به مردم ضرر زد

افزایش 300درصدی قیمت ارز، چه ثروت‌های بادآورده‌ای که نصیب برخی‌ها نکرد

مسائل کشور به‌بهانه مذاکرات هسته‌ای معطل گذاشته شد

حضورم در انتخابات ریاست جمهوری تصمیم شخصی نبود؛ تصمیم حزب مؤتلفه بود

نامزدی جهانگیری ظاهرسازی بود؛ شورای نگهبان باید بیشتر دقت می‌کرد

روحانی هنوز دلش با من صاف نشده است

حناچی کارهای قالیباف را در کمیسیون ماده 5 امضا کرده بود

ماجرای مذاکره با رئیسی در هواپیما

مسائل اخلاقی و جوانمردی در فوتبال رعایت نمی‌شود

گفتند میرسلیم نظر مثبت به منافقین دارد

مواضع آیت‌الله خامنه‌ای در نیویورک باعث ارتقاء نظام شد

ناگفته‌های آخرین جلسه با مرحوم هاشمی رفسنجانی در روز آخر حیات

رئیسی احتیاجی به ملاقات با آن خواننده نداشت؛ اشتباه مشاوران بود

*آقای میرسلیم، الآن غیر از مجمع تشخیص چه‌کاری می‌کنند؟

قدری کارهای تخصصی خود را انجام می‌دهم. در تحقیقات دانشگاه هم برای درس و بحث می‌رویم.

*دانشگاه امیرکبیر؟

بله.

*طراحی موتور را دارید؟

درس موتور و درس ترمودینامیک داریم.

*اولین سؤال را فکر می‌کردم چه‌چیزی بپرسم و گفتم این طور بپرسم شاید بهتر باشد شرایطی که الآن می‌بینید ممکن است بگویید خدا را شکر برای ریاست جمهوری انتخاب نشدیم؟

نه، کسی که دلش برای کشور بسوزد هیچ‌گاه طفره نمی‌رود از اینکه به مشکلات رسیدگی و چاره‌جویی کند. آدم متأثر می‌شود از اینکه این شرایط ایجاد شده و ناراحت می‌شود. اما اینکه خوشحال شود از اینکه من نیستم، بهتر که این شرایط گردن من نیفتاد قدری خودخواهی است. همه کسانی که ایرانی هستند و خود را یکی از اعضای جمهوری اسلامی می‌دانند، باید مسابقه در کار خیر بدهند. رقیب هم بودن به‌معنی دشمن هم بودن نیست.

*فکر می‌کردید در مسیر هر دولت و رئیس جمهوری باشد، دولت به این مشکلات در فضای اقتصادی بربخورد؟

سابقه‌ای وجود داشت که به تصمیماتی که در سال 92 به بعد گرفته شد برمی‌گشت. طبیعی است که اینها منجر به مشکلاتی در زمینه اقتصادی می‌شد.

*منظور شما حفظ تورم به‌قیمت رکود است؟

بله. دولت حسن نیتی داشت از این لحاظ که می‌خواست تورم را مهار کند، منتهی این مهار کردن تورم را به‌روشی اتخاذ کرد که منجر به کاهش قدرت خرید مردم شد. وقتی مردم نتوانند خرید کنند و به بازار مراجعه نکنند، طبیعی است تورم کاهش می‌یابد، منتهی این منجر به این می‌شود که تولیدات به‌فروش نرود و بدین معنی است کسانی که مشغول کار هستند، با مشکل روبه‌رو می‌شوند و با رکود مواجه می‌شویم.

رکود بسیار خطرناک‌تر از تورم است. چاره این است که در داخل از نظر فعالیت و  اشتغال مولد قوی باشیم. اشتغال مولد باشد ترس و نگرانی نداریم. الحمدلله داخل کشور امکانات فراوان وجود دارد و چاره‌جویی نیازهای داخلی ما به‌راحتی میسر است و برخی نیازمندی‌های خارجی هم وجود دارد که راه‌های خودش را برای تأمین دارد، بنابراین اتکا به راه‌حل مهار تورم به‌قیمت پدید آوردن رکود راه‌حل مناسبی نبود.

*در واقع مانند فنری بود که این فنر یکباره رها شد و اتفاقی شد که در بازار دلار شاهد بودیم.

بله، آن هم حالا اتفاقی است که تنها به 5‌ــ‌4 سال اخیر بازنمی‌گردد. از ابتدای پیروزی انقلاب دلار 7 تومان بود و تقریباً به‌طور متوسط سالی 20 درصد تورم داشتیم، برخی سال‌ها بیشتر بود و تا 40 درصد هم رسیدیم و نزدیک 50 درصد هم رسیدیم و برخی سال‌ها کمتر بوده و به 10 درصد هم رسیدیم؛ اگر متوسط را 20 درصد در نظر بگیرید، اینها با هم جمع شده است.

این 20 درصدها با هم جمع شده و از سوی دیگر به‌طور متوسط یک بهره بانکی را برای مردمی که سپرده‌گذاری می‌کرده‌اند، در نظر گرفته‌ایم و آن هم در حدود 20 است، بهره بانکی‌ای که برای تولید لزوماً اختصاص داده نمی‌شود. در زمینه خرید و فروش و کاسبی و دلالی هم صرف شده است، اینها همه در مجموع بعد از 40 سال، کاهش ارزش پول ملی به‌اندازه یک‌هزارو400م را منجر شده است، این را محاسبه کردم. شما با این قضیه مواجه هستید، 7 را در هزار و 400 ضرب کنید، ده‌هزار تومان می‌شود و هر دلار الآن ده هزار تومان است.

*برخی معتقدند، دولت از این نوسان ارزی درآمد ویژه‌ای کسب کرد.

دولت چون از محل فروش نفت درآمد دارد، عواید ناشی از فروش نفت به خزانه می‌آید. اگر دلار گران شود بنابراین به ریال، درآمد دولت هم بیشتر می‌شود. دولت هم الآن مقادیر زیادی بدهکار است و شاید بیش از 500هزار میلیارد تومان دولت به مجموعه سازمان‌های دیگر و پیمانکاران و بانک مرکزی بدهکار است. تغییر ارزش پول از 2900 تومان به 4200 هزار تومان خودش جرقه‌ای شد...

*تصمیم درستی نبود.

این تصمیم قانونی نبود؛ یعنی باید مراحل خودش را طی می‌کرد؛ 4 مرحله دارد و این مراحل طی نشد. دولت تصمیم گرفت و این کار انجام شد. بعد هم فاجعه‌ای پیش آمد که ما شاهد آن بودیم. البته مردم ما مردم نجیب و شریفی هستند و تحمل کردند تا دشمن‌شاد نشویم ولی ضرر به مردم بسیار خورده است.

*در جایی گفته بودید، باید ببینیم آنهایی که منفعت بردند و ذی‌نفعان افزایش قیمت نفت چه‌کسانی هستند. واقعاً چه‌کسانی هستند؟

معمولاً خودمان می‌گوییم اگر در حد معقولی ارز گران‌تر شود، این به‌نفع صادرات است، یعنی ما مشتری‌های بهتری پیدا می‌کنیم برای اینکه کالای ما از نظر اقتصادی رقابتی‌تر ‌شود، یعنی اگر کیفیت مناسب را داشته باشد در مقابل کالایی که به دیگر کشورها عرضه می‌شود قیمت ارزان‌تری خواهد داشت و در نتیجه مشتری‌های بیشتری خواهد داشت، بنابراین مشوق این است که تولیدات افزایش یابد.

اما در اینجا بحث این نیست که یک‌دفعه ارزش دلار 300 درصد افزایش یابد. چیزی که اتفاق افتاد این است؛ الآن 2900 تومان را عملاً در بازار ده هزار تومان داریم.

*یعنی حدود 5برابر شده است.

خدا نکند این بیشتر شود. این یک تغییر فاحش است. وقتی قرار است فقط 5 درصد یا 10 درصد ارز قیمت تغییر کند در واقع نرخ تسعیر تغییر کند، این کار را با ملاحظه و دقت و هوشیاری و مخفیانه تصمیم‌گیری می‌کنند و یک‌باره اجرا می‌کنند، چرا که بسیاری از اشکالات ممکن است بر اثر همین افشا شدن ایجاد شود.

*و رانت اطلاعاتی که نصیب افراد می‌شود.

احسنت. خب، حالا اینکه 5 درصد و 10 درصد است، ببینید در 300 درصد چه فاجعه‌ای اتفاق می‌آفریند، چه تحولاتی در کشور رخ می‌دهد و چه‌کسانی با خرید و فروش ارز به چه درآمدهایی می‌رسند و چه بادآورده‌هایی پدید می‌آید.

*و رسیدند.

و شد.

*گفتید دولت مراحلش را رعایت نکرده که نرخ دلار را از 2900 به 4200 رسانده؛ مراحلش چه بوده؟

یک مرحله کارشناسی دارد که آن مرحله کارشناسی پیشنهاد است و باید تنظیم شود. باید پیشنهاد بیاید و در دولت برود، از طریق بانک مرکزی اقدام شود، در دولت هم باید تصویب شود و بعد در مجلس وارد شود. کمیسیون‌های مجلس باید نظر بدهند.

*این مراحل قانونی است؟

بله. این مراحل باید انجام شود و بعد تصمیم گرفته شود. اینها انجام نشده است و دولت خودش تصمیم گرفته است.

