
به گزارش کورنگ؛ˈ فاضل عبادیˈشامگاه سه شنبه در مراسم جایزه ادبی استان همدان در شهرستان کبودرآهنگ اظهار کرد: تاریخ ادبیات فارسی پس از اسلام پیشینه ای یک هزار و 100 ساله دارد و این هزاره گذشته بلند قامتان و نام آوران ادیبی چون فردوسی و سعدی، حافظ، مولانا، نظامی و خیام را که هر یک در اسوه نظری و عملی انسانیت هستند را در دامان خود پرورش داده که هر یک خود مبنا و معیاری برای برای شعر و ادب پس از خود شده اند.
وی افزود: اگر مولانای بزرگ در عصر ما بر قله رفیع پذیرش جهانی قرار گرفته و روز به روز از عظمت و بزرگی کلام او در صور مختلف پرده برداری می شود، مدیون فرهنگ و آدابی هستیم که می توان آن را اسلامی ایرانی نامید و مولفه های ایرانی در پدید آمدن شاهکار مثنوی را یکایک تحسین و شمارش کرد.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان خاطرنشان کرد: اگر امروز شعر با زندگی ایرانیان درآمیخته است برگرفته از ذوق، قریحه و استعداد بزرگانی است که میراث گذشتگان را پاس داشته و با غنی تر کردن و افزایش معنوی، آن را دست به دست برای نسل ما به یادگار گذاشته اند.
عبادی با بیان اینکه داستان نویسی با هر اسلوب و سبکی ریشه در گذشته فاخر فرهنگی و ادبی ما دارد، اظهار کرد: آثار خالقان و مولفان داستان و شعر در عصر حاضر از خوان نعمت و سفره گسترده پیشینیان ارتزاق می کنند.
وی ابراز امیدواری کرد: برپایی چنین جشن های ادبی و فرهنگی در استان تاریخی همدان با رقابت اهل فضل و ادب در قالب آفرینش کلام و بیان، زمینه ساز رشد و اعتلای هنر و فرهنگ در این منطقه و استعدادیابی جوانان و تکریم پیشکسوتان و جلوداران این عرصه باشد.
آیین جایزه ادبی استان همدان شامگاه سه شنبه با حضور اهالی فرهنگ و هنر استان همدان در شهرستان کبودآهنگ برگزار شد و در این مراسم برگزیدگان جایزه ادبی استان تجلیل شد./ ایرنا
انتهای پیام /
اظهارات مدیرکل اموراداری استانداری همدان خنجری بود که برجگر دوستداران امام راحل رحمت الله علیه و انقلاب اسلامی زده شد. باورم نمی شود که دراستان همدان که مهد تمدن و دیار رزمندگان و بقول مقام معظم رهبری دارالمجاهدین است،چنین افرادی حضور داشته باشند و درمدیریت اجرایی استان باشند. ابتدا که اظهارات این شخص را خواندم فکر کردم اشتباهی رخ داده ومن دارم مطالبی را می خوانم که یکی از مفتیان آل سعود ووهابی نوشته است!

به گزارش کورنگ به نقل از راه دانا، سرتیپ بسیجی محمدرضا نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین در یادوراه 512 شهید آماد و پشتیبانی استان اصفهان که در گلزار شهدای اصفهان برگزار شد گفت: با این یادواره ها یاد شهدا گرامی داشته شده و رسم شهدا دنبال می شود.
سردار نقدی به بمباران و موشکباران شهرهای کشور توسط رژیم بعثی در جنگ تحمیلی اشاره نموده و اظهار داشت: در آن زمان برای پاسخگویی به این حملات، تمام کارشناسان فنی و نخبگان کشور نتوانستند سلاحی را تولید کنند که از فاصله 150 تا 200 کیلومتری، بغداد را هدف قرار دهد و تمام تلاش ها ناموفق بود اما امروز با تکیه بر تفکر شهدا و آرمان های انقلاب اسلامی، ایران عضو باشگاه فضایی بوده و ماهواره در مدار قرار می دهد.
وی با بیان اینکه نیروهای آماد و پشتیبانی در دوران دفاع مقدس با تاسی به حضرت عباس علیه السلام حماسه های بزرگی را آفریدند، افزود: آنها زیر گلوله باران دشمن در حالیکه نه جان پناهی داشتند و نه سنگری، مهمات و غذا و امکانات درمانی را بی وقفه به خط مقدم می رساندند.
رییس سازمان بسیج مستضعفین خاطرنشان کرد: این عزم و جدیت در دفاع از آرمان ها و ارزش ها، پدیده هایی را در دفاع مقدس رقم زد که در هیچ کجای دنیا و در هیچ ارتشی سابقه نداشته است. در بحبوحه عملیات، این توان و اراده نیروهای آماد و پشتیبانی بود که غذای گرم و مهمات کافی را به خط مقدم می رساند.
وی با اشاره به دلاورمردی های نیروهای آماد و پشتیبانی در جنگ ابراز داشت: آن نیروها در دوران دفاع مقدس و در اوج تحریم های همه جانبه ای که از سوی ابرقدرت ها و مستکبرین بر ملت ایران تحمیل می شد حتی لحظه ای عقب ننشسته و در اراده آنها تزلزلی پیش نیامد.
جانشین فرمانده کل سپاه در امر بسیج با بیان اینکه آنها حتی یک بار هم نگفتند نمی توانیم یا نمی شود، ادامه داد: نیروهای آماد و پشتیبانی به هر شیوه ای که بود امکانات را تامین و به جبهه ها می رساندند و در تحقق وعده هیهات منا الذله که قرار بود ملت عملی کند و عملی شد، نقش مهمی داشتند. با همین تفکر و اراده بود که در همه تاریخ ِ ملت ایران، قطعه ای درخشان تر از دفاع مقدس ایجاد نشد چراکه این ملت با دست خالی و تنها در مقابل تمام ابرقدرت ها ایستاد و این حماسه بزرگ را رقم زد.
