
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از خبرگزاری تسنیم، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، در جلسه علنی امروز (یکشنبه، 30دی) پارلمان، در نطق پیش از دستور خود، در سخنانی، ضمن محکوم کردن بازداشت "مرضیه هاشمی"، خبرنگار شبکه خبری پرس.تی.وی توسط آمریکا، این اقدام آمریکاییها را وحشیانه توصیف کرد و گفت: برخورد غیرقانونی با این خبرنگار نشاندهنده این است که آمریکا حقوق بشر را برای دیگران میسراید و خود به سبک دولتهای پیرو خود در برخوردِ با خاشقجی، ملتزم است.
وی افزود: اگر حوادث مشابه و بسیار ضعیفتر نسبت به این حادثه که در آمریکا اتفاق افتاد یا حوادثی ضعیفتر نسبت به آنچه که در فرانسه نسبت به تظاهراتکنندگان اتفاق افتاد، در ایران رخ میداد، صدای دفاع از حقوق بشر این کشورها، گوش عالمیان را کَر میکرد.
رئیس مجلس بازداشت خبرنگار شبکه خبری پرس.تی.وی را نمونه دیگری از سیاستورزی دروغین در صحنه بینالمللی دانست و گفت: این مسئله نوعی مخفی کردن خشونت حکمرانی آمریکاییها در لفافه الفاظ فریبکارانه است.
لاریجانی در بخش دیگری از سخنانش به حادثه سقوط هواپیمای بوئینگ 707 نیروی هوایی ارتش اشاره کرد و ضمن تسلیت به بازماندگان جانباختگان این حادثه، اظهار داشت: حادثه سوزناک و تأثرکنندهای بود. به خانواده این عزیزان تسلیت میگویم و از خداوند متعال علو درجات را برای آنها آرزومندم.
**ماموریت لاریجانی به کمیسیون عمران برای بررسی سقوط هواپیمای بوئینگ 707
وی، ضمن اینکه به کمیسیون عمران مأموریت داد تا ابعاد حادثه سقوط هواپیمای بوئینگ 707 در نزدیکی فرودگاه فتح را بررسی و آن را علتیابی کند، خطاب به اعضای این کمیسیون، گفت: برای پیشگیری از این حادثه، پیشنهادات لازم را با دستگاههای اجرایی پیگیری کنید.
رئیس مجلس در پایان ضمن تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، خاطرنشان کرد: بزرگی در مکتب فاطمی به گذشت و فداکاری حاصل میشود، سختیها، کلید پیروزیهاست؛ تحمل ناگواریها در زندگی آن بزرگوار صحنههای تاریخی برای پیروان آن حضرت رقم زد و امروز ملت ایران که شیفته آن حضرت هستند، سربلندی خویش را در صراط فاطمی میدانند.
انتهای پیام/رستمی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از الخلیجآنلاین، «محمد المسعری» معارض عربستانی «سندی درز شده» از دیوان پادشاهی سعودی را منتشر کرده است که نقش مصر در هماهنگی با تیم امنیتی سعودی برای ترور «جمال خاشقجی» روزنامهنگار منتقد در دوم اکتبر در استانبول را نشان میدهد.
دیوان پادشاهی سعودی در این سند با عنوان «بسیار سرّی و نامهای سرّی» که به «عباس کامل» رئیس دستگاه اطلاعات مصر و مدیر دفتر «عبدالفتاح السیسی» رئیسجمهوری مصر ارسال کرده است، به پیشنهاد دولت مصر جهت همکاری امنیتی و اطلاعاتی در پرونده قتل خاشقجی پاسخ میدهد.
طبق این نامه درز شده، سه نفر از عناصر تیم ترور خاشقجی عازم قاهره شدند که شامل «ماهر المطرب» یکی از اعضای تیم حمایت از «محمد بنسلمان» ولیعهد سعودی، و نیز «صلاح الطبیقی» پزشک متخصص کالبدشکافی و سرهنگ «منصور ابا حسین» بودند. این تیم راس ساعت 10 صبح روز جمعه 28 سپتامبر 2018 با یک هواپیمای متعلق به نیروهای هوایی پادشاهی سعودی، وارد قاهره شد.
در پایان این سند، از رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر به دلیل هماهنگشدن در عملیات ترور خاشقجی، با اسم رمز «شکار گرانبها» تقدیر شده است.
پیشتر روزنامه «ینیشفق» ترکیه در اکتبر گذشته به نقل از منابع رسمی، که نامشان فاش نشد، گفته بود که تیم ترور خاشقجی بعد از ارتکاب جنایت در کنسولگری سعودی در استانبول، با دو فروند هواپیما این شهر را ترک کرد. یکی از این هواپیماها از نوع «گلف استریم» عازم مصر شد و پس از یک روز از آنجا به سمت ریاض حرکت کرد.
اما دومین هواپیما از نوع «گلف استریم جی 450» استانبول را به سمت شهر دبی ترک کرد و سپس از آنجا عازم ریاض شد.
جمال خاشقجی، روزنامهنگار و منتقد سعودی، در تاریخ 10 اکتبر 2018 در کنسولگری کشورش در استانبول به صورت وحشیانهای به قتل رسید. گزارشها حاکیست که «محمد بنسلمان» ولیعهد سعودی آمر اصلی این جنایت بوده است.
انتهای پیام/رستمی
به نقل از خبرگزاری تسنیم، محمد امید در گفتگوی ویژه خبری با بیان اینکه 26 درصد از جمعیت کشور ، بالغ بر 22 میلیون نفر در روستاها زندگی می کنند افزود: به تمامی روستاهای بالای 20 خانوار برق رسانی شده است و 86 درصد آنها راه روستایی مناسب دارند .
وی گفت : مجموع راه های روستایی کشور پیش از انقلاب تنها 200 کیلومتر بود که هم اکنون به 110 هزار کیلومتر رسیده است .
معاون توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست جمهوری افزود: 75 درصد روستاهای بالای 20 خانوار از نعمت گاز برخوردارند .

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از خبرگزاری تسنیم، دویست و هفتاد و ششمین جلسه علنی مجلس شورای اسلامی، صبح امروز (یکشنبه 30 دی) دقایقی پیش به ریاست علی لاریجانی، رئیس قوهمقننه و با حضور 195 تن از نمایندگان آغاز شد.
عضو هیئت رئیسه مجلس دستورکار امروز مجلس را به شرح زیر قرائت کرد:
**بررسی گزارش کمیسیون امنیتملی در مورد لایحه الحاق جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون بینالمللی مقابله با تامین مالی تروریسم CFT.
