به گزارش پایگاه خبری تحلیلی کورنگ ، شهید سیدمحسن جعفری پنجم خرداد ۱۳۳۵ در شهرستان کبودرآهنگ متولد شد. پدرش سیدجلال و مادرش معصومه نام داشت. تا اول متوسطه در رشته انسانی درس خواند، خواروبار فروش بود. در سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت و ۲۶ دیماه ۱۳۶۵ در پاسگاه زید عراق به شهادت رسید. پیکرش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شده است. در وصیتنامه این شهید آمده است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله طاهرین.
وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. رَبَّنَا ٱغۡفِرۡ لِی وَلِوَٰلِدَیَّ وَلِلۡمُؤۡمِنِینَ یَوۡمَ یَقُومُ ٱلۡحِسَابُ.
با کمال احترام خدمت پدر و مادر گرامی سلام عرض مینمایم، امیدوارم از مرحمت و لطف الهی بیش از پیش بهرهمند گردید، اما از اینکه دهها سال متحمل زحمت و مراقبت اینجانب بودهاید خداوند اجرتان را عنایت فرماید و خداوند عالم بسیار درباره بندگانش مهربان است.
اگر در مواردی گرفتاریهایی پیش میآید اگر از خودمان در اثر ضعف و ناآگاهی پیدا نشده باشد، حضرت حقتعالی مصلحت و خیر ما میداند که آن ناراحتی و عامل ناخواسته باشد که در مقابل خیرات و نتایج عظیمی از توجهات الهی نیز باشد، پس ما در هر حال باید سپاس خدا را انجام بدهیم.
باری اگر بنده کشته شدم انتظار دعای شما را دارم و اگر مفقود یا اسیر گردیدم برایم ناراحت نباشید لازم است که عرض کنم وقتی روح در بدن و جسم نباشد به محض اینکه پیکر بیروح ارزشی ندارد و وجودش باعث زحمت و آزار دیگران است باید به زیر خاک برود پس مفقود شدن مسئلهای نیست و اگر اسیر هم شدم هر جا باشم خدای عزوجل در نظر دارد.
پدر عزیزم ریش سفید شدهات را و چهره سالخوردهات را میبوسم و مادر گرامی چقدر زحمتم را تحمل نمودی و در چه میزان محبت برایم نمودهای خدا را به آبرومندان درگاهش قسم میدهم که به اندازه چشم برهم زدنی گرفتارت ننماید و بهشت خودش را برایت مرحمت فرماید.
خواهران مهربان از محبت همیشگیتان سپاسگزارم. اینجانب در اثر نادانی هر مقدار از بچگی تا به حال قلبتان را شکستهام و یا بیاحترامی نمودهام حلال کنید. از شما خجالتم که در دنیا زندگانی جوری نشد که به موقع برایتان سرکشی نمایم و طوری که خداوند عالم فرموده عمل نمایم.
بیشتر بخوانید:
افراد بیتفاوت، خائنان به خون شهدا هستند
برادرم آقا یحیی خدا شما را سلامت بدارد شما را هم بنده مواقعی شده که آزردهخاطر کردهام و بداخلاقی و بدرفتاری نمودهام از شما میخواهم که بنده را حلال بفرمایید انشاءالله بیاجر نخواهد شد و حسنیه خانم سالها با من بودی و حق بسیار بر من داری خیلی ناراحتم که شما را تنها میگذارم چه کنم که حکم دین تکلیف ایجاد فرمود.
امیدوارم آن همه قدر نجابت و بزرگواریات را از خدا عوض بگیری، مرا ببخش و حلالم کن خدا تو را ببخشاید و برایت زندگی شاد و خرم برقرار فرماید. از حفظ و تربیت محمدرضا و زهرا برایت سفارش و وصیت میکنم آنها را متدین و خداشناس و مؤمن به خدا و محمد و آل محمد آموزش بدهید، اگر من کشته شدم از محبتی که خداپسندانه باشد درباره آنها اعمال نمایید منظور به اندازه محبت کردن است که اگر افراط و تفریط باشد اثر نامطلوبی روی آنها خواهد گذاشت خدایا خودت برای آنها مربی باش و محافظ.
باری پدر جان برای من فاتحه خوانی مختصری که لازم است ترتیب دهید و اگر جنازه من به دستتان رسید و کسانی در دفن آن به زحمت افتادند و یا در دیگر مراسم محل زحمت کشیدند از آنها تشکر کنید و در مورد سالگرد و یا نظیر اینگونه کارها به نظر من انجام ندهید بهتر است، اما اگر خودتان دوست داشته باشید اختیار دارید و بنده به آقای علی آقا مجیدی پسر عمویم که در همدان هستند مبلغی مدیون هستم خودم در نظر داشتم پرداخت کنم و یا حلالی بگیرم، اما شرایط مناسبی پیش نیامد.
آقا جان دیگر شما را به خدا میسپارم بنده را حلال کن، خدا شما را عمر طولانی عطا بفرماید، از حسنیه و بچهها مواظبت کنید طوری که خدا پسندانه باشد، مادر عزیزم حلالم کن. حسنیه خانم از من ببخشید حلالم کنید، شما صاحبتان خداست به یاد خدا باش، در تمام اوقات هر دردی داشتی از خدا بخواه، دیگر خدا به امام امت عمر طولانی مرحمت بفرماید. خدا جمهوری اسلامی را حفظ کند که آن طوری که خود فرموده است انشاالله برقرار گردد.
از جانب من از خانواده آقای حاج ذبیحاله اسماعیلی حلالیت بگیرید، زحمت دادم و از تمام فامیلان که حقی به گردن بنده دارند بنده عذر میخواهم و حلالی میخواهم و انتظار دعای آنها را دارم. عرض بیشتری ندارم موفق باشید خدا برایتان صبر و توفیق مرحمت فرماید از شما خداحافظی میکنم؛ و صلی اله علی محمد و آله طاهرین و الحمدلله العالمین.»
انتهای پیام
دیدگاه شما