
به گزارش کورنگ ، سه بار به زندان رفت و طعم شکنجه ساواک را به جان خرید و سه سال نیز به اسدآباد همدان تبعید شد، اما هرگز خم به ابرو نیاورد.
فعالیتهای سیاسی او پس از انقلاب با قبول مسئولیتهای گوناگون در نظام تازه ادامه یافت؛ نخستین مسؤولیتش، قضاوت در دادگاههای انقلاب با حکم امام(ره) در استانهای خوزستان و تهران بود.
در سالهای بعد به عضویت شورای نگهبان قانون درآمد و دبیری شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، ریاست سازمان تبلیغات اسلامی، نمایندگی امام و رهبری در اتحادیۀه انجمنهای اسلامی دانش آموزان، عضویت در شورای نگهبان قانون اساسی با حکم امام و رهبری، دبیری شورای نگهبان قانون اساسی، امامت جمعۀ موقت قم، کرمانشاه و تهران، عضویت در شورای پشتیبانی جنگ، مدیریت در دادگاههای انقلاب اسلامی، نمایندگی مجلس خبرگان در دوره اول و دوم از استان خوزستان و در دوره سوم از استان تهران، عضویت در هیئت تحقیق مجلس خبرگان، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی، عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی با حکم رهبری، عضویت در شورای عالی تبلیغات خارجی با حکم رهبری، مسئولیت ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر و نائب رئیس کمیسیون صدا و سیما از دیگر مسئولیتهایی است که پس از انقلاب بر عهده گرفت.
این ها تنها بخش کوچکی از مسئولیت هایی است که در کارنامه پر افتخار آیت الله جنتی پس از انقلاب وجود دارد و او با سابقه ترين عضو فقهاي شوراي نگهبان به شمار می رود که پس از منصوب شدن از طرف حضرت امام خميني(ره) در اسفند 1358 در تمام ادوار شوراي نگهبان حضور داشته است.
احمد جنتی مرد روزهای سخت انقلاب است؛ مردی که سادگی و بی آلایشی همواره زینت بخش او بوده است؛ مردی که حضور مؤثرش در شکل گیری انقلاب و همراهی با بنیان گذار کبیر انقلاب بر کسی پوشیده نیست و از نخستین روزهای انقلاب تاکنون در خط مقدم مبارزان انقلابی ایستاده است.
او سال ها در سخنرانی ها و اجتماعات عمومی به افشای ماهیت پلید حکومت پهلوی میپرداخت؛ سال ها شاگرد مرجع عالی قدر شیعه، امام خمینی( ره) بود و همواره دیگران را به پیروی از راه امام( ره) دعوت میکرد و بارها در قم، رفسنجان و جزیره خارک مورد تهدید و تعقیب رژیم شاه قرار گرفت و چند بار در قم بازداشت شد و سه سال نیز به اسدآباد همدان تبعید شد و همه این ها را خالصانه و صادقانه انجام داد.
آیت الله جنتی یار دیرین امام و انقلاب است؛ مردی که اهل سهم خواهی از انقلاب نبوده و نیست؛ مردی که داشته هایش را در طبق اخلاص نهاد و تقدیم کرد.
مردی که قدرت طلب و ثروت اندوز نبود و هرگز بهای مجاهدتش در روزهای سخت انقلاب را از کسی مطالبه نکرد و اگر هم مسئولیتی را پذیرفت؛ تنها از سر عمل به تکلیف بود.
جنتی هرگز از داشته های معنوی اش به دنبال ساختن جایگاه برای خود و خانواده اش نبود؛ هرگز خودروی لوکس و گران قیمت سوار نشد؛ هرگز نخواست اجر مجاهدت هایش را در دنیا مطالبه کند و هرگز به خاطر منافع شخصی رو درروی انقلاب و رهبر نایستاد.
در عصری که بسیاری دندان تیز کرده و به دنبال ساختن نام و نشانی در صف مبارزان انقلابی برای خود هستند تا جیب خود را از کیسه ملت پر سازند و کاخ های پر زرق و برق بسازند؛ احمد جنتی، ساده مردی است که تقوا را پیشه کرد و با اقتدا به مولایش امیرالمؤمنین(ع) راه دیگری را در پیش گرفت و درست همین ها هست که حالا خاری در چشم دشمنانش شده و تحمل دیدنش را ندارند.
مردی که هرگز از اشتباهات فرزندانش دفاع نکرد و ۴۰ روز روزه نذر کرد تا پسر مفسدمش دستگیر و اعدام شود و مانند برخی ها به خاطر پسرش، نظام را زیر سئوال نبرد.
و حالا این مرد این ابوذر انقلاب در اوج تنهایی و کهن سالی، مظلومانه بار تهمت ها و ناسزاهایی را به دوش می کشد که تنگ نظران و حسودان برایش ساخته اند.
آیت الله جنتی یار قدیمی امام(ره) و مطیع همیشگی رهبر است و تنها گناهش نیز همین است که هرگز در مسیر جهاد و مبارزه از پای ننشسته و بارها و بارها با رد صلاحیت کردن فتنه گران و خائنان، آبروی خود را آماج تهمت ها و کینه توزی ها کرده است.
یادداشت از سمیه مظاهری/ نافع
پایان پیام/

به گزارش کورنگ به نقل از شبنم ها، مدیر عامل موسسه شایا افروزان همدان از برگزاری جشن انقلاب همزمان با سالگرد ورود امام خمینی (ره) خبر داد و افزود: قرار است این جشن با حضور «خاله شادونه» مجری محبوب کشوری و«عمو حمید» مجری محبوب همدانی در سالن امام علی همدان ویژه کودکان و خانواده های آنان برنامه های کودک برگزار شود.
راحله شباهنگ اظهار داشت: این جشن شاد و کودکانه از ساعت 15 در مجتمع امام علی (ع) برگزار می شود .
وی ادامه داد: این جشن یکی از دهها جشن و برنامه ای سالگرد پیروزی انقلاب است با حمایت فرماندار شهرستان همدان برگزار می شود.
گفتنی است ، جهت دعوت از کودکان و خانواده هایشان بلیتهایی تهیه شده که از طریق مهدهای کودک به دست کودکان خواهد رسید.
شباهنگ با اشاره به محل فروش بلیط این مراسم در مکان سینما قدس، و فروشگاه ژیک گفت: بلیط حضور در این جشن شاد و مفرح برای ادارات با 20 درصد تخفیف و مهد های کودک و بهزیست و کمیته امداد با 30 درصد تخفیف ارائه خواد شد.
لازم به ذکر است مراسمات دیگری نیز با حضور شخصیت های محبوب ملی در همدان برگزار خواهد شد که اخبار آنها را می توانید از همین سایت دنبال نمایید.
انتهای پیام/

به گزارش کورنگ به نقل از راه دانا، برخی منابع نزدیک به سیدحسن خمینی مدعی شده اند که در پی اعتراض وی به عدم احراز صلاحیتش، آیت الله مومن به عنوان متولی برگزاری آزمون علمی قول مساعد داده است که با هماهنگی فقهای شورای نگهبان، زمینه برگزاری امتحان مجدد از وی را فراهم کند.
گفتنی است که سیدحسن خمینی مدعی شده است که با وجود تاییدیههای مراجع و علمای قم، گمان نمیکرد که برای احراز صلاحیت علمی خود نیازی به شرکت در آزمون کتبی داشته باشد و به همین علت در آزمون شرکت نکرده است.
این در حالی است که وی پیشتر گفته بود که از وی دعوتی برای شرکت در آزمون نشده و به همین علت در آزمون شرکت نکرده است.
انتهای پیام/

به گزارش کورنگ ، جمشید محمدی امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در کبودراهنگ اظهار کرد: 20 طرح اشتغالزایی و خودکفایی کمیته امداد در کبودراهنگ، با بیش از 2 میلیارد ریال اعتبار در ایام مبارک دهه فجر افتتاح خواهد شد.