**بررسی لایحه تشکیل سازمان صنایع دریایی نیروهای مسلح
**ادامه رسیدگی به گزارش کمیسیون ویژه حمایت از تولید ملی و نظارت بر اجرای سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی در مورد طرح اصلاح قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی در تأمین نیازهای کشور و تقویت آنها در امر صادرات و اصلاح ماده 104 قانون مالیاتهای مستقیم
**گزارش کمیسیون صنایع و معادن در مورد طرح یک فوریتی ساماندهی بازار خودرو
**گزارش کمیسیون کشاورزی مبنی بر رد تقاضای تحقیق و تفحص از سازمان امور عشایر ایران
**گزارش کمیسیون کشاورزی مبنی بر تصویب تقاضای تحقیق و تفحص از عملکرد وزارت جهاد کشاورزی در خصوص چگونگی اجرای قانون اصلاح قانون استخدام مهندسین ناظر تولیدات کشاورزی و واردات محصولات کشاورزی و دامی با استفاده از ارز دولتی و تنظیم بازار
**گزارش نهایی کمیسیون کشاورزی در مورد تحقیق و تفحص از بررسی عملکرد شرکت کشت و صنعت کارون و طرح توسعه نیشکر و صنایع جانبی آن.
**سوال رضا انصاری و احمد سالک نمایندگان داراب و اصفهان از بیژن زنگنه وزیر نفت در دستورکار نمایندگان.
انتهایپیام/رستمی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از عصرهامون، سیستان و بلوچستان که تا پیش از این به انبار غله ایران شهرت داشت و یکی از تامین کنندگان اصلی گوشت قرمز کشور بود در چند سال اخیر به دلیل خشکسالی های طولانی به محلی برای قاچاق دام زنده از پاکستان و افغانستان تبدیل شده است، بسیاری از دامداران این استان مرزی به دلیل کاهش علوفه و نبود آب کافی مجبور شده اند تا یا به طور کلی این شغل را رها کرده و یا تعداد دامهای خود را کاهش دهند.
به طور کلی قاچاق از هر نوعی که باشد موجب بروز آسیب های فراوانی شده و اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار می دهد، ممنوع بودن واردات و صادرات برخی کالاها و یا تفاوت قیمت قابل توجه یک جنس در دو طرف مرز یکی از مهمترین دلایل افزایش قاچاق در ایران است.
شاید عجیب باشد اما تا پیش از چند ماه قبل و نوسانات شدید ارزی در کشور مرزهای سیستان و بلوچستان به محلی برای واردات غیرقانونی دام از دو کشور همسایه شرقی ایران تبدیل شده بود اما به ناگاه پس از بالا رفتن ارزش دلار و کاهش نرخ برابری ریال در برابر ارزهای خارجی به سرعت این روند تغییر کرده و اینک قاچاق معکوس شکل گرفته است به گونه ای که سودجویان این بار دام های اهلی سیستان و بلوچستان و استان های دیگر کشور را به افغانستان و پاکستان قاچاق می کنند که این عامل خود موجب کاهش چشمگیر گوشت قرمز در کشور و بالارفتن قیمت ها می شود.
قاچاق دام زنده علت گرانیهاست
اولین بار آبان ماه سال جاری بود که رئیس اتحادیه فروشندگان گوشت گوسفندی پرده از پرونده قاچاق دام به کشورهای همسایه برداشت و با تاکید بر اینکه قاچاق دام زنده علت گرانیهاست، اعلام کرد که قاچاق دام در کشور با شدت بیشتری در حال انجام است و علت این گرانی هم همین قاچاق دام زنده است، دام از ناحیه غربی کشور به ترکیه و عراق و از ناحیه جنوبی کشور هم به امارات، عمان، قطر و کویت قاچاق میشود.
رئیس اتحادیه فروشندگان گوشت گوسفندی افزود: دام عرضه شده رو به اتمام است و اگر دولت تدبیر نکند تا پایان سال با مشکل تامین دام و گوشت در کشور مواجه خواهیم شد.
علیاصغر ملکی در رابطه با عرضه دام مولد به بازار تصریح کرد: دام مولد در حال حاضر به بازار عرضه میشود اما میزان آن زیاد نیست. دام مولد از نظر ما بره مادهای است که هنوز تولید مثل نکرده اما اگر قیمتها به این شکل افزایش داشته باشد در فصل بهار با معضل نبود دام مولد و کمبود دام مواجه خواهیم شد.
رئیس اتحادیه فروشندگان گوشت گوسفندی با اشاره به قاچاق دام مولد عنوان کرد: دام مولد ما همراه بقیه دامها به خارج از کشور قاچاق میشود و این مشکل کمبود در دام مولد هم اتفاق خواهد افتاد.
قاچاق دام، گوشت را گران کرد
در حالی که چند ماه از اعلام خبر قاچاق دام به کشورهای همسایه می گذشت و مسئولین هنوز به فکر اقدامی جامع برای پیشگیری از قاچاق معکوس دام بودند قاچاقچیان به کار خود ادامه داده و روز به روز بر قیمت گوشت افزوده شد تا این بار در نیمه دوم دی ماه وزیر جهاد کشاورزی در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و می گوید که برخلاف اینکه گوشت گرم گوسفندی در دو ماه گذشته بیش از دوبرابر سال گذشته وارد شده است، اما به دلیل وجود قاچاق، تقاضا بیشتر شده که امیدوارم با کنترل قاچاق و افزایش واردات، مشکل را حل کنیم.
محمود حجتی مهمترین دلیل گرانی را افزایش قاچاق دام زنده به کشورهای همسایه دانسته و قول داد تا این موضوع پیگیری شود.
رشد ۴ و نیم برابری قاچاق دام زنده
گلایه های مردم از افزایش قیمت ها و کاهش تعداد دام های کشور موجب شد تا همه مسئولین در این باره صحبت کرده و آمارهایی از قاچاق دام در خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت که این مهم عمق فاجعه را بیش از پیش به نمایش گذاشت.
هفته گذشته بود که مدیر کل ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز از رشد ۴ و نیم برابری قاچاق دام زنده ظرف یکسال خبر داد و بیان کرد که میزان قاچاق دام در هشت ماهه سال ۹۶، ۱۶۶ هزار و ۳۹۴ راس بود که این میزان در هشت ماهه ابتدایی سال ۹۷ با رشد ۴ و نیم برابری مواجه شده و به میزان ۹۲۶ هزار و ۴۷۷ راس دام رسیده است.
امیر رضا دهقانی با بیان این مطلب که در حال حاضر قاچاق دام معکوس شده، خاطرنشان کرد که قبلاً قاچاق دام به صورت ورودی بود و لحاظ نشدن ضوابط بهداشتی دام مورد توجه قرار میگرفت اما در حال حاضر شرایط عوض شده و دام جزو کالاهای مشمول قاچاق خروجی شده و به صورت گسترده ای از مرزهای مختلف به کشورهای همسایه قاچاق می شود.
