کورنگ: شاید برای همین است که می گویند تربیت بچه ها در دوران کودکی، زمینه ساز خط مشی و موقعیت و موفقیت آنها در بزرگسالی خواهد بود. یکی از خاطرات جالبی که دارم و تا امروز تحت تاثیر آن هستم ، مربوط می شود به سفر چند تن از فامیل های دورمان که از کشورهای خارجی به ایران آمده بودند. تفاوت فرهنگی که بین محل زندگی من و کشور آنها وجود داشت ، باعث پوشیدن لباس هایی بود که برای منی که کودکی بیش نبودم، آنقدر عجیب و غریب بود که هنوز هم می ترسم با لباس پوشیدنم ، دیگران را به خنده بیندازم!

به گزارش کورنگ به نقل از ایرنا، «عادل دخیل» معاون استاندار «ذی قار» عراق اعلام کرد که طارق عزیز، وزیر خارجه و معاون نخست وزیر صدام بر اثر بیماری در زندان مرکزی ناصریه، فوت کرد.
وی تصریح کرد: اداره زندان ناصریه، طارق عزیز (79 ساله) را به دلیل بروز حمله قلبی به بیمارستان الحسین در مرکز ناصریه منتقل کرد.
دخیل گفت: طارق عزیز بعد از ظهر امروز، در بیمارستان در گذشت.
دادگاه جنایی عراق در 26 اکتبر 2012 حکم اعدام طارق عزیز را که به سرکوب احزاب دینی محکوم شده بود، با چوبه دار اعلام کرده بود؛ در حالی که او در 3 می 2011 نیز به حبس ابد محکوم شده بود.
نام واقعی طارق عزیز، معاون دیکتاتور سابق عراق، میخائیل یوحنا است که در سال 1936 نزدیک شهر موصل در یک خانواده مسیحی متولد شد.
طارق عزیز یک مسیحی بعثی بود که بواسطه وفاداری اش به آرمانهای پان عربیسم و ناسیونالیسم عربی به مدارج عالی حکومتی و حزبی دست یافت.
وی تنها فرد مسیحی حاضر در حلقه نزدیکان صدام بود که در دهه هفتاد میلادی در سمت وزیر اطلاع رسانی، بین سال های 1983 تا 1991به عنوان وزیر خارجه و در فاصله سال های 1991 تا 2003 نیز به عنوان معاون صدام فعالیت می کرد.
عزیز در سال های دفاع مقدس علیه ایران اسلامی شرکتی فعال داشت و به عنوان پل ارتباطی رژیم بعثی و آمریکا جهت تامین سلاح های کشتار جمعی شناخته می شد.
طارق عزیز در آوریل 2003 و پس از سقوط نظام صدام، تسلیم نظامیان آمریکایی شد و در زندان آمریکایی 'کروبر ' در غرب بغداد زندانی شد، اما سرانجام به همراه 26مسئول عراقی تحویل مقامات عراقی در زندان 'الکاظمیه ' داده شد.
وی برای نخستین بار در مارس 2009 میلادی، به دلیل ارتکاب جنایت های ضد بشری و اعدام 42 تاجر در بغداد در سال 1992، به 15 سال حبس محکوم شد.
انتهای پیام

به گزارش کورنگ به نقل از رودبار ما، آخرین روز اردیبهشت ماه سال جاری بود که درگیری شدید، داد و فریادهای بی امان و سرانجام شلیک پیاپی گلوله، آخرین پرده اختلافات دو طایفه فلاحی و منصوری در روستایی شهرک سلمانیه شهرستان رودبار رودبار را در غم فرو برد و حادثه ای هولناک آفرید،حادثه ای که دهان به دهان نقل شدو ۱۴ خرداد خونینی در رودبار را رقم زد.
اختلاف خانوادگی بین دو گروه کافی بود تا تیراندازی مرگباری در رودبار رخ دهد و پنج تن کشته بر جای بگذارد، در شب گذشته در بلوار امام خمینی (ره)شهرستان رودبار درست در نزدیکی ستاد فرماندهی نیروی انتظامی این شهرستان، شرور مسلح فراری با استفاده از کلاشینکف اقدام به تیراندازی به سمت سرنشینان خودروی که اعضای یک خانواده بودند، کرده و سه تن کشته و یک زخمی برجای گذاشت.