*کسانی که باید بر این روال نظارت کنند، مانند مجلس و حتی مجمع تشخیص که خود شما هم هستید و کمیته‌ای تشکیل داده است، نقش آنها چه می‌شود؟

این نظارت به‌عهده مجلس است. ما در مورد سیاست‌های کلی کار نظارتی را انجام می‌دهیم، نه مسائل جاری کشور. سیاست کلی بحثی دارد که با امور جاری کشور فرق می‌کند. نظارت آنها به‌عهده مجلس است و باید بررسی کند که؛ آیا دولت کار خود را به‌درستی انجام می‌دهد؟ یا قوانین درست اجرا می‌شود؟ این قانون است.

*پس مجلس هم کار خودش را به‌درستی انجام نداده است؟

بله. این‌جا قانونی داریم؛ قانون پولی و ارزی کشور است که این قانون باید مراعات می‌شد و مصوبه سال 52 است. این قانون مراعات نشده است. ما در شرایط تحریم قرار گرفته‌ایم؛ شرایط تحریم شرایط ویژه است و به هر قیمتی شده باید مقاومت کنیم. باید مراقبت کنیم که نقشه‌های دشمن روی ما اثرگذار نباشد. خب این‌که قیمت ارز را تغییر دادید، شاید حسن نیت داشتید گمان کردید این طور می‌شود ادامه داد و باید 2900 را به 4200 تومان رساند، اما در این شرایطی که در آن قرار گرفتیم مناسب بود این کار انجام شود؟ قدرت نظارت یعنی اگر نرخ ارز 20 درصد تغییر کرد، باید اجازه دهیم تمام کسبه و تولید‌کنندگان بدون استثناء قیمت‌ها را تغییر دهند؟ این دیگر سودی نخواهد داشت. آن که گفتم صادرات تشویق می‌شود، اثری ندارد، چون قیمت گران‌تر شده و به‌نفع صادرات و مولد و تولیدکننده نخواهد بود.

باید دولت قدرت داشته باشد وقتی نرخ ارز را به‌طور منطقی تغییر می‌دهد، مانع گران شدن حساب و کتاب کالاهایی باشد که هیچ مناسبتی با ارز ندارند، چنین امکانی دولت نداشته است، اصلاً چنین قدرتی دولت ندارد. دولت حتی نمی‌تواند جلوی بی‌انصافی را بگیرد. مگر مردم خودشان به‌فکر این باشند که جلوی بی‌انصافی‌ها را بگیرند.

*چطور؟ با چه‌روشی؟

این روشی است که به روحیه انقلابی برمی‌گردد. روحیه انقلابی یعنی آدم خودش را در نظر نگیرد. من به‌عنوان کاسب نگاه نکنم که ممکن است درآمد من کم شود، من باید ببینم چطور می‌توانم مانع شدت گرفتن این حالتی شوم که به‌ضرر کشور است ولو در دوره‌ای سود من افزایش نداشته باشد، بلکه کاهش هم داشته باشد. انصاف یعنی من خودم را جای مردمی بگذارم که قدرت خرید آنها افزایش نداشته است و حقوق آنها افزایش نداشته و من به‌عنوان کاسب هم باید همان طور فکر کنم. ما وقتی به‌فکر خودمان افتادیم وارد بی‌انصافی شدیم.

*این را هم قبول کنید که الگوی مردم آن کسانی هستند که بر آنها حکومت‌داری می‌کنند. این الگو را باید آنها شکل دهند.

ما حضرت علی(ع) را دوست داریم و در دل ما جای دارد؛ ولی آیا به ایشان عمل می‌کنیم؟ آیا کسانی که در رأس حکومت هستند و در رأس دولت هستند و در وزارتخانه‌ها هستند و در سه قوه هستند و در مجلس حضور دارند، از شیوه حکومتی علی(ع) تبعیت می‌کنند؟ این نیست، در نتیجه نباید توقع داشته باشید همه چیز گل و بلبل شود. اشکالات این‌چنینی داریم.

*FATF در مجمع تصویب شد؟

قانونی داشتیم که قانون مبارزه با پولشویی و قانون خودمان بود. این قانون، قانون بدی هم نبود و باید خوب اجرا می‌شد. در انطباق با آنچه مورد نیاز برای این بود که در صحنه بین‌المللی مورد قبول واقع شود، باید اصلاحاتی روی این انجام می‌گرفت که این اصلاحات را دولت محترم پیشنهاد داد و به مجلس رفت و مجلس هم بررسی کرد و برخی را شورای نگهبان نپذیرفت و به مجلس بازگرداند و برخی اصلاحات هم به‌صورت قانون خودمان مطابق با سیاست‌های کلی نبود و آنها را در مجمع بررسی کردیم و اصلاحات را انجام دادیم.

*مثلاً آنهایی که الآن در لیست تحریم هستند برای مراوده با بانک‌های خودمان به مشکل برنمی‌خورند؟

منظور شما چیست؟

*بر اساس FATF سپاه، نهادهای دیگر و افرادی که جزو لیست تحریمی هستند اگر بانک‌های ما قواعد FATF را می‌پذیرفتند، نمی‌توانند با آنها مراوده کنند. الآن این دغدغه رفع شده است؟

دو مطلب را از هم تفکیک کنید؛ یکی اینکه قانون چه‌شکلی دارد. اصل پولشویی را مخالف بوده‌ایم و هستیم. نکته بعدی این است که؛ الآن چه‌کسانی را مصداق کسانی می‌دانیم که با حرام جلو می‌روند؟ روی این مصداق‌ها تصمیم نهایی گرفته نشد.

فرض کنید در مجامع بین‌المللی یک نظر داشته باشند و ما هم یک حرفی داشته باشیم و باید اینها را بنشینیم و با مذاکره پیش ببریم. نظر مجامع بین‌المللی و برخی از کشورها ممکن است روی یک مجموعه‌ای از افراد و سازمان‌ها باشد و نظر ما یک چیزهای دیگر باشد و باید اینها را با هم تفاهم کنیم؛ اجماع نیاز دارد.

کسی نمی‌تواند به دیگری زور بگوید. کشوری بگوید "به‌نظر می‌رسد تشکیلات شما سازمانی هستند که همه جزو فهرست ممنوعه باشند."، این را به‌چه‌حقی بیان می‌کنند؟ ما هم برای شما [مواردی را] اعلام می‌کنیم که خلاف هستند.

*یعنی ما این را به‌شرطی که تعریف خودمان را داشته باشیم، پذیرفتیم؛

بله. ما خودمان می‌دانیم که آمریکا‌یی‌ها چقدر از طالبان طرفداری کردند و چقدر در داعش سهیم بودند. ما با اینها مخالف هستیم و هیچ‌گاه با اینها موافقت نداشتیم.

*دولت یازدهم با اقتدار وارد مذاکره نشد، چون به قدرت داخلی باور نداشت، این را شما گفتید؛ درست است؟

بله. من اعتقاد دارم دوستانی که اهل مذاکره بودند واقعاً زحمت کشیدند و همت کردند و کار بزرگی را پیش بردند و یکی از نتایج مهمی که در بر داشت این بود که بعد از هر مذاکره‌ای، پشت دوربین‌ها ظاهر می‌شدند و مردم دنیا فهمیدند سر جمهوری اسلامی خیلی ظلم شده است. ولی کنار این مذاکرات به برخی مذاکراتی که به کشورهای منطقه و همسایگان خودمان بازمی‌گشت، باید اهمیت می‌دادیم.

نکته بعدی که به‌نظر من خیلی مهم است، اصلاً فعالیت‌های کشور را متوقف نمی‌کردیم تا ببینیم نتیجه مذاکرات چه می‌شود، 5‌ــ‌4 سال را از دست دادیم و در این مدت با سیاست‌های اشتباه مهار تورم با رکود دنبال شد. در کشور تولید افتاد و کارگاه‌ها تعطیل شد و 70 درصد صنایع کشور خوابید. دستگاه‌ها را فروختند و کارگرها را تعدیل کردند و تمام شد. راه انداختن آنها به این سادگی‌ها نیست. این باور به قابلیت‌های خودی است؟ هنوز هستند کسانی که می‌گویند "مسائل را نمی‌توانیم خودمان حل کنیم و برخی کارشناس‌ها را باید از خارج بیاوریم". حتی یکی گفته بود "وزیر هم باید از خارج وارد کنیم".

بیشتر بخوانید

مصطفی میرسلیم مهمان برنامه "دستخط" می‌شود

*آقای میرسلیم با این‌همه تجربه سیاسی که از قبل و بعد انقلاب داشت چطور تصمیم گرفت کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری برای سال 96 شود، انتخاباتی که رئیس‌جمهور مستقر در آن بود و خیلی جاها رئیس‌جمهور مستقر در دوره دوم رأی می‌آورد؟ بیشتر آمدید که رأی بیاورید یا یک‌سری حرف‌ها را بیان کنید؟

آمدن من تصمیم شخصی نبود، نه اینکه اعتقاد داشتم دولت و رئیس‌جمهور موفق بوده است؛ نه، من نظرات خودم را بیان کردم و منعکس هم شده بود و چاپ شده بود و همه می‌دانستند نظر من این نیست که ادامه وضعی که از سال 92 پدید آمد به‌نفع کشور است اما این‌که من شخصاً نامزد ریاست جمهوری شوم، این نبود و این تصمیمی نبود که من گرفته باشم.