دهقانی نیا با اشاره به پیچیدگیهای تثبیت دام قاچاق اظهار داشت: بعنوان مثال صاحب دام آن را به لب مرز برده و رها میکند و این دام به آن سوی مرز میرود حالا چه کسی باید دستگیر شود؟ و چه ضابطهای باید در این خصوص اعمال شود؟
رییس جمهور دیر به فکر سرطان قاچاق دام افتاده است
سریال ادامه دار قاچاق دام تا جایی پیش رفت که رییس جمهوری یک روز پس از حادثه سقوط هواپیمای باری در کرج، در میان استانداران اعلام کرد که من کاری به دلایل فنی بروز این حادثه ندارم اما این هواپیما می خواست گوشت گرم مصرفی مردم را وارد کشور کند و این در شرایطی است که گله های دام ما از مرزهای غربی کشور به خارج قاچاق می شود.
این سخنان حسن روحانی با واکنش برخی مسئولین مواجه شد به گونه ای که رئیس مجمع ملی صادرکنندگان دام زنده با گلایه از عدم توجه رئیس جمهور به مشکل قاچاق دام طی ماه های اخیر، عنوان می کند که رییس جمهور در حالی در میان استانداران درباره قاچاق دام صحبت کردند که ماههاست این مشکل گریبان کشور را گرفته و اکنون کنترل آن بسیار سخت شده است، ایشان در حالی از تامین ارز 4هزار و 200 تومانی برای خرید نهادههای دامی و گرانی گوشت گفت و یکی از مسایل مهمیکه باید برای جلوگیری از قاچاق کالا مورد توجه قرار گیرد را مرزهای برشمرد که به طور کلی هم دریافت کنندگان ارز 4هزار و 200 تومانی مشخص هستند و هم استانها و مرزهای که دام از آنها قاچاق میشود و نیاز به شناسایی آنها نیست.
منصور پوریان با تاکید بر اینکه اهتمام مسئولین و بی توجهی آنان به مشکل قاچاق دام موجب شده تا قاچاق دامها به تهران هم برسد، عنوان می کند که به نظر میرسد همت کافی برای مبارز با شرایط موجود نیست چرا که به طور کلی نیاز به بسیج نیرو نیست و به راحتی میتوان با کنترل مرزی استانهای مشخص از خروج غیر رسمیدامهای که با سرمایه ارزی کشور تولید میشود جلوگیری کرد.
وی همچنین با اشاره به اینکه دست های پنهان و آشکاری پشت قاچاق دام وجود دارد، خاطرنشان میکند که هم اکنون سبد وارداتی گوشت کشور کامل است و انواع گوناگون آن از گرم و منجمد و حتی دام زنده نیز به کشور وارد میشود اما دستهای با نفوذ در این بازار اجازه تنظیم قیمت نمیدهند.
آمار عجیب قاچاق دام به کشورهای همسایه
رئیس اتحادیه دامداران ایران نیز با اعلام این خبر که سالانه بیش از ۱ میلیون راس دام زنده از کشور قاچاق میشود، این موضوع را عامل اصلی کاهش عرضه گوشت قرمز دانست.
عزیزاللهی با بیان اینکه سرانه گوشت قرمز در کشور تقریباً ۱۲ کیلو گرم است، تقاضای بسیار زیاد برای گوشت گوسفند ایرانی در کشورهای همسایه را عاملی برای ایجاد پدیده قاچاق در کشور اعلام کرد.
نیز دلیل دیگر کمبود دام برای تامین گوشت گوسفند است بطوری که هم اکنون شاهد قاچاق سالانه بیش از ۱ میلیون راس دام زنده از کشور هستیم که کمبود عرضه را تشدید کرده است.
کاهش قاچاق دام در سیستان و بلوچستان
محمد محبی دبیر کمیسیون برنامه ریزی، هماهنگی و نظارت بر مبارزه با قاچاق کالا و ارز سیستان و بلوچستان نیز با بیان این مطلب که قاچاق دام در سیستان و بلوچستان کاهش یافته، عنوان کرد که در سال گذشته حدود ۳ هزار و ۳۷۷راس دام قاچاق در سیستان و بلوچستان کشف شده بود که این عدد در سال جاری با کاهش 106درصدی به یک هزار و ۶۶۹ راس رسیده است.
انتهای پیام/رستمی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از ایسنا، براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۱۵ میلادی (۱۳۹۴ شمسی) سالانه تعداد زیادی از کودکان دنیا در اثر بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن جان میبازند؛ به طوری که ۶۳.۰۰۰ نفر در اثر سیاه سرفه، ۱۱۲.۰۰۰ نفر در اثر سرخک، ۵۸.۰۰۰ نفر در اثر کزاز نوزادی، ۱۰۵.۰۰۰ نفر در اثر هموفیلوس آنفلوانزا، ۴۰۰.۰۰۰ هزار نفر در اثر اسهالهای ویروسی، ۸۸۷.۰۰۰ نفر در اثر هپاتیت ب و ۹۲۰ هزار نفر به دلیل پنومونی، قربانی میشوند؛ مبحثی که به اذعان دکتر سیدمحسن زهرایی – رییس اداره بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن وزارت بهداشت، معادل ۲۵ درصد کل مرگهای کودکان زیر ۵ سال در دنیا است که البته به راحتی با واکسن قابل پیشگیری هستند.
واکسیناسیون موثرترین مداخله بهداشتی شناخته شده برای ارتقای سلامت کودکان است؛ به طوری که به عنوان مثال در طی سالهای ۲۰۰۰ الی ۲۰۱۶ میلادی، واکسیناسیون سرخک توانسته از مرگ ۲۰ میلیون کودک در جهان جلوگیری کند.
برنامه گسترش ایمنسازی (EPI) در جهان از سال ۱۹۷۴ میلادی (۱۳۵۳ شمسی) آغاز شد. در جمهوری اسلامی ایران نیز این برنامه پس از پیروزی انقلاب مورد مطالعه قرار گرفت و از سال ۱۳۶۳، برنامه اجرایی آن در سطح گسترده با تعلیم مدیران بهداشتی در سطوح مختلف، تقویت زنجیره سرما و تدوین برنامه عملیاتی ایمنسازی کشور شروع شد.
برای دسترسی به پوشش کامل کودکان و سایر گروههای هدف، ارائه خدمات ایمنسازی به وسیله انجام دورههای بازآموزی برای کارکنان بهداشتی، تأمین واکسنهای ایمن و توسعه زنجیره سرمای مطمئن به سرعت توسعه یافت.
