تازه ترین مطالب

تاریخ : 31. شهريور 1396 - 18:43   |   کد مطلب: 25753
گفت و گویی جذاب و خواندنی با مداح برجسته استان همدان در آستانه ماه محرم :
روشن روان: در مداحی اصلا درگیر مستمع نیستم/لازمه مرید داشتن این است که خود مُراد باشی
مداح برجسته استان گفت: توجه به این مسئله بسیار مهم است که بدانیم لازمه مرید داشتن این است که خودت مُراد باشی یعنی خودت راه را طی کرده باشی؛ وقتی ما اصلا مراد نیستیم چه دلیلی دارد که مرید داشته باشیم. بنابراین بهترین کار این است که مریدان را سوق به امام حسین (ع) بدهیم.

به گزارش کورنگ به نقل از نافع ؛پرسيدم ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهي كشيدوگفت:كه ماه محرم است. به بهانه فرا رسیدن ماه محرم، ماه عزای حسینی به سراغ یکی از مداحان با تجربه در استان همدان رفتیم و در نشستی صمیمی به گفتگو پرداختیم که در زیر شاهد آن خواهید بود:

 

-در ابتدا لطفا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چند سال است به مداحی مشغول هستید؟

مجتبی روشن روان هستم. متولد 1355 و حدود بیست و پنج سال است که توفیق نوکری اهلبیت (ع) را دارم.

 

-بزرگترین حسن و عیب مداحی چیست؟

بزرگترین حسن مداحی توجه دادن مردم، خصوصا جوانان به محبت اهلبیت (ع) و خداوند متعال است. بزرگترین عیب مداحی این است که گاهی ممکن است مداح مسیر را گم کند و به جای سوق دادن جوانها و مردم به سمت خدا و اهلبیت(ع)، خدای نکرده مستمع را به بیراهه ببرد که این مصداق همان روایت اذا فسد العالِم فسد العالَم است؛ اگر یک مداح عالِم باشد و عامل باشد و متوجه مسئولیت خطیر خود باشد، مستمعینش را هم متوجه می کند اما اگر خودش غافل باشد، اهالی جلسه را هم غافل خواهد کرد.

 

-در مداحی به دنبال چه هستید؟

این شعار بنده است و به آن اعتقاد کامل دارم؛ من در مداحی به دنبال رضایت خدا و اهلبیت (ع) هستم.

 

-در مداحی به دنبال مقبولیت هستید یا مشهوریت؟

به دنبال مقبولیت نزد حضرات ائمه معصومین (ع) هستم؛ یعنی تمام دغدغه من در یک دهه محرم این هست که در پایان، صاحب کار بگوید طیب الله، فکر طیب الله گفتن مردم نیستم به دنبال قبول باشه گفتن از طرف حضرت زهرا (س) و حضرت ولیعصر (ع) هستم.

-مریدپروری در بین مداحان را تا چه حد قبول دارید؟

مریدپروری نامی است که جامعه بر آن گذاشته است والّا کسانی که دور یک مداح جمع می شوند و ابراز محبت می کنند، از روی محبتشان به اهلبیت (ع) است و به تبع آن محبت به مداح و نوکر امام حسین (ع) دارند. من ندیدم مداحی را که مرید بپروراند ولی دیده ام کسانی را که عاشق یک مداح هستند و شب و روزشان را با آن مداح گذرانده اند، البته گاهی اوقات دچار افراط و تفریط هایی هم می شوند.

 

 

-شما مرید داشتید؟

نه؛ مریدان ما سینه زن امام حسین (ع) هستند، آنها سینه زن امام حسین (ع) باشند برای ما کفایت می کند. توجه به این مسئله بسیار مهم است که بدانیم لازمه مرید داشتن این است که خودت مُراد باشی یعنی خودت راه را طی کرده باشی؛ وقتی ما اصلا مراد نیستیم چه دلیلی دارد که مرید داشته باشیم. بنابراین بهترین کار این است که مریدان را سوق به امام حسین (ع) بدهیم.

-چقدر در مداحی هایتان کار سیاسی و فضای سیاسی دخیل بوده است؟

برخی از افراد سیاست را دم از آرمانهای انقلاب زدن می دانند. من کلاً سیاسی کاری را دوست ندارم اما اگر بگوییم جلسه ما سیاسی است باید بگویم که سیاست ما عین دیانت ماست. آنچه که خط قرمز ما است آرمانهای انقلاب و مقام رفیع و منیع ولایت فقیه است. بله اگر شما دم زدن از ولی فقیه و آرمانهای انقلاب را سیاسی کاری می دانید، ما سیاسی کار هستیم اما اگر دم از ولایت و شهدا و آرمانهای انقلاب را وظیفه می دانید که ما موظف به وظیفه ایم.