وی استمرار راه شهدا و قدردانی از میراث گرانبهای شهدا را خواسته امروز ولایت عنوان نموده و تاکید کرد: امروز با این همه پیشرفت کشور اگر تمامی مرزهای ایران را ببندند و اجازه ورود هیچ چیز را ندهند، ملت ایران می تواند نیازهای خود را تامین و به پیشرفت خود ادامه دهد.
سردار نقدی تصریح کرد: اگر همان تفکر نیروهای آمادی دوران دفاع مقدس در مسئولین و مدیران کشور حاکم باشد، هیچ فشار و تحریمی نمی تواند این ملت را از مسیر پیشرفت خود باز دارد.
وی استقامت و ایستادگی را تکلیف امروز و خواسته شهدا دانسته و تاکید کرد: شهدا ژست دوستی مسئولین را با مستکبرین در جلوی دوربین ها نمی پسندند.
رییس سازمان بسیج مستضفین در پایان سخنان خود اظهار داشت: ملت ایران همان ملتی است که با آرمان های انقلاب خود، آمریکا را با تمام ابهت و قدرت 35 سال پیش شکست داد و ابهت و هیمنه آن را در جهان شکست و این ملت قطعا با این قدرت و پیشرفت امروز که به برکت انقلاب نصیبش شده می تواند بر آمریکایی که مترسکی از آن ابرقدرت سابق است فائق آید پس باید در برابر آنها ایستادگی کرد.
انتهای پیام/ح
به گزارش کورنگ، گروهی از دانش آموزان دبیرستان تیز هوشان علامه حلی کبودراهنگ همگام با سایر دانش آموزان این شهرستان عشق و ارادت خود را به نام مقدس رسول گرامی اسلام، حضرت محمد مصطفی(ص) این گونه نشان داده و به این ترتیب به کمپین "من عاشق محمدم" پیوستند.

به گزارش کورنگ به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا یکی از مراجع تقلید گفت: جامعهالمصطفی، حوزه و جامعه اسلامی برای گسترش پیروزی انقلاب وظیفه دارد که قرآن و عترت را به جایگاه اصلی برساند زیرا این امت وارثان انبیا هستند.
آیتالله عبدالله جوادیآملی در مراسم اختتامیه بیستمین جشنواره قرآن و حدیث جامعه المصطفی العالمیه که چهارشنبه شب در سالن همایش مجتمع آموزش عالی امام خمینی (ره) برگزار شد، اظهار کرد: امروز ندای اسلام به برکت خونهای شهدا به گوش جهان رسیده است.
به گزارش فارس وی اضافه کرد: ارائه کردن اسلام عناصر چهارگانهای دارد که امروزه دشمن این عناصر را از ما گرفته و جامعهای که خلع سلاح شود نخواهد توانست به اهداف خود برسد.
این استاد برجسته حوزه علمیه با اشاره به اینکه دشمن بسیاری از داراییها را از ما گرفته است، گفت: تلاشهای بسیاری کردهایم که دو چراغ را روشن نگه داریم تا بتوانند دو راه را برای ملت نمایان کنیم.
وی با بیان اینکه بیش از 300 بار جریان بیاندیشید و فکر کنید در قرآن مطرح شده است، افزود: برطرفسازی بحرانهایی که جلوی راه و شعلهور شدن چراغ را گرفتهاند از هر عالم و فرهیختهای ساخته نیست و قرآن کریم برای حل بحرانهای جمعی، استفاده از گروه متفکر جامعه را مورد تاکید قرار داده است.
آیتالله جوادیآملی افزود: از هر عالمی ساخته نیست که با فرمان خود هزاران شهید را در راه اسلام هدیه دهد و طبق قرآن این افراد باید قائم به عدل باشند همان طور که امام خمینی (ره) با علم و عدل توانست ایران را کعبه کند.
وی با تاکید بر اینکه آنچه جهان را به علم دعوت میکند باید خود به علم و عدل قائم باشد، بیان کرد: طبق گفته قرآن کریم برای بخش قضا قاضی بودن دارای شرایط خاصی است و همچنین محقق نیز برای امور خود باید قائم به علم باشد تا بتواند در گروه فکر کنندگان قرار گیرد و بحرانها را کنترل کند.
آیتالله جوادیآملی خاطرنشان کرد: اینکه امروزه جامعه المطفی به اینجا رسیده به این علت است که امام عدل را محوریت کار خود قرار دادند و به کشورهای مختلف جهان نگاه برابری داشتند و کسانی که پابرهنه هستند میتوانند اقشار مختلف جامعه را مورد نظر قرار دهند.
وی با اشاره به نامه رهبر انقلاب اسلامی به جوانان اروپا و آمریکای شمالی عنوان کرد: اگر نامه به غرب رفت با توجه به معیارهای مذکور هدایت شد و اگر ایشان مخاطبین خود را به این سمت دعوت کردند به این علت است که میدانند قیام عدل برای پابرهنههاست و تاکید دارند که همه باید بیایند.
آیتالله جوادیآملی ادامه داد: کعبه و قبله را پابرهنهها حفظ میکنند، افراد مرفه و بیدرد را هم کعبه میپذیرد اما اگر آنها بخواهد در برابر داعش بایستند توان ندارند زیرا این قشر جامعه اهل مبارزه نیست.
مفسر برجسته قرآن کریم با بیان اینکه دو راه رسیدن به حقیقت را از دست دادهایم، گفت: مهندسی در جهان هستی به جز خداوند نیست، عقل چراغی است و از آن کاری ساخته نیست و دین نیز راه سعادتی برای رسیدن به خداوند است.