تصویب قانون مایهکوبی همگانی علیه آبله
واکسیناسیون یکی از قدیمیترین مداخلات بهداشتی برای کنترل بیماریها در ایران بوده و اولین بار واکسن آبله در سال ۱۸۲۹ میلادی (۱۲۰۸ شمسی) در ایران مصرف شده است. در سال ۱۳۲۲ قانون مایهکوبی همگانی علیه بیماری آبله به تصویب مجلس شورای ملی رسید و به دنبال آن ایمنسازی گروههای هدف انجام شد. واکسنهای مورد نیاز علیه بیماریهای دیفتری، سیاه سرفه، کزاز، فلج اطفال و سرخک در سالهای اولیه از خارج از کشور وارد میشد و با توجه به توانمندی مؤسسه واکسن و سرم سازی وقت (انستیتو تحقیقات رازی فعلی) و همت والای اساتید آن، به ویژه مرحوم دکتر حسین میرشمسی، تولید واکسنهای مورد نیاز کشور در این مؤسسه انجام شد. در هر حال هرچند واکسیناسیون کودکان در سالهای دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی نیز انجام میشد، اما برنامهای گسترده با سازماندهی و ایجاد ساختار مناسب برای ارائه خدمات مستمر واکسیناسیون وجود نداشت.
شبکه بهداشت و ایمنسازی کودکان زیر یکسال
پس از پیروزی انقلاب اسلامی وبه موازات شکلگیری شبکه بهداشتی- درمانی در کشور و ایجاد ساختارهای لازم، برنامه گسترش ایمنسازی در سال ۱۳۶۳ با هدف ایجاد مصونیت فعال در کودکان گروه سنی زیر یکسال در برابر بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن شامل دیفتری، کزاز، سیاه سرفه، سرخک، فلج اطفال و سل آغاز شد.
در سال ۱۳۷۲ نیز برنامه ایمنسازی هپاتیت ب در برنامه گسترش ایمنسازی ادغام شد. از سال ۱۳۸۳ نیز پس از انجام ایمنسازی سراسری سرخک و سرخجه، واکسن سه گانه سرخک- سرخجه- اوریون (MMR) جایگزین واکسن سرخک در ایمنسازی جاری شد و واکسن هموفیلوس آنفلوانزا تیپ ب در قالب واکسن پنتاوالان از سال ۱۳۹۳ در برنامه ایمن سازی کودکان کشور اضافه شد.
انتظار برای ورود ۲ واکسن جدید به برنامه ایمنسازی
واکسن تزریقی فلج اطفال نیز برای تقویت سطح ایمنی کودکان و در راستای مراحل انتهایی ریشه کنی جهانی فلج اطفال، از شهریورسال ۱۳۹۴ به برنامه ایمنسازی کودکان در استانهای پرخطر و همجوار با افغانستان و پاکستان اضافه شد و اکنون نیز دکتر زهرایی – رییس اداره بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن وزارت بهداشت امیدوار است که طبق برنامهریزیهای انجام شده، در سال ۱۳۹۷ با ورود ۲ واکسن پنوموکک و روتاویروس به برنامه ایمنسازی، گام بزرگی در جهت به روزرسانی برنامه EPI کشور برداشته شود.
از اپیدمی تا حذف
دکتر سیدمحسن زهرایی – رییس اداره قابل پیشگیری با واکسن وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی همزمان با ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی و در گفتوگوی تفصیلی با ایسنا، در تشریح موفقیتهای برنامه ایمنسازی کودکان کشور میگوید: اجرای برنامه ایمنسازی کودکان سبب شده تا بیماریهایی که در ۳۵ سال گذشته موارد بالایی از مرگ و میر کودکان جامعه را تشکیل میدادند، کاهش چشمگیری داشته باشند؛ به طوری که به عنوان مثال امروزه امکان اینکه یک دانشجوی پزشکی در کل دوران تحصیل خود و یا شاید کل دوران طبابت خود یک مورد بیماری دیفتری را ببیند، بسیار اندک است؛ حال اینکه در سالهای قبل اپیدمیهای بیماری دیفتری به طور مکرر اتفاق میافتاد. براساس برآورد وزارت بهداشت، میزان مرگ کودکان زیر ۵ سال کشور در سال ۱۳۵۷، برابر با ۱۵۴ در هزار تولد زنده بوده که در سال ۱۳۹۵، به حدود ۱۶ در هزار تولد زنده کاهش یافته است.
وی میافزاید: در سال ۱۳۶۳ که آغاز برنامه توسعه ایمن سازی در کشور بود، یک چهارم کل مرگهای نوزادی ناشی از کزاز نوزادی بود. شاخص مرگ نوزادی ۲۱ در هزار تولد زنده و مرگ اختصاصی ناشی از کزاز نوزادی نیز ۵ در هزار تولد زنده بود. با افزایش پوشش واکسیناسیون کزاز در کودکان و مادران باردار به بالای ۹۵درصد، کزاز نوزادی به سرعت رو به کاهش گذاشت و ایران در زمره کشورهایی قرار گرفت که قبل از سال ۲۰۰۰ میلادی (۱۳۷۹ شمسی) موفق به حذف کزاز نوزادی شد. بر این اساس با توجه به تعداد متوسط متولدین در سال ۱۳۹۵ که کمی بیش از یک و نیم میلیون نفر بود، چنانچه برنامه واکسیناسیون کزاز در کشور انجام نمیشد، برآورد میشود سالیانه ۷۵۰۰ مورد مرگ ناشی از کزاز نوزادی در کشور رخ میداد.
استقبالی که نبود
زهرایی با بیان اینکه پس از پیروزی انقلاب، گامهای بلندی برای ایجاد توسعه شبکه خدمات بهداشتی اولیه (PHC) در کشور برداشته شد، میگوید: هرچند که با فعالیت مؤسسه واکسن و سرمسازی رازی، قدمهای بزرگی در تأمین واکسنهای مورد نیاز کودکان کشور در سالهای قبل از انقلاب برداشته شده بود، اما استقبال عمومی و حتی استقبال خانوادههای تحصیل کرده برای واکسیناسیون کودکان بسیار محدود بود. طبق بررسیهای انجام شده در اوایل پیروزی انقلاب، حداکثر پوشش ایمنسازی کودکان، ۳۰ درصد و ایمنسازی زنان باردار علیه کزاز ۳.۷ درصد بود.
پوشش ۹۵ درصدی ایمنسازی
به گفته وی، از سال ۱۳۶۳ تلاش برای تقویت ایمنسازی کودکان با محوریت تقویت تولید داخلی واکسن آغاز شد و برنامه توسعه ایمنسازی (EPI) از سال ۱۳۶۴ رسما به عنوان یک جزء اساسی از فعالیتهای خدمات بهداشتی اولیه آغاز شد. توسعه مراکز بهداشتی - درمانی و خانههای بهداشت در مناطق روستایی کشور، تربیت و به کارگیری پرسنل بهداشتی مورد نیاز به ویژه بهورز که بومی روستای محل خدمت خود بودند، ادغام وزارت بهداری و دانشکدههای پزشکی و پیراپزشکی و تشکیل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، زمینه تربیت پزشکان و نیروهای تخصصی مورد نیاز را فراهم کرد. فراهم کردن تجهیزات زنجیره سرما و خودروهای مورد نیاز نظام بهداشتی از دیگر اقدامات ضروری برای رساندن خدمات ایمنسازی به نقاط صعبالعبور و دورافتاده روستایی بود که به خوبی تأمین شد. حاصل تمام این تلاشها افزایش پوشش ایمنسازی کودکان زیر یکسال کشور به بیش از ۹۰ درصد درسال ۱۳۶۹ و بالای ۹۵ درصد در سال ۱۳۷۲ بود.