یک ساعت بعد از این ماجرا خانواده مقتول به قصد انتقام گیری دونفر از خانواده قاتل که یکی از آنها فرزند دوساله بود را در منزل شخصی به قتل رساند. اختلافات خانوادگی که یک ماه پیش از این نیز منجر به درگیری های متعددی شده بود ،سرانجام با خشونتی وصف ناپذیر همراه شد و ۶ نفر را به کام مرگ کشاند، این حادثه خونین باعث رعب و وحشت مردم شهرستان رودبار شد .
حوادث یک ماه گذشته در شهرستان رودبار جنوب که در همه آنها ، “خون و اسلحه” نقش اول را بازی کرده اند ، زنگ خطری است که انتظار می رود مسئولان را به خود آورد.
مسئولین شهرستان رودبار! مردم امنیت می خواهند.”رودبار ما” ضمن محکومیت این رفتارهای خارج از شئونات انسانی و اسلامی، بر ضرورت برخورد قاطع با مسببان این نزاع که مصداق “مفسد فی الارض” هستند تاکید می کند و امیدوار است که با حاکمیت قانون و امنیت، مردم این منطقه از استان در آرامش زندگی کنند.باید گفت که قتل های ناموسی بدترین نوع ناهنجاری فرهنگی است که باید تا زمانی که در بافت جامعه جاری است، آن را به نقد کشید و درباره آن به بوته بحث نشست تا بتوان برای از بین بردن آن تلاش مثمر ثمر کرد.
تعصبات قومی سالهاست که در این منطقه وجود دارد چرا مسئولین وحدت را در بین قبائل ایجاد نمی کنندتا شاهد قتلهای مستمر در این شهرستان نباشیم؟
انتهای پیام/ب

کورنگ: نهضت امام خمینی از سال 1341 خورشیدی آغاز شد و در 1357 خورشیدی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، به یقین قیام 15 خرداد 1342 نقش انکار ناپذیر و درخشانی را در پیروزی این نهضت اسلامی ایفا کرد.
نیروهای امنیتی رژیم در ماه محرم به روحانیون اطلاع دادند که در سخنرانی های خود برای مردم از سه چیز صحبت نکنند، از شخص شاه بدگویی نکنند، در مورد اسراییل حرف نزنند و در مورد اینکه اسلام در خطر است صحبت نکنند.
امام خمینی که نشان داده بود، در مبارزه ی خود علیه استبداد محکم و استوار است، در 13 خرداد 1342 خورشیدی برابر با 10محرم سخنان کوبنده ای را علیه رژیم پهلوی بیان کرد.
امام نه تنها به حرف های نیروهای امنیتی توجهی نشان نداد، بلکه این حرکت شاه را نتیجه ی ترس او از بیداری و حرکت مردم در همراهی با نهضت اسلامی دانست. به همین دلیل در سخنانی تاریخی در 10 محرم در مدرسه ی فیضیه فرمود: «شما اهالی محترم قم ملاحظه فرمودید آن روز که آن رفراندوم غلط، آن رفراندوم مفتضح انجام گرفت، آن رفراندومی که برخلاف مصالح ملت ایران بود با زور سرنیزه اجرا شد ... آیا روحانیت و اسلام ارتجاع سیاه است؟ لکن تو مرتجع سیاه، انقلاب سفید کرده ای؟! .... چرا این قدر می خواهی مردم را اغفال کنی؟ چرا مردم را این قدر تهدید می کنی؟... امروز به من خبر داده اند که عده ای از وعاظ و خطبا تهران را برده اند به سازمان امنیت و تهدید کرده اند که از سه موضوع حرف نزنند: 1- از شاه بدگویی نکنند 2- به اسراییل حمله نکنند 3- نگویند که اسلام در خطر است. دیگر هر چه بگویند آزادند.
...تمام گرفتاریها و اختلاف های ما در همین سه موضوع نهفته است. اگر از این سه موضوع بگذریم، دیگر اختلافی نداریم و باید دید که اگر ما نگوییم شاه چنین و چنان است آیا آن طور نیست؟ اگر ما نگوییم اسراییل برای اسلام و مسلمان ها خطرناک است آیا خطرناک نیست؟ و در اصل چه ارتباطی و تناسبی بین شاه و اسراییل است که سازمان امنیت می گوید: از شاه صحبت نکنید، از اسراییل نیز صحبت نکنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت شاه، اسراییلی است؟» سخنرانی تند ایشان در واقع شمارش معکوس سقوط رژیم پهلوی بود.