وی با اشاره به پروژههای قابل افتتاح مددجویی در شهرستان، گفت: چهار واحد مسکن مددجویی با مبلغ 140 میلیون ریال نیز در سطح شهرستان کبودراهنگ به بهرهبرداری میرسد.
رئیس کمیته امداد امام خمینی در کبودراهنگ با بیان اینکه در ایام مبارک دهه فجر بیش از 40 نفر از مددجویان با اختصاص 60 میلیون ریال به مشهد مقدس اعزام خواهند شد، خواستار توجه به این مهم شد.
وی با اشاره به اینکه امور فرهنگی یکی از محورهای اساسی فعالیت کمیته امداد است تصریح کرد: همایش شغلی ـ تحصیلی دانشجویان و دانشآموزان، جشن انقلاب، مسابقه قرآنی و نهجالبلاغه نیز برای افراد زیر پوشش کمیته امداد برگزار میشود.
محمدی با اشاره به توزیع 450 سبد غذایی به ارزش 540 میلیون ریال بین مددجویان، در پایان به دیدار با سه خانواده شهید اشاره کرد و گفت: شهدا باعث حفظ عزت و اقتدار کشور شدهاند.
انتهای پیام/

به گزارش کورنگ به نقل از گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، روزنامه آرمان امروز یکشنبه 94/11/11 گفت و گویی با علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران و از اعضای تیم مذاکره کننده ایران با گروه 5+1 انجام داده که مشروح آن را در ادامه میخوانید:
در سالهای گذشته تلاشهای زیادی برای به نتیجه رسیدن پرونده هستهای ایران صورت گرفت. برای حفظ این تلاشها و همچنین دستاوردهای برجام چه تدابیری اندیشیده شده است؟ مهمترین چالشهای پیشروی برجام چیست؟
به شما اطمینان میدهم تمام موارد توافق شده در برجام که به جمهوری اسلامی مربوط میشود به صورت کامل اجرا خواهد شد. ما انتظار داریم طرف مقابل نیز به همین صورت خود را ملزم به اجرای برجام بداند و در این زمینه هیچگونه کوتاهی صورت نگیرد. جمهوری اسلامی ایران یک کشور استثنائی است که تاکنون به تمام تعهدات بینالمللی خود عمل کرده است. ایران حتی در شرایطی که تحریمهای بینالمللی در اوج خود قرار داشت و با اخلال در سیستم مبادلات بانکی بینالمللی مواجه شده بود، تمام تعهدات مالی و بانکی خود را نسبت به کشورهای مختلف و از جمله کشورهای اروپایی انجام داد. بنابراین بنده نگران این مساله نیستم که برجام از طرف جمهوری اسلامی با مشکل مواجه شود. مساله مهم در این زمینه رفتار و عملکرد طرف مقابل است. تجربه تاریخی نشان داده طرف مقابل در گذشته نقض عهد کرده و برخلاف توافقات صورت گرفته رفتار کرده است. یکی از مهمترین نمونههای این نقض عهد در مساله افغانستان صورت گرفت. در «اجلاس بن» جمهوری اسلامی ایران تلاش زیادی برای حل مشکل افغانستان انجام داد. با این وجود بلافاصله پس از پایان این مذاکرات رئیسجمهور وقت ایالات متحده آمریکا، ایران را در «محور شرارت» قرار داد. با تمام این اوصاف برجام به صورتی تنظیم شده که در صورت نقض عهد طرف مقابل پیشبینیهای لازم برای واکنش ایران اندیشیده شده است. تصور بنده این است که برجام بدون مانع جدی پیش خواهد رفت. آقای روحانی تعبیر«برد-برد» را برای برجام به کار بردند که تعبیر بسیار مناسبی است. در پاسخ به پرسش شما درباره اینکه برای حفظ برجام چه تدابیری اندیشیده شده نیز باید عنوان کنم معاونت حقوقی و بینالملل سازمان انرژی اتمی مامور شده به صورت کامل و با جزئیات دقیق برجام و میزان و چگونگی پیشرفت آن را رصد کند. کارشناسان مربوطه همچنین رفتار طرف مقابل را زیرنظر دارند و کوچکترین کارشکنی و انحراف و حتی ایجاد زمینه برای کارشکنی را به صورت کامل رصد میکنند و در صورت بروز چنین اتفاقی مجموعه مدیران سازمان انرژی اتمی را در جریان قرار میدهند. این در حالی است که وزارت امور خارجه نیز چنین سازوکاری را برای خود طراحی کرده و مسئولان وزارت امور خارجه نیز به صورت کامل رفتار طرف مقابل و چگونگی پیشرفت برجام را رصد میکنند. همه این گروهها نتایج به دست آمده را به «شورای نظارت بر برجام» که متشکل از مسئولان ارشد نظام جمهوری اسلامی هستند ارسال میکنند تا تصمیمات لازم متناسب با اقدامات طرف مقابل اتخاذ شود. در نتیجه بنده هیچگونه دلیلی برای نگرانی از آینده برجام نمیبینم. ممکن است در حین اجرای برجام اختلافاتی جزئی بین طرفین صورت بگیرد که در توافقنامه برای چنین شرایطی نیز تدابیر لازم اندیشیده شده و این اختلافات در کمیسیون مشترک حل خواهد شد.
در طول مذاکرات هستهای و با دیدارهای مستمر و طولانی وزیر امورخارجه ایران و آمریکا تاحدود زیادی تابوی مذاکره ایران و آمریکا شکسته شد و اتفاق جدیدی در این زمینه رخ داد. آیا گفتوگوهای صورت گرفته میتواند در آینده و در موضوعات دیگری نیز ادامه داشته باشد و مسیر جدیدی را پیش روی دو کشور باز کند؟
روابط ایران با کلیه کشورهای جهان مناسب و منطقی است و جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده رویکرد مثبتی در مقابل کشورهای جهان اتخاذ کند. در این زمینه البته رژیم صهیونیستی حالتی استثنائی دارد که به دلیل وجهه نامشروعی که دارد جمهوری اسلامی موجودیت آن را به رسمیت نمیشناسد. مساله مهم در این زمینه این است که موضوع «گفتوگو» با موضوع«رابطه» متفاوت است و ما باید بین این دو مقوله تفاوت قائل شویم. در طول مذاکرات هستهای هیچگونه بحثی مبنی بر رابطه با آمریکا صورت نگرفت و تمامی مذاکرات انجام شده به صورت انحصاری درباره پرونده هستهای ایران صورت گرفته است. برخی از رفتارهای صورت گرفته در حین مذاکرات هستهای جزئی از رفتارهای دیپلماتیک بود که در تمام روابط بینالملل عرف است. برای مثال در ابتدای هر جلسه طرفین با یکدیگر «خوشوبش» میکردند و درباره آخرین اتفاقات روز تبادلنظر میکردند و سپس به موضوع اصلی مذاکره میپرداختند. این وضعیت برای ما در دولت هم وجود دارد. اعضای کابینه در ابتدای هر جلسه هیات دولت به تبادل اطلاعات درباره آخرین وضعیت کشور و جهان میپردازند و همدیگر را از مسائل جدید باخبر میکنند. در طول مذاکرات هستهای نیز ما تنها درباره مساله هستهای با کشورهای غربی گفتوگو و رایزنی میکردیم و اجازه نداشتیم درباره موضوعاتی به جز مساله هستهای گفتوگو کنیم. در نتیجه موضوع رابطه ایران و آمریکا هیچ گاه در جریان مذاکرات مطرح نبوده و به همین دلیل نمیتوان عنوان کرد تابوی رابطه ایران و آمریکا شکسته شده است. بنده سخن شما درباره اینکه گفتوگوی ایران و آمریکا تا حد وزیر امورخارجه رسید را تایید میکنم. با این وجود معتقدم بحث شکسته شدن تابوی گفتوگوی ایران و آمریکا مطرح نیست. ضمن اینکه جمهوری اسلامی در گذشته با آمریکا مذاکره داشته است. برای مثال آقای کاظمی در زمانی که مسئولیت سفارت ایران در عراق را برعهده داشتند با سفیر آمریکا درباره مسائل عراق مذاکره کردند که این مساله در رسانههای جهان بازتاب بالایی داشت. در موضوع افغانستان و مساله حضور طالبان در این کشور نیز بین ایران و آمریکا مذاکره صورت گرفت. در نتیجه وضعیت به شکلی نبوده که بین ایران و آمریکا در گذشته هیچگونه مذاکرهای صورت نگرفته