۳ بیماری در مرحله حذف
رییس اداره بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن وزارت بهداشت با اشاره به اینکه در حال حاضر کلیه کودکان کشور علیه بیماریهای دیفتری، سیاه سرفه، کزاز، فلج اطفال، سرخک، سرخجه، اوریون، سل، هپاتیت بی و هموفیلوس آنفلوانزای تیپ ب واکسینه میشوند، ادامه میدهد: بیماریهای سرخک، سرخجه مادرزادی و کزاز نوزادی درمرحله حذف قرار دارند. ۲۳ سال است که کشور عاری از موارد بومی بیماری فلج اطفال است و بیماریهای دیفتری، سیاه سرفه و اوریون کنترل شدهاند. میزان حاملین مزمن هپاتیت B از ۳ درصد جامعه در سال ۱۳۷۰، به کمتر از نصف در سالهای اخیر کاهش یافته است.
وی میگوید: بیتردید این موفقیتها بدون تعهد و حمایت سیاستگذاران ارشد کشوری، به دست نمیآمد. از طرفی هم وجود شبکه خدمات بهداشتی- درمانی با پوشش بالای ۹۵ درصد مناطق روستایی کشور، برقراری زنجیره سرمای مناسب واکسن و حفظ کیفیت آن از سطح سردخانه مرکزی واکسن تا محل تلقیح در مراکز شهری و روستایی، خودروهای سردخانهدار برای حمل واکسن و یخچالهای نگهداری واکسن و همچنین توان بالای علمی در کشور جهت ساخت واکسنهای مصرفی و بویژه مشارکت خانوادهها برای واکسیناسیون فرزندانشان، در دستیابی به این موفقیتها و ارتقای شاخصهای بهداشتی کشور نقش موثری داشتند.
ریشه کنی جهانیِ فلج اطفال
در سال ۱۹۸۸ میلادی (۱۳۶۷ شمسی)، ۱۰ سال پس از موفقیت در ریشه کنی جهانی بیماری آبله، کشورهای عضو سازمان جهانی بهداشت متعهد شدند که برای ریشه کنی جهانی بیماری فلج اطفال اقدام کنند. تحت پوشش قرار گرفتن همه کودکان و واکسیناسیون کامل به همراه انجام عملیات ایمن سازی تکمیلی فلج اطفال از استراتژیهای اصلی دستیابی به این هدف بودند. اقدامات واکسیناسیون وسیع انجام شده در طی این سالها سبب شده تا شیوع این بیماری بیش از ۹۹.۹ درصد در دنیا کاهش یابد و از ۳۵۰ هزار مورد در سال به ۲۲ مورد رسیده است و به اذعان مسئولان، در حال حاضر این بیماری تنها در دو کشور افغانستان و پاکستان شیوع دارد.
فلج اطفال از ایران پاک شد
رییس اداره بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن وزارت بهداشت در این باره به ایسنا میگوید: در سالهای قبل از واکسیناسیون، سالیانه بیش از ۱۰۰۰ مورد بیماری فلج اطفال در کشور رخ میداد. با مداخلات انجام شده آخرین مورد بیماری بومی فلج اطفال در ایران در سال ۱۳۷۴ بود و در سالهای ۱۳۷۵ لغایت ۱۳۷۹ نیز سالیانه مواردی از بیماری از کشورهای افغانستان و پاکستان به شکل وارده کشف میشد و آخرین مورد آن در آذر ۱۳۷۹ در شهرستان چابهار رخ داد. پس از آن در طی ۱۸ سال گذشته هیچ موردی از این بیماری در کشور شناسایی نشده است. مهمترین عامل پاک ماندن کشور از بیماری فلج اطفال، حفظ پوشش واکسیناسیون بالای ۹۵ درصد و انجام عملیاتهای واکسیناسیون تکمیلی فلج اطفال در کشور بوده است.
به گفته زهرایی، روزهای ملی ایمن سازی از سال ۱۳۷۳ با هدف تحت پوشش بردن همه کودکان زیر ۵ سال کشور در ۲ نوبت و به فاصله یک ماه آغاز و در طی ۵ سال پیاپی تکرار شد. در این عملیاتهای ایمنسازی تکمیلی در هر نوبت حدود ۹ میلیون کودک زیر ۵ سال دو قطره واکسن خوراکی فلج اطفال دریافت میکردند. از سال ۱۳۷۸ تا کنون نیز در برخی مناطق کشور بویژه در استانهای جنوب شرق کشور که در مجاورت کشورهای افغانستان و پاکستان هستند و در معرض خطر بیشتر ورود مجدد بیماری قرار دارند، همچنان این برنامه انجام میشود.
وی میافزاید: برای اطمینان از نبود بیماری فلج اطفال، سازمان جهانی بهداشت نظام مراقبت ویژهای با شاخصهای مشخص و دقیق طراحی کرده که در همه کشورهای جهان مورد عمل و پایش قرار میگیرد. توانمندی نظام سلامت کشور در تمام سالهای گذشته با دارا بودن شاخصهای مورد نظر سبب شده که سند کشوری تاییدیه ریشه کنی فلج اطفال سالیانه روزآمد شده و در کمیتههای فنی سازمان جهانی بهداشت مورد تایید قرار گرفته است.
اقداماتی در راستای برنامهای جهانی
کاهش قابل ملاحظه موارد بیماری فلج اطفال در دنیا، نوید بخش نزدیک بودن به زمان موفقیت در دستیابی جهانی به هدف ریشه کنی فلج اطفال است. طبیعی است که برای سرعت بخشیدن به این روند و آمادگی برای مرحله اعلام ریشه کنی جهانی بیماری و مراحل بعدی آن باید حداکثر ایمنی و مصونیت در کودکان ایجاد شود. رییس اداره بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن وزارت بهداشت در همین زمینه به ایسنا میگوید: واکسنهای فلج اطفال بر ۲ نوع خوراکی و تزریقی هستند که هر دو، واکسنهای بسیار موثری هستند. در طی سالهای گذشته در کشورمان از نوع خوراکی واکسن به شکل قطره استفاده شده و در حال حاضر همه کودکان از بدو تولد تا ۶ سالگی، ۶ نوبت قطره واکسن خوراکی فلج اطفال را دریافت می کنند.