این سخنان به سرعت به تهران گزارش شد. در ساعت 4 صبح 15 خرداد کامیون هایی که سربازان و نیروهای امنیتی در آن بودند از تهران ماموریت یافتند تا امام خمینی را دستگیر کنند.
آنها امام را در حالی که مشغول خواندن نماز بود، دستگیر و در بازداشتگاه افسران تهران زندانی کردند. غروب آن روز ایشان را به زندان قصر بردند.
بازداشت امام خمینی و رسیدن این خبر به گوش مردم سبب شد که یک قیام مردمی و گسترده علیه رژیم پهلوی در 15 خرداد شکل بگیرد.
پیر و جوان، زن و مرد از روستا و شهر خود، به طرف منزل رهبر خود حرکت کردند. شعار اصلی جمعیت «یا مرگ یا خمینی» بود که از تمام شهر قم به گوش می رسید.
نیروهای رژیم پهلوی در این شهر برای ایجاد ترس بیشتر مردم، مستقر شدند و سعی داشتند قیام را به شدت سرکوب کنند. از طرف دیگر خبر دستگیری امام خمینی به تهران، شیراز، مشهد و دیگر شهرها رسید و در شهرهای مختلف کشور نیز همانند قم، آزادی امام را فریاد می زدند. مردم ورامین به طرف تهران حرکت کردند. تعداد زیادی از مردم در این تظاهرات به شهادت رسیدند.
جمعیت زیادی که در تهران حضور داشتند به طرف کاخ شاه حرکت کردند.
ارتشبد حسین فردوست که از نزدیک ترین افراد به محمدرضا پهلوی بود، درباره ی قیام 15 خرداد 1342 هجری خورشیدی در خاطرات خود نوشته است: مسوولان اطلاعاتی و امنیتی کشور و شخص محمدرضا از چنین حرکت مردمی اطلاع نداشتند. محمدرضا مساله ی روحانی ها را جدی نگرفته بود و خطر تیمور بختیار را بیش از مردم می دانست. از آنجا که این حرکت، یک حرکت، مردمی و بدون برنامه ریزی قبلی بود، ساواک به کلی غافلگیر شد و محمد رضا شاه به شدت به وحشت افتاد.
همچنین ارتشبد حسین فردوست در توضیح وخامت اوضاع می نویسد: به اویسی فرمانده لشگر گارد ویژه گفتم تنها راه این است که هر چه آشپز و نظافتکار و اسلحه دار و غیره در لشگر داری مسلح کنی.
روز 15 خرداد در تهران و قم حکومت نظامی برقرار شد، با این حال در روزهای بعد، تظاهرات گسترده یی برپا شد که در هر مورد به درگیری خونین انجامید و مردم زیادی به شهادت رسیدند.
امام خمینی پس از 19 روز حبس در زندان قصر به زندانی در پادگان عشرت آباد منتقل شد. محمدرضا پهلوی 2 روز پس از نهضت 15 خرداد، قیام مردم را «بلوا و اقدامی وحشیانه» نامید و سعی کرد تا آن را به خارج از مرزها نسبت دهد.
به گفته ی کاتوزیان در نهضت 15 خرداد: بازرگانان خرده پا، مغازه داران، پیشه وران، دانشجویان، کارگران، بیکاران و فعالان سیاسی حضور داشتند.
محمدرضا پهلوی با اصرار اسدالله علم نخست وزیر وقت، سرلشگر اویسی را مامور گشودن آتش به روی مردم کرد. دولت، تعداد کشته ها را کمتر از 90 تن اما ناظران تعداد شهدا را چند هزار تن اعلام کردند. امام خمینی هم در روزهای پایانی مرداد 1342 از زندان آزاد شد.
قیام 15 خرداد یک خیزش خودجوش و ناگهانی بود، حرکت انفجارآمیز مردمی بود، در برابر ارتشی که کورکورانه عمل می کرد.
در پایان می توان گفت که مردم ایران اسلامی با این قیام نشان دادند که در برابر رژیم استبدادی هرگز کوتاه نمی آیند. رهبری مدبرانه ی امام و ایستادگی و مقاومت مردم در برابر رژیم پهلوی سبب شد تا سرانجام در 22 بهمن 1357 خورشیدی انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.
