
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،
رئیس دولت اصلاحات اخیرا با اشاره به روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا مدعی شده است «همسویی حزب حاکم با تندرویهای رئیسجمهوری که بتازگی حکومت را به دست گرفته، ممکن است مسائل و خطراتی را برای ما ایجاد کند» و نتیجه گرفته: «چون اصل کشور و نظام و منافع ملی و حیثیت ایران مورد تهدید است»، «باید از این فرصت حسن استفاده را کنیم و زمینه آشتی ملی را فراهم آوریم». منظور وی از این مقدمات و طرح «آشتی ملی» البته به هیچوجه این نیست که وی و همفکرانش نیز به جبهه مقاومت بپیوندند و در مقابل آمریکا بایستند. تجربه نحوه واکنش دولت اصلاحات به «تندروی آمریکاییها» در زمان جورج بوش و بازخوانی آن نامه معروف «فدایت شوم»(1) به کاخ سفید، به ما میگوید نخستین چیزی که این جماعت به خیال تامین امنیت روی میز میگذارند و معامله میکنند، ایستادگی و مقاومت است و نخستین چیزی که میپذیرند، تعطیلی برنامههای هستهای و نظامی و موشکی و توقف اجرای احکام خدا طبق دستور حقوقبشر آمریکایی است. لذا این سخن آقای خاتمی را که «همه در یک خط در مقابل کسی که میخواهد تجاوز کند، میایستند و ما ایستادهایم» باید جزو مطایبههای حیات سیاسی وی قلمداد کرد. از این رو باید درباره چرایی طرح بحث «آشتی ملی» دقیقتر شد و در مقام یافتن پاسخ صحیح برای این پرسش برآمد که چرا در این مقطع محمد خاتمی به عنوان سرکرده جریان لیبرال در ایران به دنبال «آشتی» است؟ لیبرالها در چه شرایطی قرار گرفته و دچار کدام خلأ شدهاند که امروز خود را نیازمند آشتی ملی میبینند؟ فوت حجتالاسلام هاشمی با این طرح چه رابطهای میتواند داشته باشد؟ پاسخ این پرسشها قطعا بدون تبارشناسی و جانمایی جریان لیبرال در سپهر سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی ممکن نیست. باید بدانیم لیبرالهای گذشته و امروز، در مقاطع گوناگون انقلاب، چه نسبتی با انقلاب اسلامی برقرار کردهاند و غایتشان چه بوده است؟ غایتشناسی لیبرالیسم در ایران، به ما کمک خواهد کرد تصویر روشنتری از طرح «آشتی ملی» خاتمی و جایگاه آن در معادلات سیاسی ایران امروز به دست آوریم.
تبارشناسی لیبرالیسم در ایران بعد از انقلاب اسلامی را باید از نهضت آزادی و دولت موقت آغاز کرد. مهندس بازرگان و اعضای کابینه وی که عمدتا از نهضت آزادی و جبهه ملی تشکیل میشدند، به سبب تعهد و تعلق به مکتب لیبرالیسم، از نظر فکری دقیقا در نقطه مقابل امام(ره) قرار داشتند. اگر پروژه امام(ره) و اصلیترین هدف قیام ایشان، احیای اسلام سیاسی و تشکیل نظام سیاسی اسلامی بود و ولایت فقیه را جزو بدیهیات دین اسلام میدانستند، مهندس بازرگان دیانت را از سیاست جدا میدانست و معتقد بود اساسا انبیا(ع) برای تزکیه آمدهاند نه برای حکومت. به سبب همین انحرافات و تضادهای معرفتی با بنیان انقلاب اسلامی، امام(ره) شخصا مخالف سپردن امور اجرایی کشور به لیبرالها بودند اما پیشنهاد شورای انقلاب را پذیرفتند و با تاکید و تصریح بر صرفنظر کردن از «روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص»، مهندس بازرگان را مامور تشکیل دولت موقت کردند.
مهندس بازرگان و کابینه وی، در طول 9 ماه حضور در راس سیستم اجرایی کشور، نهتنها هیچگاه تعلقات فکری خود را کنار نگذاشتند، بلکه در اموری که مربوط به انقلاب اسلامی بود، رو به «لیبرالیسم تهاجمی» آوردند؛ تبدیل به نخستین مانع درونساختاری در فرآیند نظامسازی اسلامی شدند و از هر فرصت و امکانی برای جلوگیری از تحقق این امر نهایت بهره را بردند. اگر امام(ره) به دنبال جمهوری اسلامی بودند و مردم در فرآیند سرنگونی رژیم پهلوی شعار «جمهوری اسلامی» سر داده بودند، لیبرالها در پی برگزاری رفراندم «جمهوری دموکراتیک» یا به تعبیر مرحوم بازرگان «جمهوری دموکراتیک اسلامی» بودند. اگر انقلاب اسلامی برای تشکیل نظامی مبتنی بر اصول مسلم اسلام و اصل ولایت فقیه انجام شده بود، لیبرالها دولت موقت را تبدیل به جایگاهی برای تدوین یک پیشنویس سکولار برای قانون اساسی نظام جدید کردند که در آن کمترین اشارهای به اصل ولایت فقیه نشده بود. وقتی منتخبان ملت در خبرگان قانون اساسی، پیشنویس دولت موقت را کنار گذاشتند و اقدام به نگارش یک قانون اساسی بر اساس اصول اسلام از جمله اصل ولایت فقیه کردند، مهندس بازرگان ابتدا به آیتالله منتظری پیغام داد که خبرگان باید همان پیشنویس سکولار را بدون یک کلمه کم و زیاد کردن تصویب کند و چون ناکام ماند، به فکر انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی افتاد و طرح آن را در دولت موقت تصویب کرد که البته با مخالفت شدید امام روبهرو شد و در نهایت در اعتراض به تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، استعفا کرد و از عرصه اجرایی کنار رفت.
با استعفای دولت موقت، لیبرالهای کابینه مهندس بازرگان تدریجا از ساختار جمهوری اسلامی حذف شدند اما لیبرالیسم به عنوان اصلیترین ایدئولوژی معارض انقلاب اسلامی، به یارسازی و یارگیری از داخل مجموعه نظام ادامه داد و بر عِده و عُده خود افزود.