باشد. حتی زمانی که بنده در وزارت امورخارجه حضور داشتم مسیری جدا از مسیر پرونده هستهای ایران باز شد و مقام معظم رهبری اجازه دادند در پایینتر از سطح وزرا بین ایران و آمریکا مذاکره صورت بگیرد. در نتیجه مذاکره ایران و آمریکا در دولت دهم آغاز شده بود. با این وجود مذاکرات صورتگرفته در ماههای گذشته به دلیل تداوم و همچنین طولانی بودن جنبههای جدیدی پیدا کرده بود که با مذاکرات قبلی تفاوت داشت. مذاکرات صورت گرفته در دو سال گذشته به صورت لحظهای در اغلب رسانههای جهان بازتاب پیدا میکرد و به همین دلیل پرونده ابعاد حقوقی، سیاسی و اقتصادی بالایی پیدا کرده و به یکی از مهمترین مسائل بینالمللی تبدیل شده بود. نکته دیگر اینکه سطح مذاکرات ایران و آمریکا پس از36سال در طول مذاکرات هستهای به سطح وزرا ارتقا پیدا کرد که یک اتفاق ویژه در رابطه ایران و آمریکا تلقی میشود. به نظر من مشکل بزرگ رابطه ایران و آمریکا فقدان اعتماد متقابل است. مردم ایران در سالهای گذشته به این نتیجه رسیدهاند که ایالات متحده آمریکا هیچ گاه خیرخواه ملت ایران نبوده است. از سوی دیگر آمریکاییها نیز برای روابط نامناسب خود با ایران استدلالهای خاص خود را مطرح میکنند و برخی مشکلات را در این زمینه تاثیرگذار میدانند. در نتیجه روابط ایران و آمریکا همواره با کمبود اعتماد روبه رو بوده است. به همین دلیل برای اینکه این کمبود اعتماد جبران شود باید در برخی رویکردها و تصمیمات تغییر به وجود بیاید تا بیاعتمادی به اعتماد و درک متقابل تبدیل شود. یکی از اقدامات موثر در این زمینه موفقیت برجام بوده است. برخی بر این تصور بودند که برجام به نتیجه نخواهد رسید و در نهایت ایران و قدرتهای جهانی نمیتوانند به جمعبندی و توافق دست پیدا کنند. خوشبختانه برجام به نتیجه رسید و زمینه اعتمادسازی بین ایران و قدرتهای جهانی و بهویژه آمریکا فراهم شد. هرچه ایالات متحده آمریکا در طول اجرای برجام حسن نیت بیشتری از خود نشان بدهد و عملکرد قابل قبولی داشته باشد زمینههای اعتمادسازی بیشتری برای آینده مهیا خواهد شد. جمهوری اسلامی در ابعاد اقتصادی، تجاری، صنعتی، علمی و تحقیقاتی هیچ مشکلی با آمریکا ندارد. برای بهبود روابط سیاسی نیز اعتماد متقابل یکی از پیششرطهای الزامی به شمار میرود. اعتمادسازی نیز نیازمند گذشت زمان و همچنین نشان دادن حسن نیت و رفتار صادقانه است.
به نظر شما انتخابات مجلس شورای اسلامی به چه میزان بر برنامههای دولت آقای روحانی و همچنین مساله برجام تاثیرگذار است؟اگر موافقان برجام و سیاستهای دولت تدبیر و امید وارد مجلس شوند چه اتفاقی رخ خواهد داد و اگر مخالفان برجام و دولت که به نظر دارای استراتژی و اهداف از پیش تعیین شده هستند وارد مجلس دهم شوند سیاستهای دولت ممکن است با چه چالشهایی مواجه شود؟
به نظر من مخالفان برجام را باید به دو گروه تقسیمبندی کنیم. گروه اول کسانی هستند که به دلیل امیال و اغراض سیاسی با برجام مخالفت میکنند. در کنار این عده گروه دیگری هستند که از سر دلسوزی نگران آینده کشور هستند و اگر مشکلاتی وجود داشته باشد آن را با مسئولان مربوطه مطرح میکنند. دلیل اصلی این مخالفتها سیاسی است و قرار نیست هیچگونه توافقی در چنین فضای سیاسی صورت بگیرد. در نتیجه چنین شرایطی جای بده و بستان سیاسی نیست و نیازمند الزامات و سازوکار قدرت است. اغلب جدالهای سیاسی برای تصاحب مراکز قدرت است و این مسالهای است که از گذشته تاکنون وجود داشته است. اگر روزی فرا برسد که تمامی جدالهای سیاسی و دنیوی برای کسب رضایت خداوند متعال باشد که دیگر اختلاف سیاسی معنا و مفهوم پیدا نمیکند. به همین دلیل اختلافات سیاسی به راحتی قابل حل نیست و باید در یک چارچوب ویژه برای آن راهحل پیدا کرد. در کنار این نوع مخالفتها، برخی از مخالفتها به صورت واقعی و از سر نگرانی و دلواپسی صورت میگیرد. این نوع مخالفتها نیز چند حالت دارد. ممکن است عدهای از واقعیتهای موجود اطلاع نداشته باشند و براساس شنیدهها قضاوت کنند یا اینکه اطلاع دقیق و عمیق از مساله دارند و به همین دلیل تلاش میکنند نقاط ضعف را مطرح و در جهت برطرف کردن آن کوشش کنند. بنده تلاش و نگرانی برای برطرف کردن نقاط ضعف را مثبت ارزیابی میکنم و به نظر من قابل تقدیر است. نکته دیگر اینکه کسانی که از روی بیاطلاعی و براساس شنیدهها قضاوت کردهاند، هنگامی که از واقعیتهای موجود آگاه میشوند مخالفت خود را کنار میگذارند و با برجام همراه میشوند. این افراد با نیت خیر و دغدغه منافع ملی با برجام مخالفت کردهاند و هنگامی که مشاهده میکنند دغدغه آنها بیمورد بوده همراهی و همکاری میکنند. با این وجود اگر یک کارشناس، حقوقدان یا سیاستمدار با تحقیق و پژوهش مسالهای را مطرح کند و به ما اثبات کند که در مسیر خود اشتباه کردهایم، این ما هستیم که باید سخن ایشان را بپذیریم و اشتباه خود را جبران کنیم. با تمام این اوصاف بیشترین مخالفتها با برجام در مجلس نهم صورت گرفته است. برجام تصمیم جمعی نظام سیاسی بوده که مورد تایید مقام معظم رهبری نیز قرار گرفته و به همین دلیل مسالهای قابل بازگشت نیست که نمایندگان مجلس دهم بتوانند بر محتوای آن تاثیر بگذارند. برجام برای نمایندگان مجلس دهم مسالهای است که پشت سر گذاشته شده و براساس آن جمهوری اسلامی و قدرتهای جهانی به یک جمعبندی رسیدهاند که مسیر جدیدی در مقابل فناوری هستهای ایران گشوده شود. در شرایط کنونی کلیه قطعنامههای سازمان ملل، شورای حکام، اتحادیه اروپا و همچنین تحریمها علیه ایران لغو شده است. لغو تحریمها برای مردم ایران و همچنین نظام جمهوری اسلامی یک موفقیت بزرگ بوده است. در نتیجه چرا باید نگران سرنوشت برجام در مجلس آینده بود؟پس از لغو تحریمها کشورهای مختلف تلاش کردند به شکلهای مختلف مراودات اقتصادی خود را با ایران از سر بگیرند. اگر در دوران تحریمها مراودات اقتصادی و سیاسی ایران با کشورهای دیگر کاهش پیدا کرده بود در شرایط کنونی با حجم گستردهای از مبادلات اقتصادی و سیاسی مواجه شدهایم. نکته جالب اینجاست که اغلب کشورهای متقاضی مراوده با ایران، شرایط بسیار خوبی را به ایران پیشنهاد میکنند و حاضر هستند با حداقل سود و با تامین مالی پروژههای بسیار سنگین در ایران سرمایهگذاری کنند. در نتیجه هیچ دلیل موجه و قانعکنندهای وجود ندارد که مجلس آینده دوباره مساله برجام را به سطح افکار عمومی بکشاند و درباره آن به مجادله بپردازد. مساله برجام پشت سرما قرار گرفته و ما باید تلاش کنیم برای مسائل آینده و پیشرو راهحل مناسب پیدا کنیم. در این زمینه بنده یک مزاح سیاسی با مدیرکل آژانس بینالمللی انجام دادم که بیان آن برای شما و مخاطبان روزنامه «آرمان» نیز خالی از لطف نخواهد بود. بنده به ایشان به شوخی عنوان کردم شما تلاش کنید پرونده هستهای ایران به نتیجه نرسد؛ چرا اگر این پرونده به نتیجه برسد همه شما بیکار میشوید و حوصله همه سر میرود.