منبع: تابناک
کورنگ: شهرداری به عنوان سازمانی که مردم از طیفهای اجتماعی مختلف با آن سر و کار دارند لازم است در دو جهت عمده نسبت به ارتقاء سطح فرهنگی اقدامات مناسبی را صورت دهد تا علاوه بر قرار گرفتن امورات جاری سازمانی در مسیر صحیح، تضمین کننده روند توسعه جامعه شهری نیز باشد.
بازبینی و ارتقاء فرهنگی درون سازمانی و جامعه دو مسیر هدف گذاری شده در فعالیتهای فرهنگی شهرداری است که لازم است سیاستگذاریهای لازم در خصوص رشد و بهینه شدن آنها صورت بگیرد.

به گزارش کورنگ به نقل از پایگاه خبری شبکه العالم، روزنامه السفیر به نقل از نیویورک تایمز خاطرنشان کرد، اجداد خاندان سلطنتی آل سعود بیش از 250 سال پیش با محمد بن عبدالوهاب برای سیطره بر عربستان هم پیمان شدند و با اعلام جهاد علیه مخالفان فرقه وهابیت هر مخالفی را از جلوی پای خود برداشتند و بیشتر شبه جزیره عربستان را به سیطره خود درآوردند.
ائتلاف سعودی ها و محمد بن عبدالوهاب زمینه ساز تشکیل نظام حاکم آل سعود شد و این نظام در چند سال گذشته با کمک درآمدهای نفتی فرقه افراطی وهابیت را به بزرگترین فرقه در جهان اسلام تبدیل کرد و عربستان که مهد وهابیت است، هم اکنون به محل گردشگری تبدیل شده است.
صدها کارگر هم اکنون کاخ های گِلی اجداد آل سعود را در منطقه الدرعیه در نزدیکی ریاض پایتخت عربستان بازسازی می کنند و موزه هایی برای زنده نگه داشتن تاریخ آل سعود می سازند و در نزدیکی این کاخ ها نیز مدرسه ای شکیل برای نشر افکار محمد بن عبدالوهاب احداث می شود.
سلمان بن عبدالعزیز پادشاه جدید عربستان دستور بازسازی کاخ های اجداد خود را صادر کرده است و می خواهد این کاخ ها را به اماکن سیاحتی تبدیل کند و با این کار تاریخ آل سعود را زنده نگه دارد.
به گفته یکی از پیمانکاران که نام خود را فاش نکرد؛ پیش بینی می شود که بازسازی کاخ های آل سعود 2 سال طول بکشد و هزینه اش نزدیک به 500 میلیون دلار شود.
به ادعای "عبدالله الرکبان" عضو کمیته توسعه شهر ریاض و مکلف به بازسازی کاخ های آل سعود؛ مردم عربستان باید بدانند که نظام کشورشان براساس افکار و عقاید درست شیخ محمد بن عبدالوهاب تشکیل شده است ولی مورخان و علمای دینی برخلاف ادعای این مسئول عربستانی معتقدند که شیخ عبدالوهاب نَه تنها افکار و عقاید درستی نداشت بلکه برای آرای دیگران نیز ارزشی قائل نبود.
" دیوید کامِنز " استاد تاریخ دانشگاه دیکینسِن که کتابی درباره وهابیت نوشته است، می گوید: شیخ محمد بن عبدالوهاب آرای هیچیک از مخالفان فرقه خود را نمی پذیرفت و هر فردی که با افکار شیخ عبدالوهاب مخالفت می کرد، یا مجبور به پذیرفتن افکار این شیخ می شد یا اینکه باید در هر لحظه منتظر حمله طرفدارانش می بود.
اجداد آل سعود پس از سیطره بر مکه مکرمه و مدینه منوره اولین نظام حکومتی را در منطقه الدرعیه تشکیل دادند ولی امپراتوری عثمانی بساط حکومت آنها را به طور کلی برچید و سرانجام ملک عبدالعزیز بن آل سعود با همدستی نوادگان شیخ محمد بن عبدالوهاب نظام حکومتی دیگری را در سال 1932 پایه گذاری کرد که این نظام تا به امروز قدرت و ثروت عربستان را به انحصار خود درآورده است.
شیخ عبدالوهاب مدعی است که قبور انبیا، اولیا و بزرگان دینی باید تخریب شود زیرا هیچ فرد و چیزی به غیر از خدا نباید مقدس شمرده شود و با برگزاری اعیاد دینی نیز مخالف بود.