*تصمیم مؤتلفه بود.

تصمیمی بود که حزب گرفت. به‌مناسبت انتخابات ریاست جمهوری شرایط ایجاد می‌شود می‌توان برخی از مسائل را به‌شکل انتقاد سازنده مطرح کرد، هدف ما هم همین بود. در مجموع مطالبی که مطرح کردم جنبه تخریبی را سعی کردم در مناظرات نداشته باشم. آن چیزی را که به اشکال می‌رسید و باید اصلاح می‌شد و هر کسی رئیس‌جمهور می‌شد باید مراقبت می‌کرد مطرح می‌کردم.

اعتقاد ما این است که برای اداره کشور کار نباید بر مبنای سلیقه یک فرد پیش برود. چنین چیزی نبود و گفتیم برای اولین بار وارد صحنه می‌شویم و با مردم مطرح می‌کنیم.

*با جمنا به توافق نرسیدید؟

ما در داخل جمنا بودیم یعنی دبیرکل ما و برخی از اعضا در جمنا بودند ولی خود جمنا تا آخرین لحظه به نتیجه نرسیده بود که چه‌کسی را می‌خواهد انتخاب کند.

*تقریباً به آقای رئیسی رسیده بودند.

در آخرین لحظات بود چون خود آقای رئیسی جزو جمنا نبود. پیشنهاداتی صورت گرفت و این پیشنهادت منجر به این شد که دوستان ما در جمنا رأی را متوجه آقای رئیسی کنند.

*شما در مناظره دوم خیلی درخشیدید و به‌اذعان خیلی‌ها حرف‌های کارشناسی و البته نقدهای تند و تیز داشتید.

من شخصاً ندرخشیدم؛ اینها مبتنی بر مشکلات قبلی است. برخی از نکات ایرادی بود که ...

*خود شما فکر می‌کردید در مناظره دوم چنین حرف‌هایی مطرح کنید و به‌اصطلاح بگیرد؟

بله. البته آنجا سؤالاتی را مجری مطرح می‌کرد. این‌که چه سؤالاتی به من اختصاص یابد مهم بود. هم سؤال خوبی به بنده اختصاص پیدا کرد و هم آمادگی بود و مطلب آماده بود و این را بیان کردم.

*آقای روحانی به شما گله کردند؟

هیچ وقت ایشان گله نکردند ولی فکر نمی‌کنم دل‌شان با من صاف باشد، ولی ایشان گله نکردند. من بعد انتخابات به ایشان گفتم کار اداره کشور کار مشکلی است و باید دست به دست هم دهیم و کار را پیش ببریم.

*شما خیلی به حضور آقای جهانگیری در انتخابات نقد داشتید.

به‌طور ریشه‌ای مخالف این بودم که با ظاهرسازی ...

*گفتید دو فرصت به رئیس جمهور مستقر داده شد.

بله؛ ظاهرسازی بود. البته دوستان در شورای نگهبان باید دقت می‌کردند. خود رئیس جمهور لازم نیست (برای ریاست جمهوری) استعفا دهد، اما شخصیتی که معاون رئیس‌جمهور است، به‌عنوان نامزد ریاست جمهوری در صحنه آمده است، اول گفته "من می‌مانم تا آخر"، ولی تا آخر  نمی‌ماند و به‌نفع رئیس جمهور کنار می‌رود، همه اینها اشکال دارد. چرا باید سر مردم را کلاه بگذاریم.

*این نقد شما به شورای نگهبان است؟

بله. اعتقاد دارم با مردم روراست نباشیم کار ما به نتیجه مطلوب نمی‌رسد و ابتر می‌ماند.

*فضای مناظرات را اخلاقی دیدید؟

نخیر. حتی در مناظرات تذکر هم دادم. بالاخره گفتم "اگر با هم مسئله دارید بیرون حل کنید. جواب مردم را بدهید و بگویید چه‌کاری برای حل مشکلات مردم انجام می‌دهید و چه راهی برای مشکلات کشور دارید و چه راه‌حلی برای طرح‌هایی دارید که علیه کشور انجام می‌شود، اینها را حل کنید".

*در جایی خواندم که گفتید "من به خود آقای قالیباف هم نقدهای ویژه‌ای داشتم ولی به من توصیه شد که نقدش نکنم".

ظاهراً ما در یک جبهه بودیم.

*ظاهراً؟

ظاهراً بله.

*باطناً نبودید؟

نخیر. برای اینکه من خودم به عملکرد دوستانم نقد دارم. بهترین هدیه‌ای که می‌توان داشت این است که عیب را به دوست بیان کند و اینها چیزهایی نیست که به آقای قالیباف نگفته باشم. من گفتم "شهردار محترم، شما که رئیس کمیسیون ماده 5 هستید نمی‌توانید هر کاری انجام دهید و وقتی انجام دادید مسائلی را برای شهر تهران می‌آفرینید که این مسائل را افراد در آینده باید تحمل کنند؛ باید اصلاح کنید". خدمت ایشان نوشتم و حضوری بیان کردم و الآن هم اعتقاد دارم.

الآن مصیبت‌هایی که در تهران داریم کم نیست. شورای شهر اشتباه کرده و شهردار هم اشتباه کرده است. اداره کردن شهر تهران با درآمدهای ناپایدار مانند فروش تراکم و آن هم تراکم سیار انجام نمی‌گیرد. اینها نقدهایی بود که داشتم و الآن هم دارم. همین الآن هم اگر شهردار آقای حناچی به این رویه ادامه دهد که نمی‌تواند این طور ادامه دهد ــ با اینکه ایشان خودش عضو کمیسیون ماده 5 بوده‌ و امضا کرده است؛ کارهایی را که آقای قالیباف انجام داد آقای حناچی امضا کرده است ــ نباید این کارها انجام شود.

*فکر نمی‌کردید اگر این نقد را به‌رغم توصیه‌ای که به شما کردند می‌کردید فضای انتخاباتی طور دیگری می‌شد؟

بحث این نیست که شلوغ کنیم. باید ببینیم در انتها چه‌کار می‌خواهیم انجام دهیم. در انتها این بود که ما در مقابل دولت آقای روحانی قرار گرفتیم که برای دوره دوم در صحنه می‌آمد.

*و برای اولین بار هم برای خودش دو فرصت در صحبت‌ها ایجاد کرد.

بله. قرار نبود ایشان را نقد کنیم و در حاشیه برویم. گاهی می‌توان نقص‌های قوه قضائیه و مجلس و شهرداری را هم مطرح کرد؛ اینها انحرافی است. من می‌خواهم بگویم دولت باید چه کند.

*حرف معقولی است.

*یک شوخی‌هایی با شما در فضای مجازی شد. اینها را دیده‌اید؟

شوخی‌های زیادی بود.

*نوع گویش شما بود.

بله؛ این شوخی‌ها برای الآن نیست، در اوایل انقلاب هم بود و در دوره وزارت هم بود و این را اشکال نمی‌بینم.

*در دوران انتخابات هم اینها را دیدید؟

بله؛ اشکالی ندارد.

*به این‌ها خندیدید یا ناراحت شدید؟

ناراحتی ندارید. این میزان حق برای مردم باید قائل بود که حرف خود را به‌زبان طنز هم بیان کنند. گاهی به‌درد می‌خورد و خوب است.

*ازچه‌جهت به‌درد می‌خورد؟

برخی مواقع درست است که مسئله طنز است ولی حکایت از واقعیت هم دارد. اگر ببینیم حق است باید اصلاح کنیم ولو به‌زبان طنز باشد، چه اشکالی دارد؟! و این شرح صدر است.

*روزهای آخر، مؤتلفه بیانیه‌ای داد که شما به‌نفع آقای رئیسی کنار رفتید و شما گفتید این بیانیه زحمات بچه‌های مؤتلفه را به‌باد داد، البته بعد در کانال تلگرامی خودتان گفتید "من هستم" و در نهایت هم بودید. این چه ناهماهنگی بود که ایجاد شد؟

در روز چهارشنبه‌ای که قبل از جمعه انتخابات بود، سفری به مشهد داشتم که آقای رئیسی دعوت کردند و ما هم گفتیم مشرف به امام رضا شویم و با ایشان هم گفت‌وگو کنیم. در طول پرواز هم صحبت کردیم و به آقای رئیسی گفتم "دوستانی که به من رأی می‌دهند، اگر کنار بروم معلوم نیست رأی آنها به شما تعلق گیرد. شما اگر کنار بروید معلوم نیست رأی کسانی که به شما رأی می‌دهند به من تعلق گیرد. منطقی این است که ما پای صحنه باشیم و نگذاریم آراء بشکند و احتمالاً جمع آرا را کاهش دهد یا به‌نفع رقیب ما شود؛ این حرف منطق سیاسی داشت.

از نظر سیاسی این میزان شناخت سیاسی داشتم که در محاسبات چطور کار انجام می‌شود. ایشان هم پذیرفت و با هم تفاهم کردیم به‌نفع هم کنار نرویم و پای کار بمانیم. برخی از دوستان ما در حزب فکر می‌کردند این سفر انجام شده و ما با هم تفاهم کردیم من به‌نفع آقای رئیسی کنار بروم، این‌طور نبود و همان شب اعلام کرد این طور نیست و اشتباه صورت گرفته است.