وی ادامه میدهد: بنا به توصیه کمیته فنی ایمن سازی کودکان کشور، جهت ایجاد حداکثر ایمنی در کودکان علیه ویروسهای مولد فلج اطفال، یک نوبت واکسن تزریقی فلج اطفال در سن ۴ ماهگی به برنامه جاری واکسیناسیون کودکان کشور اضافه میشود. به همین منظور از سال ۱۳۹۵ همه کودکان در سراسر کشور وقتی برای دریافت واکسن ۴ ماهگی به مراکز بهداشتی درمانی و خانههای بهداشت مراجعه میکنند، علاوه بر واکسنهای قبلی (قطره واکسن خوراکی فلج اطفال و واکسن پنج گانه) یک نوبت واکسن تزریقی فلج اطفال نیز دریافت میکنند. مطالعات متعدد نشان داده که این نوع استفاده سبب تقویت پاسخ ایمنی میشود و سبب سرعت بخشیدن و رسیدن به هدف ریشه کنی جهانی فلج اطفال میشود.
زهرایی درباره تولید داخلی واکسن تزریقی فلج اطفال میگوید:با توجه به نیاز روزافزون دنیا به واکسن تزریقی فلج اطفال، اقدامات خوبی برای راهاندازی خط تولید این واکسن جدید در کشور آغاز شده و انتظار می رود در سالهای آتی شاهد به ثمر نشستن تلاش ها در موسسه تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی و همچنین انستیتو پاستور ایران و تولید این واکسن در کشور باشیم.
سند کشوری حذف سرخک و سرخجه
رییس اداره بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن وزارت بهداشت همچنین درباره اقدامات انجام شده در راستای حذف سرخک در دنیا و برنامههای ایران در این زمینه میگوید: واکسیناسیون سرخک در ایران از سال ۱۳۴۶ شروع شد، ولی پوشش برنامه واکسیناسیون تا قبل از انقلاب بسیار پایین بود. در سالهای قبل از اجرای واکسیناسیون، سالیانه بین ۱۵۰ تا ۵۰۰ هزار مورد سرخک در کشور رخ میداد. بر همین اساس برنامه گسترش ایمنسازی در کشور در سال ۱۳۶۳ با هدف پوشش کامل کودکان در برابر بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن از جمله سرخک، آغاز شد.
وی با بیان اینکه حذف سرخک در منطقه مدیترانه شرقی تا سال ۲۰۲۰ هدف گذاری شده است، میافزاید: تا به این همه کشورهای منطقه، گردش این بیماری در کشور خود را متوقف و بیماری را به حداقل ممکن برسانند. جمهوری اسلامی ایران نیز برای دستیابی به هدف حذف سرخک و سرخجه، بزرگترین عملیات ایمن سازی تکمیلی این دو بیماری در دنیا را طراحی کرد و ۳۳ میلیون نفر در طی ۳ هفته واکسینه شدند.
زهرایی میگوید: در این راستا از سال ۱۳۸۳ واکسن سرخک – سرخجه - اوریون (MMR) جایگزین واکسن سرخک در ایمنسازی جاری شد. بهبود مستمر نظام مراقبت منجر به شناسایی دقیق و سریع موارد مشکوک به سرخک و واکنش سریع به هر مورد تایید شده سرخک شده است. در سال ۱۳۹۴ نیز نزدیک به دو میلیون کودک ۹ ماه تا ۱۵ سال در مناطق جنوب شرق کشور واکسن تکمیلی سرخک و سرخجه را دریافت کردند.
موفقیتهایی که باید ادامه یابد
رییس اداره بیماریهای قابل پیشگیری با واکسن وزارت بهداشت میگوید: حذف سرخک به معنای صفر شدن موارد بومی سرخک و قطع گردش ویروس بومی سرخک در طی ۱۲ ماه و برقراری نظام مراقبت استاندارد است. چنانچه این وضعیت برای ۳۶ ماه و بیشتر تداوم یابد، آن کشور موفق به دریافت تاییدیه حذف سرخک میشود. در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران جزو اولین کشورهای منطقه است که سند کشوری حذف سرخک و سرخجه را تهیه و برای بررسی و تایید به سازمان جهانی بهداشت ارسال کرده است. این موفقیت ارزشمند حاصل بیش از ۳ دهه تلاش خستگی ناپذیر کارکنان بهداشتی از دورترین نقاط روستایی تا سطوح ستادی نظام سلامت کشور است که به دلیل شیوع بیماری در کشورهای همسایه باید همچنان با قدرت ادامه داشته باشد.
انتهای پیام/رستمی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از کیهان، روزنامه جمهوری اسلامی که سالهاست در حق حزب جمهوری اسلامی و شهدای والامقام آن جفا میکند در یادداشتی به قلم مدیر مسئول مینویسد: در فاصله میان انتخابات ریاست جمهوری 1396 و معرفی وزرا به مجلس در دیداری که با رئیسجمهور روحانی داشتم به ایشان گفتم شما در چهار سال اول دولت خود، عوامل کلیدی وابسته به دولت قبل از خودتان را که در دستگاههای دولتی حضور دارند کنار نگذاشتید و آنها منتظر فرصت هستند تا زهر خود را بریزند.
لطفاً در دولت دوم، این عناصر را کنار بگذارید و بدنه دولت را از آنان مصون کنید. آقای روحانی گفتند بله من خودم هم به همین نتیجه رسیدهام و حتماً در دولت دوم این کار را خواهم کرد.
امروز که این مطلب را مینویسم یکسال و هفت ماه از آن پیشنهاد من و وعده قطعی رئیسجمهور میگذرد ولی نه تنها ایشان به وعده خود عمل نکرده بلکه حتی در سطوح بالاتری از قبیل وزارت و معاونت وزیر عناصری از آن جنس منصوب و به مجموعه دولت اضافه شدهاند!
اینجانب با قاطعیت اعتقاد دارم بحران اقتصادی چند ماه اخیر کشور، نتیجه وجود همین افراد در بدنه اجرائی دولت است. اخیراً رئیسجمهور روحانی گفته است: «هفتهای نیست که در دولت داد نزنم و فریاد نکشم. وزیر و معاون وزیر ما هم حریف نمیشود. خیانتهائی میشود که حتی نمیتوان بیان کرد. عدهای دلال چه کردهاند. صد میلیون دلار پول گرفتند اما 50 میلیون جنس واردکردند».
