در ابتداي انقلاب و زمان حكومت دولت موقت با هدف وادار كردن آمريكا به استرداد شاه و اموال ملت ايران، دانشجويان تصمیم بر تسخیر سفارت آمريكا گرفتند.
دانشجويان از دانشگاههاي مختلف تهران گرد هم آمدند و طي يك راهپيمايي تا خیابان طالقانی از ديوارهاي سفارت بالا رفته و عليرغم مقاومت محافظين و آمريكاييها، سفارت را به تصرف كامل درآوردند.
امام خميني(ره) نيز در پيامي اين حركت را انقلاب دوم و بزرگتر از انقلاب اول ناميدند. اين حركت دانشجويان معترض، خشم آمريكاييها را برانگيخت و آنها كه ناتوان از درك ملتي استقلالطلب و آزاديخواه بودند، دست به اقداماتي ضد جمهوري اسلامي ايران زدند، از آن جمله فشار آوردن به مجامع بينالمللي مانند سازمان ملل، سازمان كنفرانس اسلامي، شوراي امنيت و... ايجاد جو منفي تبليغاتي عليه دانشجويان مسلمان و برخي اقدامات ديگر از جمله قطع كامل روابط سياسي از 20 مهرماه 1359، حمله نظامي به ايران و تجاوز به خاك كشورمان كه به شكست آنها در صحراي طبس انجاميد، محاصره اقتصادي، بلوكه كردن داراييها و اموال ايران و... كه هيچكدام در عزم و عظمت ملت ايران خللي وارد نكرد.
«ما دانشجويان مسلمان پيرو خط امام از موضع قاطعانه امام در مقابل آمريكاي جنايتكار به منظور اعتراض به دسيسههاي امپرياليستي و صهيونيستي، سفارت جاسوسي آمريكا در تهران را به تصرف درآورديم تا اعتراض خود را به گوش جهانيان برسانيم.» این بخشی از مطالبات دانشجویان خط امام در تسخیر سفارت آمریکا بود. اگر چه خواستههاي دانشجويان از ابتدا تا زماني كه اين موضوع به حل و فصل انجاميد تغييرات زيادي كرد، اما اصليترين خواسته آنها كه رسماً و با صراحت تمام همواره ثابت ماند، عبارت بود از عدم دخالت ايالات متحده در امور داخلي ايران.
اما 13 آبان امسال مصادف است با سياست خارجي فعال و پوياي دولت تدبير و اميد در روابط بينالملل كه مصاديق آن را به خوبي در مذاكرات ژنو ميتوان رويت كرد. مذاكراتي كه ميتوان از آن به عنوان پلي براي رسيدن به فرصتها و پشت سر گذاشتن تحريدهاي خام و نسنجيده افراطيون ياد كرد. مذاكراتي كه بهعنوان يكي از مهمترين مباحث و اتفاقات و رويداد سياسي داخلي، منطقهاي و حتي جهاني به حساب ميآيد. در اين وادي پرفراز و نشيب هدف كسب بهترين تصميمات و راهكارهاي مناسب و بهجا در راستاي كسب و ارتقاي هر چه بيشتر منافع ملي و جايگاه جهاني ملت بزرگ ايران است كه اين امر نيازمند درك صحيح و درست از اوضاع و احوال و جايگاه بازيگران اين بازي بينالمللي است.
آنچه در اينجا مورد توجه و شايان ذكر است اين است كه بعد از گذشت سي و اندي سال، ما همچنان گرفتار برخی افراط و تفريطگری ها ، كج سليقگيها و نظرات غيركارشناسانه هستيم كه به دور از همهجانبه نگري بازگو ميشود ونتيجهاي جز تخريب و فرصتسوزي به بار نميآورد و اين همان آفتي است كه با منافع خاص خودش ساليان سال مانع اصلي رسيدن به يك رويه معقول و منطقي در راستاي دستيابي به ايراني آباد و سربلند شده است. البته در این میان باید حساب برخی انتقادات منطقی را جدا دانست که برآمده از رفتار خصمانه سالیان گذشته دولت ایالات متحده علیه نظام جمهوری اسلامی بوده که بر دیوار بلند بی اعتمادی بین دو کشور افزوده و مردم ایران را نسبت به خود بدبین کرده است.
اما گروهي از همان روزهاي آغازين مذاكرات شمشير را از رو بسته و كاملاً يك طرفه به تخريب و بيارزش جلوه دادن مذاكرات و تلاشهاي صورت گرفته پرداختند كه به نحوه برخورد دولت در مذاكرات، تماسهاي تلفني بين سران 2 كشور ايران و آمريكا و بسياري از مسائل ديگر حمله كرده و آنها را مورد نقد بلكه تخريب كردند. در مقابل اين گروهها و تلاشها افرادي را ميتوان ديد كه اين بار از طرف ديگر به مسئله ميپردازند و آن اينكه طي نامهاي سرگشاده به رياست جمهوري از او خواستار اين ميشوند كه بهتر است اعضاي كابينهاش در مراسمات 13 آبان حضور به هم نرسانند.