*نزد آقای رئیسی رفتید و یک نفری را کنار ایشان دیدید؟

بله. به‌نظر من یکی از اشتباهاتی که در جمع مشاوران آقای رئیسی وجود داشت این بود که چنین فردی را به‌عنوان چهره هنری مطرح کنند. آقای رئیسی نیازی به این نداشت؛ این کار اشتباهی بود که انجام شد.

* این تحلیل را قبول دارید قدری کاهش رأی برای ایشان آورده باشد؟

بله. تحلیل نمی‌کنم بلکه یقین دارم این‌طور شده است.

*روز انتخابات با شناسنامه زمان رژیم پهلوی رأی دادید؟

شناسنامه خودم را تحویل ندادم، چون در آن مهرهای انقلاب خورده بود و گفتم این سند بسیار ارزشمندی برای من است و در خانه نگه داشتم. آن روز که خواستم برای رأی‌گیری بیایم، به‌یاد نداشتم شناسنامه‌ام را کجا گذاشتم و در کشوی میزم گشتم و این شناسنامه بود و بدون اینکه توجه کنم شناسنامه قبلی است آوردم و نه نیت خاصی داشتم و نه برنامه داشتم.

*یعنی اهل پروپاگاندای رسانه‌ای و جلب توجه نبودید؟

نخیر. آن هم مهر خورد و یکی دیگر از مشارکت‌های ما را در سرنوشت این نظام اثبات کرد.

*الآن که فضا را می‌بینید چه‌کسانی برای 1400 بیایند؟ سه سال مانده ولی فضا چطور است؟

هیچی معلوم نیست. الآن نمی‌توان گفت، چون الآن انتخابات مجلس را در پیش داریم، مجلسی که تکلیف آن در خرداد ماه 99 مشخص می‌شود از اواخر 98 تبلیغات شروع می‌شود و این مجلس بسیار مهم است. به‌نظر من نمی‌رسد ترکیب مجلس اینی که الآن هست باقی بماند.

*عوض می‌شود؟

قطعاً عوض خواهد شد.

*به‌نفع اصولگرایان یا...؟

من فکر می‌کنم چون در این زمینه برآورد مثبتی از مجموعه کارهای دوستان اصلاح‌طلب وجود ندارد و رآی هم با مردم است و مردم نگاه می‌کنند که نتیجه این 4 سالی که گذشت چه بود، احتمالاً ترکیب مجلس تغییر کند و ترکیب مجلس بسیار مهم است.

رئیس‌جمهور هر کسی بخواهد بشود بالاخره اگر مجلس قوی و مستقل باشد، روی وزرا تأمل می‌کند که چه‌کسانی به‌عنوان وزیر معرفی می‌شوند، فقط دوستان رئیس‌جمهور هستند یا همکاران سابق او هستند و یا رفقای او هستند یا نه، افرادی هستند که بر مبنای شایسته‌سالاری انتخاب می‌شوند و مراحل مختلفی را که باید برای خدمت طی کنند تا به سطحی برسند که اداره کشور به آنها سپرده شود طی کرده‌اند.

مجلس باید قوی وارد صحنه شود. مجلس باید ببیند کسانی که به‌عنوان وزیر انتخاب می‌کند واقعاً وزارت می‌کنند یا کنار وزارت، کارهای دیگر که برای خودشان و اقوامشان است، انجام می‌دهد.

*آقای مهندس، چه‌سالی ازدواج کردید؟

سال 1349 بود؛ 23ساله بودم.

بالاخره این سن ازدواج است. این‌که الآن عقب افتاده است مصیبت است. باید تا سن 25سالگی ازدواج کرد. 40سالگی موقع ازدواج کردن نیست، دیر است.

*وقتی فضا مهیا نباشد.

برخی توقعات است. اینها مسائلی است که برای خود می‌سازیم. چرا مهیا نباشد؟

*مثلاً طرف شغل ندارد.

بله. اتفاقا در مناظرات به آقای روحانی گفتم اصل مطلب این نیست که ازدواج را به شغل موکول کنیم؛ خداوند برکت می‌دهد. بر مبنای یک اعتقاداتی در این کشور زندگی می‌کنیم. زندگی را سالم کنید و ازدواج کنید خداوند هم به شما برکت خواهد داد. کار شما هم درست می‌شود. ما همیشه روی مادیات حساب می‌کنیم. اول باید شغل داشته باشم، خانه داشته باشم، خودرو داشته باشم، همه چیز داشته باشم بعد زن بگیرم. اینطور می‌شود که جوان در سن 40 سالگی هم نمی‌تواند ازدواج کند.

*خیلی از دوستان ما هستند که می‌گویند اگر همین شغل را داشته باشیم ازدواج می‌کنیم.

*حالا شما چطور آشنا شدید؟ سنتی بود؟

بله. مرحوم مادرم قبول زحمت کرد و رفت و انتخاب کردند.

*از اقوام بودند؟

نخیر. ایشان پسندیدند و ما هم به خواستگاری رفتیم و به تفاهم رسیدیم.

*ایشان هم اهل دانشگاه بودند؟

بله؛ دانشگاهی بودند.

*چه رشته‌ای؟

روان‌شناسی.

*مهریه چقدر بود؟

آن زمان 50 هزار تومان.

*خطبه عقد را چه کسی خواند؟

حاج آقای سید رضی شیرازی خواند. خدا ایشان را حفظ کند، الان دیگر پیر شده اند.

*الان تهران هستند؟

بله.

*با حاج خانم خیلی رفیق هستید؟

بله. زندگی همیشه ساده و آسان نیست ولی ما با سادگی شروع کردیم و دوران تحصیلات من هنوز تمام نشده بود.

*خانه داشتید؟

نخیر. دوران تحصیلات من بود که در خانه دانشجویی زندگی می‌کردیم.

*در فرانسه یا اینجا؟

در فرانسه. آنجا 4 – 5 سال ماندم و فرزندان من آنجا به دنیا آمدند.

*چند فرزند دارید؟

دو فرزند من در فرانسه به دنیا آمدند و یکی در ایران به دنیا آمد.

*یعنی 3 فرزند دارید؟

بله.

*دختر یا پسر؟

دو دختر و یک پسر دارم.

*چه می‌کنند؟

همه مشغول هستند و فعال‌اند.

*دانشگاه یا کار؟

یک پسرم در صداوسیما مشغول است.

*همکار ماست؟

بله. یکی از دختران من دبیر اجرائی یکی از نشریات به نام نشریه «نجات» است و ضمنا خانه‌داری می‌کند و دختر دیگرم دادیار است.

*در قوه قضائیه هستند.

بله.

*از فرزندان شما دو تا رسانه‌ای هستند.

بله.

*همه ازدواج کرده‌اند؟

بله. همه ازدواج کردند.

*چند نوه دارید؟

3 نوه دارم.

*با نوه‌ها بیشتر کیف می‌کنید؟

به هر حال سر پدربزرگ و مادربزرگ گرم نوه‌ها هم هست؛ نوه‌ها شیرین هستند.

*بحث سیاسی در خانه می‌کنید؟

بله. مفصل و همیشگی است.

*اعتقادات آنها به شما نزدیک است یا فاصله دارند؟

نزدیک هستند منتهی اعتراض می‌کنند که تا چه زمانی می‌خواهید بحث سیاسی را ادامه دهید و بهتر است به خودتان برسید. می‌گویم ما برای این درست نشدیم که به فکر خودمان باشیم. این زندگی تمام می‌شود و باید دید در عاقبت توشه ما چیست.

*خانواده موافق بودند که در ریاست جمهوری نامزد شوید؟

نه زیاد، چون می‌دانستند این کار سنگینی است و اگر قرار باشد مسئولیتی گردن من باشد فشار بر آنها هم وارد می‌شود. آنها هم باید تحمل کنند. نه اینکه آماده نباشند ولی می‌دیدند شرایط پیرامون ما هست که شرایط آسانی نیست و سختی دارد.

*خانواده همه به شما رای دادند؟

من نپرسیدم ولی فکر می‌کنم رای داده باشند.

*خیلی اهل ورزش هستید.

من از جوانی اهل ورزش بودم.

*چند وقت پیش آقای غفوری فرد، یکی از رفقای شما مهمان ما بودند، تعریف می‌کردند که شما مسابقه شنا برگزار کردید و در فاصله ...

آن زمانی که خلیج فارس با مشکل مواجه شد، می‌دانید که یکی از هواپیماهای ما را زدند.

*بله.

ناو امریکایی هواپیمای ما را زده بود. ما برای اینکه بگوییم در خلیج فارس حضور داریم مسابقات نجات غریق را گذاشتیم؛ در تنگه قشم بود. جوانان رفتند که مسابقه بدهند ما هم به عنوان میانسالان در مسابقه شرکت کردیم.

*چند نفر میان‌سال بودند؟

حدود 10 نفری بودند ولی آنهایی که تا آخر رسیدند دو سه نفر بیشتر نبودند.

*بریدند؟

بله. سخت است.

*چقدر فاصله بود؟

هزار و 800 متر. البته شرایط با هزار و 800 متر استخری فرق می‌کند. چون جریان آبی که در تنگه وجود دارد جریان شدیدی است و باید با آن مقابله کرد. من و دکتر غفوری و دکتر زالی بودیم. با هم سه نفری بودیم.