لیبرالها هرچند تا دوم خرداد 76 بهموقعیتی در سطح دولت موقت دست نیافتند و از راس قدرت در کشور کنار ماندند اما هیچگاه به جمهوری اسلامی و نظام اسلامی رضایت ندادند؛ اگر اسلافشان در دولت موقت نتوانسته بودند جلوی «تاسیس» نظام اسلامی را بگیرند، اینها از فکر «تغییر» آن بیرون نیامدند، بلکه در این فاصله سعی کردند با نزدیک شدن به برخی پایگاههای قدرت در داخل ساختار نظام، برنامه تغییر را پیش ببرند. آیتالله منتظری نخستین قربانی لیبرالها در پروژه تغییر بود. مطرودان امام(ره) به آیتالله منتظری نزدیک شدند و از خلأهای شخصیتی ایشان به اندازهای بهره بردند که آیتالله منتظری که قرار بود رهبر انقلاب اسلامی شود، عملا تبدیل به یک عامل براندازی جمهوری اسلامی شد؛ تا جایی که امام(ره) در نامه عزل ایشان تصریح کردند: «از آنجا که روشن شده است شما این کشور و انقلاب اسلامى عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین مىسپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبرى آینده نظام را از دست دادهاید». در ادامه همین یادداشت نشان خواهیم داد نزدیک شدن لیبرالها به آقای منتظری، هیچگاه به این معنی نبود که حاضر بودند در ذیل او به عنوان ولی فقیه قرار گیرند، بلکه اگر آیتالله منتظری به رهبری میرسید و اینها جایگاهی به دست میآوردند، در اولین فرصت، نخستین فردی که به ستیزش رفته و در صدد حذفش برمیآمدند، کسی نبود جز آیتالله منتظری.
پس از عزل آیتالله منتظری، لیبرالها هرچند ارتباط خود را با ایشان حفظ کردند و هرگاه لازم بود، شخصیت آیتالله را علیه نظام به کار گرفتند اما حجتالاسلام هاشمیرفسنجانی به سبب جایگاه برجستهای که در ساختار نظام داشت و نسبت وی به رهبر انقلاب، تقریبا همان نسبت آقای منتظری به امام(ره) بود، معالاسف دومین قربانی لیبرالها شد که سراغ وی رفتند و در تشکیلاتش نفوذ کردند؛ به طور خاص، در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاستجمهوری خیمه زدند و از سال 68 با استفاده از امکانات و ظرفیتهای دولت، یک برنامه جامع تغییر جمهوری اسلامی را طراحی کردند. البته اقداماتشان به مطالعات و طراحی صرف محدود نشد و در همان دوران ریاستجمهوری آقای هاشمی نیز به هر میزان که توانستند، سطوحی از این برنامه را به دست اجرا سپردند و رویکرد و عملکرد دولتهای پنجم و ششم را لیبرالیزه کردند. آنها یقین داشتند با وجود مردمی معتقد به اسلام، امکان حذف اسلام از عرصه سیاسی و اجتماعی وجود ندارد و لذا دست به یک شبیخون عظیم فرهنگی علیه باورها و اعتقادات اسلامی مردم ایران زدند تا اعتقاد به اسلام از جامعه ایران زدوده شود. هجمه سنگین علیه قرآن و عترت و تخریب و تشکیک در مبانی دینی مردم در این دوران و بعد از آن توسط رسانههای لیبرال و حامیان برونمرزی آنها را نباید جز در این چارچوب دید و تحلیل کرد. مردمی که معتقد به اسلام نباشند، به طریق اولی باوری به اسلام سیاسی و نظام سیاسی متکی به اسلام نخواهند داشت. لیبرالها در حزب حجتالاسلام هاشمی یعنی کارگزاران سازندگی نیز نفوذ کردند و بعدها آن را تا جایی پیش بردند که سخنگویش اعلام کرد ما «لیبرال- دموکرات- مسلمان هستیم» و محمد هاشمی از موسسان این حزب، با اعلام اینکه «مقلد امام(ره) هستم نه لیبرال»، در اعتراض به حضور رسمی برخی چهرههای لیبرال در مرکزیت این حزب، از آن جدا شد.
با پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاستجمهوری دوم خرداد 76، شرایط دولت موقت و بلکه بسیار مهیاتر از آن، برای لیبرالهای ایرانی تکرار شد تا پروژه تغییر را از کانال قوه مجریه دنبال کنند. با پیروزی در انتخابات مجلس ششم در سال 78، لیبرالها قوه مقننه را نیز به تسخیر خود درآوردند و تقریبا مطمئن شدند برای تغییر نظام سیاسی ایران از جمهوری اسلامی به یک جمهوری لیبرال، همه ابزارهای لازم را در اختیار دارند. این بود که به صراحت اعلام کردند «امام را به موزه میبرند» و نخستین شخصیتی که تصمیم به حذفش گرفتند، کسی جز پناهگاهشان در دوران پسامنتظری، یعنی حجتالاسلام هاشمیرفسنجانی نبود. آنها دیگر نیازی به هاشمیرفسنجانی نداشتند و هاشمی، هر که بود و هر سلیقه و تفکری داشت، بزرگترین جرمش از نگاه ایدئولوژی لیبرالیسم، وفاداری به اصل جمهوری اسلامی بود و میتوانست در مسیر تغییر، مانع ایجاد کند. این است که در این دوره شاهد شدیدترین تخریبها و تهمتها از سوی لیبرالها علیه شخصیت هاشمیرفسنجانی با هدف حذف کامل وی از سپهر سیاسی ایران هستیم. او را با لقب «عالیجناب سرخپوش» به دست داشتن در قتلهای زنجیرهای متهم کردند، دیکتاتور و دشمن «آزادی»اش خواندند، گفتند با رانت وارد مجلس ششم شده و به قدری به وی فشار آوردند که ناچار شد از نمایندگی مجلس استعفا کند؛ آنها میدانستند حضور هاشمی در مجلس، یعنی ریاست او بر این قوه و ریاست هاشمی، یعنی یک مانع برابر تغییر بزرگ. در دوران اصلاحات، لیبرالها یک شورش همهجانبه علیه اسلام سیاسی ترتیب دادند و با طراحی یک کودتا در هجدهم تیرماه 78، نخستین گام جدی را برای براندازی جمهوری اسلامی برداشتند. مردم اما نه تنها با آنها همراهی نکردند، بلکه 23 تیرماه در یک راهپیمایی عظیم، در دفاع از انقلاب اسلامی و علیه کودتاگران به خیابانها آمدند. حرکتهای بعدی لیبرالها در دوران اصلاحات چون تلاش برای تغییرات گام به گام از دریچه مصوبات مجلس، طراحی یک رفراندم برای تغییر نظام یا تحصن در مجلس ششم و نگارش نامه به رهبر انقلاب برای نوشیدن جام زهر نیز به سبب همراهی نکردن مردم ناکام ماند.