در طول مذاکرات هستهای آیا لحظاتی بود که گرههای سختی در کار بیفتد و آقای روحانی شخصا وارد عمل شوند و با رهبران قدرتهای جهانی به صورت مستقیم رایزنی کنند؟
آقای روحانی در مقاطعی که با آقای پوتین رئیسجمهور روسیه و همچنین آقای «شی جینگ پینگ» رئیسجمهور چین ملاقات داشتند در این زمینه رایزنی میکردند و عنوان میکردند جمهوری اسلامی توقع دارد روسیه و چین در حل پرونده هستهای به ایران کمک کنند. در مسیر مذاکرات هستهای نیز انصافا چین و روسیه همکاریهای لازم را با ایران داشتند. بهویژه کشور روسیه که در این زمینه قدمهای عملی برداشت و اگر همکاری صمیمانه روسیه نبود شاید هیچ گاه برجام به نتیجه نمیرسید و عملیاتی نمیشد. روسیه در زمینه تبادل سوخت نیز با ایران همکاری زیادی داشت که بنده لازم میدانم از طریق روزنامه «آرمان» از مسئولان و مردم روسیه و بهویژه آقای پوتین سپاسگزاری کنم. تبادل سوخت اهمیت بسیار بالایی در مساله برجام داشت. روسیه ابتدا «کیک زرد» را به ایران تحویل داد و سپس ما اورانیوم غنیشده خود را برای آنها ارسال کردیم. به دلیل عدم اعتمادی که بین جمهوری اسلامی و قدرتهای جهانی وجود داشت ما تمایل داشتیم این تبادل سوخت به صورت همزمان صورت بگیرد یا اینکه به صورت محمولهای انجام شود. با این وجود چنین اتفاقی رخ نداد و جمهوری اسلامی در ابتدا همه محموله خود را دریافت کرد و سپس محموله خود را به طرف مقابل تحویل داد. این مساله نشاندهنده اعتماد مناسبی بود که در فضای مذاکرات نسبت به جمهوری اسلامی ایجاد شده بود. اعتماد متقابل سبب شده بود ما نیز محموله خود را 15 ساعت زودتر از زمانی که برای این منظور در نظر گرفته شده بود ارسال کنیم تا حسن نیت خود را نشان داده باشیم.
آقای روحانی به جز روسای جمهور روسیه و چین با رهبران دیگر کشورهای عضو1+5 نیز رایزنی کردند؟
بله، فکر میکنم آقای روحانی با آقای فرانسوا اولاند رئیسجمهور فرانسه نیز به صورت تلفنی گفتوگو کردند.
یکی از نکات مهم مذاکرات هستهای که درباره آن گمانهزنیهای زیادی صورت میگیرد سازوکار ارتباط تیم مذاکرهکننده هستهای با رهبر معظم انقلاب است. در این زمینه چه سازوکاری اندیشیده شده بود و معظمله به چه وسیله یا افرادی در جریان جزئیات مذاکرات قرار میگرفتند؟ اگر در این زمینه خاطرهای منتشر نشده وجود دارد لطفا بیان فرمایید.
در دولت یازدهم رویه و شیوه مذاکره با آمریکا تغییر پیدا کرد و مسئولیت تیم مذاکرهکننده هستهای برای نخستینبار از شورای عالی امنیت ملی به وزارت امور خارجه منتقل شد. هنگامی که چنین تصمیمی گرفته شد یک کمیته راهبردی هستهای نیز از مسئولان عالیرتبه نظام تشکیل شد. این کمیته با برگزاری جلسات منظم، شیوه و نوع برخورد جمهوری اسلامی را متناسب با اقدامات طرف مقابل مورد تجزیه و تحلیل و گفتوگو قرار میداد و حدود و ثغور مذاکرات را روشن میکرد. در نتیجه تیم مذاکرهکننده هستهای و آقای دکتر ظریف به عنوان مسئول تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ایران در این چارچوب سیاستهای خود را در مذاکرات جلو میبردند. کمیته راهبردی هستهای نیز گزارشات خود از تحلیل محتوای مذاکرات و چالشها و فرصتهای پیشرو را به صورت منظم خدمت مقام معظم رهبری تقدیم میکردند. مقام معظم رهبری نیز پس از مشاهده گزارشات کمیته راهبردی هستهای، نظریات اصلاحی خود را مطرح میکردند و نتیجه نهایی در اختیار تیم مذاکرهکننده قرار میگرفت که براساس آن برنامههای خود را در طول مذاکرات جلو ببرد. در نتیجه مقام معظم رهبری از ابتدای مذاکرات در جریان تمام مسائل مذاکرات بودند و در صورت نیاز نظریات اصلاحی خود را به تیم مذاکرهکننده انتقال میدادند. بدون اجازه و مساعدت ایشان اصلا برجام به نتیجه نمیرسید. برای مثال موضوع مذاکره با آمریکا را ما اصلا نمیتوانستیم بدون اجازه مقام معظم رهبری انجام دهیم. با موافقت رهبر معظم انقلاب بود که این مسیر باز شد و ما توانستیم از این مسیر به گشایشهای جدیدی برسیم و در نهایت نیز به نتیجه دلخواه دست پیدا کنیم. تیم مذاکرهکننده هستهای ایران به دو گروه تقسیم میشدند. یک گروه تیم مذاکرهکننده به ریاست آقای دکتر ظریف بودند که گفتوگوها را انجام میدادند و در مسائل کلان تصمیمگیری میکردند. گروه دوم کارشناسان هستهای، سیاسی و حقوقی بودند که کارهای تحقیقاتی، پژوهشی و پشتیبانی مذاکرات را انجام میدادند و در واقع بخشی از بار سنگین مذاکرات بر دوش آنها قرار داشت. با این وجود تعداد کارشناسان ایرانی در مقابل تعداد کارشناسان کشورهای1+5 «گروهان» در مقابل «لشکر» بود و تعداد آنها چندین برابر کارشناسان ایران بود. حتی زمانی که کارشناسان یکی از کشورهای غربی به مشکل برخورد میکرد کارشناسان کشورهای دیگر نیز به کمک آنها میآمدند و به آنها کمک میکردند. تمام اقدامات صورت گرفته در حین مذاکرات اعم از اقدامات صورت گرفته توسط تیم مذاکرهکننده و همچنین تیم کارشناسی ایران در پایان هر دور از مذاکرات به صورت مکتوب خدمت مقام معظم رهبری تقدیم میشد و ایشان به صورت دقیق در جریان جزئیات مذاکرات قرار میگرفتند. برای مثال در یک مورد مقام معظم رهبری عنوان کردند«ما پیشنهاد آمریکا در مونیخ درباره چیدمان سانتریفیوژهای ایران را قبول نداریم». ایشان فرمودند: «ما همان چیدمانی که خودمان قبول داریم را باید پیش ببریم». در نتیجه گروه مذاکرهکننده موظف شد فرمایش مقام معظم رهبری را در مذاکرات دنبال کند و به نتیجه برساند. یکی از دلایلی هم که بنده وارد مذاکرات شدم این بود که برای طرف مقابل استدلال کنم به چه دلیلی جمهوری اسلامی چیدمان مطرحشده را قبول ندارد و به دنبال پیاده کردن چیدمان خود خواهد بود. این موضوع یک بحث فنی