*دکتر زالی نظام پزشکی؟

خیر. دکتر زالی وزیر کشاورزی اسبق بودند.

*این سه نفر به پایان رسیدید.

بله. البته دکتر زالی ورزش را ادامه داد و دکتر غفوری هم ورزش می‌کند.

*کدامتان اول شدید؟

دکتر غفوری دوم و دکتر زالی هم سوم شد. (می‌خندد)

*شما اول شدید.

بله.

*اهل کوهنوردی هستید؟

بله؛ من علاقه دارم. فضای طبیعت را چیزی نمی‌توان جایگزین کرد.

*شنیدم هر روز می‌روید؟

اگر خدا توفیق دهد. به تناسب سن باید دقت کنیم فشار نیاوریم. قابلیت‌هایی که در جوانی داریم با زمانی که سن بالا می‌رود فرق دارد. باید مراعات کرد. فشار وارد نشود و اگر توفیق شود در حدی که برای سلامتی مفید است، از هوای خوب استفاده می کنیم.

*به غیر از شنا اهل چه ورزش دیگری هستید؟

آن زمان که جوان بودم با تنیس هم سروکار داشتم. قایقرانی هم می‌کردم ولی اینها را کم‌کم کنار گذاشتم چون فشار می‌آورد. یک زمانی راکت را بوسیدیم و کنار گذاشتیم.

*تنیس در حد قهرمانی بازی می‌کردید؟

بله.

*فوتبالی نیستید؟

نخیر. اهل فوتبال نیستم و اصلا با فوتبال موافق نیستم.

*چطور؟

برای این که فوتبال را یک بازی می‌دانم که دارد سر ما پیاده می‌شود. وقتی ما استرالیا را بردیم و آن جنجال در کشور درست شد، من از یک طرف خوشحال شدم که موفق شدیم ببریم و امتیاز به دست بیاوریم و از سوی دیگر هم ناراحت شدم که ان بدآموزی‌هایی که در فوتبال هست و در کشورهای دیگر رایج است متاسفانه در جمهوری اسلامی ایران شکل می‌گیرد و این شکل گرفت و نباید اینچنین می‌شد. در فوتبال بیشتر از تخریب آن ضرر می‌کنیم تا از منافع آن به عنوان ورزش سود ببریم.

*تخریب چه چیزهایی است؟

خودش یک جنبه اخلاقی دارد. متاسفانه مراعات مسائل اخلاقی و جوانمردی که باید در ورزش باشد، در ورزش فوتبال نیست.

*البته نمی‌توان به صورت مطلق بیان کرد.

این را نگاه کنید؛ این یک واقعیت است. جوانان به ورزشکاران و هنرمندان نگاه می‌کنند و الگو می‌گیرند. آیا واقعا می‌توانید بهترین الگوها را الان در میان اینها به جوانان عرضه کنید؟ به نظر من مشکل داریم. قدری ورزش فوتبال، سیاسی است. من فکر می‌کنم طراحان ورزش فوتبال که در انگلستان نشستند و فوتبال را طراحی کردند برنامه‌ای داشتند که سر عده‌ای را با این ورزش گرم کنند؛ فقط ورزش ساده نیست.

مثلا تکلیف ورزش کوهنوردی مشخص است، تکلیف ورزش شنا مشخص است، ورزش دو و میدانی تکلیفش مشخص است و واقعاً ورزش است، ولی برخی ورزش‌ها تنها ورزش نیست؛ یعنی یک سلسله مسائل عجیب اجتماعی هم با آن درمی‌آمیزد. چه معنی دارد که مسابقه تمام شده و بعد از مسابقه می‌بینید 6 اتوبوس هم تخریب شده است، کلی آتش‌سوزی شد و کلی هم زخمی شدند. این ورزش نیست؛ این بهم ریختن نظم اجتماعی است.

*یک تصویر به اصطلاح زیرخاکی از شما داریم؛ با هم ببینیم.

*فکر کنم برای سال 59، بنیاد امور جنگ‌زدگان بود.

بله. بعد از جنگ بود. شهریور 59 جنگ شروع شد و این مصیبت پیش آمد و خمپاره‌ها و توپ‌های مختلف در این شهرهای مرزی‌ ما افتاد و از خرمشهر و آبادان و کرمانشاه و گیلان غرب، مردمی که زندگی عادی داشتند و در خانه‌هایشان زندگی می‌کردند و کسب و کار داشتند، همه این مردم اواره شدند. اگر یک افتخار در طول 40 سال بعد از انقلاب داشته باشم، صادقانه عرض می‌کنم – چون برای ما نه حقوق و نه مقام و نه جاهی داشت - رفتن در بین مردمی که غم و غصه از سر و روی آنها می‌بارد و پژمرده و غصه‌دار شدند. رسیدگی به آنها افتخار بود.

برای این اسکان خیلی زحمت کشیده شد. تا جیرفت رفتیم تا اردوگاه درست کنیم. در خوزستان اردوگاه درست کردیم. در استان‌های مختلف سعی کردیم اینها را مستقر کنیم و بعد از آن بلافاصله به فکر مسئله اشتغال اینها افتادیم، چون بیکاری فسادآفرین است. باید به آنجا رسیدگی می‌شد و مسائل دیگر بود. جوانان باید ازدواج می‌کردند.

ما خدمت یکی از مراجع رسیدیم و گفتیم می‌خواهیم این کار را انجام دهیم و جوان هستند می‌خواهند ازدواج کنند و امکانات نداریم. هنوز حرف من تمام نشده بود که آن مرجع در گنجه را باز کرد و چک امضا کرد و به من داد.

*نمی‌گویید چه کسی بود؟

آقای منتظری. چک نوشت و به من داد. سال 59 بود. مجلس بعدا به من کمک کرد. مجلس سه میلیارد به من داد که آن زمان بسیار ارزشمند بود. به اندازه سه هزار میلیارد الان بود. گفتم باید این کار قانونمند شود تا حرفی ایجاد نشود. پیش‌نویس قانون را هم درست کردیم و به مجلس بردیم و به تصویب رساندیم.

*حالا به بهانه این تصویر یک سوال شخصی برایم پیش آمد؛ شما همیشه سیبیل‌هایتان را می‌زنید؟

بله.

*از جوانی اینطور بوده؟ من فکر کردم بعد از یک دوره‌ای زدید!

نخیر؛ سنت پیغمبر است. ما هم سنت پیغمبر را مراعات می‌کنیم.

*از زمان جوانی این را مراعات می‌کردید؟

بله؛ همین طور بود.

*قبل از انقلاب در مترو مشغول بودید. گفتید از شغل مترو و سفرهای خارجی برای ارتباط با انقلابیون استفاده می‌کردم.

بله؛ این راه خوبی شد.

*با چه کسانی ارتباط گرفتید؟

البته ما از دانشگاه شروع کردیم و وقتی یکی دو ماه گذشت آگهی را شرکت مترو منتشر کرد که می‌خواست از مدیران برای خودش استخدام کند و من شرایط را داشتم. فکر کردم چون آن زمان مترو را با مشورت .... که فرانسوی بود انجام می‌دادند. من دیدم این شغلی است که به من امکان می‌دهد به کمک این ایادی نظام شاهنشاهی، راهی برای ماموریت به خارج پیدا کنم، آن زمان سرباز بودم. در مترو به عنوان مدیر بهره‌برداری مشغول شدیم. آن دوران خوب بود، از نظر آشنا شدن با مسائل رفت‌وآمد شهری و برخی مسائلی هم که الان مطرح می‌کنم به آن زمان برمی‌گردد که راه ما در شهر تهران جز ترابری عمومی چیز دیگری نیست.

آن زمان این امکان را برای من فراهم آورد که بتوانم در سال 57 در بحبوحه انقلاب چند سفر به فرانسه داشته باشم و خدمت امام مشرف شوم و پیام دوستان دانشگاهی‌ام را خدمت ایشان ببرم؛ من عضو جامعه اسلامی دانشگاهیان بودم و به من ماموریت دادند که پیام ما را خدمت امام ببرید.

*روز 22 بهمن کجا بودید؟

لابه‌لای انقلابیون بودیم. شبش امام فرموده بودند در خانه نمانید و شب بیرون بودیم. سعی کردیم حکومت نظامی را بشکنیم و موفق هم بودیم. دستوری بود که امام داده بود و لازم‌الاطاعه بود و روز بعد هم شور و هیجان انقلابی بود و ما رفتیم و در این شهر می‌گشتیم و در پادگان‌ها سر می‌زدیم و مراقب بودیم کار خراب نشود. چون اسلحه‌ها پخش شد و در تمام پادگان‌ها باز شد و آنچه در اسلحه‌خانه‌ها بود بیرون آمد و برخی را خودمان جمع کردیم که بعد از اینکه دستور دادند تحویل کمیته‌ها بدهیم، آنها را جمع کردیم و تحویل دادیم. اما برخی از آنها در اختیار منافقان ماند و کارهای خرابی با آنها کردند.

*شما رئیس تبلیغات حزب جمهوری هم بودید؟

حزب جمهوری اسلامی بهمن ماه تاسیس شد و هیات موسس داشت که مرحوم شهید بهشتی، مرحوم موسوی اردبیلی، مرحوم هاشمی رفسنجانی، مرحوم باهنر و مقام معظم رهبری بود. 5 نفر موسس بودند و هر کدام از اینها افرادی را به عنوان شورای مرکزی معرفی کردند. یکی از آنها من بودم که شورای مرکزی را 30 نفره تشکیل دادیم و این اتفاق افتاد.