وی عترت، ولایت و قرآن را راه سعادت دانست و اظهار کرد: از عقل به جز تشخیص راه کاری ساخته نیست و بیگانه برای گرفتن این عناصر تا کنون اقدامات گستردهای را انجام دادهاند، همچنین بعد از اسلام عدهای نادانسته به آسیاب دشمن آب ریختند و گفتند قرآن تحریف شده است و در این راه حقایق قرآن را در نظر نگرفتند.
آیتالله جوادیآملی اضافه کرد: امروزه در جامعه المصطفی ممکن است فردی قرآن را ندیده باشد ولی نسبت به اصول آگاهی کاملی داشته باشد و این موضوع نسبت به معیارهایی که در اسلام مطرح شده است، امکانپذیر خواهد بود.
وی متذکر شد: اگر سلاحها از دست ما گرفته شود فقط عقل باقی میماند به همین علت جامعه المصطفی، حوزه و جامعه اسلامی برای گسترش پیروزی انقلاب وظیفه دارد که قرآن و عترت را به جایگاه اصلی برساند زیرا این امت وارثان انبیا هستند و باید از آن پاسداری کنند.
این مرجع تقلید با تاکید بر اینکه چراغ عقل به جز فهم حکمی ندارد، گفت: عقل بعد و قبل نظام وجود داشته است و این یک چراغی است که باید به کاربرد آن توجه داشته باشیم تا بتوانیم به بیانات ائمه اطهار (ع) پی برده و به آنها عمل کنیم.
وی ادامه داد: علامه طباطبایی روی محتوای تفسیری قرآن کار کرده است و این محتوا باید برای مردم تشریح شود، در دنیای امروز معیار فتوا عصمت است، اگر روایت معتبری از 14 معصوم برسد میتوان بر اساس آنها فتوا داد زیرا این افراد بیاناتشان یکی است.
آیتالله جوادیآملی با بیان اینکه عقل در مقابل دین و شریعت نیست، افزود: شریعت، دین و وحی مقابل ندارد و ولایت معجزه بیهمتای قرآن کریم است که باید با استدلال عقلی مورد توجه قرار داده شود تا جهانی که از شرق و غرب آمدهاند با دست پر برگردند و این کعبه میتواند قبله همه باشد که نامه رهبری برای جوانان کشورهای اروپا و آمریکای شمالی به خوبی نمایانگر این پیام است.
انتهای پیام/

به گزارش کورنگ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی قم فردا، حسین شریعتمداری در چهارمین شب جشن بزرگ انقلاب در مسجد چهار مردان قم طی سخنانی با اشاره به اهمیت استکبارستیزی در اسلام، اظهار داشت: نقش استکبارستیزی اسلام باید کاملاً روشن و شفاف بیانشده و در این رابطه نقشه راه تبیین شود، چراکه اگر این نقش را از اسلام ناب محمدی بگیریم چیزی که باقی میماند نمونه بارز اسلام آمریکایی خواهد بود و درواقع استکبارستیز بودن باعث تفاوت این دو اسلام میشود.
وی اسلام ناب را مغایر با زورمندان و مرفحین بیدرد برشمرد و عنوان کرد: ظلمستیزی ذات اسلام است، ماهیت نظام سلطه با ماهیت اسلام ناب در تضاد است و به همین خاطر در مقابل آن قرار میگیرد؛ در حال حاضر درگیری ما با آمریکا نیز بر سر همین اختلاف در هویت است و این مشکل با هیچگونه مذاکرهای حل نخواهد شد مگر اینکه به قول امام خمینی (ره) آمریکا از خر شیطان پیاده شود و دست از ظلم و جنایت بردارد.
مدیرمسئول روزنامه کیهان امام خمینی (ره) را آغازگر داستان انقلاب اسلامی دانست و ابراز داشت: ماجرای انقلاب اسلامی ما از جایی شروع شد که اسلام ناب محمدی توسط حضرت امام خمینی (ره) برکرسی حکومت نشست و این خار چشمی شد برای استکبار و به این صورت دشمنی آمریکا با ایران نیز از همانجا آغاز گردید.
وی به صحبتهای ایده پردازان آمریکایی درباره ارتباط با ایران اشاره کرد و توضیح داد: صاحبان تفکر در آمریکا میگویند فاصله ما با ایران بهاندازه یک انقلاب است؛ کسانی که این موضوع را مطرح میکنند باید توضیح دهند که آیا نظام سلطه دست از غارتگری خود برداشته و یا قرار است که ما دست از استکبارستیزی برداریم؟ هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاده است، درواقع آنها با اصل انقلاب اسلامی مشکلدارند و آنهایی که ایده کنار آمدن با نظام سلطه را در سردارند، درواقع ایده دست کشیدن از اسلام ناب را اجرا میکنند.
شریعتمداری تصریح کرد: در دوران اصلاحات نیز قرائتهای مختلفی از اسلام ناب گفته میشد که نقطه مشترک همه آنها یکچیز بود؛ استکبارستیز نیستیم.
وی ضمن اشاره به اولین جایی که دشمن متمرکز است تا به این انقلاب آسیب برساند، بیان کرد: دشمن سعی دارد فضای کشور را بهگونهای ترسیم کند که خودش میخواهد نه به صورتی که واقعاً وجود دارد، دشمن در این روش نظر خودش را بهعنوان نظر اکثریت کشور معرفی کند.
مدیرمسئول روزنامه کیهان افزود: ما نباید بهصورت برد برد به مذاکرات نگاه کنیم، درواقع طرف طلبکار مذاکرات ما هستیم.