با پایان دولت اصلاحات، لیبرالها ابتدا سعی کردند با جایگزینی مصطفی معین به جای محمد خاتمی، پروژه تغییر را ادامه دهند اما معین در سال 84 در دور نخست انتخابات 4 میلیون رای بیشتر نتوانست کسب کند و رقابت میان هاشمیرفسنجانی و محمود احمدینژاد به دور دوم کشیده شد. در این فاصله اندک میان دور نخست و دور دوم، لیبرالها مجددا رو به هاشمیرفسنجانی آوردند و او نیز در کمال تعجب، با آغوش باز از آنها استقبال کرد. شاید تصور هاشمی این بود که لیبرالها در ایران صاحب یک پایگاه اجتماعی هستند و او برای پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری 84 به این پایگاه نیازمند است. لیبرالها همه ظرفیت خود را در انتخابات سوم تیرماه 84 برای هاشمیرفسنجانی بسیج کردند اما او مقابل محمود احمدینژاد شکست سنگینی را تجربه کرد که بلاتردید، تخریبهای
8 ساله لیبرالها، سهم مهمی در این شکست داشت.
این شکست اما محلی شد برای آشتی اصلاحطلبان با هاشمیرفسنجانی و بازگشت به شرایط سال 68. اصلاحطلبان به هاشمی پناه بردند، پیوسته بر دلخوریهای او از شکست تیر 84 دمیدند، بر حرارت خشمش افزودند و سعی کردند همانگونه که منتظری را از امام جدا کرده بودند، هاشمی را نیز جدا کنند و مقابل نظام قرار دهند. از سال 85 طراحی یک انقلاب رنگی را آغاز کردند و تصمیم گرفتند این بار، در موسم انتخابات ریاستجمهوری دهم، مردم را با فریب و دغل با خود همراه و کار جمهوری اسلامی را با یک کودتای رنگی یکسره کنند. سال 88 همه ظرفیت داخلی و جهانی لیبرالیسم، از منتظری و هاشمی در ایران تا باراک اوباما و نتانیاهو در آمریکا و اسرائیل را علیه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بسیج کردند و دست به یک کودتای تمام عیار علیه نظام زدند. کسانی که دنبال بردن امام(ره) به موزه بودند، پشت ویترین «نخستوزیر امام(ره)» پنهان شدند، بخشی از مردمی را که به میرحسین موسوی رای داده بودند، با دروغ تقلب فریفتند و به خیابانها کشاندند. در دیگر سو از دولت آمریکا خواستند پروژه تحریمهای فلجکننده را در سطحی گسترده با هدف سرنگونی اقتصادی ایران اجرا کند. در جریان فتنه 88، جمهوری اسلامی ایران با حجم بیسابقهای از حملات سیاسی و اقتصادی در سطح داخلی و بینالمللی از سوی لیبرالها و حامیان بینالمللی آنها مواجه شد؛ ایران زخمی شد اما با کمک مردم زمین نخورد. خروش مردم در نهم دیماه 88 در دفاع از نظام و انقلاب، به کودتا پایان داد و ضربهای بیسابقه بر پیکر لیبرالیسم وارد کرد. پس از شکست کودتای سبز، لیبرالها در ضعیفترین موقعیت خود در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی قرار گرفتند.
سال 92 هاشمیرفسنجانی که در فتنه 88 تا مرز جدایی کامل از نظام پیش رفت اما با تدبیر و تحمل رهبر حکیم انقلاب این اتفاق نیفتاد، توانست با بهرهبرداری از خطاهای محمود احمدینژاد، دست به احیای اجتماعی خود بزند و بهرغم اینکه خود رد صلاحیت شد، با حمایت از حسن روحانی، نقش مهمی در پیروزی او ایفا کرد. با روی کار آمدن حسن روحانی، لیبرالها تصمیم به بازسازی خود گرفته و به این جمعبندی رسیدند که اگر به سبب ضربه سنگینی که در فتنه 88 خوردهاند، تا مدتی امکان تغییر ساختار نظام ایران را ندارند اما میتوانند مانند دوران ریاستجمهوری هاشمیرفسنجانی، در دستگاه اجرایی کشور نفوذ کنند، رویکرد و عملکرد آن را لیبرالیزه کنند و از فرصتهایی که روحانی برای آنها فراهم میکند و ظرفیتهایی که در اختیارشان قرار میدهد، دست به بازسازی تشکیلاتی خود بزنند. با وساطت، حمایت و هدایت هاشمیرفسنجانی، این امکان تا حدی برای لایههای دوم و سوم لیبرالها فراهم شد اما لایه اصلی و نخست آنها به سبب جرم بزرگی که سال 88 مرتکب شده بودند، امکان فعالیت نیافتند و برای تداوم حیات سیاسیشان، همچنان هیچ پناهگاهی جز شخصیتی در تراز هاشمیرفسنجانی ندیدند.
امروز کسی چون حجتالاسلام ناطق نوری سعی دارد با تکرار مواضع هاشمیرفسنجانی، بر جایگاه معنوی هاشمی تکیه زند، به قول خودش «خلأ هاشمی را پر کند» و آغوش خود را نیز برای لیبرالها بگشاید اما نه ناطق نوری و نه «هیچ شخصیت دیگری»، جایگاه منتظری در دوران امام(ره) و هاشمی در دوران بعد از امام(ره) را ندارد و نمیتواند نقش منتظری و هاشمی را برای لیبرالها ایفا کند و اینها بر این مهم کاملا واقفند. لیبرالها به دنبال شخصیتی هستند که بتوانند از رویارویی او با نظام، میوه تضعیف نظام و در نهایت تغییر آن را بچینند و امروز، چنین شخصیتی که رویاروییاش با نظام چنین هزینه و چنان نتیجهای داشته باشد، وجود خارجی ندارد.