لازم است به اطلاعات رئیسجمهور روحانی اضافه کنم که رقمها از این که شما گفتهاید، بسیار بالاتر و سنگینتر است. فقط یک مورد که به کاغذ مربوط میشود و مطبوعات کشور را به روز سیاه نشانده این است که منابع مطلع اعلام کردهاند سه نفر از متهمان اصلی پرونده سلطان کاغذ 150 میلیون دلار برای وارد کردن کاغذ گرفتهاند و به خارج فرار کردهاند و هیچ کاغذی وارد نکردهاند. همین رقمها را که روی هم بریزید، میشود همان صدها میلیارد دلاری که دود شد و کشور را به این روز انداخت.
به نظر شما جناب آقای رئیسجمهور آیا دلالها بدون آنکه در بدنه دولت عناصری برای همدستی داشته باشند میتوانند چنین خیانتهایی بکنند؟ آیا میشود به نام خصوصیسازی، نیشکر هفتهتپه، هپکو اراک، ماشینسازی تبریز، کشت و صنعت مغان و... را به ثمن بخس بفروشند؟!
جواب، کاملاً روشن است. شما باید به جای داد زدن بر سر وزرا، بر کار آنها و معاونان و مدیران کل و رؤسای ادارات و سایر عناصر کلیدی نظارت داشته باشید تا چنین خیانتهائی رخ ندهد. فریاد کشیدن، مشکلی را حل نمیکند.
چرا طبق گفته خود شما حتی وزرا و معاونان وزرای شما هم حریف کسانی که اهل خلاف هستند نمیشوند؟ آیا غیر از این است که عناصر وابسته بقدری در بدنه دولت نفوذ کردهاند که در عمل امکان حل مشکل با وجود آنها وجود ندارد؟ چرا خود مشکلآفرینان را کنار نمیگذارید؟ پاسخ سؤال نویسنده این یادداشت، یک جمله است: برخی مدیران ارشد که در سطح وزارت و معاونت در دولت فعالیت میکنند، شرکای سیاسی رئیسجمهور هستند و در انتخابات به انحای مختلف نقشآفرین و سرمایهگذاری داشتهاند.
جای شگفتی است که یک روزنامه با وجود مشاهده انحرافات معیاری برخی دولتمردان ارشد در حوزه سیاست خارجی و بیاعتنایی نسبت به ظرفیتهای اقتصادی داخلی، توجیهگر مواضع خسارتبار دولت باشد اما ناگهان به جای اصلاح مسیر خود یا دستکم نهیب زدن به دولت، مسئولیت انحرافات و نابسامانیهای اقتصادی حاصل از آن را گردن دولتی بیاندازد که بیش از 5 سال است،عمرش تمام شده است!! براستی مدیر روزنامه جمهوری اسلامی نمیداند حراج 18 میلیارد دلار ارز به قیمت 4200 تومان را چه کسانی مرتکب شدند؟ چه کسانی به گرانی در بازار خودرو دامن میزنند؟
چه کسانی چند میلیون سکه را به نصف قیمت بازار واگذار کردند و چه کسانی از این رانتها بهرهمند شدند؟ اصلاً چرا همین روزنامه اگر مقصرانی سراغ دارد، با اسم و رسم و مشخصات دقیق و سند روشن به مردم معرفی نمیکند؟ یا چرا نمیپرسد سهم فعالان ستادهای انتخاباتی آقای روحانی (سال 92 و 96) در قبضه کردن مسئولیتهای مختلف دولتی چه قدر است؟!
انتهای پیام/رستمی
محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی در گفتگو با مهر در مورد نقش پررنگ معاون اول رییس جمهور در دولت یازدهم و دوازدهم، اظهار داشت: اختیارات معاون اول تابع مجموعه واگذاری هایی از حوزه اختیارات رییس جمهور است که به معاون اول خودش تفویض می کند. باور من این است که آقای جهانگیری در دوره اول حجم مناسبی از اختیارات را از ناحیه رییس جمهور در اختیار داشت لکن در دولت رییس جمهور تا حدودی توجه کافی را به مشورت هایی که از ناحیه معاون اول داده می شد، مبذول نداشت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ به نقل از جهان نيوز، آمارهای نگران کننده در حوزه اشتغال را میتوان در دو حوزه بیکاری فارغالتحصیلان و اشتغال ناقص مورد ارزیابی قرار داد.
بر اساس تعاریف سازمان بینالمللی کار که در گزارشهای مرکز آمار ایران از وضعیت بازار کار، مورد توجه قرار می گیرد، شاغل کسی است که در طول هفته مرجع، حداقل یک ساعت کار کرده باشد. در مقابل، منظور از اشتغال ناقص آن است که چه بخشی از شاغلان در هفته مرجع کمتر از ۴۴ ساعت کار کردهاند، امری که میتواند دلایل متفاوتی داشته باشد؛ از جمله آن که بهدلیلی به طور موقت سر کار نبودهاند یا به دلایل اقتصادی مانند رکود، یا کاری پیدا نکردهاند یا کمتر از ۴۴ ساعت در هفته کار کردهاند و البته درخواست و توان آن را داشتهاند که کاری با ۴۴ ساعت و بیشتر در هفته را انجام دهند. این افراد هرچند در آمار شاغلان قرار میگیرند، اما تحت پوشش بیمههای حمایتی درمانی و بازنشستگی قرار ندارند و در عین حال از سوی نهادهای نظارتی مورد بازرسی قرار نمیگیرند. در تعاریف آماری از این مشاغل به عنوان «اشتغال غیررسمی» نیز یاد میشود.
فارغالتحصیلان دانشگاهها از معضل بیکاری مستثنی نیستند. البته این تنها یک روی سکه است و بخشی از فارغالتحصیلانی که موفق به یافتن شغل میشوند، در مشاغلی که برای آنها مناسب نیست و یا ارتباطی با رشته دانشگاهی آنان ندارد، به کار گرفته میشوند.
جمعیت بیکار فارغ التحصیل کشور طی یکسال گذشته حدود ۹۶ هزار نفر (حدود 8 درصد) رشد داشته است که 40 درصد از کل جمعیت بیکار کشور را تشکیل میدهند. از دیگر سو، یکی دیگر از آمارهایی که میتواند برای کشور خطرناک باشد، آمار رشد مشاغل غیررسمی یا اشتغال ناقص است. در حالی که در اقتصاد ایران باید حداکثر معادل ۳۰ درصد از مشاغل جدید، نیروی کار غیررسمی وجود داشته باشد؛ اما طی چند سال گذشته طبق گفته ربیعی وزیر سابق کار، این نرخ رشدی ۲۰ درصدی داشته و نرخ ایجاد اشتغال غیررسمی و رسمی برابر شده است.
افزایش بیکاران دانشگاهی و افزایش مشاغل ناقص جدید در کشور میتواند زنگ خطری در خصوص روی آوردن فارغالتحصیلان دانشگاهها به مشاغل فصلی و کاذب باشد. یعنی ممکن ا ست بسیاری از افراد تحصیلکرده از یافتن شغل پایدار ناامید شده و به سمت دستفروشی و مشاغلی از این جنس رفته باشند.