وی ادامه داد: یکی از اهرمهایی هم که آمریکا امروز به دست آورده تحریم است و تا وقتی که این تحریمها برداشته نشود چالش هستهای به نتیجه نخواهد رسید.
انتهای پیام/پ

به گزارش کورنگ؛ حمید رضا خدابنده لو در مراسم جشن بزرگداشت انقلاب مدسه شهید رجایی علیصدر با بیان این که کشور در دوره تاریک پهلوی ، نقش یک وابسته، نوکر و مستعمره را برای آمریکا و دوول امپریالیستی بازی می کرد، تصریح کرد: استقلال ، آزادی و آزادگی ثمره و دست آورد بزرگی انقلاب اسلامی به این مرز و بوم است.
وی پیشرفت و توسعه همه جانبه کشور از جمله در بعد اقتصادی وعلمی را مرهون انقلاب و آرمان های عدالت جویانه و فرهنگ مدارانه نظام جمهوری اسلامی برشمرد و استمرار آن را هدفی مقدس برای سربلندی و افتخار آینده انقلاب اسلامی اعلام کرد.
رئیس آموزش و پرورش گل تپه، بهبود رفاه عمومی، ارتقای سطح مشارکت اجتماعی، رشد عدالت و امنیت، تعالی فرهنگ و نگاه تربیتی را از شاخصه های پیشرفت مدنی و انسانی هر جامعه ای خواند و با اشاره به بی توجهی رژیم منحوس و دیکتاتوری پهلوی به این مهم، در دوره گذشته، انقلاب اسلامی را ادا کننده واقعی این نیازهای اساسی مردم و کشور عنوان کرد.
در این مراسم برنامه فرهنگی و هنری ازجمله تئاتر، سرود و ... با هنرمندی دانش آموزان ، به اجرا درآمد.
انتهای پیام/ ب

کورنگ: سید عباس موسوی قوچانی برای انکه به سلول آقا نزدیک شود از ترفندی جالب استفاده می کرد.وی از زندان بان می خواست به هنگام رفتن به سرویس بهداشتی به سرویسی که فاصله چندانی با سلول آقا نداشت و به سلول خود نیز نزدیک بود مراجعه کند.موسوی هنگامی که از دستشویی خارج می شد ، درخواست می کرد برای تیمم به مقابل سلول اقای خامنه ای برود.هنگامی که به سلول آقا می رسید ، به بهانه خواندن دعا با لحن دعا و به عربی با حضرت آقا سخن می گفت.آیت الله خامنه ای در پاسخ به یکی از مکالمات ، با حالت دعاگونه و با زبان عربی فرموده بود : “صبر کن سیدبزرگوار، صبر کن تا این جنایتپیشهها از تو ناامید شوند. چیزی نگو. خدا حتماً تو را نجات خواهد داد””
انقلاب اسلامی ایران با ریخته شدن خون هزاران جوان ایرانی و شکنجه شدن هزاران نفر از آزادگان این مرز و بوم و با عنایت حضرت حق تعالی به ثمر رسید.
موضوعی که در خصوص این انقلاب جالب توجه است ، این است که تمامی مردم از پایین ترین رده تا بالاترین فرد تاثیر گذار در انقلاب به یک اندازه سختی ها را تحمل کردند.
اینگونه نبود که عده ای انقلاب کنند و رهبران انقلاب از دور بیانیه داده و نظاره گر باشند.
از جمله افراد تاثیر گذار در این انقلاب که به جرات می توان گفت شکنجه های مضاعفی را در این راه متحمل شد ، آیت الله خاامنه ای است.
نگارنده از این جهت شکنجه های ایشان را مضاعف می داند که هم شخص ایشان شکنجه می شدند و هم شکنجه شدن شاگردانی که یاکمک آنان تربیت یافته و مکتب اسلام آموزش دیده در کلاس های ایشان بودند را می دید و ناله آنها را می شنید.
معظم له بارها توسط ماموران ساواک بازداشت و شکنجه شد.
در این گزارش به بازداشت ایشان در سال ۱۳۵۰ می پردازیم.
در آستانه برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله بود که از طرفی شاه و دربار برای برگزاری هرچه با شکوه تر این جشن تدارک می دید و هم مزدورانش برای سرکوب بهتر اعتراضات احتمالی به این جشن ها و جلوگیری از اعتراضات تلاش می کردند.
ساواک بنا به بخشنامه شماره ۴۹۶۶/۳۱۲ در تاریخ دهم شهریور ۱۳۵۰بازداشت ایشان را دستور کار قرار داد.

هنگامی که ساواکی ها برای بازداشت ایشان به منزل وی مراجعه کردند ، در خواب شب خود هم نمی دیدند که حضرت آقا در منزل باشند.
انتظار ساواک بر اساس دیده ها و شنیده ها این بود که قاعدتا اشخاص باید فراری باشند و ساواک باید از طریق شکنجه خانواده آنها در جهت یافتنشان تلاش کند.
اما این بار کاملا بر عکس شده بود ، گویا آقای خامنه ای اصلا خود را متهم نمی دانست .
هنگامی که به منزل ایشان مراجعه کردند ، حضرت آقا و خانواده در حال صرف شام بودند و وقتی آقا درب منزل را باز کرد ، نیروهای ساواک متعجب بودند که چه طور این شخص فرار نکرده و عجیب است که با این قاطعیت در منزل حضور دارد.
ماموران فقط با آقا کار نداشتند ، ریختند در منزل ایشان همه چیز را به بهانه تفتیش به هم زدند ، همه جا را گشتند ، به شخصی ترین بخش های خانه سرک کشیدند ، چهل کتابی از کتاب خانه ایشان را جدا کرده و برای ارائه به مسئولان خود به همراه بردند و از خانواده ایشان تعهد گرفتند که در این تفتیش هیچ آسیبی به منزل نرسیده و این موضوع در چهارچوب قانون صورت گرفته است.