لیبرالها که پس از فتنه 88 بارها و بارها توصیه به عذرخواهی و اعتراف به دروغ تقلب شدهاند اما از انجام آن خودداری کردهاند، امروز با رفتن هاشمی به دنبال نامهنگاری با رهبر انقلاب و «آشتی» و «بازگشت» هستند؛ اما آشتی با چه کسی؟ بازگشت به کجا؟ آیا این جماعت بر این تصورند که میتوانند همانگونه که سال 84 با هاشمی «آشتی» کردند و تحت پناه او، فتنه 88 را طراحی و اجرا کردند، امروز نیز با نظام «آشتی» کنند و پناهگاهی برای تدارک فتنههای دیگر بیابند؟ البته که چنین پناهگاهی هرگز وجود نخواهد داشت.
این جماعت میتوانند عذر بخواهند و با اعتراف به دروغ تقلب، بابت خساراتی که به اسلام زدهاند و خونهای بیگناهی که بر زمین ریختهاند، به درگاه الهی توبه کنند؛ قطعا در این صورت مورد رافت نظام نیز قرار خواهند گرفت. اینها بلاتردید میتوانند در صورت توبه، به مسجد بازگردند و در کنار مومنان قامت ببندند و نماز بخوانند اما نباید انتظار داشته باشند کفشدزد دیروز، امام جماعت امروز شود.
پانوشت:
-----------------------------------------------
1- پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 وزارت امور خارجه دولت اصلاحات نامه محرمانه و مرعوبانهای خطاب به رئیسجمهور آمریکا نوشت و البته با بیتوجهی و تحقیر مخاطب روبهرو شد تا نتایج اتخاذ سیاست تنشزدایی با دشمنان قسمخورده ایران بیش از پیش برای مجریان این خطمشی روشن شود.
25 سپتامبر سال 2006 (5 مهر 85) شبکه 4 رادیو بیبیسی از ارسال نامهای در سال 2003 توسط دولت «محمد خاتمی» خطاب به مقامات کاخ سفید خبر داد. آنگونه که این شبکه رادیویی اعلام کرد دولت وقت ایران در نامه برای حل همه اختلافات فیمابین اعلام آمادگی کرد. تلاش برای خلع سلاح حزبالله لبنان، شفافسازی تمام فعالیتهای هستهای، دست برداشتن از حمایت گروههای فلسطینی و... از جمله مواردی بود که در نامه مذکور، دولت ایران به جورج بوش پیشنهاد داده بود.
رادیو بیبیسی در گزارشی طعنهآمیز که به طریقی در صدد نشان دادن ترس دولت وقت تهران از حمله نظامی آمریکا به منطقه بود، ماجرا را اینگونه افشا کرد:
آوریل 2003 میلادی، در شرایطی که تانکهای آمریکایی در خیابانهای بغداد حرکت میکردند، این نگرانی در تهران شدت میگرفت که شاید پس از عراق نوبت ایران باشد. یک ماه بعد، ایران در اقدامی بیسابقه و با واسطه سوییسیها، نامهای برای دولت آمریکا فرستاد که در آن آمادگی خود را برای حل همه اختلافها اعلام کرده بود.
در این نامه، ایران نه تنها از دست برداشتن از حمایت گروههای فلسطینی سخن به میان آورده بود، بلکه پیشنهاد داده بود برای خلع سلاح حزبالله تلاش کرده و تمام فعالیتهای هستهای خود را شفاف کند. در ازای این همه، ایران از آمریکا خواست از رفتار خصمانه خود نسبت به جمهوری اسلامی دست بکشد و در بیانیهای تصریح کند ایران جزو محور شرارت نیست.
«سیدمحمدحسین عادلی» که در آن زمان معاون وزیر امور خارجه ایران بود، میگوید: آن نامه برای آمریکایی ها فرستاده شد تا نشان دهد ما آماده گفتوگو و حل معضلات هستیم. این اقدام در راستای سیاستهای محمد خاتمی بود که میخواست همه راههای مسالمتآمیز را بیازماید.
«لری ویلکینسون» رئیس دفتر «کالین پاول» وزیر وقت خارجه آمریکا میگوید: تنها چیزی که من دیدم گزارشی بود از اینکه چنین نامهای دریافت شده و پاسخی که از طریق مقامهای سوییسی برای ایران فرستاده شد. پاسخی شبیه به اینکه چطور به خود اجازه میدهید چنین پیشنهاد «گستاخانهای» بدهید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، به نقل از فارس دوازدهمین دوره جشنواره سراسری تئاتر بسیج کشور در حالی از 25 تا 30 بهمن ماه در شهر بندرعباس برگزار شد که استان همدان نیز با دو نمایش «خط سوم» به کارگردانی «فواد ابراهیمیان» و «به خاطر مروارید» به کارگردانی «نسا بخشی» همچنین با دو نمایشنامه از بهنام میرزایی و روحالله صالحی در این جشنواره حضوری پررنگ داشت.
اما در روز پایانی و در مراسم اختتامیه این جشنواره که عصر امروز در بندرعباس برگزار شد، اعلام آرای هیأت داوران حکایت از این داشت که استانهای قزوین، مازندران و هرمزگان بیشترین جوایز را به خود اختصاص داده و همدان تنها توانست لوح تقدیر در بخش مسابقه نمایشنامهنویسی برای نمایشنامه پاس دوم بهنام میرزایی را کسب کند.
این اتفاق در حالی رخ داد که هنرمندان همدانی حاضر در این جشنواره، خبر از اجراهای موفق و پرتماشاگری از خود در روزهای گذشته داده بودند.
لازم به ذکر است که در این جشنواره 30 گروه نمایشی از 20 استان کشور در بخشهای صحنهای، خیابانی و نمایشنامهنویسی شرکت داشتند که طبق اعلام کوروش زارعی، دبیر این جشنواره، راهیابی به جشنواره بینالمللی تئاتر فجر، اجرا در تالارهای تهران و حمایت بیشتر از نمایشها از دیگر مزایای برگزیده شدن در این جشنواره است.
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، مركز اطلاع رساني و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، برخی از مدارس استان ها به دليلي بارش برف و برودت هوا، امروز شنبه30 بهمن ماه 1395 تعطیل اعلام شده است.