انتهای پیام/رستمی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، المانیتور نوشت: ماه گذشته دبیر شورای امنیت ملی ایران طی دیداری از افغانستان تایید کرد که ایران در حال مذاکره با طالبان است. مدت کوتاهی پس از این دیدار، نماینده طالبان به منظور مذاکره درباره روند صلح در افغانستان راهی تهران شد.
در ادامه این مطلب آمده است: بازتعریف طالبان، بخشی از راهبرد دفاعی ایران در پاسخ به تحولات ژئوپولتیک در افغانستان است. از زمان هجوم شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ ایران درگیر بحرانهای این کشور بوده است. این درگیری گاهی چهره تهاجمی داشته و گاهی ماهیت دفاعی به خود گرفته است. به عنوان مثال رویداد یازدهم سپتامبر، ایران را در موقعیتی تهاجمی قرار داد. این اتفاق موجب شد ایران نقش فعالی در همکاری برای سقوط طالبان و تأسیس حکومت مشروع در افغانستان پس از برگزاری کنفرانس بن بپذیرد که تا امروز ادامه یافته است. کنفرانس بن منجر به همکاری محدود ایران با آمریکا و در نتیجه تقویت جبهه ائتلاف در شمال افغانستان شد و ایران را به متحد این ائتلاف در جریان شکلگیری حکومت افغانستان تبدیل کرد. دستاورد دیگر آن نیز توسعه روابط تجاری و اقتصادی ایران با افغانستان بود.
البته این همکاری محدود با آمریکا نیز پیرو سخنرانی بوش در سال ۲۰۰۲ که در آن ایران را یکی از کشورهای محور شرارت خطاب کرد، پایان یافت. از این پس تهران به رویکرد واشنگتن در افغانستان به دیده تردید نگریست. روند حکومت سازی در افغانستان که از کنفرانس بن آغاز شد، تاکنون شاهد چالشهای متعددی بوده است. نیروهای نزدیک به ایران نگران تحولات آتی در افغانستان هستند و سالها از همکاری محدود بین ایران و آمریکا در این کشور جنگزده میگذرد. در این زمان حتی ایران، واشنگتن را متهم کرده که اعضای داعش را از سوریه و عراق به داخل افغانستان منتقل کرده است.
در عین حال شاهد هستیم که طالبان از نیرویی حاشیهای تبدیل به ایفا کننده نقشی تعیین کننده در معادلات افغانستان شده است. این گروه شبهنظامی همزمان با فرسایش قدرت حکومت مرکزی در کابل، از مشروعیت منطقهای نیز برخوردار شده و علاوه بر تعامل مستمر با روسیه و چین، ایالات متحده را نیز به پای میز مذاکره کشانده است. شرایط فعلی به نفع طالبان تمام شده و دولت افغانستان تلاش میکند باب مذاکره با این گروه را بگشاید. اما طالبان از مذاکره مستقیم با دولت مرکزی خودداری میکند.
با شکلگیری ژئوپلیتیک جدید افغانستان، ایران به دنبال راهی برای همزیستی مسالمتآمیز با طالبان است. برخلاف طالبانی که در سال ۲۰۰۱ ایران تقریبا با آن وارد جنگ شده بود، طالبان فعلی دارای نگاههای مشترکی با دولت ایران است. هدف مهم مشترک بین این دو، تمایل به بیرون راندن آمریکا از افغانستان است. ایران همواره بابت حضور دایمی آمریکا در افغانستان اظهار نگرانی کرده است. بنابراین اگر مذاکرات طالبان با آمریکا منجر به ترک افغانستان از سوی ارتش آمریکا یا کاهش چشمگیر حضور آن شود، این یک پیروزی مشترک برای ایران و طالبان خواهد بود.
عامل مهم دیگر برای ایران، ثبات سیاسی افغانستان است. ایران به دفعات تلاش کرده که روابط عملگرایانه ای با طرفهای دارای نفوذ در افغانستان برقرار کند. در حال حاضر حدود نیمی از افغانستان تحت حاکمیت یا نفوذ طالبان است که آن را بار دیگر به همسایه ایران تبدیل کرده است. البته باید توجه داشت که برقراری همزیستی مسالمتآمیز و پایدار میان ایران و طالبان، امری بسیار پیچیده و سرشار از ابهام است. ممکن است بخش اعظمی از نیروهای سیاسی هوادار ایران، قربانی تدابیر جدید برای مشارکت دادن طالبان در روند تشکیل حکومت شوند. همچنین قدرت گرفتن طالبان میتواند موجب تضعیف و به حاشیه راندن متحدان ایران در افغانستان شود. تهران تلاش طالبان برای تشکیل یک حکومت اسلامی در افغانستان را تهدیدی ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک برای خود میداند.
عربستان سعودی و اماراتی ها به شدت در حال تلاشند تا مسیر مذاکرات صلح در افغانستان را به نفع خود منحرف کنند. تهران نیز با نگرانی به رصد اقدامات آنها میپردازد. باتوجه به وابستگی طالبان به پاکستان و خصومتی که با هند دارند، تسلط طالبان بر افغانستان، تهدیدی است برای بندر راهبردی چابهار و صادرات بیش از دو میلیارد دلاری ایران به افغانستان. اگر احیای قدرت طالبان به معنی رابطهای چهارجانبه میان طالبان، اسلامآباد، ریاض و ابوظبی باشد، آنگاه امکان همزیستی مسالمت آمیز تهران با طالبان بسیار دشوار میشود. از این نظر، پررنگ شدن نقش روسیه و چین در تحولات افغانستان و تأثیرگذاری آنها بر راهبرد پاکستان میتواند نقش موثری در کاهش نگرانیهای ایران داشته باشد. به علاوه همانگونه که حضور آمریکا در افغانستان موجب پیچیده شدن نقشآفرینی ایران در تحولات این کشور شد، ترک افغانستان از سوی آمریکا و همکاری با سایر طرفهای دارای نفوذ نیز میتواند بر پیچیدگی تعامل ایران با سایر گروههای صاحبنفوذ بیفزاید. ترک فوری افغانستان توسط ارتش آمریکا میتواند این کشور جنگزده را درگیر ناآرامیهایی کند که قابل توسعه به مرزهای شرقی ایران نیز میباشد.
افغانستان در دهههای اخیر شاهد مذاکرات متعددی برای صلح بوده است. مذاکره جاری با طالبان هنوز نوزادی نورس است و ایران به جای شکل دهی به روند مذاکره در حال وفق دادن خود با شرایط موجود و آثار آن است. در این اوضاع تنها از یک چیز میتوان اطمینان داشت: تضمینی برای همزیستی مسالمتآمیز ایران با طالبان وجود ندارد.
منبع:انتخاب
انتهای پیام/رستمی