صرف بود و شرایط به شکلی نبود که از دوستان سیاسی توقع داشته باشیم به چنین مسائلی ورود کنند. در نتیجه بنده وارد مذاکرات شدم. ایالات متحده آمریکا نیز آقای مونیز وزیر انرژی این کشور را به مذاکرات اعزام کرد تا با بنده در این زمینه مذاکره کند. مذاکرات بنده و آقای مونیز نیز باید در سطحی برگزار میشد که در نهایت به تصمیم برسد و طرفین بتوانند با اختیاراتی که داشتند در این زمینه تصمیمگیری کنند. به همین دلیل بنده با اختیار تام به مذاکرات رفته بودم و از سوی دیگر آقای مونیز نیز با اختیار تصمیمگیری وارد مذاکرات شده بود. مذاکرات بنده با آقای مونیز در نهایت سبب شکسته شدن بنبست به وجود آمده در مذاکرات شد و مذاکرات تا حدود زیادی به سمت پیشرفت حرکت کرد. بنده و آقای ظریف در طول مذاکرات و هنگامی که مذاکرات در دو ایستگاه به نتیجه رسیده بود خدمت مقام معظم رهبری مشرف شدیم. در این دو دیدار ایشان نسبت به تیم مذاکرهکننده، آقای ظریف و بنده اظهار لطف کردند و ما را مورد تفقد خود قرار دادند. در یکی از این دیدارها ابتدا بنده به اتفاق آقای ظریف خدمت ایشان رسیدیم و پس از مدتی تیم مذاکرهکننده هستهای نیز خدمت ایشان شرفیاب شدند. بیشک اگر حمایتهای مقام معظم رهبری وجود نداشت مذاکرات هیچگاه به نتیجه نمیرسید. در طول مذاکرات هستهای هیچکدام از ما مجاز به اشتباه کردن نبودیم و اصلا حق اشتباه نداشتیم. البته از این نکته نیز نباید غافل شد که مقام معظم رهبری در جاهایی که احساس میکردند باید تذکر بدهند در موضعگیریهای علنی و رسمی خود این تذکرات را بیان میکردند.موضعگیریهای ایشان همیشه راهگشا بود. بنده جنس موضعگیری مقام معظم رهبری در طول مذاکرات را نوعی تذکر به ما یعنی مذاکرهکنندگان ایرانی و اخطار به طرف مقابل تلقی میکردم. قرآن کریم میفرماید: «در مواقع لازم تذکر بدهید؛ چرا که تذکر به سود مومن است». در این زمینه یک خاطره نقل کنم که خالی از لطف نیست. در یکی از این مذاکرات بنده به طرف مقابل عنوان کردم رهبر ما از ما چنین مسالهای را خواسته است و ما نمیتوانیم برخلاف دستور رهبر خود عمل کنیم. طرف مقابل نیز به بنده گفت رهبر ما نیز از ما خواسته که چنین رفتار کنیم. بنده در پاسخ ایشان عنوان کردم شما رهبر ندارید و بلکه رئیسجمهور دارید. رئیسجمهور کشور شما همتای رئیسجمهور کشور ماست. کشور ما رهبر دارد و سخنان رهبر ما برای همه ما «فصلالخطاب» است و ما نمیتوانیم برخلاف منویات ایشان رفتار کنیم. آمریکاییها به دلیل روحیه تکبر و استکباری که داشتند تمایل زیادی نشان میدادند «پا را از گلیم خود درازتر کنند» و مطالبات جدیدی را در حین مذاکرات مطرح کنند. در چنین شرایطی مواضع قاطع و انقلابی مقام معظم رهبری به کمک ما میآمد و اجازه نمیداد آمریکاییها به خواستههای خود دست پیدا کنند. این در حالی بود که مذاکره ایران و آمریکا از سال90 و در دولت دهم و با دستور مقام معظم رهبری آغاز شده بود.
در آن مقطع زمانی چه کسی، در کجا و با چه عنوانی با آمریکاییها مذاکره کرد؟ طرف آمریکایی مورد مذاکره چه کسی بود؟
در سال1390 آمریکاییها اظهار علاقه کردند که به صورت مستقیم با جمهوری اسلامی ایران وارد مذاکره شوند. آمریکاییها کشور عمان و آقای سلطان قابوس را واسطه گفتوگوی خود با ایران قرار دادند. در همین رابطه مسئولان کشور عمان با ما تماس گرفتند و درخواست مذاکره مستقیم را با مسئولان جمهوری اسلامی مطرح کردند. در نتیجه نخستین مذاکره مستقیم ایران و آمریکا در سال1391 و در کشور عمان برگزار شد. از طرف آنها آقای «ویلیام برنز» و «جک سولیوان» و از طرف جمهوری اسلامی نیز افرادی مانند آقای بهاروند، آقای خاجی، آقای ذبیح و آقای نجفی نماینده فعلی ایران در آژانس به گفتوگو پرداختند. در عمان ما دو مذاکره با آمریکاییها داشتیم. در پایان این مذاکرات ایالات متحده آمریکا از طریق سلطان عمان اعلام کرد که حق غنیسازی هستهای جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت میشناسند. سلطان عمان نیز در همین رابطه یک نامه به رئیسجمهور وقت ایران آقای دکتر احمدینژاد نوشت. آخرین مذاکرات ما قبل از پیروزی آقای روحانی در انتخابات به اسفند سال1391 بازمیگردد که پس از آن مقرر شد ادامه مذاکرات به پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات ریاستجمهوری ایران موکول شود. با پیروزی آقای روحانی پرونده هستهای شکل جدیدی به خود گرفت و در نهایت طرفین درباره برجام به توافق نهایی دست یافتند.
شما تنها فردی هستید که از ابتدای مساله هستهای ایران به شکلهای مختلف درگیر این پرونده بودهاید و از جزئیات دقیق این پرونده آگاه هستید. برخی معتقدند بده و بستانهای صورت گرفته در پرونده هستهای ایران ممکن است با پرسش جدی تاریخ همراه شود. آیا شما در پیشگاه تاریخ به عنوان یکی از مهمترین بازیگران سیاسی عصر خود سربلند خواهید بود؟
تشخیص این مساله با مردم عزیز و شریف ایران خواهد بود. تا قبل از به نتیجه رسیدن برجام قدرتهای جهانی موفق شده بودند یک اجماع ظالمانه بینالمللی را علیه ایران تشکیل بدهند. این وضعیت به شکلی بود که حتی کشورهای دوست جمهوری اسلامی مانند هند نیز با ما همکاری نمیکردند. به هر حال این اجماع ظالمانه محدودیتهایی را برای ما ایجاد کرده بود. البته جمهوری اسلامی موفق شده بود بسیاری از مشکلات خود در دوران تحریمها را به صورت هوشمندانه برطرف کند. با این وجود برجام و سیاستهای هستهای جمهوری اسلامی تمام این موانع را از بین برده و درهای جدیدی را پیش روی ایران در عرصه بینالمللی گشوده است. بنده چشمانداز و آینده برجام را مثبت ارزیابی میکنم و قضاوت در این زمینه را به مردم بزرگ ایران واگذار میکنم.