آذربايجان شرقي
مدارس مقاطع پیش دبستانی، ابتدائی، استثنانی ومتوسطه دوره ی اول مناطق شهری و روستائی نواحی پنجگانه شهرستان تبریز، کلیه مدارس مناطق شهری و روستایی شهرستان هاي هشترود، بخش نظرکهریز، چاراویماق، هوراند، ورزقان، تیکمه داش، ترکمانچای، خاروانا (ورزقان)، کندوان، کاغذکنان، مهربان، سراب، عجب شیر، اسکو و شهر جدید سهند، گوگان، ایلخچی ، آذرشهر و بخش ممقان، هریس، خسروشاه، بستان آباد و مدارس پیش دبستانی، ابتدائی و استثنائی مناطق شهری و کلیه مدارس مناطق روستائی مناطق خواجه ، اهر، مراغه، مرند، میانه و شهر آچاچی امروز شنبه 30 بهمن ماه تعطيل است.
همچنين مدارس مقطع پیش دبستانی مناطق شهری، مدارس پیش دبستانی و ابتدائی مناطق روستایی شهرستان هاي کلیبر، ملکان، خدا آفرین ، شبستر و مناطق صوفیان و تسوج و بناب امرو تعطيل مي باشد.
آذربايجان غربي
مدارس تمام مقاطع تحصیلی نواحی 1و 2 ارومیه، مهاباد، سردشت، اشنویه، سیلوانا، صومای برادوست، انزل، نازلو ، نقده و تکاب، تمامی مقاطع تحصیلی دهستان صورین كشاورز ، مدارس ابتدایی و متوسطه دوره اول شهری و تمامی مقاطع تحصیلی روستایی بوکان ، تمامی مقاطع تحصیلی روستایی و مدارس ابتدایی شهری پيرانشهر، مدارس ابتدایی شهری و تمامی مقاطع روستایی شاهین دژ، میاندوآب ، مرحمت آباد، سلماس امروز شنبه 30 بهمن ماه تعطيل است.
اردبيل
مدارس نوبت صبح تمامی مقاطع تحصیلی اردبیل، ارشق، انگوت، خلخال، خورش رستم، سرعین، شاهرود، کوثر، لاهرود، مشگین شهر، نمین، نیر و هیر، پیش دبستانی اصلاندوز و گرمي امروز شنبه 30 بهمن ماه 95 تعطيل است.
خراسان رضوي
مدارس نواحی هفتگانه مشهد، شهرستان ها و مناطق قوچان، کلات، چناران،درگز، صالح آباد ،جلگه رخ ، سرخس ، فریمان گلبهار، احمد آباد و تبادکان در کلیه مقاطع تحصیلی در نوبت صبح و عصر و مدارس ابتدایی منطقه سرولایت در شیفت صبح امروز شنبه 30 بهمن ماه 95 تعطیل می باشد. ضمنا کلیه مقاطع تحصیلی در مدارس استثنایی مناطق فوق تعطیل است.
خراسان شمالي
کلیه مقاطع تحصیلی پیش دبستانی، ابتدایی، استثنایی و متوسطه اول و دوم و هنرستان ها درنوبت صبح و عصر شهرستان هاي فاروج ، جاجرم ، بخش های شوقان و دهستان بالا دشت شامل روستاهای رباط قره بیل ، چشمه خان ، ارمادلو ، دشت وبیدک شهرستان گرمه امروز تعطیل اعلام می گردد و نوبت صبح پیش دبستانی، ابتدایی، استثنایی و متوسطه اول شهرستان هاي شیروان، مانه و سملقان، راز و جرگلان، بام صفی آباد و همچنين مدارس پیش دبستانی، ابتدایی واستثنایی درنوبت صبح سطح شهربجنورد ودر مناطق روستایی کلیه مقاطع تحصیلی در نوبت صبح سطح شهرستان تعطیل می باشد.
سيستان و بلوچستان
با توجه به وزش طوفان در زاهدان نصرت آباد ومیرجاوه و به منظور جلوگیری از هرگونه آسیب به دانشآموزان، امروز شنبه 30 بهمن مدارس پیش دبستانی و ابتدایی شیفت صبح در مناطق ذکر شده تعطیل است
شهرستان های استان تهران
کلیه پیش دبستانی ها و مدارس ابتدایی آموزش و پرورش پردیس، رودهن، دماوند، فیروزکوه، ملارد، شهر قدس و شهریار در نوبت صبح امروز شنبه، 30 بهمن ماه تعطیل است.
فارس
تمامی مدارس تمامی دوره های تحصیلی روستاها و مدارس پیش دبستانی و دبستان دور اول ابتدایی (کلاس اول،دوم و سوم ابتدایی)شهرستان هاي خرمبید درنوبت صبح ، تمامی مدارس صبح مقاطع تحصیلی شهرستان های جهرم، داراب و زرین دشت و نیزمدارس دوره های تحصیلی متوسطه اول و دوم بخش جره و بالاده شامل دهستان دادین و جره به جز منطقه فامور در نوبت صبح درشهرستان کازرون امروز شنبه ۳۰ بهمن تعطیل می باشد .
كردستان
کلیه مقاطع تحصیلی و مدارس شهرستان های سنندج، سقز ، بانه ، دیواندره ، سروآباد ، مریوان ، بیجار ، دهگلان ، قروه و مناطق زیویه ، کلاترزان ، سریش آباد ، موچش و کرانی در سطح شهر و روستا و در نوبت صبح تعطیل است
كرمان
مدارس شهرستان های عنرآباد، جیرفت، کهنوج، رودبار جنوب، قلعه گنج، منوجان، فاریاب، بم و نرماشیر به دلیل بارش شدید باران و آب گرفتگی معابر در تمامی دوره های تحصیلی تعطیل است. مدارس شهرستان ریگان و فهرج در تمامی دوره های تحصیلی به علت ورزش شدید باد، گرد و غبار و احتمال جاری شدن سیل امروز شنبه 30 بهمن ماه تعطيل است. مدارس دوره ابتدایی شهرستان بافت و مدارس روستایی دوره ابتدای شهرستان رابر نیز به علت بارش باران و آبگرفتگی معابر تعطیل می باشند .بارش شدید برف و باران در مناطق لاله زار، گلزار و کوه پنج از توابع شهرستان بردسیر، مدارس دوره ابتدایی را نیز به تعطیلی کشاند.