یک نکته این بود که ما به وزارت کشور آمدیم و مسئولیت معاونت سیاسی اجتماعی را در زمان آقای هاشمی رفسنجانی پذیرفتیم.

*قبل از آن عضو هیات همه‌پرسی 58 بودید و انتخابات خبرگان که برگزار شد.

اصلا همه‌پرسی نظام را در حزب اداره کردیم؛ برای اینکه در وزارت کشور کسی نبود، چه استاندار و چه فرمانداری و چه بخشداری؟

*آن زمان آقای هاشمی وزیر کشور بودند؟

خیر. دولت موقت بود. دولت موقت سرکار بود و از ما کمک گرفت. برای این که کمک کنیم تا کارهای نظام پیش رود و دستور امام بود، در صحنه آمدیم و کمک کردیم و بعد از آن اتفاقی که رخ داد، این بود که لانه جاسوسی تسخیر شد.

*و دولت موقت استعفا کرد.

بله. وقتی استعفا کرد شورای انقلاب مسئولیت دولت را برعهده گرفت. از طرف شورای انقلاب آقای هاشمی سرپرستی وزارت کشور را برعهده گرفت. چون قانون اساسی تصویب شده بود، شروع به اجرای قانون اساسی کردیم. اولین قدم انتخابات ریاست جمهوری بود. اولین انتخابات ریاست جمهوری انجام گرفت و بنی صدر رای آورد.

نامزد حزب رای نیاورد؛ نامزد حزب آقای حبیبی بود. بعد از آن انتخابات مجلس را شروع کردیم. در انتخابات مجلس، حزب ائتلاف بزرگ را تشکیل داد و اکثریت مجلس در اختیار حزب قرار گرفت.

در اینجا قواعد مردم‌سالاری این طور حکم می‌کند که رئیس‌جمهور که باید نخست وزیر را معرفی کند، چون آن زمان قانون اساسی ما نخست وزیر داشت، رئیس‌جمهور باید نخست وزیر را معرفی می‌کرد و نخست وزیری را باید معرفی کند که مجلس به او اظهار تمایل کند، چون اکثریت مجلس با ائتلاف بزرگ و متمایل به حزب بود طبیعتاً بنی صدر باید کسی را معرفی می‌کرد که تمایل مجلس به او باشد.

آقای بنی‌صدر برای اینکه رای مجلس را داشته باشد، من را معرفی کرد که بعد در مجلس یک جریان دیگری پیش آمد که مطالبی را نسبت به من مطرح کردند، از جمله اینکه فلانی نظر موافق با منافقان دارد.

*عجب؛ شما؟

بله. در حالی که من خودم مطالبی علیه منافقین منتشر کرده بودم، اما برنامه چیز دیگری بود. منتهی وقتی وزارت کشور بودم برای همایش‌ها و تظاهرات و راهپیمایی‌ها دسته ها و گروه‌های سیاسی می‌آمدند و کسی را منع نکرده بودیم و قانونی وجود نداشت و همه آزاد بودند. از چپ و منافق و راست و همه آزاد بودند هر کاری می‌خواستند انجام می‌دادند.

بعداً طبق قانون برخی‌ها غیرقانونی شدند. گفتیم اجازه بگیرند. گفته بودیم کسی می‌خواهد راهپیمایی کند و تظاهرات کند و یا نشستی برگزار کند باید اجازه بگیرد. یک بار هم منافقان آمدند و اجازه گرفتند. گفتیم توجه کنید که برنامه سخنرانی برگزار می‌کنید اگر خلاف قانون اساسی مسائلی را مطرح کنید با شما برخورد خواهد شد. برخی نمایندگان تعبیر دیگری از این امر کردند و این مطلب را بیان کردند. ما هم اصراری روی این موضوع نکردیم.

* 61 تا 68 مشاور عالی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ریاست جمهوری بودید.

من در وزارت کشور بودم؛ در آن زمان انتخابات ریاست جمهوری سوم انجام گرفته بود چون بعد از شهادت شهید رجائی ما در مهر ماه شورای ریاست جمهوری داشتیم و نخست وزیر هم شهید شده بود. آنجا تصمیم گرفته شد انتخابات ریاست جمهوری انجام بگیرد. انتخابات انجام شد و حضرت آیت الله خامنه‌ای به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شدند.

*و شما به آنجا رفتید؟

بعداً ایشان از من دعوت کردند. رئیس جمهور بود و یک دفتر. ایشان برای اینکه وظایف ریاست جمهوری را بتواند انجام دهد - چون ما در حالت تعادل و آرامش قرار نگرفته بودیم که رئیس‌جمهور فرصت کند و به مسائل کشور برسد - در زمان بنی صدر که آن مسائل ایجاد شد و مرحوم رجائی هم نرسید و آیت‌الله خامنه‌ای که وارد مجموعه شدند تصمیم گرفتند نهاد ریاست جمهوری را برای اینکه وظایف به درستی انجام شود تاسیس کنند. از من دعوت کردند و با من نهاد ریاست جمهوری تاسیس شد و ایشان حکم صادر کردند. هم به عنوان سرپرست نهاد ریاست جمهوری و هم مشاور عالی رئیس‌جمهور!

*آن زمان کارهای زیادی کردید و سفرهای زیادی با حضرت آقا رفتید ولی دو سفر در ذهن‌ها ماندگار شد و می‌خواهم بمانم خاطره یا ناگفته‌ای از این سفرها دارید. یکی سفر به سازمان ملل بود که صحبت‌های آقا هنوز هم نگاه می‌کنیم تازگی‌هایی دارد و یکی سفر به کره شمالی بود که امام به نقل از حاج احمد آقا این را می‌بینند و می‌گویند ایشان می‌توانند گزینه‌ای برای رهبری انقلاب باشند.

بله. البته اصل این قضیه به این برمی گردد که خیلی نزدیکی بین تشخیص‌هایی که مقام معظم رهبری دارند و داشته‌اند، با آنچه که در ذهن امام بود. پیش‌بینی‌های ایشان در مورد مسائلی که اتفاق افتاد چقدر دقیق و روشن است. بر همین مبنا ایشان در سفر نیویورک در سازمان ملل موضع‌گیری بسیار شفاف و روشن داشتند و مجموعه مذاکراتی که آنجا داشتیم. روسای جمهور و مسئولان و همه کسانی که آنجا حضور داشتند و همه اینها باعث شد رتبه جمهوری اسلامی ایران یک مقدار ارتقاء یابد، از نظر فعالیت در صحنه بین‌المللی!

بعد از آن سفر به کره شمالی داشتیم. در کره شمالی استقبال خیلی جالبی از حاج آقای خامنه‌ای شد. مردمی و بسیار پرشور و انعکاس گسترده هم داشت. مذاکرات خوبی هم داشتیم، چون کیم ایل سونگ شخصیتی بود که در مقابل امریکا ایستاده بود و کشور خودش را اداره کرده بود. درست است که در انزوا بود اما توانسته بود استقلال خودش و کشور خودش را حفظ کند و تصمیم‌گیری‌هایی را انجام دهد و بالاخره پیشرفت‌هایی که مناسب بود برای این که بتواند برقرار و پایدار بماند برای کشور خود رقم بزند.

در حالی که آن طرف کره جنوبی بود و تمام کمک‌ها و مساعدت‌هایی که امریکا به او می‌کرد و اینها در مقابل هم قرار گرفته بودند. یک نوع رقابتی بود. ما آنجا رفتیم و مجموعه مذاکراتی که جنبه استقلالی داشت را تبلیغ می‌کرد. ما هم جمهوری اسلامی کردیم و انقلاب کرده بودیم و به استقلالی رسیده بودیم. این استقلال سیاسی نسبت به چه چیزی بود؟

نسبت به این که نمی‌خواستیم سلطه و تصمیم گیری آنها را بپذیریم و آنها هم همین طور بودند و یک قرابتی از نظر بینش سیاسی وجود داشت که آنجا تقویت شد و انعکاس بسیار گسترده و خوبی در داخل کشور و هم در سطح جهان داشت.

*سال 72 به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از طرف آقای هاشمی رفسنجانی معرفی شدید.

بله. بعد از اینکه اقای خاتمی استیضاح شد و از وزارت کنار رفت، آقای لاریجانی آمد و رای هم آورد، منتهی صداوسیما تغییر و تحولی یافت و آقای لاریجانی به صداوسیما رفت و کمتر از یک سال آقای لاریجانی در وزارت ارشاد بود. وقتی ایشان رفت وزارت ارشاد خالی ماند و من که مشاور تحقیقاتی رئیس‌جمهور بودم، آقای هاشمی از من دعوت کرد برای وزارت ارشاد آمادگی دارید؟ من هم گفتم در خدمت شما هستیم.

*می‌گویند شما مبدع ممیزی کتاب بودید و خیلی هم سخت می‌گرفتید. در دوره‌ای 24 درصد کتاب‌ها را مجوز ندادید و 70 درصد هم ایراد گرفتید.