ایشان را با چشم های بسته به محل جدید زندان ساواک مشهد منتقل کردند.
بنایی مخوف که که در انتهای پادگان نظامی مشهد واقع شده بود.
سلول شماره چهار برای ایشان در نظر گرفته شده بود ، سلولی به وسعت ۱/۵ متر در ۱/۵ …
دو پتو به ایشان دادند ، قبله را پرسید و برای وضو گرفتن اقدام کرد و نماز گزارد.
یکی از ماموران خطاب به ایشان گفته بود : اینجا حق ندارید عمامه بر سر داشته باشید ، عمامه را بردارید.
حضرت آقا با قاطعیت پاسخ داده بود که : “من این قانون را قبول ندارم. من تاکنون در هیچکدام از زندانهای گذشته عمامهام را به کسی تحویل ندادهام. برو و این موضوع را از رئیست بپرس”
ایشان جلسات خصوصی بسیاری را با قشر های مختلف برگزار می کرد و جالب انجا بود که خود ایشان هم هنوز نمی دانست دقیقا به کدام علت بازداشت شده است.
ایشان در خصوص اما و اگر هایی که در آن لحظات در ذهنش مرور می شد می فرمایند : “نمیدانم آیا یکی از آن جلسات لو رفته بود؟ یا علت بازداشت در درسها و سخنرانیهایی که در زمینه تفسیر و مفاهیم اسلامی ایراد میکردم نهفته بود؟ اما دل مشغولی عمده، که موجب نگرانی من شده بود، همان جلسات سرّی بود، زیرا به هیچوجه در مقابل دستگاه امنیتی قابل دفاع نبود”

ایشان را در همان شب اول ورود به زندان از سلول چهار به چهارده منتقل کردند.
سلول چهارده آن قدر تاریک بود که حتی نمی شد ، تسبیحی که در دست می چرخاندی را به درستی ببینی..
در متن اسناد ساواک در خصوص علت بازداشت ایشان آمده بود ” درباره غیرارتشی سیدعلی خامنهای متهم به اقدام علیه امنیت کشور و طبق ماده ۲۴ آیین دادرسی و کیفری به منظور تکمیل تحقیقات، قرار بازداشت موقت صادر و اعلام میگردد قرار صادره ظرف ۲۴ ساعت قابل اعتراض است.”
ماجرای جالب چاقویی که به آقا دادند
ماجرا زمانی آغاز شد که رهبری مقداری پول به یکی از زندان بان ها داده و از وی خواست تا یک هندوانه برای وی بیاورد.زندان بان که گویی از قواعد و قوانین زندان به خوبی اطلاع نداشت ، یک هندوانه برای ایشان اورد و از ایشان پرسید به چاقو هم نیاز دارید ؟ سپس چاقو را به ایشان داد . در حالی که رهبری در حال قاچ زدن هندوانه بودند یکی از ماموران ساواک داخل زندان شد.
هنگامی که وی از مقابل سلول ایشان عبور می کرد ، بهت زده به صحنه ای که می دید نگاه کرد ، بله زندانی در حال خوردن هندوانه بود ان هم با استفاده از سلاح ممنوعه در زندان…
این زندان بان به دلیل خرید آن هندوانه و دادن آن چاقو به رهبری توبیخ شد.
آقا هم از مجازات در امان نماند و عینک ایشان را به عنوان جریمه از وی گرفتند.
در همان روزهای اول تنور شکنجه در زندان داغ شد .
یک روز ایشان متوجه داد و فریاد های یک زندانی شدند ، خوب که نگاه کردند دیدند که وی یک روحانی آشناست که ریشش را تراشیده و وی را ضرب و شتم می کنند.
در همین حال بود که درب سلول باز شد ، شخصی داخل امد و پرسید : تو خامنه ای هستی ؟
پاسخ داد : بله
آن شخص از آیت الله خامنه ای خواست به همراه وی برود.
شش هفت نفر منتظر رسیدن ایشان بودند .
آیت الله خامنه ای آن لحظه را اینگونه روایت می کند : “در آن حالت احساس خطر کردم و از روی عادت و به طور غریزی … فریاد اعتراض بلند کردم و گفتم: چرا عینک مرا گرفتهاید؟ من بدون عینک نمیتوانم ببینم.”
یکی از آن شش نفری ، فردی بود که آقا در دادگاه وی را نادان خطاب کرده بود.
وی با نزدیک شدن به ایشان گفته بود : “خیال میکنی این دادگاه به تو اجازه خواهد داد که این طور جسارت کنی؟ سپس با کلفت کردن صدای خود سعی کرد ادای وی را در اورد”
در همان حال بود که سیلی محکمی به صورت ایشان زدند و در حالی که چشمان ایشان به خوبی نمی دید ، تعادلاش به هم خورد اما به موقع خود را جابه جا کرده و به حالت اول ایستاند ، به ناگاه ضربه دوم از راه رسید و آقا بر روی تختی که کنار دستش بود افتاد (گویا زندانیان را بر روی این تخت شلاق می زده اند) آقا قصد بلند شدن داشت که یکی از آن افراد فریاد زد : بمان ، خوب جایی افتادی ، دست ها و پاهای ایشان را بستند تا شلاقش بزنند.
در گوشه ای از این اتاق تعدادی تازیانه در کنار یکدیگر ردیف شده بود.
تنها تفاوت تازیانه ها قطر انها بود ، از کوچک شروع می شد تا بزرگ…

یکی از شکنجه گران کف پای آقا را به شدت شلاق زد و آن قدر به شلاق زدن ادامه داد تا (شکنجه گر) از کت و کول افتاد.