مطلب فوق مربوط به سایر رسانهها میباشد و خبرگزاری فارس صرفا آن را بازنشر کرده است.

به گزارش کورنگ به نقل از راه دانا؛ با نزدیک شدن به زمان برگزاری دهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی و اعلام اسامی کاندیداهایی که تأیید صلاحیت شدند، تلاش نامزدها برای تبلیغات گسترده تر و کسب آرای بیشتر افزایش یافته است.
هرچند به گفته وزارت کشور و بر اساس قوانین، استفاده ابزاری از امکانات دولتی برای تبلیغات در انتخابات ممنوع است اما مواردی در خصوص تخلف از این قانون دیده شده است.
در همین راستا یکی از بستگان نزدیک به یک مقام مسئول در دولت که با گرایش اصلاح طلبی وارد عرصه انتخابات شده و شورای نگهبان نیز صلاحیت وی را احراز کرده، اقدام به رایزنی هایی برای کسب آرای بیشتر در حوزه انتخابیه خود کرده است.
این مقام مسئول دولتی در حمایت از این کاندیدا اقدام به نامه نگاری با یکی از استانداران استانهای شرقی کشور کرده است.
وی در این نامه از استاندار خواسته است که با رایزنی با برخی از بزرگان اهل سنت در شرق کشور از آنها بخواهد که به این کاندیدا رای بدهند.
بر پایه این خبر استاندار مذکور نیز اقدام به رایزنی هایی در این زمینه کرده و وعده هایی نیز در صورت راهیابی این کاندیدا به مجلس داده است.
بر اساس این گزارش نمونه های دیگری از این اقدامات استانداران و فرمانداران در استان های کشور دیده شده است که به نظر می رسد در صورتی که وزارت کشور به عنوان مجری انتخابات به این موارد ورود پیدا نکند، اعتماد مردم نسبت به وزارت کشور دولت یازدهم در آستانه انتخابات از بین خواهد رفت.
انتهای پیام/
به گزارش کورنگ ؛ به نقل از مطالبه گر، وقتی روحانی با یک کاروان چند صد نفره عازم فرانسه و ایتالیا شد، هیچ کس فکر نمی کرد که با کلی قراردادهای تجاری با شرکت هایی که به ملت ایران خیانت کردند، باز گردد. روحانی در حالی با افتخار با شرکت های ایرباس، توتال، پژو و... قرارداد بست که انگار نه انگار این شرکت ها بودند که در زمان تحریم ها بیشترین آسیب ها را به ایران زدند و به یک باره کشور را ترک کردند. قراردادهایی که یک شبه پول اندک بدست آمده از برجام را که هیچ، بالاتر از آن را نیز خرج کرد.
لیست خیانت های شرکت های فوق بدین شرح است:
به گزارش کورنگ به نقل از راه دانا؛ وبلاگ وزنه سیاسی نوشته است: به جملات ذیل توجه فرمائید: «کشورهای مختلفی گرفتار موضوع هستهای بودند که از جمله آن میتوان به کره جنوبی اشاره کرد که وزیر خارجه این کشور در شورای حکام حاضر شد و به خاطر غنیسازی که در چند آزمایشگاه کرده بودند عذرخواهی کرد و این کشور مراکز آزمایشگاهی را در این ارتباط تعطیل و تمام افراد را در این خصوص دستگیر و به دادگاه تحویل دادند و تمام وسایل را منهدم کردند وقتی به کشور لیبی هم در خصوص فعالیتهای هستهای تذکر دادند هر چه که در این ارتباط داشت بار کشتی کرد و به آمریکا فرستاد … ا

به گزارش کورنگ ، رامین رمضانی در گفت و گو با ایرنا اظهار کرد: چهار شکارچی متخلف با ورود به منطقه حفاظت شده آلموبلاغ قصد شکار داشتند که پیش از هر گونه اقدامی شناسایی و دستگیر شدند.
وی اضافه کرد: تیم گشت و کنترل مستقر در پاسگاه محیط بانی آلموبلاغ هنگام گشت زنی این افراد را شناسایی و دستگیر کرده است.
وی با ذکر اینکه این افراد غیر بومی و از ساکنان استانهای همجوار هستند اضافه کرد: در بازرسی از شکارچیان دو قبضه سلاح شکاری، فشنگ و آلات و ادوات شکار کشف و ضبط شد.
وی گفت: با توجه به ممنوعیت شکار، افراد متخلف پس از تشکیل پرونده به مراجع قضایی شهر اسدآباد معرفی شدند.
منطقه شکار ممنوع آلموبلاغ با مساحت 7500 هکتار در شمال شهرستان اسدآباد و در 35 کیلومتری شمال غرب استان همدان واقع شده است.
این منطقه با توجه به شرایط خاص از تیپ های متفات گونه های گیاهی برخوردار بوده که برای نمونه می توان گونه های نظیر گیاهان علفی همچون بیدگیاه، شبدر درختی، گل لاله، شقایق، پونه، توتیا، شیر تیزه، شنگ، نخود درختی، پیاز کوهی، گل گندم، درمنه، زنبق، موسیر، لاله کوهی و لاله سرنگون را ذکر کرد.
همچنین گیاهان دارویی و صنعتی شامل کنگر، ریواس، آزربه، شیرین بیان، گون، گل ختمی، گزنه، گل گاو زبان و بومادران در منطقه آلموبلاغ اسدآباد می روید.
امسال 10 شکارچی متخلف در اسدآباد شناسایی و به مرجع قضایی معرفی شدند.

به گزارش کورنگ به نقل از ایرنا، امیرسرلشکرمحمد سلیمی فرمانده سابق کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، پس از تحمل یک دوره بیماری، عصر امروز -شنبه- در سن 78 سالگی در تهران درگذشت.
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، امروز -شنبه- به همین مناسبت متن زیر را از امیر سرلشگر محمد سلیمی که آن زمان ریاست ستاد جنگ های نامنظم را برعهده داشت و از روزهای حساس منتهی به آزادسازی سوسنگرد و نقش حضرت آیت الله خامنه ای در این پیروزی می گوید با عنوان «در شب آزادسازی سوسنگرد چه گذشت؟»منتشر کرده است.
در این روایت در پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR آمده است: آزادسازی سوسنگرد از جمله موفقیت های اثرگذار جنگ تحمیلی به شمار می رود که ضربه ی سنگینی به برنامه های ارتش عراق زد.
* اینها فرشته اند!