گلستان
همه مدارس دو نوبت صبح و عصر مناطق کوهستانی و صعب العبورشهرستان های رامیان، آزادشهر، مینودشت، گالیکش، کلاله و مراوه تپه امروز شنبه 30 بهمن 95 تعطیل می باشند.
گيلان
همه مدارس شهرها و مناطق استان گیلان در تمام مقاطع تحصیلی، امروز شنبه 30 بهمن ماه در شیفت صبح و عصر تعطیل است.
همدان
تمامی دوره های تحصیلی در سایر شهرستان ها، نواحی و مناطق در نوبت صبح و مراکز پیش دبستانی و مدارس ابتدایی در ملایر، نهاوند، جوکار و سامن در نوبت صبح امروز شنبه 30 بهمن ماه تعطیل است
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، پس از فرمان ممنوعیت ورود مسلمانان هفت کشور از جمله ایران به آمریکا که توسط ترامپ صادر شد و تصمیم تهران مبنی بر صدور ویزا برای کشتی گیران آمریکایی، بسیاری از رسانه های جهان منتظر نتیجه این رقابت ها بودند.
امروز اما شکست کشتی گیران آمریکایی دربرابر ایران درصدر اخبار رسانههای غربی درباره کشورمان قرار گرفته است.
برخی از این رسانه ها نوشتند: در میان تنش های ایران و آمریکا، کشتی گیران به عنوان دیپلمات های ورزشی ارز اندام کردند.
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، در این دیدار که در سالن مملو از تماشاگر امام خمینی کرمانشاه برگزار شد، در مبارزه نخست حسن رحیمی قهرمان سال 2014 جهان و دارنده مدال برنز المپیک در وزن 57 کیلوگرم در یک مبارزه برتر با نتیجه 6 بر صفرآنتونی راموس را مغلوب کرد.
در کشتی وزن 61 کیلوگرم، مسعود اسماعیل پور دارنده مدالهای نقره و برنز جهان به مصاف لوگان استیبر قهرمان سال 2016 جهان رفت و توانست در یک مبارزه فکورانه به برتری 6 بر 2 برسد. البته اسماعیل پور در لحظات آخر با تصور اینکه وقت تمام شده کشتی را رها کرد که امتیاز از دست داد. این از دست دادن، یک امتیاز مثبت تیمی برای آمریکا به همراه داشت.
اما میثم نصیری در مصاف با فرانک مولینارو در حالی که 4 بر صفر عقب بود، دست به کار بزرگی زد و در تایم دوم به برتری 5 بر 4 رسید تا سومین پیروزی متوالی نصیب ایران شود.
در وزن 70 کیلوگرم مصطفی حسین خانی دارنده مدال برنز جهان در یک مبارزه مطمئن جیمز گرین از آمریکا را 2 بر صفر شکست داد تا چهارمین پیروزی متوالی نصیب ایران شود.
در یکی از مبارزات دیدنی پیکار فینال، در وزن 74 کیلوگرم پیمان یاراحمدی به مصاف جردن باروز دارنده دو طلای جهان و قهرمان المپیک لندن رفت و 3 بر 2 شکست خورد تا طلسم شکست ناپذیری این کشتی گیر مقابل ایرانی ها پابرجا بماند.
اما در وزن 86 کیلوگرم حسن یزدانی قهرمان المپیک ریو در مصاف با دیوید تیلور از آمریکا در حالی که در تایم اول پیش بود، در وقت دوم از لحاظ نفس کم آورد و ضربه فنی شد تا شوک بزرگی به تیم ایران وارد شود.
در مبارزه وزن 97 کیلوگرم امیر محمدی حریفی قدر به نام کایل اسنایدر قهرمان المپیک ریو را پیش رو داشت که نتوانست مقابل رقیب خود کاری از پیش ببرد و 6 بر صفر شکست خورد تا حساب کار 4-3 به سود ایران شود و کار برای تعیین تیم قهرمان به کشتی آخر بکشد.
در کشتی سرنوشت ساز سنگین وزن، کمیل قاسمی نایب قهرمان المپیک ریو برابر نیک گویازدوفسکی قرار گرفت که در وقت اول با اخظار کم کار به حریف و همچنین زیرگیری و خاک 3-0 پیش افتاد. قاسمی درادامه 2 امتیاز دیگر گرفت و با پیروزی 5-0، ایران با جساب 5 بر 3 آمریکا را شکست داد و قهرمان جام جهانی شد.
ایران 5 – آمریکا 3
57 کیلوگرم: حسن رحیمی 6 – آنتونی راموس 0
61 کیلوگرم: مسعود اسماعیل پور 6 – لوگان استیبر 2
65 کیلوگرم: میثم نصیری 5 - فرانک مولینارو 4
70 کیلوگرم: مصطفی حسین خانی 2 – جیمز گرین 0
74 کیلوگرم: پیمان یاراحمدی 2 – جردن باروز 3
86 کیلوگرم: حسن یزدانی با ضربه فنی مغلوب دیوید تیلور شد.
97 کیلوگرم: امیر محمدی 0 – کایل اسنایدر 6
125 کیلوگرم: کمیل قاسمی – نیک گویازدوفسکی
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، «ازدواج» نخستین سنگ بنای تشکیل خانواده و بالطبع، جامعه و اجتماع است و از جمله تعالیمی است که از سوی اهلبیت(ع) بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. اگر پس از شکلگیری این کانون، بر اساس رهنمودهای اهلبیت(ع) حرکت کنیم، بیتردید آن خانه و خانواده محلی برای بارش رحمت و فضل الهی خواهد بود.
یکی از عواملی که نه تنها موجب ایجاد اختلاف میان زوجها میشود، بلکه این اختلاف را تشدید میکند، گذشت نکردن از یکدیگر و بزرگ جلوه دادن مشکلات کوچک است.
عفو و گذشت سیرۀ رفتاری همه اهلبیت(ع) و به ویژه پیامبر اکرم(ص) بوده است. آنان با این رفتار زیبای خود این درس را به ما دادند که ای مؤمنان و شیعیان، گذشت از یکدیگر عامل دوستی میان انسانها، برطرفکنندۀ کدورتها و ناراحتیها و در نتیجه رضای خداوند است.
دربارۀ اثرات عفو و گذشت نیز توسط حضرات معصومین(ع) روایات بسیاری بیان شده است.