شکنجه گر دوم شلاق را به دست گرفت و پس از دقایقی شلاق را کنار گذاشت و نفر سوم شکنجه را اغاز کرد و نفر سوم هم از این کار خسته شد و نفر چهارم وارد عمل شد…
گویی هر شش هفت نفری که در اتاق بودند ، وظیفه داشتند پس از خستگی نفرات دیگر به کار انها (شکنجه دادن زندانی) ادامه دهند.گاهی شلاق خیس شده و بر بدن آقا می خورد ، ایشان در این باره می گویند : ” در طول مدت شکنجه، یکی از آنها بالای سرم میآمد و از من میخواست تا از فلان کس یا از نهضت اسلامی بیزاری جویم. من قبول نمیکردم و آنها هم آن قدر مرا میزدند تا بیهوش میشدم”
آقا بی هوش شد ، این موضوع پیش از این نیز در گفت و گوی ایشان و هم سلولی ها عنوان شده بود و آقا گفته بود که در صورتی که شکنجه من ادامه یابد به دلیل ضعف معده فورا بیمار شده و احتمالا از هوش خواهد رفت.
هم سلولی ها در این باره گفته بودند که ساواک با حربه های خود شما ره به هوش خواهد آورد و …
برای به هوش اوردن آقا آب به صورتش زده و همچنین آبی به پاهایش هم زدند. شکنجه دوباره ادامه یافت و پس از مدتی شکنجه گران پا بند را باز کرده و آقا مسیر محل شکنجه تا سلول را با پاهای زخمی پیمود.
قبل از خروج ایشان از اتاق ، شکنجه گر به ایشان گفته بود : “به سلولت برگرد، اما به زودی دوباره به اینجا خواهی آمد تا بالاخره اعتراف کنی…”
چند روز گذشت و زمان بازجویی فرارسید .
تفاوت هایی بود که میان این بازجویی و بازجویی های قبل ، این بارهمه سوالات را در دو خط خلاصه کرده از ایشان پرسبده بودند : شرح فعالیتهای سیاسی خود را بنویسد و بگوید چه نوع کتابها و نشریاتی مطالعه میکند و فعالیتهایی که به نفع خمینی داشته و دارد چیست و آیا ارتباط با دستههای سیاسی دارد یا نه؟
ایشان نیز در پنج صفحه ، از آغاز فعالیتهایش از تصویبنامه انجمنهای ایالتی و ولایتی، هر آنچه که برای ساواک کشف بود، تا آخرین دستگیریاش را نگاشت.
ایشان در اخرین جمله نوشته بود : ” فکر میکنم وظیفهام آن است که از اسلام هر چه بیشتر درک کنم و تا آنجا که میتوان و میباید اصول اعتقادی و معارف الهی را در حوزه امکان و قدرت خود منتشر سازم و در برابر دشمنان فکری که از دشمنان سیاسی آن خطرناکتر و درندهترند و دفعشان واجبتر است، حصاری از منطق و استدلال بکشم. این است کار من و راه من”
سوالاتی که در بازجویی های دیگر از ایشان پرسیده بودن و جواب های جالب ایشان جالب به شرح زیر بود :
ارتجاع چیست؟ مرتجع کیست؟
ایشان در جواب، ارتجاع را در معنی لغوی «عقب گرد کردن» و در اصطلاح به معنای «عقب گرد کردن در مسائل سیاسی و اقتصادی» معنا کرده بودند و مرتجع واقعی در ایران را شاه معرفی کرده بودند. به خاطر این که کشور را از نظر سیاست، در وضعیت عقب نگه داشته است، در حالی که حتی مصری ها نیز هواپیما میسازند.
سپس ایشان را به شکنجه گاه تهران فرستاده بودند. بعد از مدتی، دوباره ثابتی [از مقامات ارشد ساواک]، همان سؤالها را از ایشان پرسیده و ایشان هم گفته بود که در زاهدان به این سؤالات پاسخ دادم. قبل از این مکالمات، شنبه یا یکشنبه را نوشته بودند که خامنهای حال پاسخ دادن ندارد. مشخص میشود که ایشان را آنقدر اذیت [و شکنجه] کرده بودند که حتی توان حرف زدن نداشته است. در ادامه نوشته بود: وقتی بهبود یافت از او بپرسید.
بعد از بهبودی که از او سؤال میکنند، ایشان میگویند: «در زاهدان جواب دادهام.» دوباره از او میپرسند: «نمی شود، باید مفصل پاسخ دهی» و ایشان دوباره همان پاسخ را میدهد [و شاه را مرتجع میخواند].
در زندانی که آیت الله خامنه ای در ان بود ۹ زندانی دیگر هم حضور داشتند ، یکی از انها سیدعباس موسوی قوچانی بود.

حدود بیست سلول از سلول های این زندان به شاگردان آیت الله خامنه ای و کسانی که پای سخنان ایشان نشسته بودند اختصاص داشت.
سخت است که آدمی هم شکنجه خود را تحمل کند و هم شکنجه شدن کسانی که از شاگردانش بوداند و با وی جلسات محرمانه داشته اند.
سید عباس در سلول ۱۵ این زندان بود.
در یکی از شکنجه ها موفق شده بودند از آقای “ص” اعتراف بگیرند که اعلامیه های محکومیت جشن های ۲۵۰۰ ساله را از سید عباس قوچانی گرفته است.
آقای “ص” به قدری شلاق خورده بود که کف پاهایش شبیه به یک حفره ایجاد شده بود.
بر ملا شدن نام سید عباس موسوی به منزله باز شدن دری جدید به روی ساواک بود.
موسوی قوچانی باید خود رابرای روزهای سخت آماده می کرد و چنانچه موسوی نمی توانست زیر این شکنجه ها تاب بیاورد ، تعداد زیادی از افراد رده بالا انقلابی به خطر می افتادند.