در ادامه سعي داريم با نگاهي واقع بينانهتر به بررسي سياست خارجي، تصميمات و پيامدهاي آن بپردازيم.
به نظر ميرسد زمان آن فرا رسيده كه با عينك واقعبيني و با كمك و اعتماد و بر عقلانيت و تدبر و شناخت اصول و فرصتها و تهديدهاي پيشرو در عرصه روابط بينالملل به دنبال منافع ملي دائمي خود باشيم.
كوهن يكي از نظريهپردازان عرصه روابط بينالملل از اصطلاح «قواعد بازي» در روابط ميان دولتها استفاده ميكند. وي قواعد بازي را نوعي زبان يا وسيله ارتباطي ميان دولتها ميداند كه داراي دستورزبان و ادبيات خاص خود است. از ديدگاه كوهن، قواعد بازي با توجه به ميزان صداقت يا عموميت، پايداري يا متغير بودن، كاربرد جهاني يا محدود، تضعيف يا تحكيم موقعيت جغرافيايي و كاربرد آن در زمان جنگ و صلح متغير است.
ماكس وبر نيز قوانين، مقررات و قراردادهاي اجتماعي را يك نوع قاعدهمندي و هنجار تلقي ميكند كه به صورت منطقي و هدفمند براي تأمين خواستهها و اهداف و منافع مردم تدوين ميشود. در اين حالت ميتوان گفت، قواعد نقش هنجارهاي جامعهي ملي را در سطح بينالملل ايفا ميكند. مهمترين قواعد ميتواند جلوگيري از مخاصمات، تسهيل همكاري مسالمتآميز، تنظيم روابط ميان دولتها و الگوي راهنماي كنش دولتها باشند. بر اين اساس قواعد دربرگيرنده محدوديتها و امكانات است. از يك سو برخي از رفتارها تهديد و تحريمسازند و از سوي ديگر انجام دادن بعضي از رفتارها را تجويز و حمايت ميكند.
هدف سياست خارجي و اصول و قواعد حاكم بر آن و روابط ديپلماتيك كشورها همگي كسب منافع حداكثري ملي و تلاش در جهت رفاه هر چه بيشتر مردم ميباشد. عرصه روابط خارجي و نظام بينالملل خود دربرگيرنده اصول مقبول و متعارف پويا و فعال و مبتني بر اخلاق و عقلانيت است. اصول و قواعدي كه به دور از هرگونه يك جانبهگرايي و افراط و تفريط است و هدف، زندگي مسالمتآميز كشورها در كنار يكديگر و در كنار آن دستيابي به منافع ملي از راههاي مسالمتآميز و ديپلماتيك است.
البته قابل ذكر است كه تأكيد بر منافع ملي و تكيه بر اصول ديپلماتيك و عقلانيت و دوري از افراط و تفريط در حل مسائل و مشكلات كشور علاوه بر اينكه در دين و فرهنگ ما بارها بر آن تأكيد شده در مقابل، افراط و تندروي نيز نكوهيده و مضموم شده. پس هدف از اين مطالب چشمپوشي و بيتوجهي به اصول سياست خارجي و فرمايشات بنيانگذار انقلاب مبني بر دفاع از مستضعفان جهان و مبارزه با غضب و تجاوز نبوده بلكه سامان دادن به سياست خارجي در جهت هر چه پويا و فعالتر كردن آن در راستاي كسب حداكثري منافع ملي و ارتقاي جايگاه كشور عزيزمان ايران در مناسبات جهاني و منطقهاي با تكيه بر اعتدال و ميانهروي است تا بتوانيم از فرصتهاي به وجود آمده نهايت استفاده را نموده و با تلاشي دو چندان بتوانيم تحريم ها را به فرصتهاي پيشرو بدل نماييم. پس شايد در اين برهه حساس تنشزدايي و رعايت اصول اخلاقي در عرصه روابط بينالملل (احترام به مليت، سرود، پرچم و...) و بازنگري در راههاي دستيابي به اهدافمان گام مؤثري در راستاي رسيدن به اهداف موردنظر باشد.
اين تغيير و بازنگري نيز بارها در اصول ديني ما تكرار شده و همواره از تغيير به عنوان عامل مفيد و كارساز ياد شده كه اهميت آن را ميتوان در اين ويژگي مؤمن واقعي ديد كه يك مسلمان امروزي نبايد شبيه روز گذشتهاش باشد پس از تغيير ميتوان به عنوان ضامن بقاء ياد كرد. در مقابل نگاه منفعلانه كه برگرفته از نگرشها و ديدگاههاي افراطي و متعصبانه است عامل زوال و تباهي. پس به نظر ميرسد بتوان با نرمشی معقول و تنشزدايي به موقع و خردمندانه سياست و سياستمداري را به حد كمال خودش رساند و با هويت دادن به آن راه رشد و توسعه را پيشروي مردم گشود.
همدان پیام
دیدگاه شما