بیست و دوم آبان ماه سال 1359، ستوان اخوان به من زنگ زد و گفت: ما سخت در زیر آتش دشمن هستیم؛ محاصره لحظه به لحظه بیشتر تنگ می شود و از همه مهم تر، آذوقه ی ما هم تمام شده است. خواستم اول شرایط فعلی سوسنگرد را به شما بگویم و بعد هم در این بی آذوقه ای بگویم که تمام مغازه های سوسنگرد باز است ولی صاحبان آنها رفته اند. من نمی دانم اجازه دارم که بروم از این مغازه ها یک مقدار بیسکویت و مواد غذایی بردارم یا نه. شما از حضرت آقا سؤال کنید که تکلیف من چیست؟ حضرت آقا برای اقامه ی نماز جمعه در تهران تشریف داشتند. به ستوان اخوان گفتم: از کجا تلفن می کنی؟ دیروز که سوسنگرد بمب باران شد؟ گفت: مقداری سیم گیر آوردم و از این تیرهای چوبی که برای تلفن بود، بالا رفتم و این را وصل کردم، موقتاً دارم صحبت می کنم. شما بگویید که تکلیف من چیست؟1
حضرت آقا در آن روزی که با بنی صدر صحبت می کردند، می فرمودند: «باید به فکر این ها [نیروهای مستقر در سوسنگرد] باشیم، این ها فرشته هستند. ضرر شهادت این ها برای ما به مراتب بیشتر از سقوط سوسنگرد است، چون بالاخره ما سوسنگرد را از چنگ این خبیث های بعثی بیرون می کشیم، اما اگر آنها شهید شدند، ما چه کار کنیم؟»
من صبح جمعه، بیست و سوم آبان تلفن را برداشتم و با حضرت آقا تماس گرفتم. گزارش این افسر را به عرض حضرت آقا رساندم. به ایشان عرض کردم: آن قولی که بنی صدر به شما داده بود و از سرهنگ قاسمی قول گرفته بودید که برای سوسنگرد تلاش هایی کنند و گشایشی به وجود بیاورند و فشار را از روی مردم بردارند، بنی صدر این اجازه را به سرهنگ قاسمی نمی دهد. آن قولی که بنی صدر به شما داد، عمل نشده است. این مطلب را به عرض حضرت آقا رساندم. ایشان ابتدا به منزل حضرت امام رحمة الله علیه تشریف بردند و گزارش جنگ را به عرض ایشان رساندند. از آن جا هم به شورای عالی دفاع رفتند و همین مطالب را در شورای عالی دفاع مطرح فرمودند. بنی صدر در آن جلسه گفته بود که من دنبال کار هستم، پیگیری می کنم و شما نگران نباشید. وقتی ما این را شنیدیم، خیلی خوشحال شدیم.
روز بیست و چهارم گذشت. صبح روز بیست و پنجم، حضرت آقا به اهواز تشریف آوردند و به ستاد آمدند. من گزارشی را به عرض ایشان رساندم و گفتم: وضع این طور است. بنی صدر به قول خود عمل نکرده است. این هم که در شورای عالی دفاع به شما گفته که من اقدام می کنم، در این چهل و هشت ساعت، من آثار و قرائنی از اقدام ندیده ام. اگر قرار است تیپ یا یگانی جابه جا شود، قرائن آن مشهود است. ما از حرکت دشمن در جبهه می فهمیم که استعداد آن چقدر است، ترکیب آن چیست، چه کاری می خواهد بکند. برآورد وضعیت می کنیم. من آثاری در این چهل و هشت ساعت از این کار ندیدم.
* حضرت آقا به بنی صدر چه گفتند؟
حضرت آقا گوشی را برداشتند و با بنی صدر در اهواز صحبت کردند. به بنی صدر با تحکم فرمودند: «این وضع نمی شود ادامه پیدا کند. پس کِی می خواهید حرکت کنید؟ این قدر زمان گذشت.» بنی صدر گفت: بسیار خوب، حرف شما را قبول دارم. شما به ستاد لشکر بروید و نیروهای آن جا را تشویق کنید. من هم دستور این کار را می دهم. حضرت آقا با خوشحالی گوشی را گذاشتند. نزدیک ظهر بود. نمازشان را خواندند و بعد از ظهر برای شرکت در جلسه ای به لشکر رفتند. چون من مأموریت داشتم، دیگر در خدمت ایشان نبودم. آقای دکتر چمران هم در منطقه نبود. سرهنگ قاسمی، سرلشکر ظهیرنژاد (فرمانده وقت نیروی زمینی) سرلشکر فلاحی (جانشین وقت ریاست ستاد مشترک) آقای غرضی (استاندار) و افراد دیگری هم بودند. از چگونگی آن جلسه خبری ندارم.
همان شب ایشان برگشتند و برای نماز مغرب به ستاد جنگ های نامنظم آمدند. پس از نماز، من از ایشان سؤال کردم: داستان چه بود؟ آن جا چه شد؟ ایشان فرمودند: «بحث زیادی شد. قرار شد دستور عملیاتی نوشته و صادر شود.» گفتم: در بند مأموریت دستور عملیاتی چه قید شد؟ فرمودند: «در بند مأموریت آمده که لشکر 92 اهواز مأموریت دارد در منطقه ی عمومی سوسنگرد، تک کرده، سوسنگرد را از محاصره خارج و محور سوسنگرد-حمیدیه-اهواز را تأمین کند.»
دیدم که مأموریت بسیار خوبی است. گفتم: در بند تدبیر سازمان چه آمده؟ فرمودند: قرار شد تیپ 3 لشکر اهواز در شمال کرخه به آبادی سوهانیه بیاید و از آن جا با دشمن درگیر شود. تیپ 2 (که همین تیپ مشهور و معروف به فرماندهی سرهنگ شهبازی رحمة الله علیه است) هم مأموریت دارد به عنوان تلاش اصلی. تعدادی از نیرو های سپاه هم در میان آنها بودند. نیروهای جنگ های نامنظم هم در نوک حمله به عنوان خط شکن هستند و مأموریت فردا اجرا شود. گردان 148 پیاده هم از مشهد آمده بود. یک گروهان زرهی هم از شیراز آمده بود. این را هم به آن تیپ مأمور کردند. گروه 148 با عنوان احتیاط تیپ، در منطقه ی اهواز بود.
خوشحال شدم و به حضرت آقا عرض کردم: چرا این مطالب را محکم بیان نمی کنید؟ جلسه ی پُربرکتی داشتید. دستور عملیاتی را که فرمانده لشکر می نویسد، ما مُهروموم می کنیم و همان جا صادر می کنیم. ایشان فرمودند: «نگرانی دارم. موارد زیادی تا به حال بوده که یک کار نظامی شروع شده، به جاهایی هم رسیده و نتایجی هم حاصل شده است، اما اواخر کار بدون این که به نتیجه برسیم، دستور آمده که متوقف شویم. یک چاهی کنده اند، یک متر مانده به آب برسد که می گویند بایستید. چرای آن معلوم نیست. می ترسم که این هم از همان سنخ باشد.»
* مکالمه تلفنی با داماد حضرت امام خمینی
در همین گفت و شنود، تلفن زنگ زد. حضرت آقا گوشی را برداشتند. آقای اشراقی، داماد حضرت امام خمینی رحمة الله علیه بود و گفت: «حضرت امام سلام رساندند و فرمودند که اوضاع جنگ چطور است؟ حضرت آقا فرمودند: «اوضاع جنگ این طور است که فردا قرار است یک عملیات سرنوشت ساز شروع شود، اما من نگران هستم؛ مگر این که حضرت امام دستوری بدهند و ببینیم که چه کار باید بکنیم.» آقای اشراقی بعد از ده دقیقه دوباره تلفن زد و گفت: این موضوع را به عرض حضرت امام رحمة الله علیه رساندیم. ایشان مقرر فرمودند: «تا فردا سوسنگرد باید آزاد شود. در ضمن تیمسار فلاحی باید شخصاً مباشر در عملیات باشند.» مباشر عملیات یعنی به عنوان چشم کسی که فرمان را صادر کرده، تا عملیات را از نزدیک ببیند و نظارت کند و گزارش بدهد.
شب شده بود. نزدیک ساعت دوازده نیمه شب بود که آقای اشراقی این موضوع را اعلام کرد، ولی حضرت آقا باز هم بسیار نگران بودند. از سوسنگرد و جاهای دیگر خبرهای ناگواری می آمد. همین که این کار نشود، برای ایشان خیلی سنگین بود. ساعت دوازده شب رفتیم تا کمی استراحت کنیم. نزدیک به یک بامداد شده بود که آقای چمران آمد و ما را بیدار کرد و گفت که طرح به هم خورده است. بنی صدر دستور داده که تیپ 2 فردا وارد عمل نشود. حضرت آقا بدون معطلی گوشی را برداشتند و با پاسگاه فرماندهی نیروی زمینی (مرحوم ظهیرنژاد) در دزفول تماس گرفتند. صحبت ایشان با مرحوم ظهیرنژاد خیلی جالب بود.