ایشان در ان زندان به حدی شکنجه شد که زبان زد همه زندانی ها شده بود و گاه و بی گاه ناله وی در زندان شنیده می شد.
او چهار بار پیاپی شکنجه شد و وقتی برای بار چهارم به سلولش باز گردانده می شد ، با باسن بر روی زمین راه می رفت.
سید عباس موسوی قوچانی برای انکه به سلول آقا نزدیک شود از ترفندی جالب استفاده می کرد.
وی از زندان بان می خواست به هنگام رفتن به سرویس بهداشتی به سرویسی که فاصله چندانی با سلول آقا نداشت و به سلول خود نیز نزدیک بود مراجعه کند.
مصدومیت وی به حدی بود که گاهی وی را تا سلول ، بر روی دوش گذاشته و انتقال می دادند.
موسوی هنگامی که از دستشویی خارج می شد ، درخواست می کرد برای تیمم به مقابل سلول اقای خامنه ای برود.
بهانه وی هم این بود که : خاک مقابل دستشویی نجس است و خاک سلول کناری قطعا تمیز تر است.
هنگامی که به سلول آقا می رسید ، به بهانه خواندن دعا با لحن دعا و به عربی با حضرت آقا سخن می گفت.
زندان بان که عربی نمی داسنت نیز فکر می کرد که وی هنگام تیمم در حال دعا کردن است.
وی در یکی از این مکالمات مناجات گونه به آقا می گوید : “آقا سلامعلیک. نمیدانی چقدر مرا شکنجه کردهاند. نمیدانم اگر در این حال بمیرم در شمار شهیدان خواهم بود؟”
وی پس از تیمم پایش را دراز کرده و وانمود می کرد که نمی تواند جا به جا شود .
آیت الله خامنه ای در پاسخ به یکی از مکالمات ، با حالت دعاگونه و با زبان عربی فرموده بود : “صبر کن سیدبزرگوار، صبر کن تا این جنایتپیشهها از تو ناامید شوند. چیزی نگو. خدا حتماً تو را نجات خواهد داد. آن قدر گفتم تا عزم و ارادهاش قوی و آمادگیاش بیشتر شد و به سلول خود بازگشت.:
برگرفته از کتاب کتاب شرح اسم/ نویسنده هدایت الله بهبودی/ موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

کورنگ: وقتي اين شعر را سرود از فرط گرسنگي و بيغذايي اناري را باز كرد اما فكرش را هم نميكرد روزي اين شعر پشت نيمكتهاي دانشآموزان خوانده شود و دانشآموزان حتي پس از 20 سال هنوز اين شعر در ذهنشان باقي مانده باشد و شاعرش را بشناسند.
رحماندوست در مصاحبههايش گفته: حدود سال 1358 در يك جلسه شعر كه تازه در كيهان بچهها راه افتاده بود؛ چند نفري دور هم جمع شده بوديم. قرار شد درباره ميوهها براي كيهان بچهها شعر بگوييم. پس از اين جلسه من به جبهه اعزام شدم. جزو «گروه نامنظم شهيد چمران» بودم. 2 يا 3 هفتهاي هم بيشتر در اين عمليات نبودم؛ چون جنگها نامنظم بود و ما هم حرفهاي نبوديم. آنجا در يك موقعيتي مجبور شديم كه به اصطلاح زمينگير شويم. همان طور كه به خيال خودمان براي شناسايي ميرفتيم و از قضا به اصول آنهم وارد نبوديم؛ با بيسيم به ما گفتند كه شما زير نظر دشمن هستيد. گفتند كه الان شما را ميزنند؛ بنابراين زمينگير شويد. ما هم چالهاي پيدا كرديم و در آن پناه گرفتيم. نميدانم 24 ساعت، 26 ساعت يا شايد هم 48 ساعتي مجبور شديم در آن وضعيت بمانيم. منطقه «تپههاي اللهاكبر» بود. گرسنه و تشنه بوديم. وقتي از تيررس دشمن خارج شديم برايمان جعبهاي آوردند كه در آن نان خشك، ماست چكيده و چندتايي انار بود. آنقدر در شرايط بدي گير كرده بوديم كه بچهها ناخودآگاه به سمت نان و ماست غوطهور شدند. من كه به خيال خودم ميخواستم مؤدب باشم اجازه دادم كه اول آنها بخورند؛ بنابراين سراغ انارها رفتم. نخستين انار را كه باز كردم دانههاي ياقوتي آن به اين طرف و آن طرف پرت شد. ياد گردنبند مرحوم مادرم افتادم كه چند دانه ياقوت داشت. آنجا بود كه نوشتم: «صد دانه ياقوت/ دسته به دسته/ با نظم و ترتيب يكجا نشسته» و پس از آنهم به فكر تكميل شعر و فرستادن آن براي جلسه شعري افتادم كه به آن اشاره شد.
وي نخستين شعرش را وقتي كلاس پنجم دبستان بود، گفت و از همان زمان به حد امكاناتي كه داشت به دنبال شعر و شاعري بود.
نخستين كتابش كه به نوعي هم داستان و هم شعر است را در سال 56 منتشر كرد و نخستين كار كودكانش داستان است و نخستين كاري هم كه در حوزه نوجوان نوشته مربوط به همان سال به صورت نمايشنامه است. نخستين شعرهايي كه حفظ كرده شعرهاي مثنوي مولوي است، چون مادرش گاه و بيگاه قصههاي مثنوي را از حفظ زمزمه ميكرده است.
رحماندوست فقط شاعر نيست. وي قصهنويس و مترجم كتابهاي كودكان و نوجوانان هم هست.