امیرالمؤمنین(ع) یکی از راههای طول عمر با برکت انسان را عفو و گذشت از حق و حقوق خود نسبت به دیگران میدانند و میفرمایند: «مَن کَثُرَ عَفوُهُ مُدَّ فى عُمُرِهِ»، هر کس پر گذشت باشد، عمرش طولانى شود (اعلامالدین ص315، بحارالأنوار، ج75، ص359).
گرچه ممکن است در مسألهای حق با مرد یا زن باشد، اما وقتی یکی از دو طرف اختلاف که حق با اوست گذشت کند طرف مقابل هم به خاطر این اخلاق پیامبرگونه از حالت عصبانیت خارج شده و پشیمان میشود. در روایات نیز با گذشتترین مردم، کسى معرفی شده است که در زمان قدرت داشتن، گذشت کند (الدرة الباهرة ص 23).
در شیوه رفتاری پیامبر اکرم(ص) این نکته بسیار مهم جلوه میکند که با اینکه مردم همسان و همفکر ایشان نبودند و اخلاق خاص خود را داشتند و به پیامبر اکرم(ص) علناً توهین میکردند، اما خداوند به ایشان فرمودند: «فَاعْفُ عَنْهُم» (آلعمران/159) گذشت کن./ تسنیم

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، روز گذشته وزارت خارجه امریکا در اقدامی مداخله جویانه، ضمن حمایت مجدد از فتنه گران و سران فتنه 88، خواستار آزادی فوری میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد شد.
این موضع گیری وزارت خارجه امریکا که چند روز پس از وضع قانون ممنوعیت سفر شهروندان ایرانی به امریکا به اتهام واهی تروریستی خواند مردم ایران، دشمنی ایالات متحده با شهروندان ایرانی را به اوج خود رساند، شبکه بی بی سی، وابسته به دولت انگلیس را نگران بدتر شدن شرایط برای سران فتنه 88 کرده است.
شبکه بی بی سی فارسی که در فتنه 88 نقش پررنگی در به خیابان کشاندن فتنه گران و خط دهی به اغتشاشگران عهده داشت، در یادداشتی که با عنوان "معنی درخواست آمریکا برای رفع حصر رهبران جنبش سبز" در سایت خود منتشر کرده نگرانی خود را از حمایت مجدد دولت امریکا از سران فتنه 88 ابراز کرد.
بی بی سی در این باره می نویسید: در ششمین سالگرد حصر خانگی رهبران معترضان به انتخابات ۱۳۸۸ در ایران، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا خواستار آزادی آنها و همه زندانیانی شده که "غیرعادلانه" در بند هستند. مارک تونر گفته ادامه حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، مخالف تعهدات بین المللی ایران در زمینه حقوق بشر و حقوق سیاسی افراد است.
بعید است افراد زیادی در داخل و خارج آمریکا این تصور را داشته باشند که وزارت امور خارجه این کشور، "یکی از" بازیگرانی تلقی شود که، ولو در کنار مجموعه ای از بازیگران دیگر، در رفع حصر احتمالی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد تاثیرگذار باشد.
موضع گیری امروز(روزچهارشنبه) دولت آمریکا اما، پیش از هرچیز یادآور تجربیاتی متعدد و مشابه در گذشته است. به عنوان نمونه، مقطع انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، زمانی که مقام های ارشد دولتی ایالات متحده، از جمله شخص باراک اوباما، به بیان مواضع "حمایت"گونه از جنبش سبز پرداختند؛ و سپس این مواضع، مکررا علیه معترضان به انتخابات مورد استناد آیت الله خامنه ای و متحدان او قرار گرفت.
بی بی سی افزود: دولت دونالد ترامپ،تاکید دارد که بهکلی با دولت قبلی آمریکا متفاوت است. با وجود این، به سختی می توان تصور کرد که مشکل این دولت با حکومت ایران نیز، اساسا از "جنس" موضوعاتی در حد وضعیت زندانیان و محصوران باشد. به عنوان نمونه قاعدتا دولت آقای ترامپ، با وجود فشار قابل تصور این دولت بر ایران بر سر موضوعاتی چون رفتار جمهوری اسلامی با متحدان منطقه ای واشنگتن، هرگز وضعیت محصوران و زندانیان ایرانی را به عنوان یکی از چندین انتظار جدی خود از تهران هم روی میز نخواهد گذاشت.
از سوی دیگر اعلام موضع اخیر وزارت امور خارجه آمریکا، به طور طبیعی موقعیت حامیان رفع حصر در ایران را تضعیف خواهد کرد. اظهارات سخنگوی این وزارتخانه، بی تردید مورد استناد نهادهایی قدرتمند قرار می گیرد که مدافعان رفع حصر را، به خاطر "همسویی با خواست آمریکا" زیر فشار قرار خواهند داد.
مشکل بتوان فرض کرد که دولت ایالات متحده، نسبت به چنین تاثیراتی به کلی بی اطلاع باشد و در عین حال، بعید است که این نوع تاثیرات، اساسا جایی در محاسبات دستگاه سیاست خارجی آقای ترامپ در مورد ایران داشته باشند.
تمام اینها در شرایطی است که در مدت کوتاهی که از روی کار آمدن دولت جدید آمریکا گذشته، این دولت بیش از هر چیز بر سر اتهام بی اعتنایی به حقوق بشر خبرساز شده است. اغلب مدافعان این دولت در ایالات متحده نیز، دونالد ترامپ را قهرمان دفاع از "منافع ملی" خود و اولویت دادن به این منافع در مقایسه با ملاحظات دیگر می دانند و نه منادی دفاع از حقوق کسانی که - به ویژه در کشورهای دیگر- در معرض خطر یا فشارهای امنیتی هستند.
حتی جنجالی ترین سیاست دولت آقای ترامپ در مورد ایران تا این لحظه - سختگیری های مهاجرتی و مسافرتی- عمدتا حقوق فردی "شهروندان" این کشور را هدف گرفته و از قضا برای دارندگان پاسپورتهای دیپلماتیک، یعنی مسئولان جمهوری اسلامی، استثنا قائل شده ست.
بی بی سی در پایان می نویسد: نهایت آنکه حتی اگر این تلقی وجود داشته باشد که وزارت امور خارجه آمریکا، نه لزوما از جهت تاثیرگذاری عملی، که برای تاکید بر "پرنسیپهای حقوق بشری" در مورد موضوع حصر موضع گیری کرده، بعید است که دولت آقای ترامپ، بتواند به راحتی این موضع گیری را به افکار عمومی ایران و آمریکا "بفروشد".