نظام آل سعود که با برگزاری اعیاد دینی مخالفت می کند و تاکنون بسیاری از اماکن مذهبی و تاریخی را تخریب کرده است، اینک برای زنده نگه داشتن تاریخ خود کاخ های پیشینیان خویش را بازسازی می کند و موزه هایی برای نگه داشتن اشیای برجای مانده از آنها می سازد و مدرسه ای به نام مؤسسه عبدالوهاب برای انتشار افکار و عقاید گمراه و منحرف محمد بن عبدالوهاب احداث می کند.
انتهای پیام/ب

به گزارش کورنگ به نقل از فارس، «اگر آل سعود به ماجراجوییهای جنگی خود ادامه دهد و کشور را از درون هم تضعیف کند، اگر به آمریکا پرخاش کند و با ایران، عراق و یمن دعوا کند، تا 3-2 سال آینده چنین تحولی [فروپاشی پادشاهی آلسعود] بعید نیست.»
پایگاه تحلیلی روسی «ایرانرو» که به طور تخصصی به مسائل مرتبط با ایران میپردازد، در یادداشتی به قلم «ولادیمیر آلکسییف» ضمن نتیجهگیری فوق نوشت: «صرف نظر از عوض شدن اخیر ریاست عربستان سعودی که در مقام های عالی این کشور نمایندگان نسل جوان قرار گرفته اند و این پادشاهی اصولاً بایستی در مسیر اصلاحات و به روز آوری گام بر دارد، ریاض به سیاست مداخله بی پرده در امور داخلی کشورهای همسایه از جمله با استفاده از روش های نظامی و تروریستی ادامه داده و رژیم داخلی را به خصوص در حق اقلیت شیعه شدت می بخشد و با حفظ قیمت های پایین نفت به ثبات اجتماعی و اقتصادی کشور لطمه می زند. ریاض همچنین به خود اجازه می دهد با لحن متکبرانه ای با واشنگتن، ضامن اساسی امنیت خود گفتگو کند. ولی همه این مراتب نه از قوت بلکه از ضعف نسل جدید رهبران عربستان سعودی حکایت دارد که با آتش بازی کرده و کشور را به فروپاشی و تجزیه سوق می دهند زیرا فرماندهان ارتش، رهبران قبایل و شیوخ گروه های سیاسی این پادشاهی از تشدید باز هم بیشتر خط تجاوزکارانه و بی اعتبار آل سعود پشتیبانی نمی کنند. اطلاعاتی درز کرده است که اگر این خط ادامه یابد، ممکن است سعودیها زمام امور کشور را از دست بدهند و این کشور به 5-4 قسمتی که 80 سال پیش از آنها دوخته شده بود، تقسیم شود.»
بر اساس گزارش فوق، «غرب و به عبارت دقیق تر، آمریکا و بریتانیا به یک کشور غیر قابل پیشبینی با رژیمی که از نظر اخلاقی منسوخ شده است و موازین حکومتی آن به قرن 17 بر می گردد، احتیاج ندارد زیرا وجود این رژیم باعث رسوایی متحدانش در برابر جهان متمدن می شود. تازه ثبات اروپا و آسیا در زمینه انرژی در حد زیادی به این کشور وابسته است. اداره کیان های دولتی کوچک گوش به فرمانی که مدعی رهبری منطقه ای نباشند، راحت تر است. مقامات فعلی عربستان سعودی با پشتکار در این مسیر حرکت می کنند. آمریکا نیز همین کار را می کند. به نظر می آید که تصمیم مربوطه در واشنگتن اتخاذ شده است. و حالا فقط باید صبر کنیم نا ببینیم قبایل اساسی چگونه رفتار خواهند کرد؟»
به نوشته ایرانرو، «عربستان سعودی به طور مصنوعی از گروه های مختلف مذهبی و قومی تشکیل شده و حکومت آل سعود بر حفظ موازنه پیچیده منافع قبایل اساسی استوار است. اگر این موازنه متزلزل شود، حکومت آل سعود پایان خواهد یافت. برای این کار هیچ گونه کودتا لازم نیست. قبایل عضو عربستان سعودی می توانند به سادگی از ترکیب آن خارج شده و استقلال دولتی خود را اعلام کنند. آنها درباره مرزهای جدید و عرصه های نفوذ و نیز درباره نحوه عادلانه تقسیم درآمدهای نفتی به توافق خواهند رسید. آنها حتی نباید در این مورد فکر زیادی بکنند چرا که سرویس های ویژه بریتانیا مدتهاست که طرح مفصل تجزیه این کشور با همه نقشه های لازم را تدوین کرده اند. نمونه های این تقسیم معاصر کشورها در لیبی مشاهده می شود که عربستان سعودی و قطر جنگ علیه این کشور را راه اندازی کرده بودند.»