ما کاری به اصلاح طلب یا اصول گرا بودن افراد نداریم، اما اگر کسی پا را از راه مستقیم بیرون بگذارد موظفیم که او را متوجه مسیر بسازیم، حال یا به زبان شعر یا به زبان تذکر او را متذکر می سازیم.

 

-چقدر اهل مطالعه هستید؟

سعی من بر این است که در جلسات هفتگی هیئت بدون مطالعه نروم به تبع آن جلسات ماهانه نیز به همین شکل است یعنی دیگر از ماه مبارک رمضان که آغاز می شود شروع می کنم به جمع آوری مطالبی که قرار است در ماه محرم ارائه دهم و لازمه این کار مطالعه است و مطالعه هم از روی کتابهای جامع، متقن و مورد تائید جامعه علمای اهل فن انجام می دهم. گاهی اوقات در این سیر مطالعات به استنباط هایی هم می رسم و با معیارهایی که وجود دارد تطبیق می دهم و اگر قابل ارائه بود در جلسات مطرح می کنم.

 

 

-مداح حق اجتهاد کردن دارد؟

نه؛ مداح، مداح است و فقط حق مداحی کردن دارد. بله یک زمان هست مداح خود سواد حوزوی دارد و به عنوان مثال در بحث تاریخ اهلبیت (ع) ایشان مجتهد است؛ ایشان می تواند اجتهاد کند مثلا بگوید سن حضرت علی اکبر (ع) 18 سال بوده 28 و یا 25 سال، می تواند اینجا نظرش را اعلام کند و بگوید که من در مطالعات و سیر تحقیقاتم به این نتیجه رسیده ام؛ ولی اینکه من بدون هیچ پشتوانه و تحقیقاتی بگویم که الّا و لابد حضرت علی اکبر (ع) سنشان اینقدر بوده نه، مداح نمی تواند، مداح باید مداحی کند. ببیند بزرگان این کار چه کار می کردند همان را انجام دهد.

-بین مداحی سنتی و جدید تفاوتی قائل هستید؟

بله- البته باید ببینیم تعریف از سنت چیست؟ مراد از سنتی خواندن بیشتر این است که ما توجه کنیم که در هر منطقه سنت آن منطقه چیست بوشهری ها با سنج و دمام و... لرها به زبان لری عزاداری می کنند و...  زمانی که ما مطابق سنت همدان بخوانیم این را می گویند سنتی خواندن، ببینیم سبقه مداحی در شهر خودمان چیست همان را اجرا کنیم می شود سنتی خواندن.

 

 

-نظر شما درباره مداحی شور چیست؟

شورخوانی یکی از ارکان اصلی جلسات اهلبیت (ع) است. بنده ام به شدت قائلم که باید باشد. قبلا ما از زمان اهلبیت (ع) روضه داشتیم، به مرور این روضه و مصائب اهلبیت (ع) دامنه پیدا کرد سپس نوحه خوانی و سینه زنی به آن اضافه شد، بعد از انقلاب و خصوصا از دهه هشتاد به بعد یکسری سبک های جدیدی توی شور و اینها ایجاد شد که متأسفانه در بعضی جاها دارد به ناکجا آباد می رود.

 

ولی شوری که مستمع را به حرکت وادار کند، این شور سازنده است، چرا نباید باشد؟ امام رحمت الله علیه می فرماید پای پرچم باید سر و صدا باشد، باید پای پرچم امام حسین (ع) هیاهو باشد، این هیاهو است که راه را، مکتب را و پرچم را حفظ می کند، در سکوت کاری انجام نمی شود. ما باید بیان کنیم و یکی از نحوه های بیان کردن هم همین شورخوانی است.

 

البته امروزه بعضی جاها افراط در این قضیه می شود و اسمش را هم گذاشته اند هروله! در حالت عادی سینه زنی که انجام می دهی بدن تکانی دارد اما اگر این تکانها از حالت عادی خارج شود و تبدیل شود به حرکات موزون، این پسندیده نیست و بنده هم موافق با این کار نیستم.