حضرت آقا از ایشان پرسیدند: «شما برای چه این دستور را دادید؟» جواب داد: من این دستور را ندادم. این دستور را بنی صدر داده است. بنی صدر گفته برای این که کارهای مهم تری در اهواز داریم و این تیپ هم یک تیپ نادر و پرتوان است؛ تیپ خوبی است. اگر این تیپ در عملیات فردا شرکت کند، انهدام آن حتمی است. من به عنوان جانشین فرماندهی کل قوا صلاح نمی دانم این تیپ آن جا منهدم شود. مرحوم ظهیرنژاد به حضرت آقا گفت: من هم باید دستور را اجرا کنم، مگر این که خلاف آن صادر شود. حضرت آقا فرمودند: «تا وقتی که خبر آن صادر شود، به چیزی که می گویم گوش بده. این حرف قابل اعتنا نیست. به این حرف نمی توان توجه کرد. اصلاً این که می گویید تیپ منهدم می شود، برای چه منهدم شود؟ منهدم نخواهد شد. شما موظف هستید تیپ را از رده خارج نکنید. عین همان تصمیمی که در لشکر گرفته شده، فردا عمل کنید. در ضمن حضرت امام این امر را فرمودند. شما موظفید این امر را همین امشب به اطلاع بنی صدر برسانید.» وقتی ایشان گوشی را گذاشتند، دو دستور را صادر کردند. یکی برای فرماندهی لشکر 92 و یکی هم برای جانشین ریاست ستاد مشترک.
* صبح پیروزی...
حضرت آقا موقع برنامه ی سحر تحقیق کردند و معلوم شد که ساعت سه، تیپ و بقیه ی رزمندگان با همان سازمانی که داشتند، از منطقه ی تجمع حرکت کرده و از خط عبور کردند. از حدود ساعت پنج هم عملیات شروع شد. نیرو های جنگ های نامنظم هم رفته بودند. ساعت هشت صبح حضرت آقا آن جا چند ملاقات داشتند. از آن جا ما راه افتادیم که برویم و به جبهه بپیوندیم. در طول راه، نیروهای احتیاط بودند. حضرت آقا پیاده می شدند و با آنها صحبت می کردند. واحدهای پشتیبانی هم بودند که به همین ترتیب با آنها صحبت می کردند و در جریان تلاش های آنها قرار می گرفتند.
ما از جاده ی حمیدیه-سوسنگرد که جاده ی خلوتی بود، به طرف سوسنگرد می رفتیم. درگیری هم زیاد بود. آتش دشمن در جنوب اجرا می شد؛ بالای کرخه کور به طرف جنوب کرخه که این طرفِ جاده بود. ما هم در لندرور با حضرت آقا نشسته بودیم و به طرف سوسنگرد می رفتیم. آن طرف جبهه، مثلاً دو کیلومتری جبهه، یک تانکر سوخت ایستاده بود. بلافاصله یک موشک هواپیما یا آتش توپخانه به این تانکر اصابت کرد و تنور قطوری از دود و آتش به آسمان زبانه کشید که همین طور چشم ها به آن خیره مانده بود. راننده هم برگشت که این صحنه را نگاه کند؛ حدود 10 یا 20 ثانیه نگاه کرد. حضرت آقا فرمودند: «تو کار خودت را بکن.» در واقع این نگاه سبب شد که ما مقداری عقب تر بیفتیم. پس از این که کمی جلو رفتیم، ناگهان یک موشک آرپی جی عراقی ها از فاصله ی یک متری سطح جاده، از جلوی ما رد شد. به هم نگاه کردیم، بدون این که حرف بزنیم، ولی یک دنیا حرف در این نگاه بود. «إنَّ اللهَ یدافع عَن الّذینَ آمَنوا»
ما به جبهه رسیدیم و دیدیم که سروصدا و صلواتی است. نیرو ها در دهانه ی ورود به سوسنگرد بودند. نیرو های جنگ های نامنظم شکار تانک می کردند. آتش های سوختن تانک به چشم مشهود بود. بعد از مدتی خبر دادند که آقای چمران مجروح شده و ایشان را به بیمارستان برده اند. حضرت آقا فرمودند: «برویم یک سری به ایشان بزنیم. من جلسه ی مهمی در تهران دارم، باید به تهران بروم.» به بیمارستان رسیدیم که شهید چمران را از اتاق عمل بیرون آورده بودند. قبل از هر حرفی، آقای چمران پرسید که وضع حمله چطور است؟ تک در چه وضعی است؟ گفتیم: ادامه دارد و دارند کار می کنند. ایشان به حضرت آقا قسم می داد که کاری کنید که تک از دور نیفتد و این پیروزی حاصل شود. بحمدالله در ساعت 14:30 نیرو های ما وارد سوسنگرد شدند و بیش از 700 کشته و مجروح و تعدادی اسیر از عراقی ها گرفتند و چهار دستگاه تانک و شش دستگاه کامیون مهمات آنها را سالم به غنیمت گرفتند.
*پی نوشت:
1. «یک روز به ما خبر دادند تلفنی -تلفن خوشبختانه وصل بود بین سوسنگرد و اهواز- تلفنی به ما خبر دادند که ما این جا آذوقه هیچی نداریم، اما سوپرمارکت های خود شهر که مال مردم است و مردم در آن را بستند و رفتند، چیزهایی دارد و ما بعضی ها می گویند که از این ها برویم استفاده کنیم از گرسنگی نجات پیدا کنیم، لکن ما حاضر نیستیم؛ می گوئییم که مال مردم است و راضی نیستند. من دیدم واقعاً این ها فرشته اند. اصلاً این ها بشر نمی شود به این ها گفت؛ سوپرمارکتی که صاحبش گذاشته از شهر فرار کرده، الان هم اگر بفهمد که این مثلاً جناب سروان نیروی هوایی که دارد دفاع از شهر او و از خانه ی او می خواهد از او استفاده کند، با کمال میل حاضر است برود خودش توی سینی هم بگذارد جلویشان بگذارد و این جوان، جوان های به این خوبی و این جوان های پاک و فرشته صفت واقعاً، حاضر نبودند از این استفاده کنند. از ما اجازه خواستند ما گفتیم بروید باز کنید هر چیز گیرتان می آید بخورید و هیچ اشکالی ندارد و به آنها اجازه دادیم.» (مصاحبه ی حضرت آیت الله خامنه ای با شبکه ی دوم سیما پیرامون خاطرات جبهه، 1364.06.28)
به گزارش ایرنا،امیر سرلشگر محمد سلیمی، همچنین به مدت چهارسال (درحد فاصل سالهای 1360 تا 1364) مسئولیت وزارت دفاع را برعهده داشت.
وی یکی از قدیمی ترین فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که در ایام دفاع مقدس مسئولیت هایی نظیر ریاست دفترمشاوره نظامی حضرت امام خمینی(ره) و فرماندهی ستاد جنگ های نامنظم را برعهده داشت و در نبردهای متعددی از جمله آزادسازی سوسنگرد نقش آفرینی کرد و بعدها مفتخر به اخذ نشان «نصر» از دست رهبر معظم انقلاب اسلامی شد.
امیرسلیمی از بنیانگذاران ارتش انقلابی درخرداد 1379پس از کناره گیری امیرسرلشکرعلی شهبازی، به فرماندهی کل ارتش منصوب وهمزمان با یک درجه ارتقا، به درجه سرلشکری نیز نائل آمد.
وی تا شهریورماه 1384به عنوان فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران خدمت کرد و پس از آن نیز به عنوان یکی از مشاوران ارشد فرمانده معظم کل قوا در امور نظامی خصوصا ارتش منصوب شد.