در دوره ما کارهای مهمی انجام گرفت و خدا را شکر می‌کنم که کارهای مهم و موفقی بود. ابتدای قضیه من به ناشران اختیارات دادم و گفتم شما از طرف من مسئول هستید که خودتان دقت کنید و انتشارات شما چیزهایی نباشد که خلاف قانون اساسی ما باشد. قانون اساسی تکلیف ما را روشن کرده است، بنابراین دقت کنید و من شخصیت شما را محترم می‌شمارم.

متاسفانه بعد کتاب‌هایی درآمد از جمله یکی از این کتاب‌ها به مجلس رسیده بود و داد نمایندگان را درآورده بود. ما را احضار کردند و گفتند این چه کتابی است؟! این کتاب توهین به بسیج بود، توهین به انقلاب و شرف و حیثیت بود، بی‌بند و باری بود و همه چیز را داشت. از آن زمان دیگر همه چیز را در دست گرفتیم و سعی کردیم ...

*قبول دارید قدری زیادی سخت گرفتید؟

کار هیچ وقت نمی‌تواند 100 درصد موفق باشد؛ در مجموع باید بررسی کرد. وقتی مواجه شدیم با آن مقدار ممیزی که باید صورت می‌گرفت، طبیعی است که در لابه‌لای آن ممکن است برخی زیاده‌روی‌ها هم صورت گرفته باشد. این را نمی‌خواهم منکر شوم و در مجموع باید این کار انجام می‌شد و باید فرهنگ کشور از آن بی‌بند و باری که گرفتار آن شده بود، نجات پیدا می‌کرد.

واقعا آن چیزی که درآمده بود افتضاح بود. خدا را شکر می‌کنم توانستیم با کمک دوستان خود در مجلس جلوی این را بگیریم.

*یک چیزی از شما نقل می‌کنند که انتخابات 76 که آقای ناطق بودند و رقیب ایشان بودند، شما پیغام و نامه‌ای به هنرمندان نوشتید که اگر از رقیب آقای ناظق حمایت کنید، چنین و چنان می‌شود؛ درست است؟

نه، من وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بودم. اعتقاد خود من هم، نه آن زمان که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بودم، آن زمان که معاون سیاسی وزارت کشور بودم، این بود که بگویم از گروه‌های اجتماعی به عنوان ابزار سیاسی نباید استفاده کرد. هنرمندان را نباید ابزار سیاسی کرد، ورزشکاران را نباید ابزار سیاسی کرد، کارگران را نباید ابزار سیاسی کرد، این را به صورت یک گزارش یادداشت برای تمام استانداران فرستادم؛ سال 58. طبیعی است که در دوران وزارت اعتقادم به این مسئله خیلی بیشتر شد.

*ولی نتیجه عکس داشت؛ نداشت؟

این مسئله دیگری است. اینکه ما چگونه رفتار کردیم، درست است یا خیر، باید با هم انجام دهیم چون کارهای حزبی درست در کشور شکل نگرفت. حزب در کشور می‌آید تا فعالیت سیاسی انجام دهد. هنرمندان هم انجمن خودشان را دارند. اینها وظیفه کارهای هنری را دارند.

*شما یک سری جلسات دایره المعارف با حضرت آقا دارید. جمع محدودی است.

بله. در سال 1362 آن زمان در خدمت مقام معظم رهبری بودیم. ایشان رئیس‌جمهور بودند و دستور دادند کار مهمی را انجام دهیم و آن، تاسیس بنیاد دایره المعارف اسلامی بود برای اینکه معارفی که اسلامی است، به تاریخ و اعتقادات و جغرافیا و هنر ما برمیگردد، مدون کنیم، نه به آن صورت که مستشرقین نوشته‌اند. بعد هیات امنا تشکیل شد و عده‌ای از این هیات امنا از دنیا رفته‌اند. مرحوم آیت‌الله معرفت، مرحوم دکتر شهیدی، مرحوم دکتر گرجی و دیگران جزو یاران ما بودند که از این دنیا رفتند و کمک های خوبی به ما کردند و این همچنان ادامه دارد.

مدتی من خودم مدیر عامل بودم، تا زمانی که به عنوان وزیر ارشاد انتخاب شدم و خدمت مقام معظم رهبری رفتم و گفتم وزیر باید وزارت کند؛ اگر اجازه بدهید من مدیرعامل بنیاد دایره المعارف نباشم. ایشان گفتند چه پیشنهادی دارید؟ من هم گفتم به نظر من می‌رسد یکی دیگر از اعضای هیات امنا آقای حداد آمادگی داشته باشند و اشتغال دیگری ندارند. ایشان پسندید و هم استعفای من را پذیرفتند و هم این که قرار شد...

*هنوز با آقا جلسات دارید؟

بله.

*در کهف‌الشهدای ولنجک شما نقش ویژه‌ای داشتید؟

کهف‌الشهدا داستانی دارد که خلاصه خدمت شما عرض کنم. قرار بود شهدا را بیاورند و در ولنجک دفن کنند؛ چون آنجا یک بزرگداشتی برای احترام به شهدا شکل بگیرد. در مورد جای آن مردد بودند که کجا باشد تا اینکه یکی از بزرگان ما که در بسیج بود، خواب می‌بیند کهفی است و باید در آنجا دفن انجام شود.

اتفاقا این غار را داشتیم، این غار در ولنجک وجود داشت و من هم رفته بودم و می‌دانستم این غار وجود دارد. با ما مطرح کردند و در حسینیه ثارالله (ع) جمع شدیم. گفتند چنین چیزی هست؟ من گفتم بله، غاری هست و سازمان زمین‌شناسی از این برای زلزله‌سنجی استفاده کرده است و الان راکد افتاده است. به آنجا رفتیم و بررسی شد و دیدند جای خوبی است. 5 تن از شهدا را آنجا دفن کردیم.

*روز آخر با آقای هاشمی رفسنجانی جلسه داشتید. روز آخر حیات ایشان منظورم است.

بله. ایشان خیلی احساس مسئولیت می‌کرد و فقط رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نبود و خودش ریاست کمیسیون امور زیربنایی را هم برعهده داشت و شخصا شرکت و اداره می‌کرد. روز یکشنبه کمیسیون زیربنایی برای مسئله انرژی تشکیل شد. وزیر نیرو بود و در جلسه حضور داشتند و بحث‌های مختلف انجام گرفت و جلسه طولانی شد و نزدیک ظهر شد. ایشان به فکر فرو رفت و بالاخره ما منتظر بودیم، ایشان جمع‌بندی خودش را اعلام کند.

بعد از این که مسائل کارشناسی مطرح شد ایشان فرمودند مسائل و مشکلات کشور را نخواهیم نتوانست به سامان برسانیم، مگر اینکه یک تفاهمی بین رهبری، ریاست جمهوری، سپاه و صداوسیما برقرار شود، مانند دورانی که من رئیس جمهور بودم. باید چنین تفاهمی باشد تا کارها به سامان برسد.

به نظر من می‌رسد با توجه به تجربه‌ای که ایشان در دوران ریاست جمهوری خودش داشت و مجموعه مسائلی که بعد از آن اتفاق افتاد یعنی از سال 76 تا زمان درگذشت ایشان، به نظر من یک جمع‌بندی بسیار دقیق و هوشمندانه و درستی بود.

*و گفتید چقدر حیف استخری که ایشان بودند، نجات غریق نداشتیم که به موقع به ایشان برسند.

بله.

*اگر بود، اثری داشت؟

یک قاعده‌ای در نجات غریق داریم که ابدا اجازه نمی‌دهیم کسی تنها در آب برود. این قاعده ما است و کسی حق ندارد، این کار را کند. خلاف است و حتما باید یا یکی از دوستان با او باشد و یا حضور منجی غریق باشد. به ما گفتند حاج آقا به ما اجازه نداده است. گفتم شما چه کاره هستید و باید به من می‌گفتید. من خودم می‌دانستم اگر به حاج آقا می‌گفتم ایشان قبول می‌کرد. حرف من را رد نمی‌کرد، چون برای این امر منطق دارم.

*خیلی لطف کردید؛ خیلی مطلب داشتیم از شما بپرسیم ولی زمان ما محدود است. خیلی سپاسگذارم و محبت کردید. من خداحافظی می‌کنم و برنامه با دست‌خط مهمان ارجمند ما، جناب آقای میرسلیم، تمام خواهد شد که به یادگار برای ما می‌نویسند.

«خدا را شاکرم که به ما توفیق زندگی در دوران پیروزی انقلاب و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی را داد، خدا را شاکریم که ما را برخوردار از زعامت امام خمینی (ره) و رهبری عزیز آیت الله خامنه‌ای نمود. خدا را شاکریم که به مردم شریف ما صبر و استقامت داد، تا انقلاب را به پیروزی برسانند و از دستاوردهای آن حفاظت نمایند.

از خداوند مسئلت می‌کنیم که ما را از عنایت حضرت ولیعصر (عج) بهره‌مند کند تا بتوانیم این پرچم را با سرافرازی تقدیم او کنیم».

انتهای پیام/رستمی

رییس‌کل بانک مرکزی در یک پُست کنایه‌آمیز اینستاگرامی نوشت: در شرایط تحریم و فشار اقتصادی، طرح مشکلات و اظهارات از سوی مسئولین باید در چارچوب استراتژی باشد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از خبرگزاری تسنیم، در پست اینستاگرامی رییس کل بانک مرکزی آمده است: " 1- جنگ اقتصادی علیه مردم ایران کمتر از یک جنگ نظامی نیست. دولت آمریکا برای جبران شکست هایش در صحنه تحریم ها همواره به ابزار جنگ روانی و تبلیغاتی متوسل می شود.