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ،پایگاه خبری آمریکایی "رجیستر گارد" (Register Guard) با انتشار گزارشی به سیاست های خصمانه آمریکا نسبت به ایران پرداخته و عنوان کرده است که آمریکا باید از ایران عذرخواهی کند.
در این گزارش آمده است: «این روزها دونالد ترامپ و نومحافظه کاران آمریکایی بیشتر درباره اقدام نظامی علیه ایران سخن می گویند اما باید اندکی از تاریخ درس بگیرند:
در سال 1953، سیا "محمد مصدق" نخست وزیر ایران که در روندی دموکراتیک انتخاب شده بود را سرنگون کرد و دیکتاتوری بی رحم که با مشت آهنین حکومت می کرد را به قدرت رساند که در سال 1979 توسط انقلاب اسلامی و رهبرش آیت الله خمینی به زیر کشیده شد.
آمریکا از حذف دیکتاتورش ناخشنود بود شروع به مسلح کردن صدام حسین در عراق کرد که جنگی وحشیانه را علیه ایران به راه انداخته بود و در این جنگ به صورت گسترده از سلاح های شیمایی علهی ایرانی ها استفاده کرد.
هر بحثی درباره ایران باید با توجه به تاریخی صورت پذیرد که در بالا به آن اشاره شد. ما باید بپذیریم مردم ایران حق دارند که نظر مثبتی نسبت به سیاست های آمریکا در منطقه خود نداشته باشند.
نمی خواهیم بگوییم که ایران رفتاری نمونه داشته اما این ادعای آمریکا که "ایران درحال بی ثبات ساختن منطقه است" با وجود عملکرد واشنگتن در عراق، ایران، لیبی، سوریه، افغانستان و ... مثال کاملی از ضرب المثل "ديگ به ديگ ميگه روت سياه" است.
آمریکا به جای راه انداختن جنگی دیگر در خاورمیانه باید از عملکرد خود در خاورمیانه درس بگیرد و با عذرخواهی، روابط دیپلماتیک کامل و دوستانه ای با ایران برقرار کند.»
البته تهدید های دولت آمریکا در رابطه با حمله به ایران چیزی بیش از بلوف نیست. پایگاه "میدل ایست آی" (Middle East Eye) با انتشار یادداشتی به بررسی احتمال حمله ایالات متحده به ایران پرداخته و این موضوع را منتفی دانسته است.
در بخش هایی از این یادداشت آمده است: «باید اظهارات تند دولت ترامپ در قبال ایران را نادیده گرفت؛ واقعیت آن است که سیاست ترامپ در قبال ایران نیز مانند اوباما خواهد بود و استفاده از فشار نظامی بسیار بعید است. آخرین باری که آمریکا مقابله نظامی با ایران را به صورت جدی بررسی کرد در زمان دولت بوش در سال 2007 بود اما این اتفاق نیفتاد؛ دلیل بسیاری خوبی هم برای آن است؛ دیگر آن زمان که آمریکا بتواند با مصونیت به ایران حمله کند گذشته است؛ در سال 2007 هر گونه حمله به ایران، خطر هدف گرفته شدن و از دست دادن بسیاری از ناوگان دریایی آمریکا در خلیج [فارس] با موشک های ضد کشتی ایران را به همراه داشت.
اکنون، هزینه حمله به ایران برای ارتش آمریکا می تواند بسیار بیشتر از سال 2007 باشد؛ چرا که قابلیت های نظامی ایران برای مقابله به مثل موشکی و هدف گرفتن پایگاه های آمریکا در قطر و بحرین بسیار قوی تر شده است.»
انتهای پیام/

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از جام نیوز ، در ادامه خط اختلافافکنی بین ایران و روسیه، شبکه آمریکایی فاکسنیوز در خبری انحصاری مدعی شد: ژنرال سایهگون ایرانی [سردار سلیمانی] به مسکو سفر کرده تا بابت فروش تسلیحات به کشورهای عربی رقیب، شخصا از روسها گلایه کند!
این منبع افزود: قاسم سلیمانی مغز متفکر جنگهای نیابتی ایران و عامل اصلی بقای بشار اسد در سوریه میباشد و متأسفانه این سومین سفر او به روسیه، پس از امضای برجام است.
فاکس نیوز همچنین ادعا کرد: قاسم سلیمانی مسئول مستقیم مرگ دستکم 500 سرباز آمریکایی بوده و سفر آزادانه وی به مسکو، نقض قطعنامههای متعدد شورای امنیت است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، به نقل از گرو، کربلایی عربعلی احمدوند رزمنده شجاع شهرستان نهاوند و جانباز سرافراز عرصه دفاع مقدس در سن 65 سالگی به یاران شهیدش پیوست.
این رزمنده دلاور و بسیجی از اهالی روستای شهیدپرور و مومن زرامین سفلی نهاوند است و دیروز در بیمارستان آیتالله علیمرادیان نهاوند درگذشت.
پیکر این جانباز مومن و ولایتمدار صبح امروز چهارشنبه پس از تشییع در زادگاهش روستای زرامین سفلی به خاک سپرده خواهد شد.
مراسم ختم این مرحوم نیز روز پنجشنبه از ساعت 1 الی 4 بعدازظهر در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) روستای زرامین سفلی برگزار میشود.
مرحوم عربعلی احمدوند در سال 1330 در روستای زرامین سفلی از توابع شهرستان نهاوند متولدشده است و با شروع جنگ تحمیلی مانند بسیاری از اهالی این روستای شهیدپرور به جبهههای نبرد حق علیه باطل شتافت و رشادتهای بینظیری از خود نشان داد.
این رزمنده بسیجی و شجاع در عملیات آزادسازی فاو با شلیک 360 گلوله بهسوی تانکهای دشمن و منهدم کردن 80 تانک از تانکهای رژیم بعثی صدام به شکارچی تانک معروف شده بود.
از درگاه خداوند متعال برای این عزیز سفرکرده غفران و رحمت الهی و شفاعت همرزمان شهیدش و برای بازماندگان محترم صبر و اجر جزیل را مسئلت دارد.
انتهای پیام/