وي متولد اول تيرماه 1329 در همدان است. پس از اخذ مدرك كارشناسي خود در رشته زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران به عنوان كارشناس كتابهاي خطي در كتابخانه مجلس مشغول به كار شد.
رحماندوست پس از سال 57 به عنوان مدير مركز نشريات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان مشغول به كار شد و از آن پس تاكنون در سمت مدير برنامه كودك سيما، سردبير نشريه پويه، مديرمسئول نشريات رشد، مديركل دفتر مجامع و فعاليتهاي فرهنگي، سردبير رشد دانشآموز و سروش كودكان و داور جشنواره بينالمللي فيلمهاي كودكان و نوجوانان فعاليت كرده است.
وي علاوه بر اين مدرس داستاننويسي و ادبيات كودكان و نوجوانان در دانشگاههاست.
هماكنون به عنوان مسئول بخش كتابهاي خارجي كودكان و نوجوانان در كتابخانه ملي فعاليت ميكند.
اين نويسنده و شاعر ايراني، تاكنون 160 اثر به صورت مجموعه شعر براي كودكان و نوجوانان، تأليف و ترجمه داستانهاي كودكان و نوجوانان در ايران و جهان منتشر كرده است. تيراژ كتابهاي وي به بيش از 5/5 ميليون نسخه ميرسد كه از ميان آنها ميتوان به فرهنگ آسان، فرهنگ ضربالمثلها (مجموعهاي ارزشمند از ضربالمثلهاي ايراني)، ترانههاي نوازش و همچنين مجموعه شعرهاي «قصه پنج انگشت» و «بازي با انگشتها» كه ريشه در ادبيات فولكلور ايران دارد و نيز تعدادي از اشعار اين مجموعه به زبان سوئدي هم ترجمه شده است. همچنين «2 پر 2 پر 4 پر»، «آسمان هم خنديد»، «ترانههاي نوازش»، «بازي شيرين است»، «درسي براي گنجشك»، «توپ در تاريكي»، «بچهها را دوست دارم»، «مرغ قشنگ تپلي»، «پرنده گفت: به! به!»، «صداي ساز ميآيد»، «خروس غصه خورد»، «زيباتر از بهار» و... هم جزو آثار رحماندوست است.
وي همچنين با انتشار برخي از آثارش با كمك تسهيلات آسان نشر(2) تحت عنوان عمو مصطفي در آمريكا، امكان مطالعه، گوش دادن و خريد كتابهايش را براي كودكان ايراني خارج از كشور مهيا كرده است.
در سالروز تولد وي در سال جاري، كتابخانه عمومي مصطفي رحماندوست به بهرهبرداري رسيد. در اين كتابخانه 5 هزار جلد كتاب از آثار رحماندوست توسط وي به اين كتابخانه اهدا شده است. اين كتابخانه در 3 طبقه با زيربناي 400 متر در بوستان سهيل واقع در خيابان شهيد كلاهدوز تهران به طور شبانهروزي خدمترساني ميكند.
به پاس خدمات شايسته حدوداً 35 ساله رحماندوست به كودكان و نوجوانان، امروز استان همدان ميزبان اين شاعر محبوب كودكان و نوجوانان شده است.
امروز ساعت 9 و 30 دقيقه صبح كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در مراسم نكوداشت از وي تجليل خواهد كرد.
منبع: همدان پیام/

به گزارش کورنگ به نقل از نافع، مسئول نهاد رهبری در دانشگاههای استان همدان با بیان این مطلب در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار ما گفت: بررسی این متن نشان میدهد که شباهت بسیاری به به مجموعه اقدامات توهینآمیز نسبت به مقدسات اسلامی و شبهات ایجاد شده در تخریب چهرهای انقلابی داشته و نظر شخصی نویسنده نیست.
حجتالاسلام مصطفی رستمی تصریح کرد: دستاندرکاران این برنامهها، هرازگاه و در مقاطع زمانی مختلف با انتشار مطالبی درصدد ناامید ساختن مردم نسبت به نظام و تشکیک باورهای عموم هستند و ممکن است حتی نشردهنده این مطلب، مطلع نباشد که در چه بازی و برنامه از پیش تعیین شدهای افتاده است.
وی خاطرنشان کرد: مقایسه شخصیت والای بنیانگذار کبیر انقلاب با پادشاه عربستان، حرکتی نابجا است و نه تنها هتاکی به امام(ره) که اهانت به سایر باورهای شیعیان در بزرگداشت وجود مبارک ائمه اطهار(ع) و ساخت بارگاه برای این بزرگواران و درواقع گسترش اندیشههای وهابیت و منافقان است.
امام جمعه شهر مریانج بیان کرد: پذیرفته نیست کسی که در نظام جمهوری اسلامی، عهدهدار مسئولیتی میشود به باورها و اعتقادات مردم آن هم در دهه مبارک فجر که یادآور خون هزارن شهید است؛ توهین کند.
حجتالاسلام رستمی افزود: هرکسی در نظام جمهوری اسلامی ایران زندگی میکند باید نسبت به آرمانهای مقدس انقلاب اسلامی احترام بگذارد.
وی اظهار داشت: ضمن محکوم ساختن چنین اقدامات گستاخانهای، برخورد مناسب و دقیق دستگاههای مسئول را خواستاریم که البته استاندار برخورد مناسبی با این شخص داشته است.
حجتالاسلام رستمی، همچنین گفت: نکته مهم این جاست که امروز بیدقتی در فضای مجازی به دلیل سهولت دسترسی افراد به امر خطرناکی تبدیل شده و از کارگزاران نظام انتظار میرود که نسبت به انتشار مطالبی از زبان، قلم و بیان آنها در شبکههای اجتماعی دقت بیشتری داشته باشند.
انتهای پیام/ح