مردم عزیز ایران به خوبی به این موضوع پی برده اند، لذا مجموعه تصمیم گران و رسانه ها نیز باید همسو با مردم برنامه و استراتژی داشته باشند. در شرایط تحریم و فشار اقتصادی، طرح مشکلات و اظهارات و تحلیل خصوصا از سوی مسئولین باید در چارچوب استراتژی باشد.

2- رانت و فساد در شرایط تحریم تشدید می شود؛ مبارزه با رانت و مراقبت از فضاهای نفوذ رانت جویان از مسیر وضع و اصلاح مقررات، واردات، صادرات، نرخ، سهمیه، توزیع و ... بسیار مهم و ضروری است. مردم بزرگوار کشورمان که در برابر برخی سختی ها و مشکلات معیشتی مقاومت می کنند جولان رانت جویان و رانت سازان را نمی پذیرند. رسانه ها می توانند نقش برجسته ای ایفا کنند. بانک مرکزی در این مسیر مصمم است. "

به گزارش تسنیم، به نظر می رسد اظهارات آقای همتی در واکنش به سخنان اخیر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه است که گفته" در حوزه صادرات نفتی به شدت دچار مشکل هستیم و کشور با تحریم‌ها دست و پنجه نرم می‌کند. از 2 میلیون و 410 هزار بشکه نفت و 47 میلیارد دلار درآمد نفتی در بودجه سال جاری که پیش‌بینی شده بود به شدت فاصله گرفتیم.نه تنها با مشکل مقدار کم فروش نفت مواجه‌ایم که مشکل امکان انتقال ارز به داخل کشور را هم داریم.
شب گذشته 4 هزار و 200 میلیارد تومان یارانه پرداخت شده است، امروز متوجه شدم که درآمد برخی از خانوارها از این محل تامین می‌شود.
با وجود همه تلاش‌هایی که در تمامی این سال‌ها برای رفع تحریم‌ها کردیم متاسفانه امروز کشور ما با یک پدیده شوم آمریکایی به نام ترامپ مواجه است."

انتهای پیام/رستمی

بسته حمایتی ۲۰۰ هزار تومانی از امروز به حساب بیمه شدگان تأمین اجتماعی واریز می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از خبرگزاری تسنیم، نخستین بسته حمایتی دولت به بیمه شدگان تأمین اجتماعی از امروز شنبه 29 دیماه به ارزش 200 هزار تومان با هماهنگی وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی و همین طور سازمان تأمین اجتماعی به حسابشان واریز می‌شود.

بیمه شدگان می‌توانند با این مبلغ از فروشگاه‌های ذنجیره‌ای کالاهای مورد نیاز خود را خریداری کنند.

سازمان تأمین اجتماعی به عنوان بزرگترین سازمان بیمه‌ای کشور 13 میلیون و 850 هزار نفر بیمه شده اصلی و 3 میلیون 165 هزار نفر مستمری‌بگیر، بازنشسته و از کارافتاده دارد.

تعداد بیمه شدگان سازمان تأمین اجتماعی با احتساب خانواده‌هایشان به 42 میلیون نفر می‌رسد که از خدمات بیمه‌ای و درمانی این سازمان استفاده می‌کنند.

براساس مصوبه دولت مقرر شد به بازنشستگان و بیمه‌شدگان این سازمان که کمتر از 3 میلیون تومان درآمد دارند بسته حمایتی به ارزش 200 هزار تومان پرداخت شود و تاپایان سال این افراد 600 هزار تومان بسته حمایتی دریافت می‌کنند.

از 3 میلیون و 165 هزار نفر مستمری‌بگیر، بارنشسته، بازمانده و ازکار افتاده تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی 2 میلیون 600 هزار نفر مشمول بسته های حمایتی می‌شوند که ماه گذشته بسته‌های حمایتی را دریافت کردند.

از سوی دیگر بیمه‌شدگان سازمان تأمین اجتماعی 13 میلیون و 850 هزار نفر هستند که حدود 12 میلیون و 800 هزار نفر از آنها کمتر از 3 میلیون تومان درآمد دارند.

در ضمن به هر خانواده یک بسته حمایتی ارائه داده می‌شود بعنوان مثال اگر در خانواده 3 نفر مشغول به کار باشند و هر کدام کمتر از 3 میلیون تومان درآمد داشته باشند به یک نفر از آنها این بسته داده می‌شود و این بسته حمایتی تنها به حساب سرپرستان خانوار واریز می‌شود.

انتهای پیام/رستمی

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شب گذشته در تالار وحدت با پرسش‌هایی مواجه شد که تقریبا برای هیچ‌کدامشان پاسخی قانع کننده نداشت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از باشگاه خبرنگاران پویا، شب گذشته پنج‌شنبه 27 دی 1397، سیدعباس صالحی وزیر ارشاد به تالار وحدت آمده بود تا از نزدیک شاهد جشن صدسالگی هنرستان موسیقی باشد. وزیر ارشاد در میانه‌های برنامه سالن را ترک کرد. در راه خروجِ از تالار وحدت، خبرنگاران او را احاطه کردند تا شاید پاسخی برای پرسش‌های مختلف‌شان از او بگیرند.

نخستین پرسشِ مهم درباره‌ی علت حذف «جایزه باربد» از سی‌وچهارمین جشنواره موسیقی فجر بود. مسئولان این دوره از جشنواره تصمیم گرفته‌اند که جایزه «باربد» را از جشنواره موسیقی فجر حذف کنند.

اما وزیر ارشاد درباره علت حذف این جایزه از جشنواره موسیقی فجر گفت: «بنده در فضای جشنواره موسیقی و در همه جشنواره‌ها به مسیری که دبیرخانه حرکت می‌کند احترام می‌گذارم. سعی کردم به عنوان وزیر دخالت حداقلی را در این حوزه داشته باشم تا به نظر نرسد که مسیر با یک نگاه دستوری از بالا حرکت می‌کند، البته استدلال دبیرخانه موسیقی بر این بود که جشنواره موسیقی ما غیر رقابتی است. من قضاوتی درباره این استدلال ندارم.
برخی جشنواره‌ها رقابتی هستند که در یک فضای رقابتی آثار در کنار هم قرار می‌گیرد. اما در جشنواره موسیقی فجر دوستان تاکید داشتند فضای غیر رقابتی حفظ شود و فضای رقابتی را به بخش خصوصی بسپاریم. حوزه رقابتی حوزه سلیقه‌ها است.
اجمالا استدلال به این شکل بود که ما جشنواره موسیقی فجر را به شکل غیر رقابتی حفظ کنیم و بخش رقابتی را به بخش خصوصی بدهیم. عملا در هر گونه انتخابی، نوعی سلیقه و داوری وجود دارد. استدلال ما این بود فضای دولتی را از نمره دادن در حوزه موسیقی دور کنیم.»

این پاسخ‌های وزیر موجب شد که پرسش دیگری از سوی خبرنگاران مطرح شود که؛ اگر اینچنین است چرا در حوزه جشنواره فیلم فجر، یا جشنواره تئاتر فجر یا دیگر جشنواره‌های دولتی هم چنین کاری نمی‌کنید؟ چرا جشنواره فیلم فجر که با بودجه دولتی برگزار می‌شود باید وارد عرصه رقابتی شود اما جشنواره موسیقی فجر نباید چنین کاری انجام دهد.

متاسفانه وزیر ارشاد هیچ پاسخِ قانع کننده‌ای برای این پرسش نداشت و تنها به گفتن این چند جمله بسنده کرد: «جشنواره‌ها متفاوتند برخی رقابتی تعریف می‌شوند برخی هم غیر رقابتی. جشنواره موسیقی غیر رقابتی تعریف شده است.»

البته آقای وزیر هرگز توضیح نداد که اگر این جشنواره غیررقابتی تعریف شده است، چرا در چند دوره گذشته رقابتی شد و جایزه باربد را به برگزیدگان اهدا می‌کرد.

پرسش دیگری که با آقای وزیر مطرح شد، درباره دیدگاه خودِ سیدعباس صالحی به عنوان وزیر ارشاد درباره‌ی چگونگی برگزاری جشنواره موسیقی فجر بود. خبرنگاران از آقای وزیر پرسیدند که دیدگاه خودتان درباره‌ی جایزه باربد و رقابتی بودن یا نبودن جشنواره موسیقی فجر چیست.

آقای وزیر در پاسخ به این پرسش هم سکوت کرد و سخنی نگفت.

پرسش خبرنگار تسنیم از وزیر ارشاد این بود؛ «اسامی خوانندگان حاضر در بخش موسیقی پاپ برای سی‌وچهارمین دوره جشنواره موسیقی فجر اعلام شده‌اند و برخی از این خوانندگان سطحی‌ترین ترانه‌ها را به مخاطبان ارائه می‌کنند. چرا باید نام این خوانندگان در جشنواره فجر امسال دیده شود؟»

جالب اینکه وزیر ارشاد هیچ پاسخی برای این پرسش نداشت و با تلاش اطرافیانش به سمت خروج هدایت شد تا بیش از این با پرسش‌های بدون پاسخ مواجه نشود.

انتهای پیام/رستمی

صفحه‌ها

اشتراک در پایگاه خبری تحلیلی کورنگ RSS