-تا به حال کلاس مداحی داشته اید؟

من اسمش را کلاس نمی گذارم اما در یک دوره ای فن رثا را برای عزیزان طلبه تدریس می کردم. یک دوره 3-4 ساله هم با عزیزان مداح جلسه داشتیم و راجع به زیربناهای مداحی صحبت می کردم. یک دوره 2-3 ساله هم برای نوجوانان کلاس مداحی داشتم.

در حال حاضر تمام کلاس ها را تعطیل کرده ام به دلیل اینکه هم محرم رسیده و هم اینکه من یک ایده آل هایی را دارم که باید محقق شود که هنوز محقق نشده است.

 

 

-در مداحی بیشتر از اشعار کدام شعرا استفاده می کنید؟

مدت زیادی که بیشتر از اشعاری که به خودم عنایت می شد و می نوشتم، مداحی می کردم. الان هم شاعران بسیاری هستند از جمله جناب آقای لطیفیان، آقای خاکساری، پیمان طالبی و... تعداد زیادی از شاعران دیگر که الان حضور ذهن ندارم، در نوحه ها هم  از نوحه های آقای حائری، آقای شیخی، آقای حدادی ولی خوب الان دیگر عمدتاً خودم در سرودن نوحه هستم.

 

-کدام مداح را به عنوان الگو قبول دارید؟

من نمی توانم بگویم چراکه کلمه الگو خیلی سخت است ولی مداحانی که من کارشان را می پسندم حاج منصور ارضی حفظه الله، حاج محمود کریمی، حاج سعید حدادیان، آقایان سلحشور، میرداماد، طاهری، نریمانی، مطیعی، رسولی و در کل مداحانی که جزو رویش های انقلاب هستند و وقت می گذارند، سرمایه گذاری می کنند و فکر می کنند که چه بگویند در محرم و کلا در مجالس اهلبیت (ع)، این خیلی ارزشمند است.

ولی اینکه بخواهیم اسمشان را الگو بگذاریم، باید گفت که هر فرد هیئتی یک سلیقه و نیز شاخصه خاصی دارد و می توان گفت در آن شاخصه الگو است. به عنوان مثال سلیقه من حاج منصور ارضی را می پسندد. اگر بپرسی مقاتل کدام مداح را معتبرتر می دانی می گویم میثم مطیعی، چون ایشان اهل دقت و اهل تحقیق است یا اگر بپرسید از نظر سبک کدام مداح، می گویم آقای کریمی، یا در روضه خوانی کدام مداح الگو است و... اینها هر کدامشان مانند گلهایی می مانند که بوی خاص خود را دارند و هر شاخه شان یک جایی را معطر کرده است.

 

-اگر به جایی دعوت شوید که تعداد مستمع کم باشد شرکت می کنید؟

بله؛ من اصلا درگیر مستمع نیستم.

-در واقعه عاشورا کدام صحنه برای شما متأثرکننده بوده است؟

تمام لحظه لحظه عاشورا تأثر برانگیز است. آیت الله آقا نجفی را خدا رحمت کند، من یک مدتی با ایشان انس داشتم و در خلوت هایشان می رفتم و به بیت ایشان هم رفت و آمد داشتم، روزی از ایشان پرسیدم کدام صحنه در کربلا بیشتر دل حضرت صاحب الزمان (عج) را به درد می آورد؟ ایشان چند بار این سوال من را طفره رفت و جواب نداد تا بالاخره یک روز که خیلی اصرار کردم تا جواب بگیرم فرمودند: آن لحظه ای که سیدالشهدا (ع) حضرت علی اصغر (ع) را برای استسقا و طلب آب روی دست گرفت.

برای خود من خیلی جاها مایه حزن قلبی ام بوده و دل شکن است؛ از جمله زمانی که برای حضرت علی اکبر (ع) گریه می کند، یا زمان کمک خواهی حضرت قاسم از اباعبدالله (ع)، جای دیگری که به نظر من اوج روضه ها هم هست زمانی است که سیدالشهدا (ع) در صحرای کربلا ندا برمی آورد: هل من ناصر ینصرنی، هل من ذاب یَذُبُ عن حرم رسول الله؛ آیا کسی هست که مرا کمک کند؟ آیا کسی هست که در حمایت از حریم رسول الله جانفشانی کند؟ امروز زمانی که مدافعان حرم را می بینیم یاد همین ندای سیدالشهدا (ع) می افتیم و چقدر خوب امروز دارند لبیک می گویند به این ندای حضرت سیدالشهدا (ع).