این پایگاه تحلیلی همچنین مدعی شد: «ولی ممکن است سناریوی بریتانیایی در عربستان سعودی کارگر نشود. بخشی از اراضی مورد اختلاف عسیر و نجران در قسمت های جنوب غربی و جنوبی پادشاهی که آنجا قبایل یمنی و از جمله شیعیان زیدی و اسماعیلی زندگی می کنند، به یمن تعلق خواهد گرفت و قسمت شمالی حجاز در قسمت شمال شرقی به اردن و مناطق شمالی به عراق. استان شرقی که نام تاریخی آن الحصا است و شیعیان اکثریت جمعیت آن را تشکیل می دهند، همراه با بحرین که دو سوم جمعیت آن اهل تشیع هستند و کویت که 40% جمعیتش شیعیان هستند، می توانند دولت شیعه با نام مشروط «شیعستان» به پایتختی دمام را تشکیل دهند. بعید نیست که در صورت تقسیم عراق به سه قسمت که حکام فعلی ریاض این تحول را تحریک می کنند، بخش شیعه آن (60% جمعیت کشور) دولت عظیم شیعیان در هر دو ساحل خلیج فارس را به پایتختی بصره ایجاد کنند. صد سال پیش بصره مرکز ولایتی با همین نام در امپراطوری عثمانی بود.»
انتهای پیام/

به گزارش کورنگ به نقل از فارس، بیست و ششمین شالگرد ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی روز گذشته با سخنرانی رهبر معظم انقلاب و با حضور سیل خروشان دوستداران آن حضرت، در حرم مطهر امام خمینی(ره) برگزار شد.
در این مراسم به غیر از مسئولانی که برای برگزاری مراسم بزرگداشت امام راحل(ره) به سایر شهرستانها سفر کرده بودند، سایر شخصیتهای لشکری و کشوری کشور حضور داشتند (اینجا) اما جای خالی یک نفر در این مراسم به چشم میخورد.
آیتالله مهدویکنی که سال گذشته و پس از برگزاری بیست و پنجمین مراسم ارتحال امام خمینی(ره) دچار عارضه قلبی شد و پس از ماهها حضور در کما در آخرین روزهای مهرماه پارسال دعوت حق را لبیک گفت، غائب بزرگ مراسم امسال بود.

انتهای پیام/

به گزارش کورنگ، در حمله ارتش عراق به مواضع گروه تروریستی داعش، کارخانهای که برای جاسازی بمب در ماشینها مورد استفاده قرار میگرفت، منهدم شد.
هنوز از محل دقیق این کارخانه مشخص نشده ولی خودروها و حتی کامیونهای انتحاری داعش، نقشی اساسی در انهدام مواضع دفاعی ارتش عراق در نبرد اخیر داشتند؛ نبردی که به سقوط الرمادی منجر شد.
ارتش عراق با کمک نیروهای مردمی در صدد بازپسگیری الرمادی است.
منبع: فارس

به گزارش کورنگ به نقل از راه دانا، حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان امشب در حرم امام (ره) سخنرانی کرد.
در میان سخنرانی رئیس جمهور عده ای انگشت شمار در میان جمعیت حضور داشتند که تلاش کردند تا سخنرانی رئیس جمهور را به حاشیه بکشانند.
این افراد با سر دادن شعار در میان سخنرانی رئیس جمهور و اقداماتی از این دست تلاش کردند تا اقدام خود را پیش ببرند اما زائران حرم امام(ره) که در بارگاه رهبر کبیر انقلاب حضور داشتند اجازه ندادند که تلاش این عده قلیل به ثمره بنشیند و با مهیا کردن فضای آرام به سخنان رئیس جمهور گوش فرا دادند.
همچنین عزاداران امام خمینی (ره ) که از اقدام این عده قلیل ناراحت شده بودند سعی کردند تا حاشیه سازی های این عده قلیل را خنثی کنند.
انتهای پیام/ب