روضه های حضرت رقیه (س) خیلی تاثر برانگیز و دردناک است و از همه اینها بالاتر آنچه که نقلی است از حضرت ولی عصر (ع)، داستان به اسارت رفتن عقیله بنی هاشم است، هر جای این داستان  را  دست می گذاریم دردناک است و قلب آشفته می شود.

-کدام صحنه از کربلا الهام آموزی بیشتری برای بشریت دارد؟

کربلا سرشار از آموزش است و این آموزه ها یک قله و یا به تعبیر بهتر قله ها و قللی دارد؛ به نظرم می آید که جوانمردی سیدالشهدا (ع) یکی از آن قله ها است. اگر بخواهم مصداقی اشاره کنم به صحنه های آموزنده و قله های کربلا می توان به لحظه آب دادن لشکر حر توسط امام حسین (ع) اشاره کرد؛ همه لشکر تشنه بودند امام حسین (ع) آبشان داد، حتی اسبهایشان را هم سیراب کرد، خوب این یکی از قله ها است.  صحنه دیگر مقدم داشتن فدا کردن جان جوان خود بر بنی هاشم است. توجه سیدالشهدا (ع) به نکته های ریز و حاشیه واقعه کربلا نظیر جمع کردن خار از سطح زمین چرا که می دانست فردا قرار است بچه ها با پای برهنه در این صحرا بدوند؛ عاطفه سیدالشهدا (ع).

می رسیم به شام شهادت و فتقبل هذا القلیل حضرت زینب سلام الله که می فرماید: این قربانی کوچک را از ما قبول کن، این جزو قله های عجیب و غریب کربلا است و یا آن جمله حضرت زینب (س) که در مجلس عبیدالله می فرماید: ما رأیت الّا جمیلا؛ من ر این سفر و در این مصیبت جز زیبایی ندیدم؛ اینها جزو قله هایی است که فلاسفه الان هم که الان است در آن مانده اند که این چه بینش و چه دیدگاهی است که فردی بعد از این همه مصیبتی که دیده می گوید من جز زیبایی چیزی ندیدم.

-با پیوند زدن آنچه که در اسلام 1400 سال پیش رخ داده به مسائل امروز تا چه حد موافقید؟

 اصلا کار ما همین است، و ما علی الرسول الّا البلاغ؛ آنجا که مادر وهب سر فرزندش را پرتاب می کند و می گوید ما چیزی را که در راه خدا دادیم پس نمی گیریم؛ و وقتی که امروز ماجرای شهید حججی را می بینیم و آن حس مادرش را در مقابل فدا شدن پسر بدون سرش، می توان گفت که  کربلا جاری است و تسری دارد.

 

در یک صحنه از کربلا داریم که حضرت سیدالشهدا (ع) پیراهن طلب می کنند، پیراهنی که برای ایشان می آورند تنگ بوده، حضرت می فرمایند: هذه صوب اهل المذله؛ این لباس، لباس اهل ذلت است؛ خوب من وظیفه دارم که این را برای جوانها بگویم، بگویم جوان، دختر و پسر، زن و مرد شما نباید جلوی دیگران لباس تنگ بپوشید، منتهی بیان این مطلب هنرمندی خود را می طلبد. مثلا یکهو در چکاچک شمشیر امام حسین (ع) می ایستد و نماز می خواند و قریب به 30 نفر از اصحاب سیدالشهدا (ع) در آن نماز شهید می شوند، حضرت سیدالشهدا (ع) که در آن باران تیر می ایستد و نماز می خواند آیا من که برای سیدالشهدا (ع) دارم می خوانم نباید این مسائل را متذکر شوم؟ منی که برای سیدالشهدا (ع) گریه می کنم نباید متوجه باشم که نماز تا چه حد برای ایشان اهمیت داشته است؟!

-در پایان چند بیت شعر بخوانید.

بی تو زمین زمینه خرم شدن نداشت                  

نسل بشر لیاقت آدم شدن نداشت

ای عشق کل، که کل جهان جزء کل توست   

بی تو جهان شهامت عالَم شدن نداشت

هاجر سلام بر لب شش ماهه تو داد         

زمزم که هیچ همت زمزم شدن نداشت

این جوش خون توست اگر نه کسی دل              

آماده عزای محرم شدن نداشت

حرف شفاعت تو اگر در میان نبود        

صف های روز حشر منظم شدن نداشت

 

انتهای پیام/ورمزیار

 

دیدگاه شما

نسیم وصال ایلام
سایت رهبر معظم انقلاب
شبکه اطلاع رسانی دانا
پایگاه خبری نافع همدان